نخستین 200 خط.
!"ادوارد"
!"پرتوریوس" - !برو گمشو -
.نه، گوش کن. باید باهات صحبت کنم .دستگاه "تشدید کننده" کار میکنه
...اگه این یه شوخیه
.نه، گوش کن .برنامه جدید کار کرد
.همونطور که گفتی
.خدای من
حسش میکنی "کرافورد"؟
.خاموشش کن. "ادوارد"! خاموشش کن
!هرگز
حسش نمیکنی؟
.کرافورد". توی ذهنم"
!ذهنم
.خارج از کنترله. باید خاموشش کنی
!نه! نه
.نه، میخوام بیشتر ببینم
.بیشتر از هر کسی که تا حالا دیده
.ادوارد! کنترل خودشو بدست گرفته
...یچیزی
.داره میاد
.بازم شروع کردن
.با نورهای رنگی و صداهای عجیب و غریب
...آخرین باری که زنگ زدم
.گفتید اگه مزاحمت دیگه ای درست کردن چندتا مامور میفرستید
.خوب، الان مزاحمت درست کردن
سلام؟
سلام؟
!بانی"! برگرد"
."بانی"
."بانی"
.خواهش میکنم
."بانی"
."اوه، "بانی
."بانی" - !برگرد! خارج از کنترله -
!"ادوارد"! خاموشش کن! "ادوارد"
.خوب، عزیزکم
!یکی کمک کنه
!کمک! کمک
!بگیرش رفیق
!اوه خدا
!اوه خدای من
!بجنب! بجنب
!"بانی"
.دکتر "بلاک"، من "جردن فیلدز" از دفتر دادستانی منطقه هستم .ایشون هم دکتر "کاترین مک مایکل"ند
.سلام
.بعضی از کارهاتون رو خوندم .خیلی تاثیر گذارند
.اهان، که اینطور
...ولی اگه شما کارهای منو خونده بودید
.میدونستید که من به زندانی کردن بیماران اسکیزوفرنیک علاقه ای ندارم
...بله میدونم. شما به استفاده کردن از اونا
.به عنوان حیوان آزمایشگاهی علاقه دارید
...ما از دکتر "مک مایکلز" درخواست کردیم تا نظر کارشناسیشون رو
،"در مورد سلامت عقلانی "کرافورد تیلینگاست
.برای حضور در دادگاه قتل "ادوارد پرتوریوس" بدن
.ممنون
."یه لحظه وایسید. "ری
.ممنون
...و
.متاسفم. خیلی متاسفم
.متاسفم
...ان شاءالله خداوند در بهشت
!بندازینشون بیرون !بندازینشون بیرون
.اینجاست، دکتر
کرافورد"؟"
.ایشون دکتر "کاترین مک مایکلز" هستند
.سلام
.فک کنم شما هم روانپزشکید
.بله، درسته
.و شما هم فیزیک دانید
.سوابق شما در "دانشگاه میسکاتونیک" درخشان بود
آره، آینده خوبی در انتظارم بود، نه؟
.بله، با "ادوارد پرتوریوس" کار می کردید
.بله، در آزمایش دکتر "پرتوریوس" باهاش همکاری می کردم
هدف آزمایش چی بود؟
.تحریک کردن غده "پینه آل" با ارتعاشات تشدید شده
غده ی پینه آل؟ چرا؟
.دکتر "پرتوریوس" اعتقاد داشت غده ی پینه آل یه عضو حسیِ غیر فعاله
.حس ششم - .بله، خوب، این یه تئوری جدید نیست -
.دکارت" اعتقاد داشت این چشم سوم ماست"
.این تئوری نیست. واقعیته
.پس آزمایشهاتون به نتیجه رسید
.اونها تئوری رو ثابت کردن
.بله
بعدش چه مشکلی پیش اومد؟
.اولش هیچی
.ولی بعد اونها رو دیدیم
چی دیدید؟
.موجوداتی رو دیدیم
...موجوداتی رو دیدیم
.این موجودات توی هوا شناور بودن و دائما بیشتر می شدن
الانم اطراف ما هستن؟
.قطعا
.ولی بدون "تشدید کننده" نه ما میتونیم اونارو ببینیم، نه اونا مارو
.مگر اینکه هنوز تحت تاثیر ارتعاشات باشن
.بخاطر همین باید اونو نابود کنم
چی رو نابود کنی؟
."دستگاه "تشدید کننده". اختراع "پرتوریوس
...چونکه
...اون
.اومد
چی اومد؟
دکتر "تیلینگاست"؟
کرافورد"، چی دیدی؟"
.اون خوردش
.سرشو گاز گرفت و کند
."مثل "مرد شیرینی زنجفیلی
."کرافورد"
."دکتر "مک مایکلز - .من دیوونه نیستم -
.دیدمش
.میشنوی؟ من دیدمش
.چرا هیچکس حرفمو باور نمیکنه - .نمیتونیم بفهمیم چشه -
.همش همون توهمات رو تکرار میکنه
.ازش بگیریم (CAT scan) بیاید یه کت اسکن
.چرا؟ هرچی رو باید میدیدی، دیدی
.همیشه چیزای بیشتری برای دیدن هست
.دستگاه نه، خواهش میکنم
.نه، چیزی نیست
.خوب میشی
.قول میدم
.خدای من
!نه. نه. نه
!نه! نه
!نه
!نه
.خدای من
اونجا. میبینیش؟
.غده ی پینه آل بزرگتر از حد نرماله و داره در تالاموسهای بینایی گسترش پیدا میکنه
فکر میکنید تومور باعث ایجاد توهمات شده؟
.فک نمیکنم اون تومور باشه
.به نظر من غده ی پینه آل داره رشد میکنه
.غیر ممکنه - .میدونم، ولی کت اسکن اینو نشون میده -
.ساقه ی پینه آل داره توی مغز رشد میکنه
.یه لحظه وایسید .من در مورد درون مغز اطلاعات ندارم
معنی این ها چیه؟
... خوب، میتونه به این معنی باشه که آزمایش هایی که در حال انجامش بودند
.واقعا پینه آل رو تحریک کرده
.منظورتون اینه که اون دیوونه نیست
.نمیدونم
.واقعا باور داره که اون مخلوقات رو دیده
.این هنوزم توضیحی برای مرگ "پرتوریوس" و بلایی که سرِ کلش اومد نیست
.میخوام آزمایششون رو بازسازی کنم
.و برای این کار به "تیلینگاست" نیاز دارم
.این کار نامعقول و غیر اخلاقیه
."من روش هات رو میشناسم. "دخترِ شگفت انگیز
.از بیمارها استفاده میکنی تا به اکتشافاتِ بزرگت برسی
.حداقل ما اینجا سعی میکنیم درمانشون کنیم
با زندانی کردنشون؟
با دارو دادن بهشون؟ گرفتن زندگیشون؟
.میتونم زندگیشو بهش برگردونم
.بهتون یه نظر کارشناسی میدم
.کرافورد تیلینگاست" یه بیمار مبتلا به اسکیزوفرنیِ پارانوئیدِ کلاسیکه"
.از نوع خطرناکش
،اگه بتونم آزمایش رو بازسازی کنم
.اونوقت میتونم بفهمم چه بلایی سر "پرتوریوس" اومده
.بیشتر از هر چیزی مایلم این یارو رو بندازم زندان
...یه مُرده پیدا کردم که سرش پیچ خورده بود و
از یچیزی مثه گه پوشیده شده بود جوری که .پاتولوژیست حتی نتونست هویتش رو تشخیص بده
.اثر انگشت هیچکس به جز "تیلینگاست" هم اونجا پیدا نشده
.هیچ خونی روی تبر و هیچ جای دیگه ای نبود
.میخوام بدونم اونجا چه اتفاقی افتاده
.اون در اختیار شماست
."شما الان بیمار من هستید دکتر "تیلینگاست
.ممنون
.برای تعیین قرار ملاقات تماس میگیرم
.نه، نه، نه، یه دقیقه وایسید
.شما تحت حفاظت من آزاد شدید .باید با من بیاید
قصد دارید منو کجا ببرید؟
."به خونه "پرتوریوس
.ازتون میخوام که آزمایشتون رو بازسازی کنید
.نه
.ببین... میتونی باقی عمرتو اینجا بمونی یا اینکه با من بیای
انتخاب دیگه ای ندارم، نه؟
."من باورت دارم، "کرافورد
.میخوام چیزی که دیدی رو ببینم
.سلام! شما باید دکتر "مک مایکلز" باشید
.نه. من دکتر "مک مایکلز" هستم
.اوه، سلام - .سلام -
...پس شما هم باید
.ایشون دکتر "کرافورد تیلینگاست" هستن - .همون دیوونهه -
.گروهبان "بیوفورد برونلی" هستم .اما همکارام "بابا" صدام میکنن
.قبلا فوتبال حرفه ای بازی می کردم
.همه مون دیوونه بودیم
.زیاد باحال نیست
.معذرت میخوام. قفل کودکه
.ایستگاه آخره. همه پیاده شن
دکتر "تیلینگاست". میخواید این اطرافو نشونمون بدید؟
،دکتر، اگه داری به ما حقیقت رو میگی ...تنها راه آزاد شدنت
.وارد شدن به این دره
.بیخیال دکتر .چیزی واسه ترسیدن وجود نداره
.ببین. نشونت میدم
ببین؟ چی بهت گفتم؟
بابا"، حالت خوبه؟"
.آره، آره، خوبم
.کابل های برق
...انرژی بیشتری نیاز داشتیم .به همین خاطر کل خونه رو دوباره سیم کشی کردن
کلید اصلی جریان برق کجاست دکتر؟
دکتر؟
."تیلینگاست"
لعنتی! گمش کردیم؟
.اون اینجارو بهتر از ما میشناسه
No comments yet. Be the first to leave one.