Sex Education

Sex Education

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 3

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Sex Education S03E06 WEBRip x264-ION10
Sex Education S03E06 1080p NF WEBRip x265 10bit HDR DDP5 1-AGLET
Sex Education S03E06 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
Sex Education S03E06 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
Sex Education S03E06 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Sex Education S03E06 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
Sex Education S03E06 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-JETIX
Sex Education S03E06 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
ناشر hitm@n
██► تورج پاکاری و سیروس فخری | Bia2Movies.bid ◄◄

برچسب‌ها

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
x265
HD
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HEVC
تاریخ انتشار: 2021-09-17
تعداد دانلود: 61
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫"و بعد لرد وانون گفت،

‫کاندیتا، تا روز مرگم دوستت خواهم داشت. ‫باهام ازدواج کن!"

‫"ولی کاندیتا نمیخواست ‫یه آدم فضاییه ثروتمند صاحبش باشه"

‫"پس اون گفت، ‫من دوستت ندارم، لرد وانون

‫ولی میخوام باهات سکس کنم"

‫"لرد وانون قبول کرد که ‫با کاندیتا سکس کنه

‫و واسه اولین بار دست‌های کیریش رو نشونش داد"

‫"جا خورد، ولی خوشش اومد"

‫جریان شنل چیه، لیلی؟

‫محافظ سحابی منه، مشخصه خب

‫لیلی یه داستان دیگه نوشته

‫سارا، چطوره بری ‫و با بقیه دخترها حرف بزنی؟

‫باید اینو ازت بگیرم، لیلی ‫و باید با والدینت صحبت کنم

‫لیلی پد،

‫خانوم تالبوت زنگ زد. ‫خیلی ناراحت بود

‫گفت که یه داستان نوشتی

‫یه چیزی درمورد...

‫دست‌هایی که شبیه...

‫کیر بودن؟

‫ازم پرسید تو خونه اوضاع روبراهه؟ ‫خجالت‌آور بود

‫مسئله اینه که،

‫دخترهای خوب واقعا درمورد...

‫مسائل جنسی حرف نمیزنن

‫میدونی، فقط خیلی نامناسبه

‫من از داستان نوشتن خوشم میاد

‫خب، شاید بهتره به کسی تعریف‌شون نکنی

« بیاتوموویز؛ مرجع دانلود فیلم و سریال بدون سانسور با دوبله و زیرنویس فارسی » :.: Bia2Movies.bid :.:

« تـرجمه از تورج پاکاری و سیروس فخری » HITM@N & Stef@n

‫شوخیت گرفته؟

‫«مدیر جدید در تمیز کردن مدرسه سکس ناکام می‌ماند»

‫«هوپ هدن به دانش‌آموزان اجازه میدهد ‫تا داستان منحرفانه فضایی کثیف بنویسند»

‫لعنتی!

‫مامان؟

‫بله؟

‫ایمی واسه وقتش اومده

‫اوه، گندش بزنن. ‫پاک فراموش کرده بودم

‫- خیلی‏خب، الان میام پایین ‫- باشه

‫پس این یکی لبیای بلندتری داره، ‫که خیلی عادیه

‫این یکی کامل تا شده

‫با موی زهار، بدون موی زهار

‫این یکی بیشتر چین داره

‫این یکی مثل کوس من کَجه،

‫و این یکی، همینطور که میبینی پریوده

‫- من اینی که موی زهار داره رو میخورم ‫- انتخاب عالی‌ای بود!

‫- ممنون ‫- عذر میخوام، ایمی

‫امروز صبح یکم نامرتبم

‫- صبح بخیر! ‫- صبح بخیر

‫- کیک‌فنجونیه ولوایی؟ ‫- آه

‫آره

‫مرسی

‫حتما دعواشون شده

‫عجب

‫این همه ممه رو ببین

‫آره، دارم مجله‌های مردانه قدیمیم ‫رو مرتب میکنم

‫اینا رو بیشتر از بقیه دوست دارم

‫اوه، خیلی دوست‌ داشتنی‌ان

‫بگذریم، امروز چطوری، ایمی؟

‫خب،

‫با رفیق صمیمیم میو دعوای بزرگی داشتم

‫و خیلی بخاطرش ناراحتم

‫ولی همینطورم دلم میخواد ‫یه مُشت بزنم تو صورتش

‫چطوره درموردش حرف بزنیم؟

‫ساکتی

‫فقط یکم خسته‏ام

‫چیه؟

‫تو برنامه با مهارت و با استعداد قبول شدم

‫باورم نمیشه!

‫من میتونم

‫میدونستم قبول میشی

‫ اوتیس: میشه لطفا درمورد اتفاقی ‫ که افتاد حرف بزنیم؟

‫- هی، این معرکه‏ست! ‫- ممنون

‫سعی کن ازش لذت ببری

‫وگرنه، مجبور میشم یه جوک بگم

‫لطفا نگو

‫- تق، تق... ‫- نه. خیلی‏خب، من میرم مدرسه

‫بعداً می‌‌بینمت

‫آره، آره، آره، آره، مامانی

‫این واسه توئه

‫دوست‌هام بخاطر این هدیه‌ها حسودی‌شون میشه

‫ابئو خیلی دست و دل بازه

‫من، همیشه از دامادم تعریف میکنم

‫حسابدار موفق توی انگلیس

‫چی داره میگه؟ ‫بابا که حسابدار نیست

‫نمیدونم

‫بازم برات میارم

‫آآ. نگران نباش، مامانی. ‫خودم میارم

‫نه، خیلی فرصت پیدا نمیکنم ‫که واسه نوه‌هام غذا بیارم

‫اوه!

‫- هی! ‫- هی، آبجی خودم!

‫بی‌بی. امکا

‫هوم

‫- میاد سر عروسی، میدونی؟ ‫- چند ساله ندیدمش

‫- اوضاع کسب و کارش خیلی خوبه! ‫- امکا کیه؟

‫- نمیدونم کیه ‫- و هنوزم مجرده، میدونی

‫اینقدر خبرکشی نکن، بریل!

‫- امکا کیه؟ ‫- هیچکس!

‫اِه؟ باهاش نامزد کرده بودی!

‫- نامزد؟ ‫- خیلی‌خب، دخترها

‫وقتشه واسه عروسی حاضر بشین!

‫- اوهوم ‫- هی! برو!

‫- مامان‏بزرگ! ‫- بله

‫و بعد گفت که دارم در حق استیو ‫ناعادلانه بازی در میام

‫چون من همش تو فکر راضی کردن مردمم ‫که بخوام باهاش بهم بزنم

‫و این چه حسی بهت داد؟

‫احساس حماقت کردم

‫چون احتمالا حق با اونه

‫نیازی نبود اینقدر بدجنسانه اینو بگه

‫به نظرت چرا حق با اونه؟

‫چون حقیقت داره

‫از دعوا متنفرم. ‫بدم میاد حس بدی به آدما بدم

‫پس فقط دروغ میگم و چیزی رو بهشون میگم ‫که دلشون میخواد بشنون

‫که احتمالا بخاطر همینه ‫که با استیو بهم نمیزنم

‫و اینکه چرا این همه سال ‫دوست‌های بدی داشتم

‫و اینکه چرا به اون مرد حال بهم‌زنِ احمق ‫توی اتوبوس لبخند زدم

‫و باعث شدم فکر کنه که ‫میتونه کیرش رو روم بکشه

‫حس میکنی که...

‫اگه بهش لبخند نزده بودی

‫بهت تعرض نمیکرد؟

‫نمیدونم

‫قبلا به غریبه‌ها لبخند زده بودی؟

‫و باعث شد که اونا بهت تعرض کنن؟

‫گوش کن چی میگم، ایمی

‫کاری که اون مَرد توی اتوبوس باهات کرد

‫ربطی به لبخند تو...

‫یا شخصیتت نداشت...

‫و فقط به خودش مربوط میشه

‫و اصلاً و ابداً تقصیر تو نیست

‫می‌فهمی؟

‫باشه

‫چطور قوی‌تر بشم؟

‫مثل تو

‫مثل میو

‫اوه، شرط میبندم تو قوی‌تر از چیزی هستی ‫که فکر میکنی

‫همین که میتونی بگی ‫بخاطر دعوا با میو عصبانی‌ای،

‫یه قدم مثبت به‌سوی حس کردن ‫طیف کامل عواطفت هستش

‫ولی همینطورم،

‫جایگاه کسی نیست که...

‫بهت بگه باید یا نباید با دوست پسرت بهم بزنی

‫آره، به گمونم

‫یعنی، من بهش گفتم که اینقدر خودش رو نگیره ‫و با اوتیس باشه

‫ولی فکر کنم حرفم درسته

‫مشخصه که اون عاشق همدیگه‎ان

‫و بله، اوتیس یکم عوضی بوده ‫ولی خیلی عذر خواهی کرد

‫ولی اون کسی نیست که بشه ‫راحت شناختش، پس یه جورایی...

‫احتمالا نباید درمورد اوتیس حرف میزدم، نه؟

‫اون چطور عوضی بوده؟

‫اوه

‫خب، دفعه بعدی می‌بینمت، ایمی

‫ممنون

‫- اوه ایمی، میشه منو برسونی؟ ‫- آره!

‫ اریک: نیجریه حرف نداره!

‫- کی پیام داد؟ ‫- فقط اریکه

‫آخی!

‫- از حرکت‏هات خوشم میاد ‫- ممنون

‫بیا

‫بذار لباس آسو اوکه‌ات رو درست کنم

‫باشه

‫عجب! به این چی میگن، مامان؟

‫- "سناتور" ‫- آها!

‫- خوشت میاد؟ ‫- بله! خیلی همجنس‌گرایانه‌ست!

‫مامان‌بزرگت ممکنه بشنوه

‫آم،

‫این یارو امکا کیه؟

‫واسه خیلی وقت پیش بود

‫ما نوجوون‌‌های جاهل بودیم

‫هوم!

‫خیلی‏خب. ‫و چرا باهم ازدواج نکردین؟

‫با پدرت آشنا شدم

‫- خیلی‏خب، تو با پدرم تو جنگ آشنا شدی... ‫- قشنگ شدی

‫مرسی!

‫مرسی، مامانی!

‫اگه میتونستم یکم سایه چشم طلایی بزنم ‫خوشگل‌ترم میشدم

‫جدی میگم، اریک. ‫اینجا نه

‫بیرون می‌بینمت

‫چرته

‫"لرد وانون کیرمیله‌ی خفقانش را بیرون آورد،

‫کل شب شاهدخت زندورا را سیخ زد"

‫قسمت موزیکال عجیب بود، ‫ولی اون واقعا به دادن به آدم فضایی‌ها علاقه داره!

‫هی لیل، میشه لطفا حرف بزنیم؟

‫قضیه چیه؟

‫اونا داستانم رو منتشر کردن

‫اوه، خدای من

‫هوپ، امیدوار بودم بتونم درمورد...

‫ساختن یه رختکن بی‌طرفی جنسیتی ‫تو مدرسه باهات حرف بزنم؟

‫به نظرم واقعا به دانش‌آموزهای تراجنسیت ‫و کوئیر کمک میکنه

‫کال، وقتی با لباس فرم درست اومدی مدرسه...

‫میتونیم درمورد هرچی که خواستی حرف بزنیم

‫درست رو دقیقا چطور تفسیر میکنی؟

‫لیلا، میشه لطفا بیای اینجا؟

‫لیلا یه مثال بی‌نقص از اینه که ‫چطور میتونی هویتت رو بیان کنی...

‫و همچنان قوانین مدرسه رو رعایت کنی

‫پس لیلا یه ش.غ.د خوبه، ‫و من بدم. درسته؟

‫متوجه اصطلاحی که به کار بردی نمیشم

‫ش.غ.د

‫یعنی، شخص غیر دوگانه

‫لیلا، میتونی بری. ‫ممنون

‫به نظرم جالبه که چطور میخوای ‫ما رو از هم جدا کنی

‫لیلا و من، جکسون و ویو

‫تو چندین مغایرت قدرت بیشتری احساس میکنی؟

‫همونطور که گفتم، ‫هروقت طبق پروتکل مدرسه عمل کردی بیا پیشم

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left