The Dark

The Dark

دانلود زیرنویس Farsi/persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Dark S01 AMZN WEB 30NAMA POORUYO Fa
ناشر PersianSUB
سی‌نما تقدیم می‌کند ‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی ‫∞ POORUYO ∞

برچسب‌ها

webdl
amazon_prime_video_synced
تاریخ انتشار: 2026-08-07
تعداد دانلود: 1
مخصوص ناشنوایان: No
FPS: 23.976

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi/persian

نخستین 200 خط.

‫مامان؟ ‫مامان؟ مامان؟

‫جونم، عزیزم؟ ‫چی شده؟

‫توش هیولا داره؟

‫نه، عزیزم. ‫این یکی هیولا نداره.

‫یه رازی رو بهت بگم؟

‫هیولاها از من می‌ترسن.

‫پس تا من رو داری، ‫از هیچی نترس، عشقم.

‫من چی؟ ‫از من هم محافظت می‌کنی؟

‫نظرت چیـه؟ ‫مراقب مامانی هم باشیم؟

‫ای پدرسوخته.

‫یه‌کم از اون پف‌وفیلی که ‫برات خریدم رو بده ببینم.

‫چقدر شوره. ‫حالم بَد شد.

‫من برم دست‌شویی. ‫پیش مامانی می‌مونی؟

‫نگران نباش.

‫سلام، کارآگاه.

‫چی می‌خوای؟

‫دخترتـه؟

‫- شیرینی می‌خوری؟ ‫- نمی‌خوره.

‫شکر دندون رو خراب می‌کنه.

‫عزیزم، حالم یه‌کم بَده.

‫ببخشین، ولی مجبوریـم بریم.

‫می‌خوام آخرش رو ببینم.

‫- بعداً باز می‌آیم. ‫- بریم.

‫دخترم رو ازم گرفتن، مونیکا.

‫راستی چشم‌هاش به باباش رفته.

‫مونیکا، ولش کن.

‫لوسی رو ببر توی ماشین. ‫دَرها رو قفل کن.

‫بریم، لوسی. ‫نگران نباش.

‫نمی‌دونه یه دختر داره... مگه نه؟

‫هیچی بَدتر از این نیست که ‫بچه‌ی یه مادر رو ازش بگیرن.

‫بَدتر از اون هم هست. ‫مثلاً الان می‌کُشمت

‫و یه جایی دفنت می‌کنم ‫که هیشکی پیدات نکنه.

‫و دخترت هم

‫تا آخر عمر به این ‫فکر می‌کنه که مادرش

‫بهش اهمیت نداد و دنبالش نیومد.

‫لوسی درباره‌ی دیشب چیزی نگفت؟

‫نه بابا، داره با خیال ‫راحت هویج می‌خوره.

‫اون زنه از همون فرقه بود، نه؟

‫- یه‌وقت با ما کاری نکنه؟ ‫- توی این چیزها دخالت نکن.

‫می‌خوام کمکت کنم.

‫خودم هوای همه‌مون رو دارم. ‫نگران نباش.

‫به هِیتلی می‌گم پیگیری کنه.

‫- بگو. ‫- یه جسد توی کانلویینگ پیدا کردن.

‫- کانلویینگ کجاست؟ ‫- یه ساعت راهـه.

‫الان می‌آم.

‫کرافورد همینـه؟

‫چه عجب یه همکار گرفتی.

‫خیلی وقتـه تنها بودی.

‫خوش‌تیپ که هست.

‫بس کن.

‫- حالا پرونده‌ت چی هست؟ ‫- مامان.

‫می‌دونم نمی‌تونی بگی. ‫ولی گفتم محض اطمینان بپرسم.

‫خدافظ، عشقم.

‫مماچ.

‫خدافظ.

‫یه روز برات خورش ‫مخصوصم رو درست می‌کنم.

‫آویشن هم می‌زنم که ‫انگشت‌هات رو بخوری.

‫دهنم آب افتاد.

‫بی‌صبرانه منتظرم، آنجلا.

‫اوه‌اوه، گیر افتادم.

‫مادر باحالی داری.

‫اون دختره که الان ‫باهاش بودی، «سوفی کار»ـه.

‫چندین بار دستگیرش کردم.

‫سابقه‌ش مثل اعتمادبه‌نفس تو زیاده.

‫اگه بخوام سمت دخترهایی ‫که تو دستگیر کردی، نرم...

‫توی این شهر تک‌وتنها می مونم.

‫مطمئنـم خوش نداری ‫زیاد از خونه دور بشی.

‫- چطور مگه؟ ‫- هیچ مادری نمی‌خواد از بچه‌ش دور بشه.

‫واسه درددل نیومدیم.

‫سعی کن ذهنت رو خالی کنی ‫و برای پرونده آماده بشی.

‫خدای بزرگ.

‫حالا چرا اینجا؟

‫مردم اینجا جسد دفن می‌کنن، ‫نه که به نمایش بذارن.

‫کارول، اول تو پیداش کردی؟

‫یه زمانی خواب‌وخوراکم ‫درست بود، مونیکا.

‫ولی این شغل لامصب...

‫فقط من و مهندسی که ‫پیداش کرد، اینجا بودیم.

‫نمی‌خواستم مزاحم خواب بقیه بشم.

‫فکر کنم... نهایتاً ۲۰ سالشـه.

‫- چقدر از جاده فاصله داریم؟ ‫- تقریباً ۸۰ متر.

‫ردپایی نیست...

‫رد کشیده‌شدنِ جسد هم نیست.

‫وضعیت وحشتناکیـه، ‫ولی بدنش کثیف نشده.

‫- زیادی تمیزه. ‫- پس یعنی...

‫یه جای دیگه کُشته و تمیز شده ‫و تا اینجا آوردش؟

‫می‌تونی یه جسد رو ‫تا اینجا حمل می‌کنی؟

‫من که ورزشکارم بابا.

‫آها، پس قاتل زورش زیاده.

‫- و مذکره. ‫- مذکر؟

‫آره.

‫جسد با وسواس تنظیم شده.

‫حالت دست‌هاش مثل دعاست.

‫ولی چرا اینجا؟

‫خیلی جَوونـه.

‫بالاخره با تَمی قرار می‌ذاری؟

‫خوش اومدی.

‫باز پنجه‌هات رو خشک نکرد، آره؟

‫ای بابا. ‫حداقل خوبـه بیرون می‌برت.

‫(شعار یکی از جنبش‌های ملی معروف بریتانیا در جنگ جهانی دوم)

‫چیزه... من رفتم.

‫دوست دارم یه‌کم با هم وقت بگذرونیم.

‫بعدش جای دیگه‌ای نری.

‫باشه.

‫خط تلفن قطع شده.

‫خرابی بعداز ساعت ۱۰ دیشب گزارش شده.

‫- قاتل می‌خواسته جسد پیدا بشه. ‫- آره.

‫یعنی توی تاریکی ‫از اون دکل بالا رفته.

‫مرتیکه‌ی مریض.

‫- بالاخره اومد. کارآگاه ایوان دیلون. ‫- صبح به‌خیر.

‫سفر راحتی داشتی؟

‫توی راه از منظره و موسیقی لذت بردی؟

‫ببند، کانِر. ‫اینجاها رو بلد نیستم.

‫مکان‌یابم من رو ‫از وسط چندتا مزرعه رد کرد.

‫خب، چی‌کار کنم؟

‫به‌جای مکان‌یاب، ‫کتابچه‌ی نقشه بخر.

‫ساعت‌های ۱۰ شب، ‫قاتل سیم تلفن رو قطع کرده.

‫هر ماشینی توی اون ساعت ‫اینجا بوده باشه، سریع لو می‌ره.

‫پس دوربین‌ها بررسی بشه ‫و از مردم پرس‌وجو کنین.

‫به روی چشم.

‫به‌زودی خبرش همه‌جا می‌پیچه.

‫تا نریختن سرمون، باید دست بجنبونیم.

‫دوباره هم می‌کُشه، نه؟

‫- ای وای. ‫- می‌شناسینش؟

‫بله، می‌شناسمش.

‫شیر داشته باشه؟

‫غذا چی میل دارین؟

‫رابرت.

‫دیر کردی!

‫بله... عع... ‫شرمنده‌ام.

‫می‌گه شرمنده‌ام و همچنان ‫مثل مجسمه بهم خیره شده.

‫آها، بله...

‫رفتم. ‫شرمنده.

‫ببین... مشتری آمریکایی داریم.

‫عاشق لهجه‌ی اسکاتلندی‌هائـن.

‫الکی بهشون گفتم ‫نِسی رو به چشم دیدم.

‫(هیولای «نِسی» توی فرهنگ اسکاتلندی‌ها یه نماد مشهور به حساب می‌آد که ‫گفته شده توی دریاچه‌ی لوخ‌نِس در هایلندز زندگی می‌کنه.)

‫- برم انعام‌ها رو درو کنم. ‫- موفق باشی.

‫چیزی نیاز ندارین؟

‫همه‌چی عالیـه. ممنون.

‫اسم قربانی «جِیسون مورگان»ـه.

‫مطمئنـی؟ ‫منتظر تأییدیه نباشیم؟

‫نه، مطمئنـم.

‫پنج سال پیش، برادرش نیکول گم شد.

‫من بازرس پرونده بودم.

‫خدایا... ‫دوتا پسر از یه خونواده؟

‫پیداش نکردی؟

‫بپیچ راست.

‫اون زمان شایعه شده بود

‫که پدر ناتنی‌ش، بارکلی، اون رو کُشته...

‫ولی شواهد نشون می‌داد ‫که نیکول فرار کرده.

‫- نیروی پشتیبانی خبر کنیم؟ ‫- از یه خونه می‌ترسی؟

‫سلام!

‫کسی نیست؟

‫سلام، بارکلی.

‫نیکول بالاخره از سوراخش دراومد؟

‫واسه جیسون اومدم، نه نیکول.

‫جیسون پسر خوبیـه. ‫مثل داداشش نیست.

‫دلیلی نداره واسه اون اومده باشین.

‫آخرین بار کِی دیدینش؟

‫- چرا می‌پرسه؟ ‫- ساکت.

‫دفعه‌ی قبل که اومدی، حامله بودی.

‫بچه به‌سلامتی دنیا اومد؟

‫جسد یه پسر جَوون رو پیدا کردیم.

‫- جیسون نیست. ‫- مطمئنـی؟

‫- کاملاً. ‫- به نظرم جیسون‌ـه.

‫- جسد نزدیک کانلویینگ بوده. ‫- امکان نداره.

‫ببخشید، آخرین بار کِی جیسون رو دیدین؟

‫جناب‌عالی؟

‫کارآگاه کانر کرافورد هستم.

‫ما دشمن شما نیستیم، ‫ولی تا جواب ندید، نمی‌ریم.

‫دیروز دیدیمش. ‫شبش پیش دوستش موند.

‫الان‌هاست که برگرده.

‫و دیگه باهاش حرف نزدین؟

‫همکارهام توی راهـن.

‫باهاشون برین که هویت جسد تأیید بشه.

‫اون جیسون نیست.

‫- بارکلی، وایستا. ‫- توی اتاقشـه.

‫- ای خدا. ‫- تا هویتش تأیید نشده...

‫خانم مورگان، صبر کنید لطفاً...

‫اتاقش باید دست‌نخورده بمونه.

‫لطفاً آروم باش. ‫وایستا.

‫تکون نخور!

‫بهش زنگ بزن.

‫جیسون. جیسون!

‫- بارکلی، وایستا. ‫- جیسون!

‫به هیچی دست نزنین.

‫چرا گوشی‌ش رو نبرده؟

‫- چه بلایی سرش اومده؟ ‫- می‌خوام همین رو بفهمم.

‫نه که واسه نیکول چیزی فهمیدی.

‫کِنِدی، من چیز کنم...؟

‫خانم مورگان، بریم پایین صحبت کنیم.

The Dark subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left