هماهنگ با نسخه‌های زیر

꽃선비열애사 The Secret Romantic Guesthouse S01E10 HDTV Sunflowermag
ناشر sunflowermag

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
HD
تاریخ انتشار: 2023-11-14
تعداد دانلود: 16
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

🌼 مهمونخونه عاشقونه 🌼

تمامی حوادث و اتفاقات این سریال کاملا غیرواقعی بوده و با !اشخاص واقعی، حوادث، انجمن ها، یا مکان ها ارتباطی ندارد

تمامی حوادث و اتفاقات این سریال کاملا غیرواقعی بوده و با !اشخاص واقعی، حوادث، انجمن ها، یا مکان ها ارتباطی ندارد

تو توی شوک هستی و نفس نفس میزنی ...که یعنی

چیزی که وزیر جانگ گفتش، حقیقت داره

...تو جرات کردی که

جونِ وارث عزل شده، لی سول، رو نجات بدی

اون فقط یه پسر بچه کوچیک بود که میلرزید؟

چی؟ چقدر گستاخ

من تو رو به خاطر خیانت مجازات میکنم

...من شنیدم که دلسوزی

ریشه انسانیته

حتی اگه میفهمیدم که اون وارث ولیعهد مخلوعه

نمیتونستم بذارم بره

درست مثل پدر مرحومتی

تو هم مثل اون سرسختی

شما مگه

پدرم رو میشناختین؟

یون وون محقق سونگ کیون کوان

اون معلم طولانی مدت من بود

پدرت نجاتت داد

...نمیتونم دخترش رو تنبیه کنم

اونم سر چیزی که به سختی به یاد میاری

شنیدم داری یه مهمونخونه رو تو جونگ چون میچرخونی

بله، اعلیحضرت

در برابر زنانی که فقط تو اتاق هاشون گلدوزی میکنن

حتما تو بیشتر از دنیا خبر داری و میدونی چجوری کار میکنه

هرزگاهی بیا قصر و بهم از دنیایی که میبینی بگو

این کار رو برام انجام بده

ایشون صیغه سلطنتی اشراف زاده پارک هستن

باورم نمیشه همین حالاشم اعلیحضرت بهت هدیه دادن

حتما توانایی هات بیشتر از یه گیسانگه

اسمت چیه؟

من یون دان او هستم

یون دان او

امیدوارم اتفاقی نیفته که مجبور شم اسمت رو به یاد بیارم

این سنجاق سر

منم شناختمش

به جز لی سول وارث ارشد ولیعهد

ولیعهد یه پسر دیگه هم داشت که تو خفا به دنیا اومده بود

بعدا اگه اون پسر خواست برگرده به قصر

از این برای اثبات هویت خودش استفاده کنه

درسته

این همون پسره

شما هم خواسته ات همینه؟

...امیدواری که

به عنوان لی سول تاج و تخت رو بگیری؟

...وقتی که تردید داشتم

خیلیا زندگیشون رو از دست دادن

اگه این کارم جلوی ظلم پادشاه رو بگیره

با کمال میل این بار رو به دوش میکشم

خواجه اعظم

انتخاب با توئه

به دست لی چانگ میمیری؟

یا در جدیدی به روی دنیا باز میکنی؟

بشین

من پیام ها رو از طریق اون برات میفرستم

هوا ریونگ فکر میکردم تو آدم جانگ ته هوایی

از موک این هو پشتیبانی میکردی؟

...با این امید که شاید یه گیسانگ هم یه روزی

بتونه همچین دنیایی رو ببینه

الان که میبینمت میفهمم خیلی به مادرت شبیهی

در مورد مادرم میدونی؟

پدرت ولیعهد خیلی اونو دوست داشت

این بهترین کیفیت ابریشمه

چرا اعلیحضرت اینو بهت داده؟

همینو بگو، منم نمیدونم چی میخواد

ما باید باهم حرف بزنیم

...چی

معذرت میخوام

نمیخواستم نگرانت کنم

بهم بگو، چرا پادشاه خواسته ببینتت؟

...خب

دروغ نگو

شنیدم که میخوای یه بلیت کشتی به چینگ بگیری

یه اتفاق مهم داره میفته

چند سال پیش

روز تشییع جنازه پدرم رو یادت میاد نه؟

چطور میتونم فراموشش کنم؟

شورشی رخ داده بود

و نتونستم برای ادای احترام بیام

اون شب

یه بچه کوچیک تو باغ گل ها مخفی شده بود

تو لونه سگ مخفی شده بود و میلرزید

و منم گذاشتم شب رو بمونه

...اون پسر گفت که

پدر و مادرش اون روز مردن

...احیانا اون پسر

اون پسر ارشد ولیعهد بود

پادشاه هم از این موضوع باخبره؟

برای همین خواسته بود تو رو ببینه

که بپرسه پسر ولیعهد کیه؟

نه، چیزی ازم نپرسید

خواسته بری به دیدنش ولی چیزی نپرسیده؟

...نه فقط بهم گفت

بیشتر به قصر برم

دوباره بری اونجا؟

این که بدتره

...پادشاه

میتونه تو یه لحظه جون خودت و همه کسایی که اینجا هستن رو بگیره

...احیانا میدونی

که پسر ولیعهد کیه؟

...خب

نمیتونم بهت بگم- دان او-

نمیخوام برای فرار دروغ بگم

همین الان

نمیتونی بهم اعتماد کنی؟

آیگو

...آیگو

باید لی سول رو پیدا کنم

باید بدونم مرده یا زنده اس

اگه زنده باشه

چیکار میکنین؟

اون تنها خانواده منه

از اونجا که مادرم رو نمیشناسم

درسته

شما برادرای ناتنی هستین

ولی نمیتونین همو ببینین

ممکنه آخرش برای تاج و تخت باهم مبارزه کنین

اونوقت سفید برفی دشمنتون میشه

...و آخرش- ...من-

مثل پادشاه که برای تاج و تخت برادرش رو کشت نیستم

حتی اگه سفید برفی رو ببینم هم از شمشیر استفاده نمیکنم

...پس میبینیش و ازش اجازه میگیرین

که از اسمش استفاده کنین؟

...بدتر نمیشه اگه

خود لی سول بیاد و پادشاه بشه؟

دنبال چیزی که ظاهر نمیشه نگردین

مخفی نگهش دارین

بهش فکر کنین

وقتی لی سول واقعی پیدا بشه

کی رها میشه؟

اگه از رها شدن میترسیدم

از اول هم وارد این بازی نمیشدم

دان او

!دان او

من کاملا حالم خوبه

تو هم همه چی رو دیدی که

...گفتم اگه چشم ازت بردارم

پادشاه بهت صدمه میزنه

تو کسی هستی که همیشه کنار پادشاهه

...که یعنی

بیشتر از همه خودت تو خطری

این برای من چیز جدیدی نیست

ولی برای تو فرق میکنه

...پس به خاطر همین

تا اینجا دویدی؟

میدونی بیشتر از مرگ از چی میترسم؟

...از دست دادن

یکی دیگه از کساییکه دوستشون دارم

...با این طرز نگاهت

منو اینجوری صدا نزن

واقعا درباره اش کنجکاوم

بهم نگو که نمیدونی

منظورت چیه؟

طرز نگاهت بهم و چیزهایی که میگی

...این ها

...قلبم رو

قلبت رو؟ چی؟

بهم بگو، چی ناراحتت میکنه؟

...اگه اشتباه کردم

قلبم رو به تپش میندازه

قلبش رو به تپش میندازه؟

بانوی من

سرتون شلوغه؟

میخواستم یه لطفی در حقم کنین

واقعا که

چه سیبِ قشنگیه

قشنگه نه؟

همه ی تلاشم رو کردم که بهترین هاش رو انتخاب کنم

اگه مجبور بود مقابل طوفان مقاومت کنه باید چندتا لکه روش میفتاد

به این سیب براق و بی عیب و نقص نگاه کن

چطوری میتونه این شکلی باشه؟

نگاه کردن بهش ناراحت کننده ست

کیه؟

مردی که به این حال و روز انداخته تون کیه؟

گفتی یه خواهشی ازم داری نه؟

خب، ایناهاش

"افسانه یون یی؟"

یوک هو بهم داد و گفت بخونمش

گفت کتاب جالبیه

ولی قضیه اینه که نمیتونستم ...بهش بگم

که سوادم فقط در حد خوندن چندتا کلمه ست

پس بهش نگفتی که خوندن بلد نیستی

وقتی بهت گفتم بیا تا یادت بدم باید قبول میکردی

ای خدا

"...در آن لحظه"

"...نگهبان دست بزرگش را"

"دور یون یی حلقه کرد"

"'لطفا این کار رو نکنین'"

"...با اینکه یون یی"

"...سعی کرد دست های او رو کنار بزند"

لطفا این کار رو نکنین

از من بدت میاد؟

شما نباید این کار رو کنین

...نه

...نباید اینطوری

!وای خدا

"...یون یی از ته قلبش میخواست"

"لب های شیرین اون رو ببوسه"

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left