نخستین 200 خط.
درمورد اون سوال ِ
... من ازت
متنفر نیستم
تو آدم ِ خوبي هستي چرا بايد ازت متنفر باشم؟
مهم نیس بقیه چی میگن
... تو
... یه شخص مهربون
... و خوش قلب
واسه منی
... کاشکی می تونستم
کسی باشم که تو خوشِت میاد
.. ولی نمی تونم
و همین طور نباید باشم
... برای همین
مریض نشو
:ترجمه و زيرنويس .:.:(zshkoo)زهرا:.:. .:.:(Rahasam_86) رها:.:.
نرو
پیشم بمون
افسانه ی ِشانس = قسمت 10 =
اون کجا رفته؟
بروکنار
این یه خوابه ؛ کابوسه
انگشتم رو ول کن
داری چیکار میکنی؟ - من کسی ام که باید بپرسه -
تو توی اتاق مَردایی
کارم تمومه اگه گیر بیُفتیم؛ همین الان برو
کیه؟
صبح بخیر ؛ سیونگ هیون
دال نیم رو ندیدی؟ - دال نیم؟ -
چرا داری ازمن می پرسی؟
میدونی که اینجا اتاق ِمَرداس
فکر کردم شاید اینجا باشه چون دیشب مست کرده بود
کجا ممکنه رفته باشه؟
پاهام خیلی درازه
واقعا ؟ شاید داره با بونوئی قدم میزنه
اون دیشب با آقای جه رفت
کمرم داره از درد منو میکُشه
اونا چی کار کردن؟ - اونا آقای جه رو انداختن توی آب -
اونا سوهو رو انداختن توی آب؟
به نظر خیلی ناراحت می اومد؛ کسی فکرش رو نمی کرد اون ساعت بره
من میرم دنبال دال نیم بگردم
آقای جه برگشته به سئول؟
چی شده؟
این
بیا اینو درستش کنیم
تو قول دادی که داخلِ زندگی عشقی و غیبت ها و شایعات نَشی
اگه توی پخش زنده سوالای تصادفی پرسیدن
می خوام خودم ترتیبش رو بدم - حتی عشق اولش هم نه؟ -
به نظر داریم خوب تهیه ش می کنیم
خوب درستش کن
باید زیبا به نظر بیاد؛ مهم نیس چه جوری
باشه
... اولین عشق
من چطورم؟
من اون موقع خیلی بچه بودم
ولی بعد از این که دوباره دیدمت ؛ مطمئن شدم
... خاطراتی که با هم داریم
خیلی خاصن
درست میگی
اونا خاص بودن
درسته , موافقی نه؟
خواه اونا توی بهار بودن یا پاییز ؛ سال 2004 یا 2005
تو تموم جزئیات یادته
این چیزیه که بهش میگن عشق اول
حقیقتش مطمئن نیستم که این عشق باشه
من نمی دونم عشق چیه
درسته که تو یه زمانی همه چیزم بودی
تو همه چیزم بودی
برام همه چیز بودی
الان چطور؟
اونا ممکنه دنبال مون بگردن , بیا بریم تو
من همه چیزش بودم
پس مال زمان های گذشته س
تا شروع 10 دقیقه مونده ؛ لطفا ایشون رو آماده کنید
باشه
لطفا تکون نخورید
بله ؛ آقای گری چویی
بونوئی هستش؟
دیشب با آقای جه رفتن سئول
اونا با هم رفتن؟ - باهم رفتن-
! یون یُک
خوب خوابیده
خدا رو شکر
... شماره ای که با آن تماس گرفته اید
برنده رقابت های آزاد تنیس 2016 استرالیا
آقای گری چویی رو معرفی میکنم
سلام
سلام ؛ گری چویی هستم که همین طور به عنوان چویی یون یُک هم منو می شناسن
اسم کره ایتون چویی یون یُک ِ
اولین باره که افشاش می کنید ؛ درسته؟
بله
چون از وقتی که بچه بودم گری صدام می کردن
پیشینه خانوادگی تون یا تاریخچه ش هیچ وقت افشا نشده بود
... برای همین خیلی از مردم کنجکاون
که درموردش بدونن
.... شاید برای اینه که
گری الان نگرانه
... به عنوان یه پیشرو ؛ بهتون
ویدئو بچگی گری رو نشون میدیم که منحصراً به دست آوردیم
بیایین تماشاش کنیم
اینا مال خیلی وقت پیشه
ولی لطفا بهش توجه کنین
اگه حتی اونو می شناسید یا دیدید
لطفا با من تماس بگیرین
فایده درآمد میلیون دلاری در سال چیه؟
اون حتی نمیدونه پدرش کجاس
هیچ وقت ازش رنجیده نشدین؟
من اونو به سختی ناراحت کردم
! یون یُک
متاسفم , خیلی دیر کردم
چطور پیش رفت؟ خوب تموم شد؟
داری از کجا میای؟
داشتم برنامه رو از توی اتوبوس می دیدم
پس کجا بودی؟
بیا بریم بیرون ؛ بیرون حرف می زنیم
... آه
متاسفم
یه چیزی پیش اومد
چی شد مگه؟ - آقای جه یه کم حالش بد شد-
باید کنارش می موندم
تصادف کرده؟ عمل جراحی داشته؟
تقریبا مُرد، مگه نه؟
برای همین تماس های منو جواب نمیدادی و الان رسیدی اینجا
مگه نه؟
چرا داری اینو میگی؟
... اگه یه کم استراحت کنه - ... اگه این طور نیس ؛ چرا تو -
اگه این جور نبود ؛ چرا تموم شب رو باهاش موندی؟
متاسفم که دیر اومدم
ولی یه نفر مریض بود ؛ تو باید درک کنی
نه
نمیتونم این کارُ کنم
نمی خوام
اون واست چیه؟
اون واست چیه که منو کنار میزنی؟
میدونم بورا به خاطر کاری که کرد بهتره
چرا اونو هی نگه میداری که بخواد ببیندت؟
چرا ناراحتی ؟ داری منو می ترسونی
چون دوستت دارم
درسته
دوستت دارم
از چیزی که گفتم مطمئنم
بونوئی - تمومش کن -
فکر کنم این صحبتات از روی عصبانیه
اگه ادامه بدی
بعدا ازش پشیمون میشی
نه - من میدونم -
... تو و من
ما اون جوری نیستیم ؛ یون یُک
گری
تو اینجایی - بله -
تهیه کننده شبکه می خواد ببیندت
باید تمومش کنیم
برگرد داخل
شب می بینمت
منظورم اینه که بعدا می بینمت
! سو هو ! سو هو
سو هو ! من اینجام ! سو هو
چه اتفاقی واسش افتاده؟ سو هو
! سو هو ! سو هو
بهت گفتم قبل اومدنت تماس بگیر
تو زنده ای ! خدای من ! سوهوی عزیزم
شنیدم افتادی توی آب
وقتی داشتم می اومدم اینجا قلبم داشت از کار می افتاد
بگذریم ؛ چرا اینقدر حالت خوبه؟
چی؟
حتی غذا هم خوردی؟
... تو
تموم شب رو با بونوئی بودی؟
چون دوستت دارم - نه -
اون واست چیه؟
اون واست چیه که منو کنار میزنی؟
تو عاشق شدی
وقتی که کنارت نباشه دلتنگشی و وقتی مریضی بهش تکیه میکنی
... دلت می خواد یه کم بیشتر باهاش بمونی
برای همین دنبالش می گردی
خودتو ببین ؛ حتی انکارشم نمی کنی
این باورنکردنیه
یه ببر، بزرگ کردم
بگذریم ؛ بهش پیام دادی؟
درباره قرار بعدی؟
اصلا باهاش حرف زدی ؛ تماسی ؛ پیامی؟
هی ! تو هم وقتی که جذر و مد داره زیاد میشه باید قایقت رو حرکت بدی
بورا، من باید چیکار کنم؟
امروز قراره چیکار کنی؟
حالتون چطوره؟
! ای کودن
! نباید اونا رو می فرستادی
! خودت بهم گفتی واسش شکلک بفرستم
اینا رو نه
یه کم لطیف تر؛ شکلک قلب واسش بفرست
چیزی از اون کاراکتر هایی که می رقصن نمی دونی؟
اون انگشت ها معنیش چیه؟ - سلام -
این یکی با کلاه چطوره؟ - داره می خنده -
راستش رو بهم بگو
تو درمورد آیکیوت دروغ گفتی نه؟
ای بابا ... می بینی؟ هیچ جوابی نیس
بعد از سه دقیقه ؛ حالا وقتشه که پیام جدید بفرسته
ولی الان 5 دقیقه هست که اون هنوز جواب نداده
نادیده گرفته؛ باید چیکار کنیم؟
من به خاطر تو بهش پیام میدم
No comments yet. Be the first to leave one.