هماهنگ با نسخه‌های زیر

오! 삼광빌-Homemade Love Story E13 540p KoreanAngels
ناشر shahlaz
@KoreanAngelsترجمه و زیر نویس شهلاز

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2020-11-01
تعداد دانلود: 19
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

ای عوضی تو کی هستی؟

بابا؟

چی؟

!با...بابا

اسم من جیمزه

..چی- ...ج..ج -

معذ...معذرت میخوام

صبر کن ...کجا داری میری؟

بابا؟ !بابا

بابا مواظب باش نخوری زمین

جیمز

چی شده ...چته؟

یه طلبکارو اینجاس

چرااز من فرار میکنی؟

ایوای جیمز

حالش بده زنگ بزنم 911

نه ...چیز مهمی نیست

ببین جیمز

چیزی نیست یکی از مستاجرهاس

جیمز؟ جیمز؟

...داری میگی - هیچی نگو ترسیده -

داستانش طولانیه

ما به یک دلایلی ازش مراقبت می کنیم

تو تصادف حافظه شو از دست داده

اسمشم با بدختی یادش اومده

که جیمزه

چی؟

تو همو پسر خوش تیپه تو عکسی؟

فکر کنم خیلی ترسوندمت

معذرت میخوام ...ببخشید

...فکر کنم دارم خواب می بینم

بین هیونگ دارم خواب می بینم مگه نه؟

نه خواب نمی بینی واقعیته

این یه خوابه

چرا همچین خواب عجیبی دارم می بینم

!باید بیدار شم

چیزی نیست - جه هی -

...مغزش تکون خورده

درست مثل من؟

باید یه خواب باشه

انقدر از بابا کینه گرفتم که حالا خوابش می بینم

جه هی الان وقتشه از خواب بیدار شی

بیدار شو

ایوای هیونگ

داشتم خواب میدیدم

فکر کنم چرتم برده بود

یک خواب وحشتناک دیدم

الان باید برم سر کار

برگشتم مدارک بردارم

...بخاطر همین برگشتم خونه

...پس این

درسته جه هی ، خواب نیست

خدایا جیمز

صبر کن

جه هی واسه چی اینقدر جا خوردی؟

تو که اینقدر ترسو نبودی

فکر کنم چون تو کمدش قایم شه بودم اینقدر ترسیده

چی ؟ تو کمدلباسش؟ - آره -

ای بابا جیمز از دست تو

اونجا چیکارمیکردی آخه؟

.متاسفم

آفرین - کارتون عالی بود -

کارتون عالی بود خسته نباشید

.متشکرم

.بیت چه وون

کارت عالی بود ، بهترین بودی

ممنون خانم رئیس

لطفا می بخشید

خانم کیم

ایوای سون جونگ تو اینجایی

صندلیت خالی بود فکر کردم نیومدی

یه ذره دیر اومدم

خیلی ممنون که اومدی

از شو لذت بردی؟

.مامان

نمیدونستم اومدی مامان

مامان؟

راستی رئیس ایشون مادرمه

مامان ایشون رئیس مان

همون مدیرعاملی که دوستش دارم

...خب

...بیت چه وون

دختر توئه؟

چی؟

منم تازه متوجه شدم

که شما رئیس چه وونی

ایوای

مامان ، رئیس منو می شناسی؟

آره ، از خیلی وقت پیش می شناسم

وای خدا باورم نمیشه

پس واقعا بیت چه وون دخترته؟

.خدای من

شاید بخاطر همین اینقدر بیت چه وون دوست داشتم

واقعا که خیلی جالبه مگه نه؟ - آره -

خانم کیم

سوآ بیا سون جونگ اومده

سلام

ممنون که اون شب تو مهمونی کمکمون کردین

کاری نکردم

...پس سون جونگ

...منظورم بیت چه وون

نه

الان از بس جا خوردم نمی تونم درست حرف بزنم

...خانم جانگ ایشون

من مادر بیت چه وونم

اون روز که اومدم منزل شما متوجه شدم

اما نتونستم خودم راضی کنم بهتون بگم

خیلی جا خورده بودم

درسته

حتما تو هم خیلی جا خورده بودی

خانم لی خیلی دل و جرات داره

چرا اینقدر به خودش سخت میگیره؟

فکر کنم مجبورم تو برنامه ام تجدید نظر کنم

چه وون

حتما از اتفاقی که افتاد تعجب کردی

وقتی برای کار تو مهمونی خانم رفته بودم

خانم کیم رو اونجا دیدم

وقتی مدتها پیش به عنوان خدمتکار کار میکردم

اون در همسایگی اون خونه بود

اوهوم ،فکرش میکردم

بعدش ازم خواهش کرد تو مهمونی خونه اش کمکش کنم

بعدش من رفتم خونه شون

آیگو

پس اون روز جانگ سو آرو اونجا دیدی

چرا از من قایم کردی؟

میدونستی که ناراحت میشم

ای جان ببین چقدر مامان جونم ناراحت شده

اصلا نمی تونی خوب دروغ بگی

...اما موقعیتی که دارم

باعث ناراحتی تو میشه؟

هنوزم من با رئیس تو مثل دختر ارباب رفتار میکنم

نه ...اصلا

شما فقط از روی عادت بهش میگی آگاشی

خب بعد از این همه سال که نمیتونی یه چور دیگه صداش بزنی

فقط دلم برای شما میسوزه

حتما تو جوونی خیلی بهت سخت می گذشته

بریم

سلام مین سوک نت برداری رو تموم کردم

باشه یادم میمونه

ایوای پس میتونم تاریخ افتتاح فروشگاه جلو بندازم؟

..آره باید بهشون نشون بدی

چقدر تو این کار مصممی و همه چی روبراهه

وای عالی شد

حتما...وای

لعنتی

مشترک مورد نظر دردسترس نمی باشد

مین جه کجاست؟ چرا جواب نمیده؟

گفتی جلوتر مین جی رو دیدی

آره دیدمشون

من با اجازه باید برم

چندتا کار دارم که باید انجام بدم

مدیر جانگ

سون جونگ

میدونم که ناگهانی و کمی دیره

اما میخوام عذر خواهی کنم

بخاطر اتفاقی که تو مدرسه راهنمایی برای بیت چه وول اتفاق افتاد

سو آ

مطمئنم از بیت چه وون شنیدی

.متاسفم

سوآ اون زمان جوان و نابالغ بود

متاسفم سون جونگ

ما از بیت چه وون قبلا عذر خواهی کردیم

من واقعا خیلی متاسفم

!من کار اشتباهی نکردم

ساکت بمون

من خیلی متاسفم

...چه وون ما

اون موقع خیلی سختی کشید

اما با شجاعت از پس مشکلاتش براومد

میدونم خیلی خوب دخترتو بزرگ کردی

نه اینطور نیست

من براش هیچ کاری نکردم

...چه وون ما

خودش خیلی دختر خوبیه

من لیاقت دختری مثل اونو ندارم

به هر حال حالا دیگه همه چی مشخص شده

خوشحالم که همه چی درست شد

لطفا هوای چه وون منو داشته باشین

چشم

من باید برم

خیلی خب ..راستی ببین مین جه کجاست

چشم

مامان واسه چی حرف چیزی رو وسط میکشه که دیگه تموم شده

این کیه؟

یکی که می شناسم اینو بهم داده

..پس اون عکس

مال اون آجوما بوده

مامان چرا اینقدر این عکس براش مهمه؟

دختر خودشم که نیست

سوآ یه ذره زبونش خارداره به خودم رفته

نه اصلا ، شما خیلی هم خونگرمی آگاشی

واقعا که چقدر بهت بگم به من بگو یونگ وون

راستی

...بیت چه وون و سو آی من

هم مدرسه بودن

اون زمان

تو ازدواج نکرده بودی

چی شدی حالت خوبه؟بیا

هوم - .متاسفم -

.:.:ترجـــمه و زيــــرنويـس::.:. .:.: ( شهنــاز (شـــهلاز :.:.

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left