Watchmen

Watchmen

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Watchmen S01E09 See How They Fly 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-KiNGS
Watchmen S01E09 See How They Fly 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-KiNGS
Watchmen S01E09 iNTERNAL 720p WEB H264-GHOSTS
Watchmen S01E09 iNTERNAL 720p WEB H264-AMRAP
Watchmen S01E09 720p WEB h264-TBS
Watchmen S01E09 WEB h264-TBS
Watchmen S01E09 WEBRip x264-ION10
Watchmen S01E09 XviD-AFG
Watchmen S01E09 See How They Fly 720p WEB-DL HEVC x265-RMTeam
Watchmen S01E09 See How They Fly 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
ناشر Ali99
▓░╠⫸ Cardinal پایان فصل اول ¦ علی اکبر دوست‌ دار و آرین ⣿ Show-Time ⫷

برچسب‌ها

XviD
تاریخ انتشار: 2019-12-16
تعداد دانلود: 36
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫من در آستانۀ تکمیل ‫بزرگترین دستاورد عمرمم

‫پس بهم بگو ساعتت چیکار می‌کنه

‫نه

‫از کیکت لذت ببر

‫دربارۀ سایکلوپس اشتباه می‌کنی

‫هدف ما اینه که وقتی کشورمون اصول رو

‫فراموش می‌کنه، دوباره تعادل رو برقرار کنیم...

،و خیلی سختـه که توی آمریکا یه سفیدپوست باشی

‫پس تو این فکرم که... ‫شاید بخوام یه آبی پوست بشم

‫ظرف کمتر از یک ساعت...

‫اونها قراره دکتر منهتن رو بگیرن،

‫می‌خوان نابودش کنن

‫و بعد تبدیل بشن به خودش

‫من بیدارت کردم چون سوارنظام ‫می‌دونه کی هستی

‫اونها می‌خوان بکُشنت. ‫بیا جلوشون رو بگیریم.

‫نمی‌تونی جلوشون رو بگیری...

‫چون همین الانم داره اتفاق می‌افته

‫ما برنده میشیم

‫متأسفم

‫جان!

‫ « نـگـهـبـانـان »

‫خیلی‌خب، حرکت

‫سلام، رابرت. ‫آدرین واید هستم.

‫بر فرض اینکه تمام دستوراتم ‫مو به مو انجام شده باشن،

‫امروز ۲۱اُمِ ژانویۀ ۱۹۹۳ هست،

‫و ریاست‌جمهوری شما از الان آغاز شده

‫اجازه بدین جزو اولین کسایی باشم که

‫بهتون تبریک میگن، رئیس‌جمهور ردفورد

‫قربان،

‫من این پیام رو

‫اول نوامبر 1985 ضبط می‌کنم

‫۷ سال قبل از الانِ شما

‫چطور می‌تونستم با چنین دقتی پیش‌بینی کنم که

‫شما رئیس‌جمهور میشین؟

‫چون پیش‌بینیش نکردم

‫بر... خیلی‌خب

‫از اول. حرکت

‫چون پیش‌بینیش نکردم. ‫برنامه‌ش رو ریختم

‫اینجا،

‫در سال 1985، پایان کار نزدیکـه

‫فاجعۀ هسته‌ای بین آمریکا و روسیه، حتمیـه

‫خوشبختانه، برای این هم برنامه دارم

‫و تنها راه جلوگیری از انقراض بشریت،

‫استفاده از سلاحیـه که از ‫هر وسیلۀ اتمی قوی‌تره

‫اون سلاح ترسـه

‫و جناب رئیس جمهور، من،

‫سازنده‌ش هستم

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » « Ali99 & Cardinal »

‫می‌خواهم سوار بر بادهای خروشان، ‫امواج جوشان را در هم بشکنم...

‫نهنگ‌های قاتل دریای شرقی را شکار کنم...

‫ارتش وو را فراری دهم، ‫سرزمینم را پس بگیرم...

‫و یوغ اسارت را از بین ببرم...

‫من مثل برده‌ها کمر خم نخواهم کرد

‫کون لقت، آزیمندیس

‫ « ببین چگونه پرواز می‌کنند »

« ۲۰۰۸ سال »

‫چی؟!

‫آقای واید!

‫شرمنده مزاحم میشم. ‫امیدوار بودم بتونیم صحبت کنیم...

‫من با طرفدارها صحبت نمی‌کنم

‫برامم مهم نیست چقدر تو راه بودی ‫تا رسیدی قطب‌ جنوب‌

‫و قطع به یقین اجازۀ استفاده از ‫سرویس بهداشتی من رو نداری. روز خوش

‫تو ۳ میلیون نفر رو کُشتی

‫سال ۱۹۸۵، تو یه موجود فراابعادی درست کردی

‫و بعد تلپورتش کردی تو نیویورک

‫این...

‫مسخره‌ترین چیزی بود که به‌عمرم شنیدم

!نبوغش به همین بود

‫یه ماهی مرکب بزرگ فضایی برای ‫جلوگیری از یه فاجعۀ هسته‌ای

‫همچین فکری فقط به ذهن ‫باهوش‌ترین مَرد دنیا خطور می‌کنه

‫و هیچکس حتی به‌خاطرش ازت تمجید نمی‌کنه

‫- تو کی هستی؟ ‫- خب، آقای واید،

‫من باهوش‌ترین زن دنیام

‫فقط می‌خواستم بابت ‫نجات دادن دنیا ازت تشکر کنم

‫چای میل داری؟

‫ردفورد حتی جواب تماس‌هام رو نمیده

‫گفت بدون کمک من هم ‫توی انتخابات برنده می‌شد

‫انگار یه بازیگر گاوچرون...

‫می‌تونست همینجوری رئیس‌جمهور بشه

‫تلپورت‌شون می‌کنم به استراتوسفر

‫توی اون ارتفاع،

‫حتی مجرب‌ترین هواشناس‌ها هم

‫نمی‌تونن ابر سَرپایان رو از طوفان استوایی تشخیص بدن

‫چطور تصمیم می‌گیری کجا بندازیشون؟

‫تصمیمش با من نیست

‫با یه الگوریتم بارش‌ها رو تصادفی کردم

‫تا کاراگاه‌های تازه‌کار دنبال الگو نگردن

‫کل سیستمش خودکاره

‫واقعاً شگفت‌انگیزه، آقای واید

‫منتها تکراریـه

‫ببخشید؟

‫تکراریـه

‫۲۰ سال پیش یه فکر بکر داشتی،

‫ولی افتادی رو دور تکرار

‫فقط با ماهی مرکب‌های کوچیک‌تر

‫خیلی هم عالیـه، ‫ساعت رستاخیز رو متوقف کردی،

‫ولی اگه بذاری

‫دوباره به کار بیفته چی؟

برمی‌گردیم سر خونۀ اول

‫اگه یه خطر غیرمادی همیشه ‫انسان‌ها رو تهدید نکنه،

‫ابرقدرت‌های دنیا دوباره ‫جنگ‌افزارهاشون رو به سمت هم نشونه میرن

‫اگه بتونم تمام تسلیحات هسته‌ای رو ‫از روی زمین محو کنم چی؟

!بیخیال

‫اگه شدنی بود که خودم ‫تا حالا انجامش داده بودم

‫ولی تو فقط یه مَردی، آقای واید

‫محدودیت‌هایی داری

‫اونوقت یه زن اون محدودیت‌ها رو نداره؟

‫معلومه که دارم

‫منتها...

‫یکی هست که...

‫هیچ محدودیتی نداره

‫پس به خاطر این اومدی اینجا که

‫فکر می‌کنی می‌تونم باهاش ‫توی مریخ ارتباط برقرار کنم

‫به‌خیالت من خط تلفن مستقیمی چیزی دارم

منهتن توی مریخ نیست

‫اون یه برنامۀ گول‌زننده‌ست،

‫که یک سری حرکت‌های از قبل تعیین‌شده ‫رو انجام میده تا...

‫کاراگاه‌های تازه‌کار دنبال الگو نگردن

‫به اعتقاد من، دکتر منهتن واقعی

‫توی یکی از قمرهای مشتری مخفی شده

‫دختر عزیز، بر چه اساسی

‫همچین اعتقادی داری؟

‫منهتن یه جور فرکانس رادیواکتیو خاص

‫از خودش ساطع می‌کنه

‫من یه آنتن زیرفضایی ساختم ‫و باهاش کهکشان رو بررسی کردم و...

‫و در کمال تعجب، یه پینگ دریافت کردم

‫پینگ؟

‫واسه همین،

‫چند ماه پیش، یه کاوشگر ‫به فضا پرتاب کردم،

‫و دقیقاً ۵ سال و ۷۲ روز

‫و ۹ ساعت و...

‫۱۷ دقیقۀ دیگه، اون کاوشگر

‫در مدار اروپا قرار می‌گیره،

‫و از گنده‌بک آبی‌رنگ عکس می‌گیره

‫و اونا رو می‌فرسته برای من

گویا کلی به خودت زحمت دادی تا بشی یه

‫عکاس میان‌کهکشانی

‫خب، تصویر منهتن که به دستت ‫برسه چیکار می‌کنی؟

‫می‌فروشیش به روزنامه‌ها؟

‫نه. قبل از اینکه اونو نابود کنم و قدرتش رو ‫تصاحب کنم، باید مطمئن بشم کجاست

‫- چی؟ ‫- اگه بتونم قدرتشو تصاحب کنم،

‫می‌تونم دنیا رو درست کنم

‫تسلیحات هسته‌ای رو محو کنم، ‫به قحطی پایان بدم،

‫هوا رو تمیز کنم

‫تمام کارهایی که اون باید می‌کرد

‫همین الانشم یه سانتریفیوژ کوانتومی طراحی کردم

‫که قابلیت جذب انرژیش رو داره،

‫تا بتونم انرژیشو به خودم منتقل کنم

‫فقط پول ساختنش رو ندارم

‫واسه همین، امیدوار بودم

‫که ۴۲ میلیارد دلار بهم بدی

‫رو چه حساب امیدواری؟

‫چون من دخـتـرتـم

‫امکان نداره

‫- چرا؟ ‫- چون که

‫اولاً من هیچ‌وقت با هیچ زنی نخوابیدم

‫منم مثل اسکندر کبیر،

‫معتقدم که همچین کار لذت‌‌جويانه‌ای ‫حواس آدم رو از...

‫اسکندر کبیر

‫- اون عکس خودشـه؟ ‫- بله

‫محفظۀ سردی که ‫شیشه‌های منی‌ات توشه هم...

‫پشت اسکندره، آره؟

‫سلام

‫من نمونۀ ۲-۳-۴-۶ ام

‫ولی می‌تونی بهم بگی ترو

‫اسمش بی‌یان بود

‫یکی از پناهنده‌های ویتنامی‌ای بود که

‫سال ۱۹۸۵ اینجا کار می‌کرد

‫یه مقدار از میراثت رو ریخت داخل واژنش،

‫و شب که شد فرار کرد

‫حتی متوجه نشدی که رفته،

‫چون فقط یه نظافت‌چی بود

‫اون فقط یه نظافت‌چی نبوده

‫یه دزد بوده

‫و نبوغ تو هم...

‫بهت اهدا نشده، بلکه دزدیـه

‫اونقدر رو داری که میای اینجا صدقه می‌خوای؟

‫وقتی والدین من مُردن،

‫یه عالمه ثروت ازشون به ارث بُردم،

‫ولی همه‌شو دادم رفت

‫چون می‌خواستم ثابت کنم که

‫اگه از صفر هم شروع کنم، ‫می‌تونم هر چیزی رو به‌دست بیارم

‫نمونۀ ۲-۳-۴-۶،

‫چیزی که بهت میدم هم همینـه...

‫هیچی

‫هیچ‌وقت هم صدات نمی‌کنم،

‫«دخترم»

‫یالا، آدرین. آرزو کن

‫ارباب واید!

‫برگردین به سلولتون، جناب!

‫ابداً

‫منو وادار به این کار نکنید

‫حیف که باید وادارت کنم

‫- بایستید! ‫- نه

‫- بایستید ‫- خیر

‫ارباب!

‫ارباب، مراقب باشید!

‫نمی‌ذارم بری!

‫نمی‌ذارم... بری!

‫نمی‌ذارم بری!

More Farsi Persian subtitles for Watchmen

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left