نخستین 200 خط.
وقتی که پرنده های مهاجر به زیستگاهشون برمیگردن
...بعد از ظهر ها میخوابن
و بعد غروب آفتاب هم پرواز میکنن
وقتی میبینین نزدیکتون هستن
باید آروم حرف بزنید و راه برید
درست همین شکلی
یواشکی قدم بردارین
فهمیدی؟
بله
...خب. میشه
با صدای آروم با پرنده ها خدافظی کنیم؟
آره آره
همگی لطفا دنبالم بیاید
چشم چشم
سلام.با کی اومدی؟
با مامان بابام آها
اسمت چیه؟ من کوان سونگ جوون هستم
یه سوال دارم بله؟
نمیتونیم بلند حرف بزنیم؟
پرنده ها هم دارن بلند بلند آواز میخونن
وقتی پرنده ها صدای پای مردم رو میشنون
احساس خطر میکنن و از روی غریزشون پر میزنن و میرن
به خاطر مسافت زیادی که از سیبری تا اینجا پرواز کردن خسته شدن
چه احساسی پیدا میکنن اگه به خاطر ما نتونن استراحت کنن؟
خیلی وحشتناکه
دقیقا
برای همینم باید ساکت باشیم و فقط تماشاشون کنیم
تا هر وقت که خواستن بتونن پرواز کنن
...پرنده ها وقتی با گروهشون پرواز میکنن
اونقد راحت خسته نمیشن
خانوم نا مو هیون
هی این رو ببین بله؟
چرا انقد تاریکه؟
اگه جلوی نور عکس بگیری
میتونی حرکت پرنده ها رو ببینی
خیلی خوبه مگه نه؟
خودت امتحان کن ممنونم
مو هیون همه ی عکس هایی که امروز گفتم تار شده
به اون مرده که با اون لنز بزرگش داشت عکاسی میکرد حسودیم میشه
همونی که کلاه سرمه ای سرش بود؟
دلم میخواست یه نگاه به عکس هاش بندازم
کانگ پیل جو
پیل جو
پیل جو بله؟
زودباش
هی
برای محاکمه آماده ای؟
ممنونم ...بهتره وقتی این کلمه رو بگی
که هشیار شدی
میدونی مردم وقتی مستن چیزی که تو ذهنشونه رو میگن
کجا داری میری؟
خودم رو تحویل بدم
مجبور نبود همچین چیزی بگه
کفش راحتی میخواین بپوشید؟
اونجاست
خیلی وقته گذشته
تو که مسئولش نیستی چرا اینجایی؟
...نمیدونم
چطوری به خاطر برادرم ازت تشکر کنم؟
که تو شرکت چونگ آ کار گیرش اومد
هی بقیه ممکنه فکر کنن پارتی بازی کردم
خیله خب. تصمیمت چیه؟ میخوای چیکار کنم؟
زندانی شدن
وکیل شکست ناپذیر کانگ پیل جو میخواد زندانی شه؟
گزارش باید باورکردنی باشه
کدوم قاضی مسئول محاکمه ی منه؟
اوناهاش اون بالا
زود باش از این طرف
توقع داری زندانی شی؟
چیزی که رسانه ها پخش کردن حقیقت داره؟
کی مجبورت کرد خودت رو تحویل بدی؟
...اینطور به نظر میاد که شما
گناه مدیر جانگ بو چون از شرکت چونگ آ رو به گردن گرفتید
چی فکر میکنید؟
لطفا توضیح بدید لطفا برید کنار
لطفا راه رو باز کنید صبر کنید جوابمون رو بدید
وکیل مدافع تصمیم گرفته مدیر جانگ بو چون رو احضار کنه
پسر بزرگ رئیس جانگ کوک هوان از گروه چونگ آ
...مسئول نقض قرارداد هستند
همونطور که سود غیرقانونی رو نسبت به صدور حق انحصاری ایجاد کرد
...وکیل کانگ پیل جو از تیم استراتژی چونگ آ
داوطلبانه پیش دادستان اومدن و مسئولیت همه چیز رو گردن گرفتن
دلم میشکنه رسما دستگیر شده
توام باید همین حس رو داشته باشی مامان ...گزارش از سئول
برای همچین مواقعی کنارت نگهش داشتم
خوب غذا میخوری؟
خندیدی
من چقد برات اهمیت دارم؟
...من کسیم که میتونم
این مرد سنگدل رو به خنده بندازم
میخوای بدونی چرا من اینجام درسته؟
اینجام تا کارم رو انجام بدم
گفتی وقتی هشیار شدم ازت تشکر کنم
ممنونم پیل جو خواهش میکنم
بذار ببینم
این برای منه
این مشروب مورد علاقته
اگه به خاطر تو نبود
من کمک پدربزرگم رو از دست میدادم
...اون جانگ یو چونه پررو و کله شق
اصلا اهمیت نداد
...تورو
یه خسیس عوضی میدونن
که اصلا از تو بعیده من دقیقا همینطوریم
من خیلی حریصم
...از سر تا نوک پام
حرص و طمع دارم
نمیدونستی مگه نه؟
باز داری مسخره میکنی
مردم تورو تحقیر میکنن
میگن تو سگ چونگ آ هستی
ولی بهشون اهمیت ندین
خدای من
حتما کلی پولشه
این دیگه چه جور عوضیه؟
من فقط شماره ی والدینت رو میخوام
وقتی برسن اینجا
تو رو میسپارم بهشون
و ازشون پول میگیرم
پیل جو حتی برای داروهای پدرش هم پول میگیره
بچه ی لوس انقد گریه نکن
خدای من خیلی کله شقه
حواست بهش باشه
هی گوش کن
شرکت چونگ آ رو میشناسی مگه نه؟
آره پدربزرگم رئیس اونجاست
اگه کمکم کنی از اینجا فرار کنم
بعدا حسابی برات جبران میکنم
پس زنگ بزن به خانوادت بگو با خودشون پول بیارن
بعدش هیونگ میذاره از اینجا بری
...کسی که بیشتر از همه
تو دنیا ازش متنفرم پسر عموم جانگ یو چونه
اگه بفهمه من تو دردسر افتادم
تا سر حد مرگ اذیتم میکنه
...یعنی میگی
دلت نمیخواد جلوش تحقیر بشی درسته؟
فکر کردی داری چیکار میکنی؟
برو ولم کن
گفتم بدو بدو ولم کن
چطور جرئت میکنی فرار کنی؟
هی
هی
پاشو
بیدارشو
چشمات رو باز کن
هی
هی
لطفا بشینید
کی زدتت؟
جفتشون ادعا میکنن که تورو نزدن
خودش بود
کانگ پیل جو من رو زد
دیوونه شدی؟
من نزدمت
اون عوضی بود که من رو زد
هی هی
کارت خوب بود
خسته نباشی
سرده
چرا آوردیش اینجا؟
بیارش
خداروشکر که هنوز گرمه
صبر کن
این توفوی طلاست
همه اش رو باید بخوری
وقتی رفتیم به هتل چونگ آه زنگ زدم
حتما اولین شبی که اومدی بیرون از زندان رو بیرون باشی
همه ی انرژی های بد رو بریزی دور
بدون هیچ خستگی بیای خونه
خدایا
خیلی باحاله
چیکار میکنی؟
میخوام با کلاس علوم برم پرنده ها رو تماشا کنم
داشتم تحقیق میکردم
خدای من تو خیلی تلاش میکنی
در هر صورت
...به قرار گذاشتن با برادر شوهرم که
اونروز بهت گفتم فکر کردی؟
زیاد به قرار های از پیش تعیین شده اشتیاقی ندارم
قرار های از پیش تعیین شده مزخرفن
...پس باید به برادر شوهرم بگم
مواقعی که وقتش آزاده دورو بر مدرسه پرسه بزنه
تا این حس عشق در یک نگاه تورو راضی کنه
این تنها راهشه
راستش یکم با پیشنهادت وسوسه شدم
مامان
داری من رو مجبور میکنی با این حقوق کم معلمی برات استیک گرون بخرم؟
آره
...حتما باید دخترم برام
یه استیک گرون قیمت تو یه هتل مجلل مهمونم کنه
خدای من
باشه
امروز برات استیک میخرم
مامان حالا که اینجاییم چیزی که دوست داری سفارش بده
باشه؟
نمیتونیم برگردیم خونه
...یه چیز خوب سفارش بده
نه. فقط ارزون ترینش رو سفارش بده
عذاب وجدان میگیرم اگه خیلی گرون باشه
خدایا الان داری این رو میگی؟
No comments yet. Be the first to leave one.