Transporter: The Series

Transporter: The Series

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Transporter The Series S01E03 the generals daughter 720p hdtv x264-2HD [ By : AliRezA P & Saeed mr ]
ناشر AliRezA P
https://tvcenter.cc/forum/thread8206.html

برچسب‌ها

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
تاریخ انتشار: 2013-01-13
تعداد دانلود: 52
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

"The General's Daughter"

"سلام، "کارلا امروز صبح چطوري ؟

نقل و انتقال کجاست ؟ - خوش خلقي ها -

چون هنوز مشکلي پيش نيومده

قرار نيست مشکلي پيش بياد نبايد اينو ميگفتي

حالا که اينطوره، خوش خلق نيستم، مرسي خيرِ سرم واسه کمک اينجام

الان مختصات رو ميفرستم

شبيه يه پارکـينگ ـه

چطوري اين همه خطرُ به جون ميخري، "فرنک" ؟

، بخاطر سفرش کاري به مقصدش ندارم

بازم داري از "کارلا بروني" نقل قول ميکني ؟ چرا ؟ حسوديت ميشه ؟

کمکي از دستم ساختست ؟ ميدوني با روشن گذاشتن موتور ماشين

داري لايه اوزون رو سوراخ ميکني ؟ گمونم تاحالا به اين فکر نکردي که

سوخت ماشينت رو به سوخت هاي گازي تبديل کني مثل ماشين خوده من

عالي شد ! يه ماشين کم سوختِ ديگه

چرا تيراندازي ميکنن ؟

اين کارا چيه ؟

جريان چيه ؟

! مرسي

! واي خدايا

! بذار برم

آخه چه خبره ؟ اينا کي هستن ديگه ؟

کمربندتو ببند

! لعنت

چيکار ميکني ؟

! ببين چه بلايي سر ماشينم آوردي

بابت ماشينت شرمندم دفعه بعدي الکتريکي بخر

جونم ؟

ظاهراً منطقه تحويل محموله به خطر افتاده بود

پس تحويلي درکار نيست ؟ "هنوزم بسته رو ميخوان، "فرنک

بايد مينداختمش توي رودخونه

دارم مختصات جديد رو واست ميفرستم

کجاست ؟ - صندوق عقب -

بابت تغييري که دقيقه نود پيش اومد متاسفم

... ولي پيش مياد ديگه

گمونم اين نتيجه کارمونه

جز يه موردي

: قانون شماره يک هيچوقت معامله رو تغيير نده

"سلام، کاراگاه "تارکني - ! فرنک"، چه عجب خونه اي" -

کمکي از دستم برمياد ؟ - خب ... مطمئنم چيزي نيست -

توي يه پارکينگي

سانحه اي رخ داده موضوع جالبيه

چرا نمياي داخل تا درموردش بحث کنيم ؟

خب، در مورد اين سانحه ؟

از همه چيز بدتر همين قاچاقچي هاي موادن

يکي ميخواست محموله رو بدزده

يکي هم ميخواست جلوي اونارو بگيره

فکر کنم تو چيزي راجع بهش ندوني ؟ - نه -

يه شاهد اونجا بوده - اوه -

پس بايد با همون صحبت کني - يه "دختر" بود -

يا يحتمل ميدونستي که يه "دختر"ـه

و ميخواستي منو گول بزني

اوه

مطمئن نيستم داستانش چقدر موثق و درسته

يه احساسي دارم که ميگه يه چيزي رو از قلم مينداخت

... جووناي امروزي رو که ميشناسي

يه سفر کاري ديگه ؟

!سلام جيگرم

زيدمه - "لوس بازي در نيار، "فرنک -

مشتري ميخواد بخاطر اون ضربه اي که بهش زدي شکايت کنه - خب، نظر لطفشونه -

بهش بگو هرموقع که خواست باهاش نهار ميخورم

ميتوني هفت ساعته تا برلين بري ؟

... يکم زوده

ولي اگه مادرت اصرار ميکنه خب مشکلي نمي بينم

باشه، وقتي تاييد کردي من جزئيات رو واست ميفرستم

نگفت کراواتش مشکي باشه ؟

فرنک" ، تا جايي که به من مربوط ميشه" ميتوني لباس دلقک هارو بپوشي

خدافظ عزيزم

کاراگاه، نميدوني از کجا ميتونم لباس مجلسي کرايه کنم ؟

ظهر بخير مختصاتِ دريافت محموله رو گرفتم

"هتل "گندرمنمارک

همينطور يه عکسم واست ميفرستم

رابط اينه ؟ - نه، بسته اينه -

مشتري ميخواد مطمئن بشه که اون دختره به سلامت از برلين خارج ميشه

و عکسش زياد جديد نيست

پس بايد يکم تغيير کرده باشه

تو بايد راننده باشي

سلام، چي شده ؟

آره، عجله ندارم

نه، نميتونم

بايد برم بابامو ببينم واسم راننده فرستاده

نميدونم نه، اخيراً خيلي عجيب رفتار ميکنه

! ببخشيد، خانومي من طبق زمانبندي اينجام

ببين، من دوباره باهات تماس ميگيرم، باشه ؟ خدافظ

! خب ؟ بيا بريم

چمدونام جلوي هتل ـه

يه دقه ديگه ميام

باشه، بيا بريم

! خدمتکار هتل

بفرماييد ؟ - اين دختره کجاست ؟ -

فکر کنم همون دخترست ... که توي اتاق پرو ـه، ولي

نظرت چيه ؟ خوبه ؟

خيلي خوشگله - يه چيز ديگه رو امتحان ميکنم -

نرو؛ نظر يه مَرد رو ميخوام بدونم

خيلي خوبه

آره ؟ - هيس -

خفه شو - نميتوني اين کارو کني -

نميتوني - ولم کنين -

! بس کن ! اوه

يالا اينو بپوش

فقط يه دقه طول ميکشه

! بيا بريم چيه ؟

کي ميخواد اينجارو تميز کنه ؟

الان ميتونم وارد ماجرا بشم دختره پيششه

هرچيزي که ميخواستيم رو بدست آورديم از هر کاري که ميکنه، مدرک جمع کن

فقط اجازه همين کارو داري اونو ميخوايم يا نه ؟

اجازه نداري قدمي فراتر برداري

چي ؟ کي اين قدرت رو داره تا مجوز بازداشت بين اللملي رو منع کنه ؟

! آمريکايي ها

ژنرال برگِ برندشونه ميذاريم خودشون بهش رسيدگي کنن

و رابط هاش چي ؟

خودتو قاطي اين قضيه نکن اين يه دستوره

چه خبر شده ؟ اونا کي بودن ؟

بايد يه کاري کرده باشي که شديداً عصبي شده باشن

من دخلي توش ندارم دنبال تو بودن

چي ؟

من استخدام شدم تا از برلين خارجت کنم و به يه خونه امن ببرمت

منم دارم همين کارو ميکنم

آقاي "ترامپ"، يه مَردي همراش بود يجورايي محافظ شخصيش بود

قبل از اينکه اين سه نفر بتونن از هتل خارج بشن پليس جلوي در هتل بود

فکر ميکنين ما آلماني اين روزا به چي معروفيم ؟

: منظورم به جز اين موارد تابلوئه

هيتلر" و جوراب پوشيدن همراه با کفش راحتي"

قابليت اطمينان واسمون يه تکليفي مشخص ميکنن

سر موقع حاضر ميشيم و با صرفه جويي هم خاتمه پيدا ميکنه

شايد دنيا از ما خوشش نياد

ولي تا زماني که کارمونو انجام ميديم بهمون نياز دارن

... چون، اگه اينکارو نکنيم

. حقِ زيستن رو از دست ميديم، ميدونين

و تمدنمون همراه خودمون دفن ميشه

يه دکتر نياز دارم

! آخ

ديگه نه شما هم دکتر ميخواين ؟

راجع به اين قضيه خوشحال نيستم

شايد وقتش رسيده يکم بيشتر جذبه نشون بدم

چقدر خوابيدم ؟

چندصد کيلومتر

اسمت چيه ؟ قانون شماره 2 : اسمي رد و بدل نميشه

قانون شماره 2 ؟؟؟ مگه چندتا قانون هست ؟

شغل پدرت چيه ؟

ژنرال ارتش آمريکا بود

چي شد ؟

معمولاً ژنرال هاي بازنشسته اونقدر پول ندارن

که نظر گروگان گيرا جلب بشه

آره خب حالا يه مشاور ـه

توي معامله هاي بزرگ با پيمانکارهاي دولتي همکاري ميکنه

... سازمان هاي وابسته به ارتش

هفته پيش؛ همراه با رئيس جمهور فرانسه کنفرانس داشت

! بابا "ديليا"

خوشحالم دوباره ميبينمت، بيا داخل يه آبي به دست و صورتت بزن

بيا داخل جريان چيه ؟

پدرت باهات صحبت نکرد ؟

آها، درسته، بهم گفت ميخواد يه مدتي باهام باشه

و واسم راننده فرستاد و الانم واسه نجات جونم دارم فرار ميکنم

ببخشيد، ايشون کي باشن ؟

اون يه « انتقال دهنده » ـست

ببين، من دستيار شخصي پدرتم ولي به اين معني نيست که همه چيزو به من ميگه

حالا هرچي

اخيراً هوش و حواسش رو از دست داده گمون ميکردم شايد نگرانته

! شک دارم

فقط موقع تبريک تولدم، و پول ماهانه ام بهم زنگ ميزنه

درست نيست خودتم ميدونم درسته

توي اين چندسال گذشته تو بيشتر از اون حواست بهم بود

ببين، اگه واقعاً ميخواي بدوني جريان چيه

بدون رودروايستي بايد بري از خودش بپرسي، خب ؟

فعلاً، نميتونم به هيچکي از توي سازمان خودم اعتماد کنم

اينارو خودم ميدونم

سه نفر قبل از اينکه بتونم از هتل خارجش کنم ميخواستن "ديليا" رو ببرن

دقيقاً ميدونستن کجا ميتونن پيداش کنن يکي داره لو ميده

از همين مي ترسيدم

توي هرکاري که پات گيره، چه ربطي به دخترت داره ؟ - ربطي نداره -

فقط واسه بعضي از شرکاي کاريم اهرم فشار محسوب ميشه

تا نذارن کاري که ميخوام رو انجام بدم

تازه فهميدم که شرکام توي کاراي بيشتري از ارز و پول دخيلن

دارو، هروئين، فاحشگي

!از اينجور کارا

ولي بخدا قسم، نميدونستم

و وقتي که فهميدم، تهديدم کردن که پته منم روي آب ميريزن

بگو که تو اينکارارو نميکردي

بگو که پول هارو از اين طريق بدست نياوردي

"بايد درک کني، "ديليا

بعد از اينکه از ارتش بيرون اومدم هيچي نداشتيم

و ميخواستم بهترين هارو برات فراهم کنم

بعضي از رابطين توي اروپاي شرقي بهم پيشنهاد دادن

فکر نکردم

سوابق تمامي معامله هارو نگه داشتم

اسم ها، تاريخ ها، مبلغ ها همش همينجاست

ميخواستم بيارمت اينجا چون اگه نتونم به اين قضيه فيصله بدم

ممکنه واسه يه مدتي همديگه رو نبينيم

اين تنها نسخه اش هست

بگيرش، محض احتياط دست تو باشه

بايد اوضاع رو درست کنم

نميذارن قِسِر در برم

من کارمو کردم بسته رو تحويل دادم

کارمون تموم شد

نه، خواهش ميکنم ! صبر کن

فقط ازت ميخوام اونو به پاريس ببري و سوار هواپيماش کني

ديليا" رو به مادرش توي آمريکا برگردون"

بايد فکر کني کلاً احمقم

درمورد چي صحبت ميکني ؟

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left