Half Man

Half Man

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Half Man S01 AMZN WEB 30nama ARZ 110 SUB Fa
ناشر PersianSUB
‫سی‌نما تقدیم می‌کند ‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB@

برچسب‌ها

webdl
amazon_prime_video_synced
تاریخ انتشار: 2026-06-13
تعداد دانلود: 43
مخصوص ناشنوایان: No
FPS: 23.976

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫« نـیـمـه‌مـَرد »

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB@

‫نمی‌خوام در موردش حرف بزنم

‫مجبور نیستی حرف بزنی

‫فقط باید گوش بدی

‫واقعاً؟

‫امروز رو انتخاب کردی؟

‫روز عروسیم؟

‫بیخیال، روبن. ‫مسخره‌بازی درنیار

‫لباست رو بپوش

‫محض رضای خدا

‫وای

‫وای، نایل. پسر

‫هی، بیا این‌جا

‫خب؟ بیا بغلم

‫بهت افتخار می‌کنم، خب؟

‫می‌دونی؟

‫خیلی خوش‌تیپ شدی، می‌دونی؟

‫بذار یه چیزی رو بهت بگم، ‫اگه عضو خانواده‌م نبودی،

‫فوراً می‌رفتم زیر اون دامنت

‫- روبن، روبن، نکن ‫- چیه؟

‫دارم می‌گم خیلی خوش‌تیپ شدی. ‫یالا، نشونم بده

‫چیزی برای نشون دادن نیست، روبن

‫زیرش شورت پوشیدم، ‫محض رضای خدا

‫آخی! شورت

‫این‌قدر اذیتم نکن، سرتق کوچولو

‫اوه، هی

‫بیا این‌جا. من رو ببین، ‫به من نگاه کن

‫گوش کن

‫به من نگاه کن. خب؟

‫شاید خونی که توی رگ‌هامونه ‫یکی نباشه،

‫اما افکاری که توی ذهن‌هامون هست ‫یکی هستن،

‫- می‌فهمی؟ ‫- لطفاً، فکر نکنم…

‫یه بار دیگه، باشه؟ ‫به یاد قدیم‌ها

‫فقط می‌خوام بشنومش

‫- قبل از این‌که برای همیشه از دستت بدم ‫- جدی نمی‌گی!

‫یالا. بگو. من چی هستم؟

‫برادرت از…

‫یه معشوقه‌ی دیگه

‫خیلی زیبا بود

‫یالا

‫تمام تلاشت رو بکن، کونی

‫این چیه، نایل؟ ‫اوه، برچسب داری

‫ایندیانا جونز؟

‫فقط کونی‌ها اون فیلم رو می‌بینن

‫- اینا رو می‌برم برای خودم ‫- نه، لطفاً! گاس!

‫عوضی

‫می‌تونی یکی‌شون رو نگه داری، باشه؟ ‫هیولا که نیستم

‫یکی‌شون رو انتخاب کن

‫- یکی مونده به آخر ‫- خوبه

‫دهنت رو باز کن

‫خیلی‌خب، منحرف‌ها، ‫بشینید، بشینید

‫خیلی‌خب

‫همون‌طور که می‌دونید، ‫امتحانات مقدماتی این هفته شروع می‌شن

‫می‌دونید چقدر اهمیت دارن؟

‫امتحانات مقدماتی تور ایمنی شما هستن

‫اگه به هر دلیلی نتونید ‫توی امتحانات پایانی شرکت کنید

‫مثلاً اتوبوس بزنه بهتون،

‫یا طاعون خیارکی بگیرید…

‫این امتحانات، کارت «خروج از زندان ‫با تجدید نظر» شما هستن

‫به اندازه‌ی کافی تأکید کردم ‫خیلی مهم هستن؟

‫- بله ‫- چه پاسخ مسحورکننده‌ای

‫خیلی‌خب. بگذریم. ‫احتمالاً باید بهتون اطلاع بدم

‫که از فردا یه دانش‌آموز جدید ‫به این کلاس اضافه می‌شه

‫روبن پالیستر

‫چی؟

‫چیزی شده، کندی؟

‫نه، نه، فقط…

‫الان گفتید… روبن پالیستر؟

‫درسته

‫یه دانش‌آموز جدید که می‌تونی ‫شخصیت درخشانت رو نشونش بدی

‫قراره روبن

‫از مؤسسه‌ی زندان جوانان پلمونت ‫به این‌جا منتقل بشه،

‫و دو سال تحصیلی عقب‌تر میاد،

‫یعنی یه‌کم از بقیه‌تون

‫وحشی‌تر خواهد بود. ‫سوالی ندارید؟

‫کسی سوالی نداره. خوبه. ‫دفترهاتون رو باز کنید

‫درس دیروز رو ادامه می‌دیم

‫صفحه‌ی ۱۶

‫کندی؟

‫شنیدی چی گفتم؟

‫چی؟ بله، البته

‫چی گفتم؟

‫روبن برگشته

‫مامان، منم نایل

‫عزیزم، سر کارم. ‫چی شده؟

‫روبن آزاد شده. ‫قراره بیاد مدرسه

‫ببین، عشقم، الان زمان ‫مناسبی نیست، خب؟

‫قرار که نیست پیش ما ‫زندگی کنه، ها؟

‫وقتی اومدم سراغت ‫در موردش حرف می‌زنیم

‫اما، مامان…

‫باید قضیه‌ی روبن رو بهم می‌گفتی

‫اوه، ببند بابا! ‫یه پسر ۱۵ ساله‌ای

‫تو رو به دنیا آوردم، ‫مجبور نیستم بهت احترام بذارم

‫ببین، متأسفم، باشه؟ ‫باید بهت می‌گفتم

‫و حالا برای این‌که ‫غافل‌گیریت تکمیل بشه…

‫باید بگم که وسایلش توی اتاق توئه

‫چی؟ حرفشم نزن!

‫فکر کردی اون تخت دوم برای چیه؟

‫داشتیم التماست می‌کردیم ‫ازمون بپرسی

‫- فکر می‌کردم برای مهمون‌هاست ‫- اونم مهمون‌مونه

‫نه، نیست. اون یه روانیه. ‫دماغ یه نفر رو گاز گرفت و کندش

‫خودم طرف رو دیدم. ‫خیلی وحشتناکه

‫زنش هم ترکش کرد ‫و بیچاره شده

‫ببین، نباید این رو تعریف کنی، باشه؟

‫توی این شهر هیچ‌کس ‫از اون قضیه خبر نداره

‫آخرین چیزی که اون پسر ‫نیاز داره اینه که در موردش حرف بزنن

‫پس دماغ مردم رو گاز نگیره

‫نه. نباید جلوی مورا

‫- این‌طور حرف بزنی، باشه؟ ‫- همیشه اون رو در اولویت قرار می‌دی

‫فقط قرار بود ۶ ماه

‫پیش‌مون زندگی کنه. ‫و حالا بچه‌ش هم قراره بیاد؟

‫بیخیال، مامان. ‫روبن روانیه!

‫این‌که پسرش آزاد شده ‫خیلی موضوع مهمیه

‫‏۲ سال اون‌جا بوده. ‫محض رضای خدا

‫قراره این اتفاق بیُفته، نایل، ‫پس بهش عادت کن

‫من رو یادته، بامبی؟ ‫(بچه گوزنِ کارتون بامبی)

‫آخرین باری که دیدمت، ‫تقریباً این‌قدر بودی

‫از اون موقع تا الان ‫حدوداً ۶۰ سانت بلندتر شدی

‫شاید هم بیشتر

‫ولی کله‌ت همون‌قدره

‫یه‌کم ترسناکه

‫قراره کمک کنی یا چی؟

‫نمی‌تونیم توی این آشغال‌دونی ‫زندگی کنیم

‫مخصوصاً اگه قرار باشه ‫دختر بیاریم خونه

‫بگیر

‫شروع کن دیگه، بامبی

‫یک کیسه بردار و شروع کن ‫به وسیله جمع کردن

‫اون پوستر رو دربیار ‫و این رو بزن جاش

‫انجامش بده دیگه، احمق!

‫به چی زل زدی؟

‫چی؟ هیچی

‫انگار پالیستر قرار نیست پیداش بشه

‫عجب شروع خوبی

‫خیلی‌خب، دفترهاتون رو باز کنید

‫باید درس دیروز رو ادامه بدیم

‫چه خبره؟

‫کندی

‫دفترت رو باز کن

‫نه

‫بازش کن، پسر

‫کار کیه؟

‫اعتراف کن، یالا

‫آم… خودم، آقا

‫خودت؟ به مامان خودت گفتی قیچی‌باز؟

‫نه، من… منظورم ‫مامان کَس دیگه‌ای بوده

‫واقعاً؟ مقاله‌هات رو خوندم،

‫خیلی از طعنه و کنایه سر درنمیاری

‫یالا. کار کی بوده؟

‫- مامانم همجنس‌گرا نیست ‫- جانم؟

‫گفتم مامانم همجنس‌گرا نیست!

‫- درسته، همراهم بیا ‫- ولم کن، بچه‌باز!

‫- چی گفتی؟ ‫- دوست داری پسرهای کوچیک رو دستمالی کنی، ها؟

‫پیرمرد منحرف!

‫نمی‌دونم چیز دیگه‌ای هم هست

‫که باید نگرانش باشیم یا نه

‫منظورت چیه؟

‫منظورم اینه که دیدم ‫اخیراً نایل چقدر تغییر کرده

‫چجور تغییر کرده؟

‫خب قبلاً یه دانش‌آموز زرنگ ‫و کوشا بود،

‫ولی الان وسط کلاس‌ها ‫دردسر درست می‌کنه

‫بگو. یالا! ‫می‌دونم دوست داری به زبون بیاریش

‫خب، باید وضعیت غیرعادی نایل

‫توی خونه رو بررسی کنیم

‫چیزی در مورد خونه‌ی ‫لامصب من نمی‌دونی!

‫حروم‌زاده‌ی کوچولوی…

‫…عوضی!

‫هی، روب! ‫می‌دونم اون بالایی!

‫چی…؟

‫کل روز بیکار نشستم،

‫مثل یه احمق منتظر بودم

‫- صدای بابات نیست؟ ‫- خفه شو

‫من منتظر هیچ بزدلی نمی‌مونم، می‌شنوی؟

‫لعنتی! من احمق نیستم!

‫هیچ‌کس نمی‌تونه من رو مثل احمق‌ها کنه. ‫سریع بیا پایین،

‫و بهم توضیح بده که چرا ‫رفتی خونه‌ی اون قیچی‌باز…

‫و خونه‌ی من نیومدی!

‫روبن، پسرم، می‌تونیم ‫شروع تازه‌ای داشته باشیم، خب؟

‫بیا بابای پیرت رو بغل کن، خب؟

‫فکر نکن نمی‌بینمت، پسر!

‫مشخصه پشت پرده‌ای!

‫پسر کوچولو! یالا!

‫من… می‌رم سراغ مامان

‫اگه مجبور باشم همین‌الان ‫این موضوع رو با اون جنده حل می‌کنم!

‫جرأت داری اون کار رو بکن!

‫چیزی نمی‌گی، باشه؟ ‫یه کلمه هم حرف نمی‌زنی

‫من… نمی‌تونم نفس بکشم، روبن

‫- مهم نیست. دهنت رو ببند ‫- لعنتی!

‫به هیچ‌کس چیزی نمی‌گی

‫می‌فهمی؟ اصلاً چنین اتفاقی نیُفتاده

‫خب پسرها،

‫نمی‌دونم دیشب اون قیل‌وقال رو ‫شنیدید یا نه

‫نه، خواب بودیم. ‫هر دو تامون

‫خیلی‌خب

‫خب، خیلی هم عالی. ‫فراموشش کنید

‫به چی خیره شدی؟

‫می‌خوام ببینم حالت خوبه یا نه

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left