نخستین 198 خط.
::::::::: تيـــم ترجـــمه آيــــرِن تقديـــــم ميــــکند :::::::: ::::@AirenTeam::::
::::::::: آيــــ(درخـت ها ایستاده میـمیرند)ــــرِن :::::::: ::::@AirenTeam::::
...پس
اون پسر عموی من نیست؟
...و
اون زن پسر عموی من نیست؟
درسته جاری؟
یه چیزی بگو
چیزی که شنیدین، حقیقت داره
...ما
ری مون سونگ و جانگ جین سوک نیستیم
چرا همچین کاری کردی؟
من میخواستم آرزوی پایانی خانم رییس رو برآورده کنم
مقصر اینا نیستن
فقط نقش یه زوج رو بازی کردن همونطوری که من ازشون خواستم
اگه هم تقصیری داشته باشن
اینه که خیلی خوب نقش بازی کردن
...پس
اینا کیان؟
...اینا
ما بازیگریم
...اوه، خدای من
...ما
بازیگریم
معذرت میخوام
...متاسفم که
اینطوری بهتون گفتیم
...ولی
امیدوارم که
درک کنید
...که ما اینکارو
با قصد بدی انجام ندادیم
فکر میکنی این حرفت منطقیه؟
صبر کن یه لحظه ببینم
پس بقیه همه میدونستن
آره؟
همه به جز من و زن داداش میدونستن، درسته؟
پارک سه یون
چند وقته میدونی؟
خاله
اگه دربارهش میدونستی باید به من میگفتی
چرا فقط منو خر فرض کردین؟ چرا؟
یعنی انقدر غیر قابل اعتمادم؟
خب، اینکار برای این بود که مادربزرگ رو خوشحال کنه
فکر کردین اگه من بفهمم خرابش میکنم؟
فکر کردین میرم به مادربزرگ میگم
که همه اینا قلابیـه؟
میخواستم وقتی زمانش رسید، برگردونمشون
فکر کردم اگه کسی ندونه بهتره
...پس
همش الکی بود
همش الکی بود؟
درسته که ما داشتیم نقش یکی دیگه رو بازی میکردیم
ولی بقیه چیزا واقعی بود، جدی میگم اونی
اگه اون آدم قلابی باشه
هرکاری که کرده و هرچیزی که گفته هم دروغیه
...خب
...ممنون
بابت همه چیز
...و
متاسفم
این چیز ارزشمندی برای شماست، خانم جوان
چطور میتونین اینو جا بذارین؟
ممنون
چیزی که دفعه پیش گفتم
کاملا جدی بود
خیلی وقت بود که خانم رییس رو اینطوری شاد ندیده بودم
از وقتی شما دوتا اومدین اینجا اینطوری شده بود
ممنون
...حالا که
قراره اینجا رو ترک کنیم
یکم افسوس میخورم
آره
حتما خیلی اذیت شدی
مجبور بودی تو یه اتاق با من باشی
آره
واقعا از خودم راضیم
آفرین به من
...حالا
...این دیگه واقعا
پایانـه
بریم
باشه
بریم
...ولی
چطوری انقدر توی گلف خوبی؟
خیلی چیز بزرگی نیست، صرفا اطلاعات پایهای بود
چیز خاصی نیست
دیدی اون موقع چطوری دیوونه شد، آره؟
امروز خیلی دلم خنک شد
اون آجوما فقط از بیرون خوبه
ولی کاملا دیوانه ست
شنیدی اون دختره چی گفت، آره؟
گویا فارغ التحصیل شدنش توی آمریکا همش دروغ بوده
...همیشه خودشو بهتر از بقیه دوستاش میدونست
از امروز، دیگه از زندگیم رفته
آره، درست میگی
،چون خیلی ازت ممنونم جاری
این پنیر رو اینطوری میچرخونم
!باز کن
واو، باید خوشمزه باشه
خیلی شور نیست و طعم ملیحی داره واقعا خوشمزه ست
همه چی تموم شد
امروز کاری نداری؟
همش باید کار بکنم؟
منم بعضی وقتا به استراحت نیاز دارم
اصلا کنجکاو نیستی که دخترت بعد از این همه مدت که ندیدیش حالش چطوره؟
چرا؟
باید نگران چیزی باشم؟
نه
...آخرین اجرایی که براش هیجان داشتی
اون تموم شد؟
آره
مامان
فرض کن یه چیزی پیش اومده
و بهت میگن که دیگه کافیه چون کارت رو انجام دادی
...ولی برای تو
چیزای بیشتری هست که میتونی و میخوای انجام بدی
تو این وضعیت چیکار میکنی؟
منظورت چیه که چیکار میکنم؟
دو تا گزینه بیشتر نمیمونه
چی؟
گزینه اول اینه که تمومش کنم چون گفتن که کارم تمومه
چرا دنبال کار بیشتر از حد باشی؟
پس، گزینه دوم چیه؟
خودت چی فکر میکنی؟
برو سراغش
حتی با اینکه گفتن کارت دیگه تمومه؟
حس میکنی یه کاری هست که باید انجام بدی
اگه انجامش ندی
برای باقی عمرت اذیتت میکنه
ولی من این گزینه رو پیشنهاد نمیدم
چرا؟
چون سودی نداره؟
برای این مدل کارها، تهش خیلی جذب میشی
...پس خیلی
جذب میشی و زیادی درگیر میشی
و وارد مسائل بقیه میشی
فکر نمیکنی من همینطوری
بدون توجه به تو طلاق گرفتم؟
همهی اینارو از روی تجربه میگم
احساساتت؟
همشون گذراست
...مدیر کل، برنامه امروزتون
لطفا کل برنامه امروزم رو
لغو کن
...خب
جلسه برای عروسی رو هم لغو کنم؟
آره، همشون
لطفا همشو لغو کن
بله
جلسه گل عروسی امروز
به خاطر مسائل شخصی مدیر کل پارک سه یون لغو شد
چی؟
چرا؟
قضیه چیه؟
...خب، قضیه اینه که
مادربزرگ
مون سونگ و جین سوک
رفتن
احتمالا نمیدونستی
...ولی اونا در واقع
حالا که بهش فکر میکنم
به نظرم حداقل تلاششون رو کردن
که هر کاری میتونن برات انجام بدن، مادربزرگ
...اون وقت، من
،با اینکه میدونستم آخرش اینطوری میشه
...نتونستم هیچ کاری کنم
هیچ کاری نکردم
متاسفم، مادربزرگ
واقعا متاسفم
کار کردن با شما باعث افتخارم بود
داری از شغلت استعفا میدی؟
آره- ...پس-
همش تمومه؟
آره
خب، ما هم داریم به کناره گیری فکر میکنیم
چی؟
این مشکل منه، هیچ ربطی به شماها نداره
ما همه عضو یه تیم هستیم
پس وقتی یکی میره، همه باید برن
ما در اصل برنامه ریختیم اینجا کار کنیم تا برای هزینه های اجرا پول دربیاریم
و اینکه، باید به شغل های اولیه مون برگردیم
شغل اولیه؟
...آره
شغل اولیه
باید به شغل اولیه مون برگردیم
باید به شغل اولیه مون برگردیم
هیونگ
بله؟
میتونی وسایل منو جمع کنی؟
باشه، اگه کاری داری بهش برس
آره، باید برم جایی
ممنون هیونگ، میسپرمش بهت
...از امروز
از امروز، از جایگاهم استعفا دادم
پس اومدم که برای آخرین بار خداحافظی کنم
...امروز
No comments yet. Be the first to leave one.