نخستین 200 خط.
ما با افتخار اين فيلم را تقديم ميکنيم و از تمامي قهرماناني که هنوز هم زنده اند سپاس گذاريم کساني که سخاوتمندانه اجازه دادند که در اين داستان به تصوير کشيده شوند
اين فيلم خاضعانه به ايمان و اعتقاد قلبي آن ها و ما که روزي فرا خواهد رسيد که انسان ها در صلح بر روي زمين زندگي کنند وقف شده است
در کوه هاي کامبر لند در ايالت تِنِسي دره ي سه چنگال گرگ قرار گرفته ... و اين اتفاقات در بهار سال 1916 ميگذرد
"پس عيسا اين مثل اخلاقي را براي ايشان آورد"
"اگر يکي از شما صد گوسفند داشته باشد"
و يکي از آن ها از گله دور شود و گم شود" "چه ميکند؟
"يقينا آن نود و نه گوسفند را رها ميکند"
"و به جست و جوي آن گم شده ميرود تا "
"تا آن را پيدا کند"
"وقتي آن را يافت"
"با شادي آنرا بر دوش ميگذارد"
"و به خانه مي آيد"
خيله خب ، زيک ، بشين
"و به خانه مي ايد و دوستان و همسايگان را جمع ميکند"
"و به آن ها ميگويد"
"با من شادي کنيد"
"چرا که من"
"گوسفند گم شده را پيدا کرده ام"
من اون موقعي که سم هارکنس خوکش رو گم کرده بود يادمه
يه روز صبح اومد بيرون و گفت
آغل خراب شد خوک در رفت
سم بلا فاصله بعدش رفت تا خوکش رو پيدا کنه
شيش يا هفتا از خوکاش فرار نکرده بودن
ولي آيا سم زانو زد تا
از خداوند به خاطر اين موضوع تشکر کنه؟
!نه،بابا سم اينکار رو نکرد
... اون زمين و زمانو دنبال
همون طور که داشتم ميگفتم
اون زمين و زمان رو دنبال خوکش گشت
... تقريبا همه ي
تقريبا همه ي اون تابستون رو دنبال خوکش گشت
... حتي وقتي
حتي وقتي زمستونم شد بازم دست از گشتن ور نداشت
و مطمئنا يه شب وقتي که داشته زمينش رو پاک ميکرده
يه شب وقتي داشته برفا رو از زمينش پاک ميکرده
يه چيزي رو ديده که تو سايه ها تهايني ميخورده
سم ... سم کاملا ترسيده بوده
فکر کرده بوده که شايد اون خرسه
... بعدش
... بعدش
بعدش خرسه خرخر ميکنه و اصلا خرسي در کار نبوده
اون خوک بودش
خب سم به معنيه واقعيه کلمه خوشحال ميشه
خوش حالترين مردي که تا حالا تو عمرتون ديديد
بابت اين قضيه خوشحالي کرد ده برابرِ خوشحالي اي که براي خوکاييش که تو آغل مونده بودن کرده بود
...نُ حالا
... حالا نُک
حالا نکتش اينجاست
اين واسه من به اين معنيه که شيطان
درب خونه ي عبادت و پرستش رو ميزنه
اگه هر کدوم از شما ميخواد بره
آزاده که بره
چون جلسمون تموم شد
.حالا ببين ، پاستور پايل
آلوين يورک اون اول اسم و فاميلش رو رو درخت شليک کرده
آ - ي مثل روز روشنه
اين قضيه به خاطر مشروب خوري آلوين يورک ، آيک باتکين و باک ليمپسکامب بوده
گفتيد کي بوده؟
گفتيد کي بوده؟
اون آلوين بود، خانم يورک - از کجا ميدونيد؟ -
اون آلوين نبوده ، مادر يورک چيزي که اينکار رو کرده مستي بوده
شليک خيلي دقيق و خوبي واسه يه آدم مسته
اين طور نيست؟
ميگم بيا يه بار ديگه اين کار رو بکنيم
!سلام،پسرا - !سلام -
سلام پاستور - سلام لوک -
شنبه داشتيم دنبالت ميگشتيم - نميتونستم بيشتر از يه مگس اينجا بمونم؟ -
جاده ها خيس بودن و از اينجا تا راگبي هم خيس بود
همين؟ - آبش عميق بود -
تو بعضي از بستراي رود بتسي مجبور بود بره تو قايق
حالت چه طوره ، زيک؟
من فکر ميکردم اگه بتسي رو داشته باشي سريع تر مياي اينجا
آره کاش يه قاطر ديگه مثل فلورا داشتم
اونا دوراهي ها رو جوري درست نميکنن که قاطرا هم بتونن ازشون استفاده کنن
نه !قربان
هي چي اونجا گيرت اومد،مرد جوان
قديمي ترين کلاهي که خانم ها استفاده ميکنن مدل کلوچ كلاه تنگ ولمان براي خانم ها
زن هاي اين دور و برا کلاه هاي بانت سرشون ميکنن نوعي كلاه بي لبه زنانه ومردانه
جووناشون کلاه نميذارن
شايد ولي اين يه تجارت مدرنه
مغازه دار ها سعي ميکنن چيزي رو که بيشتر درخواست ميشه ، بسازن
حالا اين خط زنايه بلومر پوش شلوارزنانه گشادکه زنهاى ورزش کننده مى پوشند
معتدلانه ترين قيمت واسه دور کمر خيلي راحته
همين طور واسه زانو ها
هر جوريم که بشوريشون خراب نميشن
اولين باره که به اين بخش سفر کردي،درسته؟ - آره -
و اونا رو تو سه رنگ متفاوت داريم
اينا رو ما کاملا ضمانت ميکنيم که نه رنگشون ميره و نه چروک ميشن
واسه اتاقايي که صندلي دارن هم کاملا مناسبه
ميتونم بهتون بگم که اينا خيلي بين خانوم ها طرفدار دارن
ميتوني،هان؟ - بله -
خب مردم اين حوالي نميدونن اين چيزا به چه دردي ميخورن
لم؟ - بگو -
لم،بيا اين روزنامه ي نشويلت - مرسي پاستور -
من واسه تام کارور و اِد واتسون نامه دارم
جفتشون ماليات هاشون رو دادن مطمئنم
چي توش نوشته، لم؟ - ... خب -
نوشته کوردل هال يه سخن راني تو جيم تاون کرده
انگار دوباره نماينده شده
... نوشته - به نظر من وقتي کورد هال -
دهنش بوي شير ميده
و اطلاعاتش تو شيرتِيله اطلاعاتى كه در آخر مقالهى روزنامه افزوده مىشه و معمولا هم توسط يه نويسنده ي ديگست اين کار
اين قضيه رو نشون ميده که چيجوري يه آدم ميتونه هر کاري بکنه ، فقط چون علم کتابي داره دانشى كه از راه كتاب و كلاس تحصيل بشه
اين روزنامه واسه 4روز پيشه من اونو تو نشويل خوندمش
آره واسه لوک سه روز زمان ميبره تا اين نامه رو
با قاطر از راگبي بياره اينجا
ميتونم اينو باور کنم بعد از اينکه از جيمز تاون اومد اينجا
جيم تاون
فکر ميکردم اسمش جيمز تاونه - هست -
خب،حالا هرچي از وقتي که داشتم ميومدم اينجا
چيزي که ميخواستم بدونم اين بود که چيجوري شما ها اومدين تو اين شهر؟
ما اينجا به دنيا اومديم
حالا ، ببين،آقاي پايل
من ميخوام چندتا از اين لباسا رو بهتون بفروشم
قبل از اينکه قيمتا به خاطر جنگ برن بالا
چه جنگي؟
جنگ ... جنگ اروپا
آهان اون جنگ
آره دقيقا
مثل اينکه آلمانا پاريس رو اشغال کردن نظر تو چيه؟
خب ما خيلي به اين چيزا فکر نميکنيم آقا
اينا به هيچ وجه تو محدوده ي ما نيستن
اگه شما از دردسر خوشتون مياد
اين چيزه کميابي تو اين کوهستان نيست
اوه،من دنبال هيچ دردسري نميگردم
آره اينجا ميتونه دعوا هاي زيادي بشه
مثل دعواي ديشب کنار عبادتگاه
آلوين يورک و دو نفر ديگه کاملا جلسه رو بهم ريختن
کاري که اون تو جيم تاون کرد چيز کوچيکي نبود
نزديک زندان اسپليت اينکار رو کرد - - ... شوخي ميکني -
کُلّي سر و صدا درست شد اونا هم مجبور شدن ولش کنن
تعريف کن ببينم
جرويس پير که تو بير کريک زندگي ميکنه
به من گفت که سه تاشون رو وقتي داشتن با قاطرشان سواري ميکردن ديده
به سمت مرز کنتاکي داشتن ميروندن
به نظر من مشروبي که خورده بودن ضعيف بوده
و ميخواستن تا قبل اينکه مستيشون بپره برسن اونجا
سلام،خانم يورک
سلام لوک - حالتون چه طوره مادر يورک؟ -
تقريبا خوبه پاستور - چيکار ميتونم امروز واستون انجام بدم؟ -
... ميتونم يه قوطي بيکينگ پودر وردارم و
کيسه ي نمک؟ - البته -
من فقط پنج تا تخم مرغ ميخوام کوچيکاش رو هم بده
تخم مرغ ، تخم مرغه ، به نظر من
من کاملا نمکم تموم شده
سخت نگيريد ، مادر يورک درباره ي چيزي که شنيديد
من هيچوقت سخت نميگيرم،پاستور
و هيچوقت بابت کاري که آلوين کرده از کسي معذرت خواهي نميکنم
البته که اينکار رو نميکنيد و منم ازتون نميخوام که اينکار رو بکنيد
من کاملا به آلوين افتخار ميکنم - کار درستي ميکنيد -
آلوين سخت کار ميکنه
واقعا کار کردن تو اون زمين بد و پر از خار و خاشاک
و برداشت ذرت از اون سنگلاخ ها ، خيلي سخته
صد در صد همين طوره - کي اگه اون عقلش رو از دست بده -
و يه کارايي بکنه ، چه الان و چه بعدا ، ميتونه اونو سرزنش کنه؟
هيچکس مادر يورک بدون شک
البته که من نميتونم واسه آلوين
اون کاري رو که اون ميکنه بکنم
فقط مذهب داشتن و با ايمان بودن نميتونه کاري کنه که اون زخمي نشه
نه نميتونه
پاستور من نميخوام بر خلاف حرفت درباره ي آلوين حرف بزنم
به نظرت مشکلي پيش نمياد؟
خب ، هيچ مشکلي پيش نمياد
من ميرم پيشش و باهاش صحبت ميکنم
ازت مچکرم،پاستور
جورج؟ - بله ، مادر؟ -
فکر کنم بدونم برادرت کجاست
اون تو مرزه کنتاکيه
برو بيارش - باشه -
بهتره يه مقدار ذرت واسه شامت داشته باشي ، پسرم
بله
سلام مارتل - سلام آلوين -
مارت، ما ميخوايم واسه خودمون يه بطري بگيريم - حالا گوش کن آلوين -
تو ميدوني ، من ميدونم ، کلانترم ميدونه تو اهل تنسي هستي نه اينجا
و من نميتونم بهت اينجا تو کنتاکي هيچ مشروبي بفروشم
؛مارتل ، تو اينجا از همه ي مردم قانون مند تري اگه تو جاهاي ديگه نباشي
تو قراره وارد تجارت بشي
شايد اعتبار ما تو تنسي خوب نباشه
شرط ميبندم تو کنتاکي هم بهتر از اين نيست
چي ميخواي ، آلوين؟
ذرت بدون زاج سياه داري؟
سماق سمي هم توش نريز
زاج سياه هم توش نيست
من خيلي پوچم مثل يه تنه ي درخت پيري که آتيش گرفته
منم همين طور
به سلامتيه چي بنوشيم،آلوين؟
به سلامتي چي بنوشيم ، آيک؟
من ميگم به سلامتيه جاي قشنگي که نزديکشيم بخوريم
من نميتونم به يه چيز جديد فکر کنم - منم همين طور -
به نظرت بهتر نيست همش رو بخوريم؟
اگه نتونيم به سلامتيه چيزي بخوريم
چرا بر عليه چيزي نخوريم؟
عليه چيزي؟ عليه چي؟
اوه،بر عليه چيزي يا کسي که بر عليهشيم
من عليه هيچ چيز يا هيچ کسي نيستم به جز پريدن مستي
بر عليه همين ميخوريم
تو ... تو با يه تير دو نشون ميزني
بدو ، همين خوبه - هيچ وقت مستي نپره -
... هيچ وقت مستي
خب من قراره ضدِ حال بخورم
No comments yet. Be the first to leave one.