The House in the Woods

The House in the Woods (La Maison des bois)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The House in the Woods S01E02 DVDRip O2STK Dream Per
ناشر CinemaDreaming
🟦 Cinema Dreaming • تارخ علی‌خانی 🟦

برچسب‌ها

dvd
persian_cc
cinema_dreaming
تاریخ انتشار: 2024-08-13
تعداد دانلود: 68
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫ببین. افراد دارن برمی‌گردن.

‫اینجا به ما آسون می‌گذره.

‫تو چطوری فرار کردی؟

‫واسه هواپیماهاشون مکانیک خوب لازم دارن.

‫- تو چی؟ ‫- مامانم باعثش شد.

‫توی وزارت جنگ کار می‌کنه.

‫- کارش چیه؟ ‫- نظافت‌چیه.

‫خب خب آقایون.

‫دوازده امتیاز در سه ساعت.

‫بعد چنین بازی‌ای باید ‫ تشنگی‌تون رو رفع کنید.

‫از مغازه‌های پشت خط مقدم حمایت می‌کنین.

‫اینجا چیکار می‌کنی پیرو؟

‫مثل همیشه نوشیدنی بقیه رو می‌خوری؟

‫برو اونجا پیش مادرت.

‫خوبه.

‫اگه سردته زیادش کن.

‫- آره. فلزیه. ‫- حالا خوبه.

‫- اشکت رو در میاره. ‫- گرمت هم می‌کنه.

‫باید انجام بشه.

‫- با احتیاط گوش کردی؟ ‫- آره مامان، نگران نباش.

‫اونجا بهت فکر می‌کنم. ‫خیلی طول نمی‌کشه.

‫خواهشا نگران نباش. گریه نکن. ‫برمی‌گردم.

‫گریه نکن مامان. برمی‌گردم.

‫همه که اونجا نمی‌میرن.

‫بالاخره تموم می‌شه دیگه. ‫انقدر نگران نباش.

‫- خواهش می‌کنم مامان. ‫- باید شجاع باشم.

‫شجاع باش!

‫قهوه‌ات رو بخور. الکی نگرانی.

‫جایی نرو.

‫بیا.

‫خداحافظ مامان.

‫می‌بینمت.

‫مترجم: «تارخ علی‌خانی» ‫ تلگرام: aManOfWar@

‫سرژ، کثافت. ‫ الان این لیوان تمیزه؟

‫کتک می‌خوای؟

‫متوجه نمی‌شم.

‫- تو؟ ‫- آره. بهت نشون می‌دم.

‫حالا در چه حالی؟

‫فکر کن پولت رو دادم دیگه.

‫بیا این رو تمیز کن ببینم.

‫گفتم تمیزش کن.

‫تمیزش کن.

‫زود.

‫روزنامه کار فرانسوی؟ ‫مال مارکیه دیگه؟

‫- می‌ذارمش اینجا. ‫- نه، نه.

‫چی توی جیبم گذاشتی؟ ‫پول رو بده.

‫- گذاشتمش اینجا. ‫- نه، بده من.

‫- اینجاست. ‫- دروغ‌گو.

‫- بهت پنج سنت دادم. ‫- بقیش چی؟

‫بقیش چی؟

‫این بیست سنته. ‫روزنامه بیست و پنج سنته.

‫به مارکی بگو از الان شده سی سنت.

‫- خداحافظ. ‫- باشه، خداحافظ.

‫عجب چموشی هستی!

‫زود!

‫- آقای مارکی؟ ‫- بله؟

‫کنار شکاف دیوار آخر فضولات دیدم.

‫با توجه به رد پاشون احتمالا بچه خوک بودن. ‫چهل تا پنجاه کیلو.

‫هفت هشت تاشون توی بوته خار سیاه افتادن.

‫ممکنه مدتی اونجا گیر کنن.

‫واسه مارکیه؟

‫- ممنون. اسمت چیه؟ ‫- هروی.

‫تو بودی که اون روز...

‫- با دوستت اومده بودی کاخ؟ ‫- آره.

‫- رئیس کدوم یکیه؟ ‫- هر دومون.

‫میشل بزرگ‌تره. ولی هر دو ‫ به یه اندازه خرابکارن.

‫برو خونه و خداحافظی کن.

‫خداحافظ هروی. خداحافظ میشل.

‫مگه می‌شه با وجود اون‌ها آروم گرفت؟ ‫اصلا معلوم نیست چیکار می‌کنن.

‫هروی چطور اومد؟

‫یه روز یکشنبه مادرش آوردش.

‫رفت و دیگه ندیدیمش.

‫باباش توی خط مقدمه.

‫احتمالا مادرش فرار کرده.

‫سه ساله که اینجاست ‫ و ما ازش مراقبت می‌کنیم.

‫هر روز یکشنبه توی ایستگاه ‫منتظر مادرش می‌مونه.

‫بریم ببینیم نامه چیه.

‫خوب موقع اومدی. یه نامه واسه توی جنگل دارم.

‫نمی‌خوام برم اونجا چون...

‫تنبل نیستم‌ها...

‫نمی‌خوام با این برم اونجا.

‫اینطوری خیلی گرفتار می‌شم.

‫نمی‌خوام که... بیا.

‫بیا. واسه جنگله.

‫مال تو نیستن. مچاله‌شون نکن.

‫این منم که واسه دفتر پست کار می‌کنم.

‫بخاطر این کارت به من اخطار می‌دن.

‫واسه من خوب نیست.

‫کثافت.

‫یه سیگار بکشم بد نیست.

‫بچه بیچاره.

‫چرا واسش نامه نمیاد؟

‫پدرش می‌تونه واسش نامه بنویسه دیگه.

‫اینطوری حداقل خوشحال می‌شه.

‫انگار که تمام خون از ‫ صورتش خالی شده بود.

‫از لب‌های چروک...

‫و رنگ‌پریده‌اش...

‫هیچ حرفی خارج نشد. ‫ساتاناس...

‫- چی شده هروی؟ ‫- این نامه‌ها رو نخوندم.

‫تو اینطوریشون کردی؟

‫میشل، آلبرت. بیایید نامه اومده.

‫بیا.

‫- مچاله‌شون کردی. ‫- مشت بزنم توی صورتت؟

‫ببین آلبرت. از طرف مادرته.

‫مامان واسم کادوی تولد میاره.

‫خوش به حالت. حالا برو بازی کن. ‫می‌خوام به مطالعه ادامه بدم.

‫من برام کادوی تولد می‌خرم. ‫قول می‌دم.

‫آره. یه مهمونی قشنگ می‌گیریم.

‫- چی نوشته؟ ‫- به تو ربطی نداره.

‫ببین. کارت پستال تامیه.

‫من به فرانسه‌ی جاویدان...

‫و جافری قدرتمند که خالق ‫پیروزیست اطمینان دارم.

‫به چی نگاه می‌کنی؟

‫چی شده مارسل؟

‫- چی شده بچه‌ها؟ ‫- کارت پستال تامی رو دیدی؟

‫ولم کن.

‫بیا بریم زاغی رو ببینیم.

‫با صدایش گفت...

‫مامان برام کارت پستال تامی رو فرستاده.

‫دعای تامی. دعای سنگر.

‫من به خدای اسلحه و مهمات باور دارم...

‫به بانوی سنگر...

‫به سنت رزی و سرنیزه‌مان...

‫به فرشته‌های نگهبانمان و ‫ اسلحه شورشی و 75 مقدسمان.

‫ببین. بهش یاد دادم دو تا ضربه بزنه.

‫گرفتمش.

‫بزرگه. نزدیک بود فرار کنه.

‫فرار نمی‌کنه. پرهاش رو قیچی کردیم.

‫- بذار ببینم. ‫- چیکار می‌کنی؟

‫- پاچا. هاپوی خوب. ‫- پسره روانیه.

‫مگه مریضی؟

‫- برو داخل پرنده. ‫- جوجو. دو تا ضربه بزن.

‫ولش کن. من می‌گیرمش. ‫دو تا ضربه بزن جوجو.

‫- خوابیدی؟ ‫- نه.

‫- جعبه نگهبانی رو ول کردی؟ ‫- سر و صدا رو نشنیدی؟

‫ستوان جوان داره اولین ‫پیروزیش رو جشن می‌گیره.

‫- یه آلمانی رو شکست داده. ‫- آلمانی؟

‫امیدوارم ما رو یادشون نره. ‫بهمون نوشیدنی بدن بد نیست.

‫آره. که آلمانی‌ها رو هضم کنیم.

‫می‌رم بخوابم.

‫- خوش به حالت. ‫- هرکس نوبت خودش دیگه.

‫شب بخیر.

‫- گیر می‌افتی. ‫- چرا؟

‫ریاکار. بهم آتیش بده.

‫شنیدی؟

‫- ایست! ‫- کی اونجاست؟

‫وایستا وگرنه شلیک می‌کنم.

‫زدیش.

‫احمق تیر زد به کونم!

‫- آلبرته. ‫- درد داری؟

‫- کجات درد می‌کنه؟ ‫- کونم دیگه.

‫نباید شلیک می‌کردی.

‫- کار تو بود؟ ‫- اون بود.

‫- زخمیم کردی! ‫- قصد شلیک نداشت.

‫قصدش رو نداشت؟

‫- بیا ما می‌‌بریمت. ‫- آروم!

‫- درد می‌کنه. ‫- جدی نیست. چیزی نیست.

‫- آروم بگیرش. ‫- گرفتمت کاتین.

‫- بیارش خونه. ‫- برو دکتر خبر کن.

‫- چی شده کاتین؟ ‫- سر و صدا شنیدیم...

‫- هشدار دادیم... ‫- بهش هشدار دادیم.

‫و بعد من شلیک کردم.

‫- خیلی عمیق نیست. چیزی نشده. ‫- آره، جدی نیست.

‫این همه سر و صدا واسه کنسروه؟

‫- همینه دیگه. ‫- باورم نمی‌شه. خداحافظ.

‫موفق باشی.

‫کلاهش.

‫اسلحه.

‫بیا بگیرش.

‫چی شده؟ آلبرت؟

‫خیلی درد می‌کنه.

‫- چی شده؟ ‫- اینجا. پشتم.

‫- چی شده؟ ‫- دیگه نمی‌تونم بشینم.

‫- چی شده؟ ‫- بهم فشار نیار!

‫آروم.

‫چی شده؟

‫داشت دور می‌زد و به باسنش شلیک کردن.

‫چطور چنین اتفاقی رخ داده؟

‫رئیس دستور تحقیق داده. ‫نگران نباشید.

‫- شب بخیر خانم. ‫- خداحاظ و ممنون.

‫بیا داخل دکتر.

‫ببینید.

‫شلوار رو در بیارید و واسم ‫ یه ماهیتابه بیارید.

‫زود اومدید آقایان پلیس.

‫باید زودتر می‌اومدیم ولی شب ‫ نمی‌شد تحقیقات کرد.

‫- می‌شه با آلبرت حرف بزنیم؟ ‫- هنوز خوابه.

‫نباید بیدارش کنید. باید خوب استراحت کنه.

‫فقط با اون نباید حرف بزنیم.

‫- یه فنجان قهوه میل دارید؟ ‫- حین کار خیر.

‫- یکم؟ ‫- بیایید، بشینید.

‫آلبرت پیر...

‫شنیدم از مسیرش منحرف شده.

‫اون هم مثل ما افسر قانونه.

‫- باورم نمی‌شه. ‫- نباید شایعات رو باور کنی.

‫بفرمایید.

‫- شیر؟ ‫- نه، ممنون.

‫چیزی نیست. فقط دارم رد می‌شم.

‫- بیایید، آلبرت منتظرتونه. ‫- مگه خواب نبود؟

‫- خیلی وقته اینجایید؟ ‫- یه ساعتی می‌شه.

The House in the Woods subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The House in the Woods

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left