نخستین 200 خط.
اضافه کاري
شرکت شما خيلي غير انسانيه
تو روز اول بايد اضافه کاري کني
اين بدرفتاري کردن با پرسنل جديده
خودم مي خوام اضافه کاري کنم
من يه مقدار اطلاعات راجع به جواهرات پيدا کردم
ميخوام زودتر اونا رو از نو مطالعه کنم
چه سخت کوش
پس من چي بخورم
مشکل غذاي تو به راحتي قابل حله
تو بايد بري دنبال اون دوست دخترات
ديگه نبايد اينقدر غرغر کني که وقت نداري با کسي باشي
عاليه عاليه من عاقبت آزاد شدم
کلي دختر صف بستن منتظرن با من غذا بخورن
پس خوبه
راستي لي ايي مينگ بازم بهم بگو من بار اول چرا مي خواستم وارد شرکت ت سيرو بشم
به خاطر شيائو ليانگ
درسته به خاطر نزديک شدن به شيائو ليانگ
پس من بايد پايداري کنم نمي تونم عقب نشيني کنم
نمي تونم وسط راه رهاش کنم
خب پس اينطور باي باي
رييس شيائو
شما اين اواخر هر روز تا دير وقت اضافه کاري مي کنيد
خيلي خودتونو خسته نکنيد
سه ماه در واقع فرصت کوتاهيه
ما نمي تونيم يه لحظه هم آروم باشيم
از زمان نماينده شدن گائو ون به بعد فروش شرکت افزايش خوبي داشته
من اطمينان دارم که هيئت مديره نسبت به ما اينقدر مخالف نخواهد بود
به هر حال ما نبايد خيلي خيالمون راحت باشه
فصل جديد طرح آگهي تبليغات تا الان شروع شده
با گائو ون تماس بگير بگوخوب آماده بشه
چشم
فکر نمي کردم کسي ديرتر از ما کار رو تعطيل کنه
تو چرا اومدي
روز اول کار اينهمه سخت کوشي
من حتما بايد ازت پشتيباني کنم
بيا هنوز غذا نخوردي
برات چيزي که خيلي دوست داري آوردم بخوري
توهنوزم خيلي خوبي
با اين شب بيداري بايد يه کم بيشتر غذا بخوري
تو مگه نرفتي سر قرار؟
دوست دخترت کو
دوست دخترم اون هنوز قرارمون تموم نشده بايد برمي گشت خونه
داري چي مي خوني؟ طراحي جواهرات
من دارم يه مقدار اطلاعات تخصصي جمع مي کنم
مي ترسم نتونم ياد بگيرم و حفظ بشم
به خاطر همين اول يه بار يادداشت برداري مي کنم تا خوب يادم بمونه
ياد گرفتن کتاب نقطه ي قوت منه
يادت رفته کوچيک که بوديم براي از برکردن کتاب من بهت کمک مي کردم نکته برداري کني
بيا من کمکت مي کنم با هم انجامش بديم
تپلو
من توي چه فکر احمقانه اي هستم
لي ايي مينگ هشيار شو هشيار شو
هنوز نرفتي
پيش بيني هواشناسي اعلام کرد امشب طوفان ميشه
شما بريد خواهر سي يوان
من يه کم ديگه مطالعه مي کنم
کتاب تا اين حد تخصصي رو تو مي توني بفهمي
با تلاش زياد ياد ميگيرم
بعضي چيزا استعداد ذاتي مي خواد با تلاش به دست نمي ياد
تو تا حالا يه جواهر واقعي رو لمس هم نکردي
چه طور طراحي مي کني؟
خواهر سي يوان مي خوام يه سوال ازت بپرسم؟
بپرس
شما چرا اينقدر از من بدتون مياد
براي اينکه تو مي خواي خودتو قاطي گروهي کني که متعلق به تو نيست
خسته نشدي؟
لي ايي مينگ
تو داري چي کار ميکني؟
رييس شيائو شما چرا اينجاييد؟
من توي شرکت خودم هستم
تعجب داره؟
نمي دونم چرا برق آسانسور قطع شده
نگهبان کجاست؟
رفتن خونه
به نگهبان مسئول بگو بياد در رو باز کنه
من با يکي از کارمندا تو شرکت گير افتاديم
ممنون رييس شيائو
اگه شما نبودين من امروز به وضع رقت انگيزي مي افتادم
نگهبان الان مي رسه اينجا منتظر باش
نرو
صبر کنيد منم بيام رييس شيائو
ميشه در رو نبندم
من دم در مي ايستم
اصلا مزاحم شما نمي شم
بيا تو
مي توني اونجا بشيني
اجازه نداري حرف بزني
اجازه نداري تکون بخوري اجازه نداري سوال کني
بطور خلاصه اجازه نداري مزاحم من بشي
و گرنه بلافاصله پرت مي شي بيرون
ممنون رييس شيائو
مگه نگفتم اجازه نداري مزاحم من بشي
من حرف نزدم تکون هم نخوردم
اين فصل جديد طرح آگهي تبليغاته
همين الان برو بيرون
تو آخرش چه هدفي داري؟
چرا رييس لين فو تو رو استخدام کرده بياي داخل شرکت من
من واقعا نمي دونم
ببخشيد رييس شيائو من منظوري نداشتم
من عمدا نمي خواستم اين رو بخونم
پس من مي رم بيرون مي ايستم
رييس شيائو
من مي خواستم يه جمله به شما بگم
فقط يه جمله
بگو
در واقع من مي خوام بگم اگر به فصل جديد آگهي تبليغاتي پوشش بيشتري بديد تاثيرش هم بيشتر ميشه
چي مي گي؟
منظورم اينه که ميشه پوشش اين آگهي رو گسترش داد مثلا ميشه
يه فيلم کوتاه تهيه کرد در دو نسخه
يه نسخه کوتاه شده که ميشه اونو توي اينترنت قرار داد
تلويزيون يا توي جريان مسير اصلي پلت فرم رسانه ها
همچنين مي تونيم يه نسخه ي کامل هم ضبط کنيم
مخصوص قرار دادن در وسايل عمومي مترو، اتوبوس و غيره
با فرم يک داستان کوتاه که يه فصل يه فصل پخش بشه
اگه اينطور بشه هم مي تونيم به اندازه ي کافي حسي کنجکاوي مردم رو تحريک کنيم
هم مي تونيم از هر تجارت و تخصصي گروه مخاطبين هدف رو جذب کنيم
مهم تر از همه اينکه اين روش تبليغ کردن نسبت به روشهاي قديمي بيشتر توجه مردم رو جلب مي کنه
و سطح سليقه ها رو هم ارتقاء ميده
البته اين فقط نظر من يه نفره
هنوز پخته نيست
بيا بشين
پرونده
لطفا دقيقا اين پرونده رو کامل بخون
بعدش به من بقيه نظرات و پيشنهاداتت رو بگو
چشم
اينطور تغيير کنه واقعا بهتره
تو قبلا توي شرکت تبليغاتي انجامش دادي
اين خلاقيت به اين خوبي چرا زودتر از اين بروز نکرده
در واقع قبلا من يک پرونده رو طراحي کردم دادمش به
مثل اينکه قبلا رييس لين فو ابدا طرح من رو به رييس شيائو نداده
اون چرا اين کار رو کرده
ولش کن قبلا لي گفت ابدا نبايد توي دام ديگران بيفتم
اگه ندونه بهتره
چت شد چي ميخواستي بگي
هيچي
رييس شيائو شما واقها فکر ميکني ابتکار من خيلي خوبه
خيلي خوشحالم
دوست داري يا نه که وارد گروه اجراي طرح بشي
من هنوز نمي خوام بخش طراحي رو ترک کنم
نکنه تو بيشتر دوست داري دستيار بخش طراحي باشي
چون من الان يه دستيار خرد هستم
پس من نمي تونم اونجا رو ترک کنم
اگه من يه دفعه برم معنيش اينه که من تسليم شدم
من نمي خوام به اين راحتي رهاش کنم
البته تلاش کردن هم به تنهايي اثر قطعي نداره
کسي مثل من که حتي جواهرات رو لمس نکرده
چطور مي تونه جواهرات خوبي رو طراحي کنه
بيا تو
رييس شيائو ببخشيد چون امشب مي خواد طوفان بياد براي همين گفتم کسي سرکار نيست
جريان برق همين الان درست شد
آسانسور الان عادي کار مي کنه
شما ميتونين برين
پس رييس شيائو من ديگه مي رم ممنونم رييس شيائو
صبر کن اسمت چيه
اسمم مي دوا ست
پس من ميرم باي باي
دکتر لي
وقت داري؟
وقت دارم
تو چرا هم در رو بستي هم صورتت رو پوشوندي
نکنه فکر مي کني اومدي بخش اورولوژي
اشتباهي اومدي اينجا بخش روانشناسيه
من اومدم پيش تو
پس چرا اينقدر مرموزانه رفتار مي کني
هنوز صورتت رو پوشوندي همه ي بيمارستان تو رو مي شناسن
مي خوام يه حقيقتي رو بهت بگم
من در واقع امروز اومدم اينجا به خاطر يکي از دوستام
خب بگو
دوستم اين اواخر شکست عشقي خورده
بعدش اون نسبت به دختري که از کوچيکي باهاش بزرگ شده و احساسشون مثل دو تا برادره
يه احساس متفاوتي پيدا کرده
چه احساسي؟
بي قراري بي قراري؟
درسته يه جور بي قراري خيلي خيلي به خصوص
اين نوع بي قراري باعث مي شه که اون بعضي وقتا وضع روحي ش خيلي تحت فشار قرار بگيره
به علاوه همراه با تپش قلب
در هر حال وقتي تپلو رو مي بينه اون خيلي غيرعادي بي قراري خاصي پيدا مي کنه
شما بگيد اين شرايط به خاطر فشارهاي بيش از حده
اون افسردگي گرفته
نه شما افسردگي نگرفتي، ربطي نداره
وايستا وايستا
چرا ميگي من؟
آهان اون دوستت
اين با افسردگي ارتباطي نداره
پس چه بيماري ايه؟
مرض عشق
امکان نداره
شنيدي يا نه که يهوديا ميگن آدم سه تا چيز رو نمي تونه پنهان کنه
فقر، سرفه و عشق
يه زمان شما عاشق يه نفر شدي
وايستا وايستا من نه
من گفتم که يکي از دوستامه
درسته دوستت
توجه کن به کلمات اشتباهت. من نيستم
يه زمان که دوست شما عاشق کسي بشه
بدون اينکه بتونه احساسش رو کنترل کنه بهش فکر مي کنه
نمي تونه نگرانيش نسبت به اون رو کنترل کنه
وقتي ترکش مي کنه عصبي مي شه
وقتي نزديکشه مثل اينه که همه ي دنيا تحت تاثير اون يه نفره توي فکرت
No comments yet. Be the first to leave one.