نخستین 192 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(اکسچنج: گذرگاه عشق 2)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
گیو مین هدیهای که هه اون) (دیشب بهش داده بود رو برمیداره
دیر وقت بود
،فکر کردم اگه بازش کنم و نامه رو بخونم
شب نتونم خوب بخوابم
برای همین وقتی داشتم صبحانهام رو میخوردم نامه رو خوندم
...گفته بود تولدت مبارک
و یادت نره ویتامینها رو بخوری
چیز زیادی نگفته بود
...وقتی گیو مین سرش شلوغ بود
،و مریض میشد
همش بهش غر میزدم که حواسش بهم نیست
همین ناراحتش کرد
وقتی گیو مین مریض شده بود رو یادمه
...بهخاطر همینم براش مکمل ویتامینی گرفتم
و نوشتم تولدت مبارک
...و اینکه
امیدوارم من هدیه تولدش باشم
میدونم شاید زیادی واکنش دادم) (اما نتونستم نادیدهش بگیرم
کرم روشنکننده
ما در مورد کرم روشنکننده صحبت میکردیم
تا حالا ازش استفاده نکرده بودم
برای همین دیشب ازش پرسیدم میتونم کرم رو ازش قرض بگیرم یا نه
امروز میری بیرون؟- نه-
برنامه دارم
چه برنامهای؟
چرا میخندی؟
چه جوری انجامش بدم؟ تو برام بزن
اگه این کرمو بزنی، منافذ صورتت رو میپوشونه
به پیشونیم هم بزنم؟- حتما بزن-
میخوای موهاتو بگیرم؟
نه
امروز چیکار میخوای کنی؟ جلسه داری؟
قرار دارم- جدی؟-
آره
کیوته- دیوونهست-
کیوت و خودپسنده
دو تاشون افراطیان
با کسی که باهاش قرار داری، میخوای چیکار کنی؟- میریم کافه-
پس فقط بگو قرار داری دیگه
چرا همش به صورتم زل میزنی؟
زل نزن
چرا این کارو میکنی؟- نمیکنم-
تو هم نباید این کارو بکنی- چی؟-
زل نزن به صورتم
مطمئنی؟
تو مطمئنی؟- آره-
مطمئنی؟- آره-
که داشتی به من زل میزدی؟- آره-
چرا اینکار رو میکنی؟ مجبور نیستی
اینجا میشینم
میدونی امروز قراره چیکار کنی؟
نه
دیر وقت برمیگردی خونه؟
گفت می خواد بریم کافه و شاید بعدش بیایم خونه
با کی؟- میتونم بگم؟-
اجازه نداری بگی؟- ته یی-
آها
چرا میخندی؟- چون تو داری میخندی-
چرا میخندی؟ خوشحال نیستی؟
چون تو داری میخندی
بههرحال، از این میترسم
،وقتی بقیه هستن
نمی تونم باهات خوب باشم
فقط با من خوب باش
باعث میشه عجیب به نظر برسیم
اصلا، همه با من خوبن جز تو
اینجوری عجیبتره
...بقیه- در واقع هنوز بهش عادت نکردم-
...از اول
قبل از رفتن بهم بگو، چجوری از این استفاده کنم؟
چیکار کنم؟
چرا قایم میشی؟ عجیبه
چرا قایم میشی؟
باید برم بیرون؟- آره برو-
اونی
اینجایی؟
کجا داری میری؟
ساعت دو باید یه جایی باشم
کجا؟- سر قرار-
قرار؟- آره-
کیه؟
بهت نمی گم وقتی برگشتم میگم
ولی رسمی نیست، نه؟- نه-
عالیه- خوشگل شدی-
نا یون گفت امروز قراره دوباره بره سر قرار
وقتی ازش پرسیدم با کی میره
گفت یه رازه
فکر کنم گیو مین باشه
حتی رسمی هم نیست همینجوری خودشون دارن میرن
غذا خوردی؟- نه-
من میخوام سینه مرغ بخورم
سینه مرغ داری؟- آره-
منم میخوام- حتما، بیا بخور-
برنج میخوای؟- نه کافیه-
بعدش باید یهکم چرت بزنم
گفتی قرار داری که
فکر نکنم بیاد
ممکنه بهزودی بیاد
این دختره بهترین دوستم سر کاره
و از من کوچیک تره
تو دقیقا مثل اونی- واقعا؟-
حتی نحوه صحبت کردنتونم یکیه
واقعا؟
پس ما هم بهترین دوست هم میشیم
البته، از قبل حسش کرده بودم
درسته؟- درسته؟-
پس چرا چشمات یه چیز دیگه میگن؟
من به نایون از همه نزدیکترم
اما مهمترین چیز رو ازش پنهان کردم
احساساتم رو ازش پنهان کردم
نمیتونم همه چیز رو بهش بگم
و تو شرایطی نیستیم که بتونم این کارو بکنم
من به نایون از همه نزدیکترم
اگه پای گیو مین وسط نبود میتونستیم با هم کنار بیایم
و دوست داشتم بهترین دوستش باشم
امیدوارم قرارش با یکی جز گیو مین باشه
لطفا
کی امروز آشپزی میکنه؟
هی دو و من
با هی غیررسمی حرف میزنی؟ پس چرا من نمیتونم؟
ازش بزرگتری؟- آره-
منم، فکر میکردم از من بزرگتر باشه
درسته؟ اون بزرگتر از سنش به نظر میاد- آره-
بیست و شش واقعا جوونه
اگه بهم بگه نونا، هیچوقت نمیتونم بهش عادت کنم
ولی من دوست دارم بهم بگن نونا
من مطمئن نیستم دوست دارم یا نه
موهاشو رنگ کرده- آره-
از رنگ قبلیش خلاص شد
...فکر کنم قبل از قرار با نایون
تیپشو عوض کرده- آره-
میخواد نظرشو جلب کنه
چیکار کردی؟- موهامو رنگ کردم-
بهت میاد، خوشگلتر شدی
چی؟- بهتر شدی-
چرا؟- نمی دونم ولی بهتر شدی-
گرسنه نیستی؟ چیزی داری بخوری؟
من؟- بعید میدونم-
فقط یه وعده در روز غذا میخوری بعید میدونم گشنه باشی
...حالا حتی قبل از اینکه ازم بپرسی- می دونم-
قلبم لرزید
،بعد از اینکه موهاشو رنگ کرد
کلا فرق کرد
اینقد یهویی؟ می خواد توجه منو جلب کنه؟
بریم؟
موهاتو رنگ کردی خوشتیپتر شدی
امروز کار نداشتم
برای همین گفتم برم موهامو رنگ کنم
خفن شدی- مرسی-
ته یی مثل همیشهش نیست- آره-
کت پوشیده
،از اون پسر قبلی با تیپای اسپرت فقط شلوارش باقی مونده
همیشه هودی میپوشید
...فکر کنم میخواسته وقتی کنار نایونه
خوب بهنظر برسه- احتمالا-
واقعا تیپ زده
چجوری میریم اونجا؟
با ماشین من- ماشینت؟ حله-
قراره خیلی راه بریم؟ نه، مگه نه؟
میتونم اینو بپوشم؟
هر جور راحتی، من واسم فرقی نداره
اگه یهویی بریم پیادهروی چی؟- قراره بریم پیادهروی-
جدی جدی؟- آره-
خداوکیلی؟- آره-
جان من؟- آره-
یه چیز دیگه بپوشم؟- نه همینا رو بپوش-
باشه، کنارت باید سعی کنم قدم بلند دیده بشه
شش سال و چهار ماه قرار گذاشتن) (و یک سال و سه ماه پیش بهم زدن
شش ماه و هجده روز قرار گذاشتن) (و یک سال و شش ماه پیش بهم زدن
یک سال و چهار ماه قرار گذاشتن) (و سه سال و چهار ماه پیش بهم زدن
دو سال و هفت ماه قرار گذاشتن) (پنج ماه پیش بهم زدن
::::::::: آيــــ(اکسچنج: گذرگاه عشق 2)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(قسمت هشتم: نتیجهگیری از قرارها)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
فقط الان انجامش میدم- منم-
همین الانشم خستهم
مگه نگفتی دوست داری قدم بزنیم؟
اینطوری نه، خیلی سخته
مگه نگفتی از پیادهروی لذت میبری؟- اون من نبودم، جی یون بود-
بیا یه استراحتی بکنیم
منظره رو نگاه کن، فوقالعاده نیست؟
منظره؟- آره-
خیلی قشنگه
عالیه
بالاخره رسیدیم
تو اینجا رو انتخاب کردی؟
گفتم از اینجا خوشم میاد
هبانگچون؟- آره-
همین نزدیکیا زندگی میکنم
واقعا؟- به اینجا نزدیکه-
باید ماسک بزنم؟- نه نیازی نیست-
No comments yet. Be the first to leave one.