President (Peu re ji deon teu / 프레지던트)

President (Peu re ji deon teu / 프레지던트)

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The President 2010 E19
ناشر Rahpooyan
Translated By : MehdySMS [ Mykorea Group ]

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2014-10-01
تعداد دانلود: 11
مخصوص ناشنوایان: Yes

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

کارگردان يو - ...آقاي جانگ -

آقاي جانگ اينجاست؟

آره

چي شده؟

توي دردسر افتاديم

يه خبرنگار... يه خبرنگار در موردم فهميده

در مورد چي داري صحبت مي کني؟

يه خبرنگار به اسم هونگ يون هوي مي دونه من پسرتونم

داري چي مي گي؟ خبرنگار هونگ از کجا فهميده؟

يادتونه زمان جو ايل ران، پارک ايلسوپ يه آزمايش دي ان اي داشت؟

در هر صورت، فکر کنم مال من بوده

پس از پارک ايلسوپ اطلاعاتُ گرفته

نمي دونم، ولي خيلي مطمئن بود

چيکار کنم؟ اين خبرنگاري نيست که بر ضدتونه؟

به همه مي گه

ناپديد مي شم

نا پديد؟

آقاي جانگ، لطفاً تکذيبش کنين

مي رم يه جايي که دست هيچ کس بهم نرسه

اينطوري مشکلي حل نمي شه

چطور بدون من مي تونن مدرکي بدست بيارن؟

همين بهترين راهه

مي خواي براي تموم عمرت مخفي شي؟ نمي توني اينکارُ بکني

... پس

حتماً يه دليلي داره که تا الان لومون نداده

باهاش صحبت مي کنم

شبکه ي دي بي سي براي مناظره حاضر شده فردا صبح بهمون وقت بده

بهشون گفتم مي تونيم بيايم. ولي هان دائه يون معلوم نيست موافقت کنه

ما پيشنهاد سه تا مناظره داديم

اگه فردا باشه وقت کافي براي آماده شدن نداريم

براي اونا هم همينطوره

... اگه موافقت نکنه

مي گيم هان دائه يون زير بار مناظره نرفت...

آقاي جانگ، مي تونين اينکارُ انجام بدين؟

آقاي جانگ؟

چي گفتي؟

در مورد مناظره ي تلوزيوني

متأسفم، دوباره تکرار کنين، حواسم نبود چي مي گين

بايد مناظره رو رد کنين

مي تونين بعدي رو قبول کنين ولي اينُ قطعاً بايد رد کنين

يعني وقتي پاي مناظره به وسط مياد من اينقدر ناتوانم؟

آقاي هان، جادوي تلوزيون توي ظاهره

بيشتر افراد جذب ظاهر مي شن تا خود مناظره

نيکسون ،کندي رو توي مناظره ي راديويي شکست داد ولي به خاطر مناظره ي تلوزيوني آسيب ديد

بيشتر رأي دهنده هاي زن به جانگ ايل جونگ جوون رأي مي دن

مناظره ي تلوزيوني يه تبليغه که احتياجي به پول نداره

نمي خوام به خاطر اينکه در موضع ضعفم ازش اجتناب کنم

ولي آقاي هان - بهشون بگين قبول مي کنم -

اگه اينقدر عصبي شدي بهشون بگو فقط دو تاشُ قبول مي کنم

نمي تونين آقاي هان

آقاي جانگ بخاطر سلامتيش نمي تونه فعلاً توي تبليغات شرکت کنه

تمام توانشُ گذاشته روي مناظره ي تلوزيوني

چرا ازم مي خواين بذارم اينکارُ بکنين

آقاي بک، نمي خوام نامزد بزدل انتخابات باشم

تمام تبليغاتُ امشب متوقف کنين و روي مناظره تمرکز کنين

شنيدم به کارگردان مستند سازم حرفاي جالبي گفتين

آره، خيلي جالب

نامزد رياست جمهوري يه پسر مخفي داره

اگه اينُ افشا کنيم اخبارمون رکورد بيننده رو مي شکنه

خبرنگار هونگ

... اگه اين اخبارُ پخش کني

نه تنها خودت که شبکهَ ت هم بايد تاوان بده...

پارک ايلسوپ يه بار قبلاً توي تلوزيون ملي شرمنده شد

آقاي پارک گفت نمونه رو از خونه ي ييلاقيه پروفسور جو برداشته

جانگ اينيونگ تنها شخص حاضر در اونجا نبوده يه پسر به اسم يو مينگي هم حضور داشته

کسي که نتيجه ي آزمايشش مثبت شده بود يه مرد بوده

پارک ايلسوپ تصورشم نمي کرده يو مينگي پسرتون باشه

فکر کردي اينُ تأييد مي کنم؟

مجبورين بعد از اخبار متهمم کنين

اونوقت بخاطر پيشرفتاي تکنولوژي يه تار مو مي تونه حرفمُ تأييد کنه

پس پخشش کنين، مي بينيم چه اتفاقي ميفته

در موردش فکر کردم ولي نمي خوام اينکارُ بکنم

اينطوري هيچي بدست نميارم

ازم چي مي خواي خبرنگار هونگ؟

از داماد يه مرد ثروتمند چي بايد بخوام؟

بله، قربان

آقاي جانگ واقعاً دلشون مي خواد شما سخنران مهمان باشين

مي دونم از رسانه ها خوشتون نمياد ولي لطفاً همين دفعه کمکمون کنين

باشه، براتون متنُ مي فرستم

بخونينش و باهام تماس بگيرين

باشه، ممنون

کجا رفته؟ چرا من بايد اينکارُ بکنم؟

صحبت از شيطون شد

هي ، يون سئونگو، کجايي؟

تائه هوي

مامان

تائه هوي

تائه يوک

چي شده؟

اون بهمون زنگ زد

تائه يوکم چقدر بزرگ شده، باورم نمي شه

نمي تونم سه روز صبر کنم

در هر صورت ممکنه هر لحظه نظرمُ عوض کنم

زيادم بد نيست که يه خبر انحصاري داشته باشم

تائه هوي - بله -

يه تاکسي بگير

به اين زودي؟

متأسفم، واقعاً سرم شلوغه

بعداً بهم زنگ بزن، باشه؟ - نمي تونيم با تو زندگي کنيم مامان؟ -

آره مامان، منم مي خوام با تو زندگي کنم

اين حرفاي احمقانه چيه، دارين توي يه خونه ي بزرگ و خوشگل زندگي مي کنين

چرا؟ پدرتون باهاتون بد رفتاري مي کنه؟ مادر خوندهَ تون باهاتون بده؟

بابا خيلي کم مياد خونه

اون زن فقط وقتي مي خنده و خوبه که بابا خونهَ س

باهامون صحبت نمي کنه

رفتار شما هم دوستانه نيست، بهش نگين اون زن

حتي اگه باهاش صحبت نمي کنين باهاش خوب باشين

تائه يوک از غذا شکايت نکن و خوب بخور

نه، حتي ديدن قيافهَ ش نااميدم مي کنه

منم همنطور مامان، مي خوام با تو زندگي کنم

شما ها چتونه، من توان حمايت ازتونُ ندارم

بايد با پدرتون بمونين تا زندگيه خوبي داشته باشين و برين دانشگاه

بازم نه، بهت گفتم که خيلي کم بابا رو مي بينيم

نمي خوام برم خونه، مي خوام باهات بمونم

فکر مي کنين مي تونين هميشه منُ ببينين؟

من سرم شلوغ نيست؟

اگه مي خواين اينطوري رفتار کنين ديگه نياين

زود باشين، سوار شين

صبر کنين

اگه نتونين با سختيا کنار بياين چيکار مي کنين؟

به اندازه ي کافي بزرگ شدين

متأسفم مامان، مي تونيم دوباره هم بيايم؟

نه، نياين، سرم واقعاً شلوغه

گفتم سوار شين

مامان

داد و بيداد نکن

سريع سوار شو

مامن - سريع -

مامان

ببرشون هانام دونگ لطفاً - حتماً -

چرا علي رغم ميلت بهشون اينُ مي گي؟

تو واقعاً دلت براشون تنگ مي شه

چيکار مي تونم بکنم؟ اين بهترين راهه

آقاي جانگ

آقاي هوانگ يه لحظه صبر کن - باشه -

بريم داخل

چطور پيش رفت؟

باهاش تهديدتون کرد، درسته؟

آقاي هوانگ برات يه جا همين نزديکيا مي گيره

امشب اينجا بخواب و از فردا برو اونجا

الان مشکلمون اسکان منه؟ با خانم هونگ چيکار کردين؟

خودم ترتيب اونو مي دم

نگران نباش

چطور مي تونم نگران نباشم؟

آقاي جانگ،مي رم، اگه برم مشکل بزرگي حل مي شه

قبلاً بهت گفتم در اين مورد صحبت نکن

بايد کنار من بموني

اينکار براتون خطر ايجاد مي کنه

اگه تو کنارم نباشي اونموقع تو توي خطري

منظورتون چيه؟

... آقاي جانگ - کاري که گفتمُ بکن -

اين مشکل منه، خودم حلش مي کنم، فهميدي؟

به آقاي هوانگ بگو بياد داخل

باشه

مي خواستيم منُ ببينين؟

جايي پيدا کردي؟

براي امشب که خيلي ديره تا جابه جا بشه، مي تونه از فردا بره

آقاي هوانگ، خوب گوش کن

در آينده بيشتر حواست روي امنيت کارگردان يو باشه تا من

دليلشُ نپرس، فقط 24 ساعت مواظبش باش

آقاي جانگ، وظيفه ي من محافظت از شماست

شما تير خوردين

محافظاي ديگه هستن، در مورد اين با هيچ کس صحبت نکن

باشه

مي توني بري

مي خوام گوشت گاو کره اي و قلم پا بخرم، کدومش خوبه؟

بسته هايي هست که يه تيکه اضافي جايزه داره. مي خواين به عنوان هديه ببرين؟

نه، براي پدرم مي خوام

اين واقعاً گوشت گاو کره ايه؟ - البته -

دقيقاً روي نمونه هايي که مياد شناخت داريم

مي تونين با تلفن همراهتون چک کنين، پس نگران نباشين

اومدم خونه مامان

پدرت کجاست؟

هنوز نيومده خونه؟ من رفتم يه کم خريد کنم

کارگردان يو هنوز توي دفتره؟

آره

به نظر مي رسه ناراحتت نمي کنه

سئونگمين رفته خارج و پدرت نمياد خونه

به نظر مياد اصلاً ناراحت نيستي

مامان، معلومه که ناراحتم

نمي تونم چيزي بگم ولي براي پدر و کارگردان يو خيلي متأسفم

چرا اينکارُ کردين؟ فقط بايد يه ماه ديگه صبر مي کردين

داري مي گي اشتباه منه؟

فکر مي کردم به عنوان يه زن درکم کني

مي توني تحمل کني مردي رو که دوست داري از يه زن ديگه بچه داشته باشه؟

من که نمي تونم تحمل کنم، هر روز به مرز جنون مي رسم

ديدن صورتش برام جهنم بود ولي به خاطر انتخابات صبوري مي کردم

حالا منُ سرزنش مي کني؟ طرف کي رو گرفتي؟

هر دفعه که پدرُ مي بينم تعجب مي کنم

هيچوقت باورم نمي شد به جز شما کس ديگه يي داشته باشه

ولي اينا مال گذشتهَ س، مال زمانيه که حتي شما رو نديده بوده

پس مي گي اشکالي نداره که آوردش اينجا؟

نمي گم کار درستي کرده

اگه سعي مي کردين درکش کنين شايد مي تونستين بفهمينش

من چندين بار از نگاه کارگردان يو به قضيه نگاه کردم

يه پسر در حال رشد چقدر به پدر احتياج داشته؟

مرگ مادرش چقدر براش سخت بوده

پس پدرت و کارگردان يو رو درک مي کني ولي منُ درک نمي کني؟

اينطوري نيست مامان

فراموشش کن

President (Peu re ji deon teu / 프레지던트) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for President (Peu re ji deon teu / 프레지던트)

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left