نخستین 186 خط.
آنچه در قسمت های گذشته "وایکینگ ها" دیدید
!درود بر،کنت راگنار
!درود بر،کنت راگنار
پیشگوها پیشگویی کرده بود
که پدر تو کلی پسر خواهد داشت
من دوباره حامله ام
.من میدونم تو یه پسری،فرزندم
ارباب راگنار،من اومدم تا سوگندِ وفاداریم رو به تو
.و خانوادت اعلام کنم
لیف،تو دوست من هستی
.من میخوام که یه مرد آزاد باشم
واست مهمه؟
.هرکس دیگه توی سرزمین شما به قانون احترام میذاره
چرا میگی،"سرزمین شما"؟
تو الان اینجا زندگی میکنی این سرزمینه تو ـه
،تو یه بار با یه کنت ازدواج کردی
دوست نداری که با یکی دیگشون ازدواج کنی؟
کی؟من
،خدایان میل دارن که تو آینده بی نظیری داشته باشی
ولی اونا میتونن هرزمان از خوش نیتیشون دست بکشن
زندگی ما مقدر شده هممون باید قبولش داشته باشیم
"قسمت هشتم:" قربانی
،هر نُه سال
.ما به معابدی در "آپسالا" سفر میکنیم
تا از خدایان تشکر کنیم
و واسه همه کارایی که واسمون کردن .قربانی تقدیم کنیم
،برای محافظت از ما ،برای موفقیت در نبرد
برای بارون هایی که اون روز اومدن که محصولات ما رو رشد و نمو داد
و ،البته،برای فرزندانمون
امسال ،من قصد نداشتم که برم
برای این همه کارهای که اینجا واسه .انجام دادن دارم
بنابراین فرزند بدنیا نیومدم ،بیرحمانه ازم گرفته شد
و باعث شد حیرون بشم از کاری که کردم
که خدایان رو خشمگین کردم
مسیحی ها واسه چنین درد و رنجی چکار میکنن؟
در انجیل،اومده که تمام غم و اندوه ها سپری خواهند شد
،درهر صورت .من تصمیم گرفتم که برم
قصد دارم واسه اولین بار بچه ها رو ببرم
برای اینکه مهمه که اونها برن
تو چی؟
من؟من چی؟
تو با ما میای؟
ممکنه که تو ترجیح بدی که اینجا بمونی
.و خدای خودت رو ستایش کنی
.نه،من مشتاقانه باهاتون میام
.خوبه
.به هرحال باید تو رو با خودم میبردم
.یه هدیه برای خدایان،برای بچه ها
برای بهبودی دخترم دعا کن
یه هدیه برای خدایان
.دعا کردن برای سلامتی و شکوفایی اون
هدیه من برای خدایان
ازشون میخوام که برای فرزندم دعای خیر کنن
.گیدا،تو هدایا رو با خودت بیار
برای تشکر از خدایان .برای بچه جدیدم
.ممنونم
...راگنار
خوشحال نیستی که داریم میریم به "آپسالا"؟
.البته که خوشحالم
چرا نباید خوشحال باشم؟
،"وقتی داریم میریم به "آپسالا
باید از خدایان بپرسیم که ،چرا با یه دست بهمون دادن
ولی با اون یکی دستشون ازمون گرفتن؟
،چرا اونا من رو کنت کردن ولی پسرم رو کشتن؟
.ما میتونیم فرزندان بیشتری داشته باشیم
نباید تلاش کنیم؟
.آرنه
گیدا،بلند شو
مراقب باش
.راگنار
!"آپسالا"
!فلوکی
اون میدونه؟
.نه
درود بر "اسیر" و "ونیر"
.درود بر خدایان و الهه ها
"درود بر "اودین"،"تور"،و "فِرِی
."درود بر "ولی"،"سیف"،و "هیمدال
."درود بر "بالدر"،"براگی"،و "اِیر
."درود بر "فِرِیا"،"لوکی"،و "فریگ
."درود بر "لین"،"آین"،و "میمیر
"درود بر "نی یورد"،"رَن" و "تیر
."درود بر نیزه "اودین" ،و پتک "تور
.درود بر زمین مقتدر و برومدن
...همه
.درود بر همه
درود بر همه
.درود بر همه
تو میدونی اون کیه،مگه نه؟
.البته
این "تور" ـه که پتکش رو نگه داشته،میولنیر
کیه که صدای کوبیدن روی سندان برای به پا کردن طوفان رو نشنیده؟
،که اقتدار تور رو باور نداره
قاتل یخ و آتش؟
"فریا"،لوکی"،و "فریج"
"درود بر "لین"،"آین"، و "میمیر
"درود بر "نایورد"،"رَن"، و "تیر
..."درود بر "اودین
،فری"،ای خدای من"
من رو پر از دانه"تخم دان" کن .و یه پسر بهم بده
،بهمون خوبی که با من بودی
اگر میخوای من رو کور ،یا کَر کن
.ولی یه پسر بهم بده قبل از اینکه خیلی دیر بشه
...درود بر- درود بر همه خدایان-
درود بر "فریا"،لوکی"،و "فریگ"
اودین"،ای پدر"
اومدم ازت بخوام که که بهمون عشق بورزی
،میخوام که بزرگ بشم و موفق بشم
تا بهم روح بخشیده بشه و دانا بشم صدام رو بشنو،خدای من
درود بر همه
درود بر "اسیر" و "ونیر"
درود بر خدایان ...و الهه ها
،خدای خدایان
پدر،دعاهای من رو بشنو
بذار بفهمم که اونا رو خواهی شنید
این درسته که من باید پسر های بیشتری داشته باشم
همونجوری که پیشگو گفته؟
...قربانیی که تقدیمت کردم رو بپذیر
.و بعد بهم جواب بده
"درود بر "اسیر "و "ونیر
درود بر خدایان ...و الهه ها
"درود بر "اودین" و "تور
چه کسی به پسرم جان خواهد بخشید؟
"سیف" و "هیمدل"
"درود بر "بالدر"،"براگی"،و "ایر
"درود بر "فریا"،"لوکی"،و "فریگ
چقدر واست خوب بود،رولو؟
مخصوصاً چون اینجا باهمیم
بله،تا زمانی که ما اینجا توی "آپسالا" هستیم
اجازه بده از هر لحظه لذت ببریم و .شادی و عیاشی کنیم
قبلاً هم اینجا بودی،هلگا؟
.نه
میدونی اینجا چه اتفاقی افتاده؟
.من یه داستان هایی شنیدم
و همه اونا درست هستن
ولی اونا هنوز تو رو آماده نکردن
برای اون اتفاقی که واقعاً اینجا میاُفته
.نمیتونم صبر کنم تا بفهمم
کی غذا آماده میشه،هلگا؟
.من گشنمه
.تو همیشه گرسنه ای
...البته که هستم .ولی نه همیشه واسه غذا
میتونی حسش کنی،گیدا؟
میتونی حضور خدایان رو اینجا احساس کنی؟
اونا تالارهای نورانیشون رو برای دیدن ما .اینجا گذاشتن
.اونا حتماً اینجا هستن
اونا دارن میان ما راه میرن
.و دارن در مورد ما قضاوت میکنن
پس کی باید قربانیامون رو پیش کش کنیم؟
.در پایان جشن
و در ضمن،ما با خدایان جشن میگیریم
و از حضورشون لذت میبریم در هر راهی که میتونیم
یه نوشیدنی بده به آتلستان
.کشیش...فتجونت رو بیار
مادر،قبلاً هم اومده بودی اینجا؟
.یه بار
و از خدایان درخواستی واسه چیزی هم داشتی؟
.بله.و اونا تمام آرزوهای من رو تضمین کردن
این چیه؟
.تمام اینا به عنوان قربانی کشته میشن
شیش،هفت،هشت،نه
هفت،هشت،نه
.نُه تا بز و نُه تا خوک
!اینجا از هر چیزی نه تا هست
.بله،نه تا از هر گونه ای
و این؟
.این برای همه انسان هایی هستش که انتخاب شدن
.بیا و به ما بپیوند،کشیش
.بنوش
.بنوش و بر خدایان درود بفرست
.و،اوه،این رو بخور
من امروز یه شایعه شنیدم که شاه هوریک خودش
.ممکنه خودش در جشن حضور پیدا کنه
این یه شایعه نیست
من مایلم که اون رو ببینم
داستان های بی نظیری و .افسانه های در مورد اون گفته شده
ممنونم
میخوای بری اون بیرون،نمیخوای؟
.خواهش میکنم بمون
چرا نمیتونی بمونی؟
...کشیش
.مطمئناً خسته نیستی،آتلستن
نه توی این سفر بزرگ ،که شروع کردی
.و بایستی تمامش کنی
...لیف
.اگر ولم کنی دوباره خواهم افتاد
No comments yet. Be the first to leave one.