Crossing

Crossing

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Crossing 2024 WEB-DL 1080p MUBI Dream Per
ناشر CinemaDreaming
🟦 Cinema Dreaming • تارخ علی‌خانی 🟦

برچسب‌ها

webdl
mubi
cinema_dreaming
persian_cc
تاریخ انتشار: 2024-09-02
تعداد دانلود: 141
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫[در هر دو زبان‌های گرجی و ترکی تبعیض جنسیتی ‫وجود ندارد و در آن جنسیت خنثی‌ است]

‫عصبانیه که دوباره ماشین رو بردی.

‫واسم مهم نیست.

‫هوی پسر!

‫می‌شنوی چی می‌گم؟

‫باز چی می‌خوای؟

‫دوباره ماشین رو برده بودی بیرون؟

‫نه. ماشین چیه؟

‫نبردی؟

‫رفته بودم لب مرز دنبال یه سری گردشگر ترک.

‫گردشگر ترک چیه دیگه؟

‫به اصرار خودت سعی می‌کنم پول در بیارم دیگه.

‫با این ریخت و قیافه جلوی زنم نشستی؟

‫برو توی اون یکی اتاق کارت رو بکن.

‫واسه چی؟ پوشیده‌ام دیگه.

‫می‌گم برو!

‫یه سری خانم اومدن جلوی خونه.

‫ای بابا.

‫لیا خانم؟

‫لیا خانم.

‫روسو دختر، بیا اینجا! مهمان داریم!

‫نشناختی؟

‫نه.

‫شاگرد قدیمیت؟ زازا؟

‫چاق شدی‌ها.

‫اینجا چیکار داری لیا خانم؟

‫دنبال یکی از آشناهای خواهرزادمم.

‫قبلا اینجا زندگی می‌کرد.

‫جدا؟

‫آره، می‌گن از مرز رفته استانبول.

‫بیا داخل از زنم خبر بگیر.

‫حتما یه چیزی می‌دونه. خوش‌اومدی.

‫روسو!

‫ببخشید که بی‌خبر مزاحم شدم.

‫این چه حرفیه. بفرمایید بشینید.

‫پسر!

‫یه بطری خوب بیار!

‫خانم باکلاس و سرشناس هستن...

‫مثل شما که نیست.

‫آینده گرجستان رو نگاه کن...

‫به چه روزی افتادیم.

‫بی‌خوری‌ام. همه بی‌خودی‌ان.

‫لیوان‌ها رو بیار!

‫اومدم.

‫خب لیا خانم...

‫به سلامتی.

‫ببخشید که این حرف رو از من می‌شنوین.

‫کدوم حرف؟

‫توی کلبه‌ها آدم‌های سالمی زندگی نمی‌کردن...

‫فاحشه بودن.

‫منظورم این نیست که خواهرزاده شما...

‫اسم خواهرزادتون چی بود؟

‫اسمش رو گذاشته...

‫تکلا.

‫چی؟ آشنای شماست؟

‫نه.

‫یکی از همون دخترهای تراجنسیتی ‫ رو می‌گه دیگه.

‫حرف دهنت رو بفهم پسر!

‫به حرف برادرم گوش نکن.

‫خواستم کمکش کنم!

‫تسلیت می‌گم لیا خانم.

‫واقعا خیلی غم‌انگیزه که چنین اتفاقاتی...

‫همین‌طوره.

‫پسر.

‫بله؟

‫تو می‌شناسیش؟

‫نه، صرفا یه چند باری دیدمش. همین.

‫یه سریشون با هم زندگی می‌کردن، ‫ولی بیرونشون کردن.

‫خیلی‌خب پس...

‫اصلا واسه چی دنبالش می‌گردی لیا خانم؟ ‫ولش کن بره.

‫باز هم معذرت می‌خوام که بی‌خبر مزاحم شدم.

‫خواهش می‌کنم.

‫خانم!

‫وایستا خانم!

‫می‌ری استانبول دنبال خواهرزادت بگردی؟

‫چون نشانیش رو دارم.

‫بگو.

‫یه لحظه...

‫دیدی؟

‫این چیه دیگه؟

‫ترکی نوشته.

‫- گرجی بنویس. ‫- می‌شه من هم باهات بیام؟

‫مامانم هم اونجا زندگی می‌کنه...

‫شاید بتونم پیداش کنم و یه شغلی گیر بیارم.

‫یکم ترکی بلدم!

‫سلام. من آچی هستم. حال شما؟

‫یکم انگلیسی هم از یوتیوب یاد گرفتم.

‫می‌تونم مترجمت بشم.

‫سلام. حال شما؟ چقدر؟

‫- آدرسش واقعا اینه؟ ‫- به خدا راست می‌گم.

‫محض این‌که یکی خبرش رو گرفت ‫آدرسش رو داده بود.

‫قبلا با هم گاهی‌اوقات یه سیگاری می‌کشیدیم.

‫بهم گفته بود اونجا یه سری دوست داره.

‫آدرسشون این بود. ‫رفت که با اون‌ها زندگی کنه.

‫هر دومون سود می‌کنیم.

‫- قبوله. ‫- قبوله؟ خدایی؟

‫وایستا ببینم. کی قراره بریم؟

‫- الان. ‫- همین الان؟

‫وایستا ببینم، یعنی همین الان؟

‫- کارت شناسایی داری؟ ‫- آره، خونه‌ست.

‫فردا صبح بیا لب مرز پیشم.

‫وای بر من.

‫خانم!

‫خانم!

‫- چی شده؟ ‫- بذار برسونمت خونه.

‫چی می‌خوای؟ چی شده؟

‫بذار ببرمت!

‫گفتم فردا صبح بیا پیشم.

‫- کجا زندگی می‌کنی؟ ‫- توی خولو.

‫کارت شناساییم دست برادرم بود، ‫باهاش درگیر شدم که ازش بگیرمش.

‫زدم توی صورت مزخرفش رو ترکوندم! ‫اگه بودی می‌دیدی.

‫پس تو خاله‌اش هستی؟

‫درسته.

‫یعنی مادرش خواهرت بود؟

‫خاله یعنی همین دیگه.

‫- خب خواهرت کجاست؟ ‫- فوت کرده.

‫حالا واسه چی می‌خوای تکلا رو پیدا کنی؟

‫به مادرش قول دادم که پیداش کنم ‫ و برگردونمش خونه.

‫خواسته قبل از مرگش بود.

‫گمونم برادرم تکلا رو خوب بشناسه.

‫خیلی پیش می‌اومد ‫ یواشکی بره به کلبه‌ها سر بزنه.

‫خوشحالی که قراره...

‫بس کن دیگه.

‫نمی‌خوام کل مسیر زر بزنی. خب؟

‫هرطور تو بگی خانم.

‫از مشروب و مواد هم خبری نیست. ‫فهمیدی؟

‫من رو چی فرض کردی؟

‫حواست به جاده باشه.

‫چرا وایستادی؟ در رو ببند دیگه.

‫هیزم تموم کردم.

‫شب اینجا خیلی سرد می‌شه.

‫کمک کن.

‫برو از حیاط همسایه گوجه و خیار بیار.

‫شوخیت گرفته دیگه؟

‫برو دیگه.

‫مترجم: «تارخ علی‌خانی» ‫ تلگرام: aManOfWar@

‫بیدار شو.

‫همراه خودت پولی هم داری؟

‫نه، نه راستش.

‫پس فهمیدی واسه چی خیار می‌خوایم.

‫- خانم لیا؟ ‫- چی می‌خواین؟

‫مامانم دید که از باغمون ‫گوجه و خیار قرض گرفتین.

‫گفت شاید یکم پلاموشی هم بخواید.

‫که این‌طور؟

‫- پسره کیه؟ ‫- به شما ربطی نداره.

‫داری می‌ری مسافرت؟

‫آره بابا. به مامانت بگو رفتم پاریس!

‫پاریس؟

‫وای!

‫بریم.

‫ممنون.

‫به هیچ‌جام نیست. ‫قرار نیست برگردم.

‫گذرنامه یا کارت شناسایی؟

‫یه لحظه.

‫ممنون.

‫سلام.

‫سلام.

‫دقیقا همون شکلیه.

‫چه انتظاری داشتی؟

‫مگه اینجا یه کشور دیگه نیست؟

‫صبر کن استانبول رو ببینی.

‫وایستا ببینم، مگه قبلا رفتی استانبول؟

‫یه بار.

‫خب چطوری بود؟

‫یادت رفت توی ماشین چی گفتم؟

‫آره ببخشید. حرف نمی‌زنم لیا خانم.

‫ولی حتما باحال بوده دیگه؟

‫بدک نبود.

‫- سلام. ‫- سلام.

‫سلام.

‫همه این‌ها.

‫واسه برداشت چای می‌رین ریزه؟

‫آره.

‫طلا هم قبول می‌کنین؟

‫بله.

‫مال خواهرمه. واسه عروسیشه.

‫قبلا مال مادربزرگم بود.

‫باعث خوش‌شانسی می‌شه.

‫طی این سال‌ها فروختیمشون، ‫ولی این رو نگه داشتم.

‫- می‌خرمش. ‫- چقدر؟

‫- دو هزار و پونصد لیر. ‫- چی داری می‌گی؟

‫داره سرت کلاه می‌ذاره. ‫نفروش.

‫پول بلیط اتوبوس رو تو می‌دی؟

‫نه.

‫خجالت بکش!

‫توی باتومی سه برابر این پول می‌دن.

‫پدرسگ!

‫ساکت شو پسر.

‫ظاهرا طلافروشی هم بلده.

‫ممنون.

‫چورچخلا.

‫چی؟

‫چیه؟ حالا اون‌جایی که دهنی شده رو نخور.

‫می‌خوای؟

‫شوخی می‌کنی؟ چاچا آوردی؟

‫مگه نگفتی از مشروب خبری نیست؟

‫خیلی گرمه.

‫شاید بخاطر یائسگی باشه.

‫چیه؟ مامان‌بزرگم هم همین‌طوری شد.

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left