نخستین 200 خط.
خوش برگشتید بذا یه نگاهی بندازیم ببینیم چیطو شد
وقتی "جین" جووون بود،مادر بزرگش بهش یاد داد تا مث گل باشه
...وقتی باکره گیتو از دست بدی
هیج وقت نمیتونی پسش بگیری
...و "جین" هم صبر کرد که همیشه آشون نیست
این نامزد "جین"_ـِه
اون یه کاراگاه
...اونا زندگیشون کاملا در میسیر-ـه،تا اینکه
"اه،بلاخره،دکتر"آلوِر
در ساعت 8 pap من یه تلقیح دارم در ساعت 7 و یه
اره،فهمیدمpapاره،یه تلقیح و یه
میخوای...گرفتم،فهمیدم
اون نفهمیده چی به چیه
آماده ای برای تلقیحت؟ سلام.اره
من تصادفا زن اشتباهی رو تلقیح کردم
،"و پدر بچه،برادر دکتر"آلوِر"،"رافائل
،که جین و 5 سال پیش بوسیده بوده
بجز اینکه الان با "پترا" ازدواج کرده
همه رو گرفتی؟ هنوز هست
جین "نمیدونست بازیگر تلونوواش"
در واقع پدرشه،که مادرش
اخیرا باهاش تماس داشته
و حالا به هم رسیدن
تقديم ميکند meHRzad
،عروسیه "جین"،بدون شک
بدترین جشنی که اون داشته بود
اما نه بخاطر کمبود تلاش
در واقع،"جین"برنامه ای داشت تا تو یه روز پیادش کنه
گلها
ورودش
یه رقص کامل و خوب
با یک آدم معروف و خوب
اون برنامه چی نداشت؟ مادرش که
میکروفن و برمیداره و
شماره یک معروف این دولت فراگیر و اجرا مکنه
،اما اعتبار اون
جین" نترسید"
خیلی شیک و مجلسی ادامه داد
کی کیک میخاد؟
"نه،مرسی،"آبوالا
گرسنم نی
الان داری برای دو نفر میخوری
و"جین" هم مصمم بود الان هم ادامه بده
اره، میدونم،اما قرار نیست که
همه تمرکزمونو بزاریم رو پیش رفتن که
من قراره...من قراره برگردم به زندگیم
،در واقع
این دلیلیه که من چرا زنگ زدم برای این جلسه ی خانوادگی
مایکل" ،به اولین جلسه خانوادگیت خوش اومدی"
خوشحالم که اینجا باشم افتخار میکنم که نمایانگر
مرد این جلسه باشم
،اوه.اوه،ببین،من اینجوری ادارش نمیکنم
چون قرار نیست اینجوری جلسمون خوب پیش بره
من بیشتر برای تماشا و مشاهده اینجا هستم
پس، من فقط میخوام که برنامه رو تموم کنم
خیلی خب؟ مهمترین چیز
...اینه که...این رویداد
زندگیمو خراب نکنه
هیچی دیگه عوض نشده.خیلی خب؟
من تقریبا دانشگام تمومه
من یه شغل خوب بدست اوردم.با یه ادم خیلی خوبی نامزد کردم
البته، یه سری
چیزها هست که قراره من
،مطمئن شم که...اوضاع خوب پیش میره
به عنوان مثال یه وقت سونوگرافی گرفتم،برای نمونه
اما به عبارت دیگه،هیچی تغییر نکرده
گرفتین؟
میتونم یه چی بگم؟
بله.بفرمایید
تو باید بچه رو نگه داری
"!آبوالا"
...اینجا یه کشور آزده،میتونم بگم من احساس
اون گفت که من باید بچه رو نگه دارم
اووه!نه، اون بچه رو نگه نمیداره
...اوه،من فک میکنم او باید
آبوالا"،بیخیال"
من قرار نیست بچه رو نگه دارم
،در واقع
ما قرار نیست اونو به عنوان یه بچه اشاره کنیم
ما قراره...ما قراره یه چی دیگه صداش کنیم
...مـ..ما قراره اسمشو بذاریم،ام
یه میلک شیک
و من نمیتونم صبر کنم تا میلکشیکو بدم
...به مالک حقیقیشون
آدمای خوبی واقعا اینو میخوان
من طلاق میخوام
خب ، من نمیخوام
و جین قرار نیست اون بچه رو بده به خودِ خودت
اره
می دونم
و اینم میدونم که
تموم شه"prenup"تو داری سعی میکنی که صبر کنی تا ( یه جور توافق نامه هست برای زن و شوهر ها سر درایی هاشون که اگه خواستن طلاق بگیرن عادلانه تقسیم بشه:prenup)
تا منو تیغ بزنی
...پس،بهم بگو،عزیزم دلم
چجوری میخواییم مشکلمونو حل کنیم؟
هی،مرد،اوضاع احوال؟
خوب.واقعا؟
ما خوبیم
تو هیچی از زنه نمیدونی
اون میتونست باشه یه ... کاتالینا کریل
کاتالینا کریل؟ یعنی چی،آبوالا؟
کاتالینا کریل دیگه کیه؟- یک تلِنوای روانی-
که یه چشم بند پوشیده همه جا که حتی واقعا کور هم نیست
پترا که روانی نیست
تو از کوجو میدونی؟ !تو حتی ندیدش
خیلی خب، میدونی چیه؟
من...قراره پترا رو ببینم
اون الان بهم اس داده
اون دوس داره ببینتم
به نظر دوست داشتنی میاد
عالی شد.اون مشتاقه که یه قراری بزاریم
خوشحال شدی؟
و بد از اینکه دیدمش،من قراره
تا اونجایی که میشه کم درباره ی این بارداری فک کنم
من قراره به زندگیم برگردم
اوه-اوه.اصن راه نداره
گذشته از این،تو باید از اون دکتر عوضی شکایت کنی
،اه،بله
خیلی خب دکتر عوضی
دکتر عوضی داشت سعی میکرد به خوبی به جلو بره
خانوم دایانا.تی گوور مم همم.مم همم
،میشه یه بلر دیگه اسمتو بگی
و این بار اگه میشه
آروم تلفظش کنی؟
دو بار...تو هیچ وقت نمیتونی خیلی مراقب باشی
پرستار گفت تو بین بیمارایی
...خب
مطمئنم که اشتباهی شده با
،دست دادن به رسانه های شایسته حل خواهد شد
...و از اونجایی که من دریافت نکردم رسید اینکه من
،رسما مجوزم معلقه
گفتم باید فقط به تمرینام ادامه بدم
اوه،خیلی خب،اینجا یه اعلان رسمیه
مجوز من معلقه
لویسا، تو که مست نیستی،هستی؟
نه
نه،نیستم.کاری میکنم اینه که
سعی میکنم خوش فکر باشم،که رو چه حسابی به تو زنگ زدم
منظورم اینه که،تو یه وکیل خوب بودی
قبل از اینکه بشی یه یادبود
مواظب خودت باش
نه،بس کن.ببخشید
نمیدونم چرا اینا رو گفتم
،من دارم زیاده روی میکنم
...و دارم با خشونت رفتار میکنم.من
من به کمکت احتیاج دارم
من با سازمان بیمه تماس گرفتم، و
تو بیمه نامم این چیزا هست
من به برادرم اشاره کردم،و من مطمئن نیستم
چون همش باید قانونی پیش بریم
تو اومدی سهم هتلتو
وثیقه گذاشتی؟
در صورتی که داداخواهی بخوام بشم،اره
ببین،هیچکس نباید از لویسا رو با اعتیاد گذشتش بدونه
اون خواهرمه
و باور دارم اون وقتی که میگه عوض شده،عوض شده
پس اگه جین از من شکایت کنه...؟
هتل برادرت میتونه تو خطر باشه
من فقط نمیخوام بگذرونم سال دیگه رو
در یه نبرد قانونی باشم.من فقط میخوام
با زندگیم رو به جلو برم
...دانشگاه و تموم کنم،رو لباس روسیم حساس باشم
و کیه که هی بهت زنگ میزنه مامان؟
میتونی از رافائل بخای که من میتونم ماه بعد تو هتل بخونم؟
رو شنیدم Paulina Rubio's من
...تهیه کننده ممکنه تو شهر باشه،پس
بروسه؟
اره،بروسه- مامان-
این نکته مهمیه
که بروس
دوس پسر قبلیه ازدواجش بوده
!ایقد زنگ نزن
اینم نکته مهمیه که اون
،بروس نبود که زنگ میزد.در واقع
پدر جین بود،که جومارا 16ماه پیش
دیده بودش
دیدن دوس پسر دوره دبیرستانش
تو فیلم های تلنووا شک کننده بود
پس جومارا منطقی ترین کارو کرد
سری اومد خونه تا تو گوگل جستو حوش کنه
هی.اون سکسیه کیه؟
جین!اون به اندازه کافی پیره که پدز تو باشه
اما سر انجام،چیزی نفهمید
فعلا
"جین باکره"
قسمت دوم
،و برای چند لحظه ای
،همیطو که جین میرفت صبح زود سر کار
واقعا حس اینو داشت که چیزی عوض نشده
جین
سلام.شرمنده که اینجوری واست کمین کردم
...من فقط میخوام خیلی سریع حرف بزنم در باره ی
اه...بچه
همونطوری که گفتم چند لظه شد
اه.اره.سلام- هی-
درواقع من به زنت اس ام اس دادم- اره،شنیدم-
اره،داشتم تلاش میکردم تا اسمی براش بذارم
و مطمئن شم که حتی چشماشم به اون نرفته باشه
چی؟
هچی.شوخیه بدی بود.شرمنده
No comments yet. Be the first to leave one.