نخستین 200 خط.
. صبح بخیر - . صبح بخیر -
. صبح بخیر - . صبح بخیر -
خیاطی مارکز
. صبر کن
. ممنون
. شب بخیر . شب بخیر
کمک میخواین ؟
. ممنون
. من " الکساندرا " هستم
. کارلوس "، من طبقه پائین زندگی میکنم "
. ممنون
. حرفش رو هم نزنید
چی شده ؟
. خدانگهدار
. شب بخیر
. سلام - . صبح بخیر
. جای خیلی قشنگیه - . ممنون -
. بسختی هر خیاطی میتونه توی کشورم بمونه
این چیه ؟
. پشم
. متفاوته
. پشم خالص
، ولی اگه شما عادت داشته باشی لباس آماده بپوشی . متوجه این موضوع نمیشی
لباس آماده چیه ؟
. لباسهایی که توی کارخونه تولید میشه
، منظورت اینه که جنسشون خوب نیست درسته ؟
ارزونتر هستن ، درسته ؟
. مث گذشته نیستن
. لباس های دست دوز قدیمی
بهش چی میگن ؟
. جا سوزنی
، گوش کن
. من چندتا آگهی برای مشتریهات آوردم
، این برای ماساژه ... اگه بخوای کمکم کنی
شیاتسو ؟
تایلندی ؟
. این 60 یورو می اَرزه
. ولی با تبلیغ ، تو دهن ها افتاده
. از تو دعوت میشه یه بار امتحان کنی
. ماساژ جزو کار من نیست
، بیشتر مردم همینو میگن . و لی بعد خوششون میاد
. منو ببخشید
الو ؟
خُب ؟
کمکم میکنی ؟
. یه مدت وقت بده ببینم چکار میتونم بکنم
، راستش من اینجا کسی رو نمیشناسم
. و باید یه کم پول جور کنم
. البته
. من بابت اون دعوت جدی بودم
. تا موقعی که همسایه هستیم . هر وقت دوست داشتی
. بهش فکر میکنم
. خدانگهدار
. صبح بخیر
." صبح بخیر ،" دون گابریل - کجا میرفتین ؟ -
. میرفتم یه کاری انجام بدم ولی بفرمائید تو
حال شما چطوره ؟
. خواهش میکنم . بعد از شما
خونواده حالشون چطوره ؟ - . خوب ، ممنون -
میخواین کتتون رو بگیرم ؟
ماساژ الکساندرا
این چیه ؟
. یکی از همسایه ها
. تازه گذاشتش
میخوای امتحان کنی ؟
. نه از اون چیزا که شما با همسایه آزمایش میکنید
. حق با شماست
. به هرحال ممنون از پیشنهاد برادرانه-ی شما
، نیاز به تشکر نیست . شما کارتون عالیه
. میتونین برین تو
بله ؟
حال شما ؟
. مث همیشه
همه چی رو برداشتی ؟ - . فکر میکنم -
کیه ؟
. منم
. به کمکت نیاز دارم
... خواهش میکنم
، من یه دعوایی توی آپارتمانم داشتم . و باید به پلیس زنگ بزنم
. من شاهد میخوام
. تو فقط باید بگی چی دیدی
. من چیزی ندیدم - چیزی هم نشنیدی ؟ -
قرار بود چی بشنوم ؟
. خواهش میکنم کمکم کن
. ببخشید ، من دنبال دردسر نیستم
، فقط چند دقیقه طول میکشه ... ما زنگ میزنیم پلیس و
تلفنت کجاست ؟
نشنیدی چی گفتم ؟
. ببخشید
. باید یه نوشیدنی بخورم
میشه یه لیوان آب بهم بدی ؟
. یه لیوان آب بخور و برو
."سرد باشه لطفا
، اگه آبجو داشته باشی
. درِ یخچال رو ببند
. تو فقط گوشت داری
چرا فقط گوشت میخوری ؟
. درِ یخچال رو ببند
. ممنون
. خوردی ، حالا لطفا" برو
فکر میکنی نفهمیدم ؟
، تو جزو اون دسته از آدمایی هستی . که دوست دارن فقط تماشا کنن
. برو ، من دنبالم دردسر نیستم
. هرکسی دردسر دوست داره
. ولی باشه . شاید نمیتونی کمکم کنی . من میرم
. صبر کن
. میتونم تا اداره-ی پلیس باهات بیام
. این بهتره تا اینکه یکی زنگ بزنه
چقدر طول کشید ؟
. داشتم یخ میزدم
. اون یکی
میتونی بکنی ؟
. گمون کنم
، میتونی هرموقع خواستی بیای ، اندازه بگیری . عکس بگیری
. ولی این نمیتونه اینجا بمونه
. دون گابریل بهم گفت
. این قطعه-ی باارزشیه
. ظاهرا" اگه بیرون میذاشتیمش خراب میشد
. هفتادو چهار
. هشتاد
چر اونا ازتو میخوان که این کار رو بکنی ؟
. چون من میدونم چجوریه
. درست نیست
چرا ؟- . چون مقدسه -
." این فقط یه شنلِ ،" اهورا
. پدرت این کار رو نکرده
. باور کن . بهشون بگو یه خیاط دیگه ای پیدا کنن
. پدرم هیچوقت سربلند نمیشه
. اشتباه میکنی
. بیست و دو
. با اینحال شاید حق با تو باشه
. باید یه شغل دیگه پیدا کنم
. و یه زن خوب دیگه
. پس من مجبور نیستم بیام و با تو بینگو بازی کنم
. تو هیچوقت یه زن پیدا نمیکنی
. هفتاد و هشت
تو چی میدونی ؟
. چهل
. سلام ، صبح بخیر
. صبح بخیر
، ببخشید اینجوری مزاحم میشم
. ولی از دیروز از خواهرم خبری ندارم
، اون طبقه-ی بالای شما زندگی میکنه ... اسمش الکساندراست
، تعجب میکنم اگه شما اونو ندیده باشین . یا باهاش حرف نزده باشین
من ؟ - . بله -
چرا من ؟
. ما دوشب پیش یه بحثی با هم داشتیم
، ما یه دعوا توی آپارتمانش داشتیم . شاید شما صدای مارو شنیده بودین
. الکساندارا رفت بیرون و دیگه ازش خبر ندارم
چه ارتباطی میتونه با من داشته باشه ؟
... هیچی من فقط
. من از تمام همسایه ها که ممکنه انو دیده باشن ، می پرسم
. من چیزی نمیدونم . ببخشید
، مطمئنم یه جاییه . احتمالا" با یه دوست
. نه ، الکساندرا کسی رو اینجا نمیشناسه
. ببخشید نمیتونم کمک کنم - . ممنون -
. ببخشید مزاحم شدم
. ببخشید ، یه لحظه
میشه بیاین اینجا ؟
بله ؟ - .بیاین تو -
. من یه دوستی دارم که توی اداره-ی پلیس کار میکنه
یه دوست ؟
، اگه خواهرت پیداش نیست . میتونم بهش زنگ بزنم
میشه بهش زنگ بزنین ؟ - . البته -
حالا ؟
، سلام " آنتونیو "، من کارلوس " هستم . از خیاطی
، من یه دوستی اینجا دارم که خواهرش رو گم کرده
، لطفا" اگه این پیام رو گرفتی ، زنگ بزن
، و بهمون بگو میتونی کمکمون کنی . یا اینکه باید چکار کنیم
. ممنون
. باید درگیر کاری باشه - . ممنون -
. نمیخوام نگرانت کنم - . نمیکنی -
یه فنجون چای میل داری ؟ - . نه ، بهتره برم -
. میتونه برات خوب باشه
، وقتی در زدی آماده بود . داشتم صبحونه رو آماده میکردم
با شکر دوست داری ، شیرین ؟
. با هیچی
. ممنون
اهل کجایی ؟
. رومانی
. زبون قشنگی دارن
، یه موقعهایی می شنیدم که خواهرت حرف میزد
. ولی معمولا" با عصبانیت با تلفن حرف میزد
. فکر کنم احتمالا" با من حرف میزد
. الکساندرا یه آدم خاصیه
. فرم زندگیش متفاوته
اسپانیایی کجا یاد گرفتی ؟ - ." در " ساراگوسا -
. من اونجا توی شرکت آبمعدنی کار میکردم
اونجا میکردی ؟
چند وقت توی اسپانیا بودی ؟
. حدود یه سال و نیم
مطمئنی که توی " گرانادا " دوستی نداره ؟
. نمیدونم
، به محض اینکه بهم زنگ بزنه . بهت خبر میدم
. ممنون
. حرفش رو هم نزن
. شب خیر - . شب بخیر -
."عصر بخیر " دوری - . سلام کارلوس -
. سلام
. انجام شد
No comments yet. Be the first to leave one.