Revenge

Revenge

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 4

هماهنگ با نسخه‌های زیر

revenge S04E02 HDTV x264-2HD
revenge S04E02 HDTV XviD-FUM
revenge S04E02 HDTV XviD-AFG
revenge S04E02 480p HDTV x264-mSD
revenge S04E02 720p HDTV X264-DIMENSION
revenge S04E02 720p 720p HDTV x264-KILLERS
revenge S04E02 720p 1080p Web-Dl x264-Mrs
ناشر Mar Jan
ارائه ای دیگر از مرجان marjan.zandieh تیم ترجمه imdb-dl www.imovie-dl.com

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
XviD
HD
x264
720p
720
480p
480
تاریخ انتشار: 2014-10-24
تعداد دانلود: 26
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

... آنچه در انتقام گذشت

اين چيزي هست که هميشه مي خواستي، اين نوع زندگي و اين خونه

دوست داشتم بهم شانسي مي دادي تا برات توضيح بدم

چرا من بايد به تو چيزي بدم، اميلي؟

شما بچه ها هم مي خوايد؟

خانم، عقب وايستيد و دستهاتون رو بگيريد بالا، لطفا

اون از خانواده منه - باشه -

مي خوام بدونم گيديون از اون چي مي خواد

انگار بيرون کردن برادرش از لمارشال کافي نبوده

دنيل به خواست خودش بيرون رفت

کنجکاو شدم بدونم که دنيل

در مورد اون شب با اون موقرمزه چي مي گه

داشتم با اون دختره حال مي کردم

و وقتي از خواب بيدار شدم ديدم که اوردوز کرده

گيديون از اون عکس گرفته بود که از من اخاذي کنه

چطوري اومدي بيرون؟

با کمک دوستام

آتيش

خوش اومدي

جايي داري مي ري؟ - ساوت همپتون -

چند تا کار ناتموم دارم‏

‏بيدار شدي

‏ديويد؟

ببخشيد که ترسوندمت

وقتي که ديشب بيرون عمارت ديدمت

بايد مي گرفتمت

‏ديويد

‏خودتي

‏نميتونم

نه تا زماني که حقيقت رو بفهمم

‏حقيقت؟

به خودم مي گفتم اينها همه زير سر کنراد بوده

و تو هم مثل من قرباني بودي

الان فقط مي خوام از خودت بشنوم

‏ديويد من دوسِت داشتم

‏پس حقيقت رو بهم بگو

نبايد ميومدم، کار من اشتباه بود

خداحافظ ويکتوريا

حقيقته

‏ديويد من ترسيده بودم

من انتخاب ديگه اي نداشتم

از همون لحظه احساس پشيموني مي کردم

‏ ديويد ‏

شما به من اطمينان داده بودي که فرار از اونجا غيرممکنه

اگر نتوني تمام مدارک وجود ويکتوريا در اونجا رو پاک کني

مي تونم بهت اطمينان بدم، دکتر ميلر

که پليس کوچکترين مشکلي هست که بايد نگرانش باشي

مراقب قضايا باش

شماره رو اشتباه گرفته بود؟

واقعا از فرار ويکتوريا تحت فشار قرار گرفتم

‏حداقلش حالا ديگه اگه بره پيش مقامات

‏هيچ اثري از بستري بودنش تو کليرمونت وجود نداره

‏ببخشيد ميشه دوباره بگي؟

‏چون تنها چيزي که تونستم بشنوم

اين بود که ديگه خبري از تابستونِ بدون انتقام در

تارهاي عنکبوتي تورن نيست

مي خوام کمک کني تا پيداش کنم

اميلي در مورد اين قضيه صحبت کرده بوديم، نمي خوام کارچاق کن تو باشم

‏موضوع فقط من نيستم نولان

اين ربط به ايدن هم داره و تمام کارهاي وحشتناک ديگه

‏که ويکتوريا انجام داده

رَدِش رو بگير - نمي تونم، واقعا -

اميلي من خسته شدم، اون از تيمارستان تا

خونه تو يه ماشين سوار شده

براي اينکه حرص تو رو دربياره و بعد هم ناپديد شده

پس باز هم بگرد، اون بايد يه جايي باشه

بيا فرض کنيم که من ويکتوريا رو پيدا کردم

‏بعدش چي؟

تو همه کاري کردي، به جز کشتن اون

اگه ويکتوريا به کسي گفته باشه که تو بستريش کردي

و بعد اون رو مرده پيدا کنن، اولين مظنون تويي

‏خب پس ما بايد مطمئن بشيم که اينکارو نکرده باشه

مي توني ببيني شارلوت و دنيل کجان؟

همون دو نفري که به اندازه ويکتوريا ازت بيزارن؟

‏البته، مطمئنم خيلي از ديدنت خوشحال ميشن

از اينکه تو حالت تدافعي باشم، خوشم نمياد

پس پيداش کن تا براي هميشه کارش رو تموم کنم

سي و نه

فکر نمي کردم که با مازاراتي هم بشه با سرعت مجاز رانندگي کرد

بي خيال، اونها اصلا نمي دونن که سوار چي شدن

هر چي قيمتش بالاتر باشه رو مي خرن

تو که مي دوني دوستات چطورين

باور کن اونها دوستاي من نيستن

خوبه، اميلي تورن که هست

اون بزرگترين خونه ساوت همپتون رو خريده

بدون اينکه با دوست پسرش اونجا زندگي کنه

مطمئنم اين هم براي خودش دليل داره

دلايل خريدِ اون خونه

يا نداشتن دوست پسر؟

تو اون رو از کجا مي شناسي؟

اون، اون دوست خانمم بود

‏آماندا کلارک، درسته؟

... ببخشيد مرد، هيچ وقت فرصت نشد

چيزي نيست

نمي دوونم باور مي کني يا نه، ولي اون و اميلي تو ندامتگاه با هم آشنا شده بودند

اميلي سابقه داره؟

اين دختر پر از سورپرايزه

نه واقعا

‏بي خيال، اينقدر خجالتي نباش پورتر

‏من تمام رمزها و شماره کارت همکار قبليمو ميدونستم

‏وقتي داري تو زندگيت به يه نفر اعتماد ميکني‏

‏بايد با خوب و بدش کنار بياي

‏خب، داستان اون چيه؟

باشه براي بعد، آريژ کشون بريم

وقت جلسه معلوم شده، اون هنوز اونجاست

دارم روش کار مي کنم - بيشتر تلاش کن -

تو براي اين کار پيش من اومدي

ازم کمک خواستي، پس بايد بهم اعتماد کني

‏وقتي کارمون تموم شد

گيديون از شرکت تو

‏و زندگي شارلوت ميره بيرون

‏براي هميشه

‏تو برادر خوبي هستي، دنيل

توجه شما رسما با تاخير به وجود اومده

کمک

کمکم کنيد، خواهش مي کنم کمک کنيد

کمک، کمک

خيلي منتظر اين لحظه بودم

به هيچ وجه ديگه از دستت نمي دم

.:. انتقام .:. .:. فصل چهارم - قسمت دوم .:.

marjan.zandieh ارائه اي ديگر از مرجان imdb-dl تيم ترجمه

تو هيچ تسلطي رو من نداري

معلومه که دارم

و تو اسرار من رو تا آخرين

نفست نگه مي داري

براي اينکه بايد اون دهن

کثيفت رو بايد ببندي و خفه شي

اون هرزه دوربين با خودش داشت و خودش نمي دونست؟

باورم نمي شه که تو با اين احمق رابطه داري

‏ميدونم

به جيگريِ تو که نيست - معلومه -

براي همين تا دور و برت نيست تند تند بهم پيغام مي دي

اون واسه من مثل ماشين پول سازيه

دارين من رو مسخره مي کنين؟

تو از من استفاده مي کني و با اون مي خوابي؟

... شارلوت ما - دهنت رو ببند -

فکر کرده بودم برات مهم هستم

البته که هستي عزيزم

ما با هم حال کرديم و منم به درددل هات گوش دادم

ولي هيچ وقت دوست پسرت نبودم

از اوني که فکر مي کردم بدبخت تري

شارلوت، عزيزم

دارم مي رم تو آسانسور، ممکنه هر لحظه قطع بشه

چه خبر؟

من مچ کسي رو که باهاش بودم رو در حالي که داشت به من خيانت مي کرد، گرفتم

کي؟ گيديون؟

تو مي دوني؟

تو با اون رفتي مهموني

اگه خودت هم نمي گفتي من خبردار مي شدم

من که مي گم راحت شدي

‏ممنون از حمايتت

حالا که حرف شد

صاحبخونه ات بهم زنگ زد و گفت که اجاره خونه ات دير شده

با اون چکي که برات نوشتم چي کار کردي؟

دنيل، من خيلي متاسفم

چي کار کردي؟

خرجش کردم

بذار حدس بزنم، براي الواتي با گيديون

من يه اشتباه کردم

دنيل، اين اواخر دوران بدي رو گذروندم

نه، نه، نه، نه

تو مي دوني براي به دست آوردن اون پول چي کار کردم

الان نمي تونم صحبت کنم - دنيل صبر کن -

تو اينجا چه غلطي مي کني؟

براي يکي از دوستام که دارم به اين شهر مياد دنبال جا مي گردم

‏دوست؟ ‏فکر نمي‌کردم دوستي هم داشته باشي

نمي تونم تصور کنم که تو اون مهموني مصيبت باري

که تو خونه من گرفته بودي، پيداش کرده باشي

من فقط دارم سعي مي کنم که به رسم گريسون ها احترام بذارم

ديگه هيچ رسم و رسوم گريسوني وجود نداره

براي اينکه ديگه چيزي از خانواده گريسون باقي نمونده

‏خب من که شنيدم مادرت برگشته به شهر

‏پس اشتباه شنيدي

‏ميدوني خيلي حال به هم زنه

‏که شما دوتا چه جوري افتادين به جون هم

من بهت توصيه مي کنم تو هم کاري رو که اون کرد بکني و ناپديد شي

‏منو کجا داري ميبري؟

‏به راه رفتنت ادامه بده

اين يه خواب نيست ويکتوريا

‏ولي تو کشته شدي، من قبرت رو ديدم

‏قبر من اينجاست

‏خبر دار شدم که جري توماس،‏ مدير اجرايي شرکت کرپنيوز

مي خواد بازنشسته شه

اين بهترين فرصت براي ماست که اين شرکت خبري بزرگ رو جذب کنيم

‏مگه ‏فراموش کردي

‏پدرت چند بار تلاش کرد و شکست خورد؟

‏من پدرم نيستم، فرانسيس

و اگه نتايج به دست اومده اخير من متقاعدتون نکرده

من اطمينان مي دم که با نتيجه کرپ نيوز بهتون ثابت مي شه

‏من امروز عصر با جري قرار ناهار دارم

بدون گيديون؟ اون سرپرست بخش مالکيت هست

‏خب اون که امروز غايبه

که اين غيرقابل اعتماد بودنش رو نشون مي ده

... من همچين مساله مهمي رو

دستان تواناي من مي سپره، نگران نباش فرانسيس

‏من تنهايي ميرم به اين ناهار

و تضمين مي کنم که کرپنيوز رو به دست بيارم

چقدر عجيبه اگه چهار تا چرخ با هم پنچر شه؟

حتي تواضع اين رو نداري که يه بهونه خوب بتراشي

اينجا پيش دبستاني نيست گيديون

More Farsi Persian subtitles for Revenge

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left