Breathless

Breathless

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Breathless(1983)
ناشر hooman.abn1355

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2024-03-20
تعداد دانلود: 46
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

بسیار خوب، همه شرط ها به پایان رسیده است. دیگر شرط بندی نیست، لطفا.

من فقط پسر بدی هستم

همه لباس های فانتزی پوشیده اند

من هیچ مشکلی ندارم

برای منفجر کردن حباب هایم

- سلام. - سلام!

دم آن دو نفر من دارم سوار ماشینشون میشم

"در تمام کهکشان ها، در تمام نقاط بی پایان فضا،

من هیچ سیاره ای را با برکت تر از این سیاره نیافتم."

"و هنوز، در جنون غیرقابل کنترلش،

نسل بشر به دنبال نابودی این جواهر درخشان است،

این کره مبارک، که مردم آن را زمین می نامند."

"و گرفتار این دنیای جنون

ایستاده من!"

" موج سوار نقره ای!"

آره بله، شما به آنها بگویید، سرفمن! شما به آنها بگویید!

زندگی فقط یک کاسه گیلاس است

من زحمتی نمی کشم

برای تبدیل شبهایم به روز

سلام پورشه کوچولو!

دوست داری با من بری خونه، پورشه کوچولو؟

من را تا لس آنجلس ببر تا بچه ام را ببینم!

من می توانم همه مردم را ببینم، آنها به من می خندند

چون من به طور طبیعی دیوانه هستم

پسر بد

همه لباس های فانتزی پوشیده اند

جسی! جسی!

- جس، منو با خودت ببر! - نه! خطرناکه عزیزم

جس، من از هیچ چیز نمی ترسم!

بیا پورشه کوچولو! بیا دیگه! بیا دیگه!

آره درست است! آره

خیلی خوب.

پس اول برم پول بگیرم بعد میرم از مونیکا بپرسم.

من می گویم "مونیکا، تا حالا مکزیک رفتی عزیزم؟

من می گویم "مونیکا، عزیزم با من به مکزیک می آیی؟"

"مونیکا، تو با من به مکزیک می آیی!"

من و مونیکا!

زیرا من به شما خواهم گفت که چگونه خواهد بود!

من-مونیکا و من!

من و مونیکا! آره، من و مونیکا به Méjico می رویم!

به آن آسمان نگاه کن! ما اینجا موسیقی داریم؟

خوشگل نیستی؟

دیسکو

مانیلو.

من می دانم به چه چیزی نیاز داریم! ما به قاتل نیاز داریم! قاتل سنگ در!

آقای جری لی لوئیس و پیانوی دمپایی اش!

اگر می خواهی عاشق من شوی، لطفا اذیت نکن

اگر بتوانم تو را در آغوش بگیرم، عزیزم، بگذار فشار بیاورم

خب، قلب من، دور و بر می گردد

و عشق من پایین می آید

تو ترکم میکنی... آه... بی نفس!

اوه، همه جا می لرزم، عزیزم، می دانی چرا

مطمئنم که این عشق است عزیزم، حالا که دروغ نیست

بگذارید اینجا را نگاه کنم و ببینم چه کسی یک پورشه را گم کرده است.

وای! فریول های مقدس!

بی نفس!

اوه عزیزم!

مم، دیوانه!

عزیزم، تو خیلی زیاده روی

حالا میدونی که نمیتونم به اندازه کافی دوستت داشته باشم

اشکال ندارد مرا محکم بغل کنی

اما وقتی مرا دوست داری، درست مرا دوست داشته باش!

بیا عزیزم، حالا خجالت نکش

این عشق فقط برای من و تو بود

باد، باران، برف یا برف، من تو را می گیرم، عزیزم

خدای من! به آن آسمان نگاه کن!

تو ترکم میکنی... آه... بی نفس!

بیا دختر! لعنتی!

مادربزرگ کند بود، اما پیر بود!

هی، دختران! آیا تا به حال یک خوک را می بوسید؟

من می گویم "مونیکا! من می آیم، عزیزم! نزدیک تر می شوم!"

عزیزم... عزیزم

عزیزم، تو خیلی زیاده روی

لعنتی! یک پلیس!

خجالت زده! به خدا سوگند، من جنون زده ام!

بیا عزیزم، حالا خجالت نکش

این عشق فقط برای من و تو بود

باد، باران، برف یا برف

عزیزم، جری تو را به هر کجا که بروی می رساند

تو... مرا رها کن... آه...

بی نفس!

بیا دیگه!

لعنت خدا! پورشه تیکه تیکه!

یخ زدگی!

از ماشین دور شوید! بگذار دستانت را ببینم! از ماشین دور شو!

حرکت! گفتم حرکت کن! از ماشین دور شو پسر عوضی!

از ماشین دور شو وگرنه تو را باد می کنم!

خجالت زده

درست است. ادامه بده ادامه بده

در گوشه و کنار. هیچکس خانه نیست.

عزیزم من رنگ زرد رو دوست دارم

مونیکا - 19.

هیچکس خانه نیست.

شما چی فکر میکنید؟

هی فکر خوبیه

- سلام؟ - کیه؟

- روتوروتر. - سلام؟

- کی هست لطفا؟ - مرد استخر است. کلیدم را فراموش کردم

مونیکا!

من برای تو یک خرس هستم، عزیزم! من در اطراف درخت عسل تو بو می کشم!

مونیکا

شما فرانسوی!

تو کی هستی بی حال؟

شومک!

بازگشت به دیزنی لند برای شما.

تو خیلی خوشگلی

آه، عزیزم، عزیزم، محکم نگه دار

و اگر مرا دوست داری، درست مرا دوست داشته باش

و اگر مرا دوست داری، درست مرا دوست داشته باش!

بیا عزیزم، حالا خجالت نکش

زیرا عشق برای من و تو در نظر گرفته شده بود

پنیر!

هی، تولمچوف تکانش بده!

اونجا نه؟ آیا می دانید او کجاست؟

آره آره، جسی است. من تازه به شهر برگشتم

او مقداری پول برای من نگه می دارد. باید فورا آن را داشته باشم.

هی عزیزم بیا با من حرف بزن.

درست. او را سر کار بگیرید

شما کجا هستید؟

مونیکا

درباره تاریخ چیز زیادی نمی دانم

زیست شناسی زیادی نمی دانم

- الان کی اونجا هست؟ - مونیکا، دختر فرانسوی.

- الان دارن لهش می کنن! - اون بچه ها مثل خون آشام ها هستند!

دارند همه را پرت می کنند!

و من می دانم که اگر تو هم مرا دوست داری

این چه دنیای شگفت انگیزی خواهد بود

در مورد جغرافیا چیز زیادی نمی دانم

مثلثات زیادی بلد نیستم

در مورد جبر چیز زیادی نمی دانم

نمی دانم قانون اسلاید برای چیست

اما من می دانم یکی و یکی دو است

و اگر این یکی با شما باشد

اجازه دهید در این مورد به شما کمک کنم.

- متاسف. - اشکالی نداره تو داری عالی انجامش میدی.

فقط آن را زیبا نگه دارید.

برو لطفا

می توانم عشق تو را نسبت به خود جلب کنم

درباره تاریخ چیز زیادی نمی دانم

یک بررسی در حال انجام است. الان نمیتونی بری اونجا

برای من نگه دار

- سلام آفتاب! - اینجا امتحان داره!

این پسر کیست؟ او را میشناسی؟

نترس موج سوار نقره ای به کسانی که در مضیقه هستند خدمات می دهد.

- این یکی از دوستان توست، مونیکا؟ - اوه، نه، نه. اون منو نمیشناسه

من از تعمیر و نگهداری اینجا هستم. مرا فرستادند تا این میز را بردارم.

دیوانه ای؟ اینجا امتحان داره!

- برو جلو از من یک سوال بپرس. - حدودا تا کی می مونی، رفیق؟

من باید خیلی سریع این را به کلاس هنر برسانم.

آنها به چیزی نیاز دارند که موز را روی آن بگذارند تا بتوانند آن را بکشند.

وقتی موز روی زمین دراز کشیده است نمی توانید آن را بکشید.

- حالا، فقط یک دقیقه! - اینجا چه خبره؟

این یک لکه وحشتناک است.

یکی باید به امنیت آن مرد جوان زنگ بزند!

هی به این نگاه کن هی، مرد وحشی!

بچه ورزش خوبیه به او یک A بدهید.

- میتونی ادامه بدی مونیکا؟ - مطمئنی حالت خوبه؟

درباره تاریخ چیز زیادی نمی دانم

زیست شناسی زیادی نمی دانم

در مورد یک کتاب علمی چیز زیادی نمی دانم

درباره فرانسویی که گرفتم چیز زیادی نمی دانم

اما من می دانم که دوستت دارم

و من می دانم که اگر تو هم مرا دوست داری

این چه دنیای شگفت انگیزی خواهد بود

سلام بچه!

میخوای با من بری مژیکو؟

این کارو کردی چون من نیمه شب رفتم؟

آیا به خاطر خداحافظی نکردن احساسات شما را جریحه دار کردم؟

می توانستی برای من مدرک تحصیلی ام را هزینه کنی!

باشه، باشه، باشه، باشه! میدونم دیوونه ام من نمی توانم کمکی به آن کنم.

حدس میزنم دوستت دارم

عشق؟ یکی دو شب را با هم در لاس وگاس گذراندیم، همین.

- چهار بیا دیگه. بیا بریم مکزیک! - مسخره نباش!

- من باید مطالعه کنم. - خیلی خوب. کتاب های خود را همراه داشته باشید.

ما آنها را به لاک پشت های بزرگ می دهیم!

اما من نمی توانم، جسی.

من باید در مدرسه بمانم وگرنه خانواده ام دیگر برای من پول نمی فرستند.

نیاز به پول؟ این کاری است که من اینجا انجام می دهم. من یک کیسه بزرگ پول برمی دارم!

اما تو به من گفتی که در لس آنجلس دشمنان زیادی داری.

آره، دارم، دارم! دشمنان من و شما

- پس تو در خطر هستی. - آره، من یک ناامید هستم.

نا امیدی؟ چه مفهومی داره؟

یعنی من از تو ناامیدم مونیکا!

مثل انفجار در امتداد بزرگراه است، 90، شاید 100 مایل در ساعت حرکت کنید.

ناگهان یک شیب در جاده وجود دارد، برای مکیدن روده هایت بیرون!

نفست رفت!

اون من دور تو هستم، شکر! منم!

بی نفس!

تو منو می ترسونی جسی

شما نمی توانید به سادگی وارد زندگی یک شخص شوید و همه چیز را اینطور منفجر کنید.

لاس وگاس تعطیلات بود. این زندگی منه!

- بیا اینجا! - وای نه! برو کنار جسی!

اشتباه میکنی میدونی! لاس وگاس زندگی واقعی بود. اینجا تعطیلاته

سپس به لاس وگاس برگردید!

یک مامور گشت بزرگراه در لیست بحرانی بیمارستان مرسی در بارستو قرار دارد.

پس از تیراندازی در صحرای موهاوی.

او صبح امروز در نزدیکی خودرویی که دیروز در لاس وگاس به سرقت رفته بود پیدا شد.

گفته می شود ضارب به سمت لس آنجلس می رفت.

یک ژاکت با یک دسته پول اما هیچ قبض در محل باقی نمانده بود.

اینجا ما رفتیم.

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left