His Dark Materials

His Dark Materials

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

His Dark Materials S01E02 1080p HDTV H264-MTB
His Dark Materials S01E02 720p HDTV x264-ORGANiC
His Dark Materials S01E02 HDTV x264-PHOENiX
His Dark Materials S01E02 720p HDTV x265-MiNX
His Dark Materials S01E02 HDTV x264-MTB
His Dark Materials S01E02 XviD-AFG
His Dark Materials S01E02 The Idea of North 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
His Dark Materials S01E02 The Idea of North 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
His Dark Materials S01E02 WEBRip x264-ION10
ناشر EILIA
💢 NimaAM و نیـمـا EILIA ایـلیـا 💢 DibaMoviez.com

برچسب‌ها

XviD
تاریخ انتشار: 2019-11-11
تعداد دانلود: 48
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫لایرا، عموت اومده

‫کار احمقانه‌ای نکن

‫شهری توی آسمون

‫هزاران جهان وجود داره ‫که کلیسای اعظم فقط می‌تونه یکیشون رو کنترل کنه

‫هزاران دنیا که فقط

‫از طریق این ذرات ناخوشایند،

‫- یعنی «غبار»، نمایان شدن ‫- غبار چیه؟

‫این حرف‌ها کفرآمیزه

‫معلومه که ازریل روش کنترل داره

‫بهش مقدار زیادی پول دادن که ‫به شمال سفر کنه

‫- و کارش رو ادامه بده ‫- منو باخودت ببر شمال!

‫شمال جای مناسبی برای بچه‌ها نیست

‫لایرا، ایشون خانم کولتر هستن

‫احتمالاً صحبت باهاشون برات جالب باشه

‫می‌تونیم تیم خوبی تشکیل بدیم

‫- میریم شمال؟ ‫- میریم لندن

‫و باید آماده بشی که فردا بریم

‫این یه دستگاه حقیقت‌یابه

‫حقیقت رو بهت میگه

‫یه پسر جیپشن ‫بیلی کاستا، گم شده

‫- حتماً کار گابلرهاست ‫- گابلرها؟

‫بیلی اینجایی؟

‫گابلرها افسانه‌ان، راجر، وجود ندارن!

‫گابلرها واقعی‌ان

‫راجر؟

‫راجر؟!

‫ما میریم به لندن، ‫و بچه‌هامون رو پس می‌گیریم

‫تو هر کابوس بچه‌ای، ‫نشونه‌ای از حقیقت هست، لایرا

‫بچه‌ها راحت می‌تونن...

‫ناپدید بشن

‫خانوم

‫لایار، اینجا خونه جدیدته

‫اینجا همه‌اش مال شماست؟

‫خدایا، نه ‫فقط یه طبقه‌اش

‫برو

‫باورم نمیشه اینجا خونه جدیدمونه پن

‫ببین زمین چقدر برق می‌زنه!

‫خب، بریم خونه رو نشونت برم

‫این اتاق نشیمنه

‫وای...

‫تراس...

‫و اینجا، اتاق خواب منه

‫و اتاق مطالعه‌ام

‫که ترجیح میدم کسی داخلش نشه

‫و اینجا اتاقیه ‫که برای تو آماده شده

‫برو یه نگاهی بهش بنداز

‫وای دارم غرق میشم!

‫دارم غرق میشم

‫خیلی از اتاق آکسفورد راحت‌تره

‫و خونه جدیدمونه

‫همچنین راجر ‫وقتی که پیداش کنیم

‫خونه‌ای برای همه‌مون

‫- بیلی؟ ‫- راجر!

‫بیلی کاستا!

‫ارائه‌ای از تیم ترجمه دیباموویز

‫ترجمه از ایـلیـا و نیـمـا ‫EILIA & NimaAM

‫میونه‌ات با ارتفاع چطوره؟

‫منو نمی‌ترسونن

‫هیچوقت نترسوندن

‫قبلاً روی سقف دانشکده جردن زندگی می‌کردم

‫همه یکشنبه‌ها اون بیرون می‌خوابیدم

‫نه این کارو نمی‌کردی

‫می‌کردم!

‫راجر هم اونجا بود. روی سقف

‫بهترین آدمام رو گذاشتم ‫که دنبالش بگردن

‫پیداش می‌کنیم لایرا. به زودی

‫من هیچوقت میونه خوبی باهاشون نداشتم ‫با ارتفاع‌ها

‫نمی‌تونم از وسوسه پریدن خلاص بشم

‫خیلی‌خب. بریم به کارامون برسیم

‫قبل از اینکه به سمت انجمن شمالگان حرکت کنیم ‫کلی کار داریم

‫- می‌خوایم بریم انجمن شمالگان؟ ‫- آره البته که میریم

‫خب زود باش! باید برنامه بریزیم ‫لباس بپوشیم، کلی کار داریم. بجنب

‫وای!

‫اون همون اسکرلینگه ‫

‫که جریان‌های آب اقیانوس کبیر شمالی رو ‫نقشه‌برداری کرده؟

‫سلام الایزا

‫- می‌شناسیش؟ ‫- البته. بیا بریم لایرا

‫تو آکسفورد هم چیزای زیادی بود ولی اینجا...

‫خب، چی می‌خوری؟

‫غذا اهمیتی برام نداره

‫خب وقتی دل ضعفه داری ‫باید غذا برات مهم باشه

‫اون اسکلت یه خرس زره‌پوشه؟

‫- خیلی در موردشون شنیدم. چه گنده است ‫- لایرا، لایرا

‫بیا بشین

‫سوئیت‌برد ‫هدیه‌ای از طرف سرآشپز خانم کولتر

‫ازش تشکر کنین

‫خانم کولتر من در مورد راجر فکر کردم،

‫و به نظرم باید توی پیدا کردنش ‫بهتون کمک کنم

‫همونطوری که توی جردن بهم گفتین... ‫چشم بچه‌ها، مفیده

‫لایرا، به گوشه و کنار این اتاق ‫یه نگاهی بنداز

‫چندتا زن می‌بینی؟

‫توی هر اتاق، هستن کسایی ‫که تحقیرت کنن

‫با کمک من نمی‌تونن به گرد پات برسن

‫تو دانشی به دست میاری که اونا ندارن

‫می‌تونم یادت بدم قدرتت رو ‫روی همه‌شون اعمال کنی

‫ولی باید بذاری خوب شکلت بدم

‫باید بهم اعتماد کنی

‫بهتون اعتماد دارم

‫پس چرا نمی‌ذاری خودم راجر رو برات پیدا کنم؟

‫- اون بهترین دوستمه ‫- لایرا، ناامیدت نمی‌کنم

‫- باشه ‫- خوبه

‫خب، می‌خوای اول به کی معرفی بشی؟

‫یه ون رو دیدن که به اینجا رفت و آمد داره

‫نمی‌تونیم تایید کنیم بچه‌ها داخلش بودن

‫نمی‌تونیم تایید کنیم؟ ‫باید تایید کنیم

‫گابلرها کاربلدن ‫تجهیزات امنیتی و منابع خوبی دارن

‫انقدر خوبن که مردم ‫فکر می‌کنن افسانه‌ان

‫- پس مطمئنی خودشونن؟ ‫- من میگم اون ون به احتمال خیلی زیاد

‫مال گابلرهاست ‫و برای انتقال بچه‌ها ازش استفاده میشه

‫چند روزه داریم جستجو می‌کنیم ‫این بهترین چیزیه که دستمونو گرفته

‫پس، فردا بهشون حمله می‌کنیم ‫صبح بهترین نفراتمون رو جمع می‌کنیم

‫مستقیم از در جلویی میریم داخل

‫و جلوی هرچی اون داخل باشه وایمیستیم

‫افراد رو آماده کن ‫بهشون حمله می‌کنیم

‫تاحالا فکر کردی که موهاتو یه مدل دیگه بزنی؟

‫از موهام خوشم میاد

‫نه به نظرم اینجوری ‫صورتت خودشو نشون نمیده

‫شاید باید بذارم بلند بشه

‫قبلاً موهام بلند بود ‫خیلی به کارم می‌اومد

‫مثلاً یه بار من و راجر ‫توی سیلوی گندم گیر افتادیم،

‫اون موهامو تبدیل به طناب کرد،

‫از من کشید بالا و رفت بیرون ‫و بعد منو کشید بیرون

‫- لایرا لطفاً بهم دروغ نگو ‫- نگفتم ‫- گفتی

‫لایرا...

‫به نظرم تو می‌تونی خارق‌العاده بشی

‫ولی خارق‌العاده بودن ‫تلاش و پشتکار لازم داره

‫یعنی باید آماده تغییرات باشی

‫و تغییر نیازمند راهنماییه. نه؟

‫فقط برای اینکه با اینجا وفق پیدا کنیم ‫نباید خودمونو تغییر بدیم

‫اون خیلی باهامون مهربونه پن

‫خوش‌برخوره

‫باهام خوب رفتار می‌کنه

‫لیاقت اینو نداریم که چیزای خوب داشته باشیم؟

‫- برای یه بار ‫- البته که داریم

‫قبلاً هیچکس نگفته بود می‌تونم خارق‌العاده باشم

‫لایرا. لایرا

‫- چیه؟ ‫- لایرا پاشو. به اون صدا گوش کن

‫چیه؟

‫صدای لوله‌هاست. چیزی نیست

‫یه چیزی هست. گوش کن

‫هیچی نیست

‫فکر نکنم صدای لوله‌ها باشه

‫هی بس کن

‫به هیچ وجه متوقف نشین ‫باید این بچه‌ها رو نجات بدیم

‫وارد شدیم قربان

‫اون مال بیلیه

‫این ثابت می‌کنه اینجا بودن

‫حتماً گابلرها فهمیدن که داریم میام و ‫اونا رو جابه‌جا کردن

‫اونا بچه‌ها رو برای چی می‌خوان؟

‫- چیزی ندیدی؟ ‫- نه هیچی

‫فقط یه دیوار آجری

‫دلم برای مامانم تنگ شده

‫من مامان ندارم که دلتنگش بشم

‫خاله‌ام یه مدت ازم نگهداری کرد

‫و بعد یه شغل خوب برام پیدا کرد ‫توی دانشکده جردن

‫و اونجا با لایرا آشنا شدم

‫می‌دونم لایار ما رو اینجا ول نمی‌کنه

‫الان داره دنبالمون می‌گرده

‫هرجا که هست

‫قراره یه مهمونی برگزار کنم ‫برای چندتا از دوستام و چندتا مکتشف

‫و لایرا، به کمکت نیاز دارم ‫که نوشیدنی رو سرو کنی

‫وایسین

‫خودشه. عالیه

‫زیاد راحت نیست

‫من دوست دارم ورجه وورجه کنم

‫لباسی که می‌پوشی، ‫نوع نگاهی که مردم بهت دارن رو تعیین می‌کنه

‫حالا بیا. خودتو توی آینه ببین

‫ازش خوشم میاد

‫- فکر کنم ‫- آبی رنگ خاص خودته

‫اینو می‌دونستی؟

‫اصلاً نمی‌دونستم رنگ خاصی دارم

‫که اجازه بده قدرتم رو اعمال کنم

‫ظاهراً فقط می‌ذاره از چاقوی کیک استفاده کنی

‫عموم باید منو اینجوری می‌دید

‫خیلی برات ذوق می‌کرد. مطمئنم

‫درخواستت رو شنیدم ‫ولی نمی‌تونم برآورده‌اش کنم

‫خیلی ساده خواستم

‫بقایای اون سر ‫که ازریل بهتون داده رو آزمایش کنم

‫قبل از اینکه مومیایی بشه ‫و بذارینش توی سرداب

‫گرومن، محقق این دانشکده بود

‫نکته اینجاست که دستور دادین ‫یخ سرش رو آب کنن و مومیاییش کنن

‫اینجوری ممکنه اطلاعات مهمی از دست بره

‫بوریل، همونطور که می‌دونی ‫حق مصونیت آموزشی...

‫به عنوان عضو هیئت رئیسه دادگاه جامع

‫من باید بفهمم اون کجاها بوده

‫میگن بین دنیاها رفت و آمد داشته

‫این حرف کفرآمیزه

‫خیلی دوست داری از این کلمه استفاده کنی

‫مخصوصاً با توجه به چیزی ‫که از بازدید ازریل

‫از این دانشکده شنیدم

‫حقیقت داره که از غبار صحبت کرده

‫و برای تحقیقاتش بهش پول دادین؟

‫به هرچیزی که داری تهدیدم می‌کنی...

‫من از هیچی نمی‌ترسم

‫چی رو مخفی می‌کنی؟

‫تنها حقوقی که کلیسای اعظم اینجا داره

‫حقوقیه که من اجازه داشتنش رو میدم

‫جمجمه اون توی سرداب ماست

‫و همونجا می‌مونه

‫همونطور که حق اون،

More Farsi Persian subtitles for His Dark Materials

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left