The Walking Dead

The Walking Dead

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 9

هماهنگ با نسخه‌های زیر

The Walking Dead S09E01 HDTV x264-SVA
The Walking Dead S09E01 XviD-AFG
The Walking Dead S09E01 HDTV XviD-RMX
The Walking Dead S09E01 720p HDTV x264-AVS
The Walking Dead S09E01 720p HDTV HEVCx265-RMTeam
The Walking Dead S09E01 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
The Walking Dead S09E01 A New Beginning 480p HDTV x264-mSD
The Walking Dead S09E01 A New Beginning 720p HDTV x265 ShAaNiG
The Walking Dead S09E01 A New Beginning 480p HDTV x264-RMTeam
The Walking Dead S09E01 A New Beginning 720p HDTV 2CH x265 HEVC-PSA
ناشر EILIA
💢 Sorrow ایلیا و سمیرا 💢 DibaMoviez.com

برچسب‌ها

XviD
تاریخ انتشار: 2018-10-08
تعداد دانلود: 65
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫ما لایق زندگی در آرامشیم

‫نیگان و منجی‌ها سعی کردن اونو ازمون بگیرن

‫الکساندریا، هیلتاپ، کینگدام و اوشن‌ساید

‫با هم متحد شدن ‫و برای آینده‌ای بهتر جنگیدن

‫ما پیروز شدیم

‫تا وقتی نَمیره تموم نمیشه

‫نه بدون مرگ‌هایی ناراحت کننده

‫امروز سعی ما در التیام پیدا کردن و بخشیدنه

‫از حالا کارمون شروع میشه ‫دنیای جدید شروع میشه

‫قبلش خیلی چکه می‌کرد

‫چکه می‌کرد؟ اشکالی نداره

‫باهاش قلب درست می‌کنم

‫خوبه خوبه، ادامه بده

‫قلب هم داره چکه می‌کنه

‫چون قلب خیلی پره

‫برای همین؟

‫داره روی تو هم میریزه

‫می‌خوای بهم بگی چی داری می‌کشی؟

‫اون خونه‌مونه ‫و خاله مگی و پادشاه

‫همه دوستامون

‫اون صورت اخمالوی کیه؟

‫صورت تو رو اخمالو کشیدم

‫منو اخمالو کشیدی؟

‫بابایی چهره خندون هم داره

‫اینم قراره شکم گنده‌اش بشه

‫یه شکم گنده

‫شکم گنده بابایی؟

‫کیش! برو

‫دریل

‫هی، داری چه غلطی می‌کنی؟

‫می‌خوایم پرنده‌ها رو بترسونیم

‫از پناهگاه به تیم اول الکساندریا ‫جواب بدین

‫تیم اول، صدامو دارین؟

‫واضح و بلند، مو قشنگ ‫چی شده؟

‫تولید محصولات پناهگاه به صفر رسیده

‫وقتشه مثل قبل ‫برامون آذوقه بیارین

‫دریل درخواست یه کاوش توی شهر

‫و ارسال نیروی کمکی رو داده

‫صبح همدیگه رو توی محل می‌بینیم ‫به بقیه خبر بده. تمام

‫دریافت شد

‫میشه بعضی‌وقتا بهم آموزش بدی؟

‫توی هیلتاپ برای بچه‌ها کلاس گذاشتم ‫می‌تونی توش شرکت کنی

‫مگی هم میاد

‫کارول هم بعضی وقتا که توی شهر باشه پیداش میشه

‫اوه گفتی کارول...

‫از گشت به تیم پادشاهی

‫تمام مسیر تا محل قرار امنه رفیق ‫اونطرف می‌بینمت

‫ارائه‌ای از تیم ترجمه دیباموویز

‫ترجمه از ایلیا و سمیرا ‫EILIA & Sorrow

‫تا اینجا که همه چی امنه

‫وقتی وارد شدیم ‫همه جا رو پاکسازی کنین

‫همه‌تون لیست دارین

‫کارتون که تموم شد برگردین اینجا

‫مراقب باشین

‫این جواب میده

‫مراقب باشین

‫بریم

‫یه فکری براش می‌کنیم

‫خوبی؟

‫آره

‫آره آره

‫ممنون

‫چند تا عنکبوت بود

‫از عنکبوت بدم میاد

‫چه طراحی هوشمندانه‌ای

‫اضمحلال تکامل بشر

‫خوشم اومد

‫کمک می‌خوای؟

‫آره

‫آره

‫خوبی؟

‫فقط... داشتم به برادرم فکر می‌کردم

‫توی یه جشن محلی، موقع مسابقه کانو ‫با هم دعوا می‌کردیم

‫خنده داره، می‌دونی،

‫که چطور بعضی چیزا ‫یهو باعث میشن یه خاطره یادت بیاد

‫برای تو هم اتفاق افتاده؟

‫توی بیشتر خاطراتی که از برادرم دارم ‫داریم باهم می‌جنگیم

‫ولی دوستایی داشتم که همراهم می‌جنگیدن

‫می‌خواستن اینجا باشن

‫ولی موفق نشدن

‫آره، برای منم اتفاق افتاده

‫حق با تو بود ان

‫از کجا می‌دونستی اینجا میشه بذر پیدا کرد؟

‫وقتی معلم بودم ‫بچه‌های کلاسمو آورده بودم اینجا

‫فهمیدم برای باغ‌ها ‫کشت مصنوعی دارن

‫و برای کاشت دوباره‌ی محصول ‫بذرها رو نگه میدارن

‫بدون اینکه بدونن ‫یه انبار آخرالزمانی درست کردن

‫ازشون ممنونیم

‫پناهگاه هم همینطور

‫بیاین همه رو برداریم و برگردیم ‫ببینیم بقیه چیا لازم دارن

‫یعنی درخواست انتخابات کرد؟

‫تنها ایده‌ خوبی که گرگوری داشته

‫هنوز از نتیجه عصبانیه؟

‫نمی‌دونم. رفتارش که دوستانه بوده

‫راستشو بگم، عجیبه

‫تولد دوباره دموکراسی، توسط همچین آدمی

‫کی فکرشو می‌کرد؟

‫درحالی که من با یه پادشاه زندگی می‌کنم

‫ولی همه چی مرتبه، مگه نه؟

‫به نظر که مردم خوششون اومده

‫اما رای‌گیری یه چیز دیگه است

‫اینم از این

‫آهنگرمون می‌تونه از این به عنوان مدل استفاده کنه ‫که چند تا دیگه بسازه

‫و می‌تونیم یه دونه بفرستیم به پناهگاه

‫که اوضاع اونجا رو هم درست کنیم

‫خوشحالم توی انتخابات برنده شدی

‫منم خوشحالم که توی یه مزرعه بزرگ شدم

‫خیلی‌خب، آروم

‫آخرین پله، آروم

‫خیلی‌خب، نگهش دارین، نگهش دارین

‫تا اینجا که خیلی خوب بوده

‫بریم

‫آروم، یواش، آروم

‫هی هی

‫خیلی‌خب، خوبه

‫مواظب انگشتاتون باشین

‫- آخرین پله ‫- یکی دیگه

‫وایسین، وایسین

‫حرکت ناگهانی نکنین ‫همینطوری آروم ادامه بدین

‫زود باشین!

‫گاوآهن رو نجات بده!

‫ایزیکیل

‫ایزیکیل!

‫طاقت بیار!

‫زود باش

‫وای خدا

‫حله برو

‫هی کن، مارکو می‌خواد ‫کار شما رو یاد بگیره

‫به نظرت بابات ‫یه شاگرد دیگه قبول می‌کنه؟

‫دلیلی نمی‌بینم مخالفت کنه

‫نمی‌دونم از من خوشش میاد یا نه

‫اون فقط کم حرفه

‫برای همین فکر می‌کنن بداخلاقه

‫فکر نکنم تاحالا دیده باشم لبخند بزنه

‫اول باید باهات اُخت بشه

‫ببین، به نظرم بابام خیلی خوشش بیاد ‫یه وردست بیشتر داشته باشه

‫چون پادشاهی برامون

‫یه محموله بزرگ آهن قراضه فرستاده ‫که باید ذوبش کنیم

‫نعل کردن اسب‌ها خیلی کار زمانبر و سختیه

‫اگه باعث میشه حس بهتری پیدا کنی،

‫بگم مطمئن بودم باباش از منم متنفره

‫خیلی ترسیده بودم

‫منم

‫خوشحالم خوبی

‫یه چیزی رو یادم آورد

‫که تازگی برای هدیه دادن گرفته بودم

‫- زندگی منتظر ما نمی‌مونه، پس... ‫- نکن

‫با من ازدواج می‌کنی؟

‫بذارش جیبت

‫به همه چی گیر می‌کنه

‫- بهت گفته بودم خواستگاری نکنی ‫- می‌دونم

‫مخصوصاً بعد از همچین اتفاقی

‫تازه، کی روی اسب خواستگاری کرده

‫من دوسِت دارم

‫و همیشه خواهم داشت

‫پس می‌ذارمش برای وقتی که آمادگیشو داشتی

‫دو گله واکر توی سیلویا ‫به هم ملحق شدن

‫و حالا از قبل بزرگتر شدن

‫یکی از گله‌ها از اینجا رد شد

‫و تعداد زیادشون باعث سقوط پل شد

‫تقویت کننده بیسیم رو هم آب با خودش برد

‫مسیر آ چطور؟ هنوز پاکه؟

‫هنوز خیلی به گله نزدیکه

‫از این طرف می‌تونیم به الکساندریا برسیم

‫و تا وقتی بگذرن، همونجا بمونیم

‫نه

‫پاکسازی مسیر آ ‫قبلاً چند روز وقت می‌گرفت

‫من باید برگردم خونه پیش هرشل

‫می‌تونیم از مسیر د بریم ‫هنوز تاریک نشده

‫حواستون به جاده تجاری باشه

‫شاید کس دیگه‌ای بخواد ازش رد بشه

‫گابریل، همه‌تون می‌تونین از اینجا ‫برگردین به الکساندریا

‫بقیه‌مون... می‌تونیم بریم به ‫پناهگاه یا هیلتاپ

‫شب رو اونجا می‌مونیم ‫و بعد دوباره ادامه می‌دیم

‫مراقب باشین و ‫به سلامت به خونه برسین

‫ریک، اسب‌ها نمی‌تونن گاری رو ‫توی این گل و لجن بکشن

‫مگی، فکر کنم باید یه کم استراحت کنیم

‫شاید بهتر باشه آذوقه‌ها رو اینجا بذاریم

‫یکی دو روز دیگه یه گروه بفرستیم بیارنشون

‫خطرش بالاست

‫قبلاً دیدیم که گله واکرها رد بشه

‫و چیزای بزرگتر از این رو نابود کنن

‫می‌تونیم اسبا رو عوض کنیم ‫جدا بشیم

‫ببریمشون توی محوطه باز ‫و بهشون استراحت بدیم

‫بعد ببینیم با ارابه‌ها چیکار میشه کرد

‫یک دو سه

‫ریک

‫دیگه تمومه

‫یه بار دیگه

‫یک دو سه

‫خوبه، بیاین زودتر بریم

‫دریل، میشون

‫حله

‫باید بریم، گاری رو ول کن

‫باید آزادش کنم

‫کن، صبر کن!

‫آخ!

‫زود باش

More Farsi Persian subtitles for The Walking Dead

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left