Luna Nera

Luna Nera

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Luna Nera S01E05 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Luna Nera S01E05 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
Luna Nera S01E05 WEBRip x264-ION10
ناشر StarTak
www.eSubtitle.com مترجم.. ترجمه شده توسط تیم ترجمه ای سابتایتل StarTak

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
1080
webrip
BRip
تاریخ انتشار: 2020-05-15
تعداد دانلود: 26
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 187 خط.

‫گردن‌بندی که موقع تولدت ازت محافظت میکرد...

‫مادرت داره میمیره.

‫من احساسش کردم پیترو. ‫این اتفاق می‌افته و تو نمیتونی جلوشو بگیری.

‫پروردگار...

‫تو مثل منی پیترو. سرنوشت داره ‫ما قهرمانان رو فرامیخونه.

‫...که مراقبِ ماست و راه رو نشون مون میده.

‫همراهِ ما بجنگ.

‫- چون تو پسر منی. ‫- به من باور داشته باش.

‫باشد که شجاعت راهنمای‌مان باشد ‫و آتش اُمید درون‌مان بسوزد!

‫فروختن غذا، فراهم کردن غذا،

‫و کمک کردن به یک زن تنها

‫که همراهِ مردی نباشد و صحبت کردن با او،

‫مطلقاً ممنوع است.

‫هرکَس که به جرمِ کمک به یک جادوگر دستگیر شود...

‫طبق قوانین فعلی، مجازاتِ سخت

‫و اعدام خواهد شد.

‫هرکَس که اطلاعاتی از...

‫جادوگر جوان "آده برونو" که نام پدرش ‫مشخص نیست، داشته باشد

‫و این اطلاعات را گزارش ندهد...

‫فوراً اعدام خواهد شد.

‫پایانِ حکم.

‫وقتش داره میرسه آده.

‫وقتی چرخه قمری به پایان برسه...

‫قدرت های برگزیدگان نمایان خواهد شد.

‫"کتاب پادشاهی ها"...

‫رمزگشایی خواهد شد.

‫"خشن" بیدار خواهد شد.

‫و همه چی از نو شروع میشه.

‫تقصیر منه که کتاب دستِ بناندانتی ها افتاده.

‫پَسش میگیریم آده.

‫ولی میترسم شخصی خیلی قوی تر ‫ازشون، داره رهبری شون میکنه.

‫مارتزیو اورجی.

‫اون جانشین "خشن" روی زمینه.

‫برای شکست دادنش، جای هیچ تردیدی نباید باشه.

‫ولی همیشه یادت باشه...

‫اولین و مهم‌ترین قدرت اینه که...

‫بدونی واقعاً کی هستی.

‫خدا!

‫خدا!

‫تو منو رها کردی!

‫من شایسته‌ی اعتمادت نبودم!

‫پس ازت خواهش میکنم که منو ببخشی...

‫اگه راهی که دارم پیش میرم ‫همونی نیست که بهم نشون دادی.

‫خدا!

‫پدر.

‫پدر.

‫من نتونستم نجاتش بدم.

‫به من یک فرصتِ دیگه داده شده

‫و ایندفعه شکست نمیخورم.

‫ما میتونیم اونو دوباره ببینیم پیترو

‫- دوباره میتونیم ببینیمش. ‫- منظورتون چیه؟

‫مُرده ها که برنمیگردن.

‫دانشی فراتر از ما داره به هدف‌مون ملحق میشه.

‫اون کتابه...

‫اونجا!

‫میتونیم مرزِ بین مرگ و زندگی رو بشکافیم.

‫میتونیم دوباره ملاقاتش کنیم.

‫تو پیشم بمون.

‫پیشم بمون.

‫توی این سفر منو تنها نذار.

‫بیاید بریم خونه.

‫گرسنه‌امه.

‫بسه دیگه، میرم به روستا.

‫حکم رو نشنیدی؟ ممنوعه، نمیتونیم بریم بیرون.

‫دیگه هیچکس بهمون غذا نمیده.

‫بفرمایید.

‫بخورید.

‫حال به هم زنه.

‫خب هنوز دارم تمرین میکنم.

‫- مطمئنی که سمی نیست؟ ‫- آره.

‫فکر کنم.

‫جونم؟

‫ما از پَسش برمیایم

‫جلوی شکارمون رو که نمیتونن بگیرن.

‫همونطور که نمیتونن ما رو حبس نگه دارن.

‫این یکی به نظر سمی نمیاد.

‫بیا بفهمیم.

‫پیترو!

‫مثل اینکه اون بوسه...

‫اون بوسه یک روز هم دوام نیاورد.

‫ببین چزاریا من متأسفم.

‫ولی هیچ‌وقت توی زندگی‌ام اینقدر گیج و سرگردون نبودم.

‫واقعاً توش موندم.

‫منظورت از سرگردونی، آده است؟

‫نه.

‫فقط اون نیست.

‫بچگی‌مون رو یادته؟

‫که مادرت برامون داستان "تریستان و ایزولت" رو میخوند؟ ‫(یک داستان مشهور افسانه‌ای عاشقانه و تراژیک بسیار تأثیرگذار)

سينک و فارسي سازي توسط اي سابتايتل

‫فکر میکردم این رازمونه.

‫چزاریا.

‫نگران نباش.

‫من هیچ‌وقت بهت صدمه نمیزنم.

‫پدرت ازت میخواد که بری سلاح هایی ‫که اسپیرتو آماده میکنه رو چک کنی.

‫پدرت لازمت داره.

‫دِلِ اونو دیگه نشکونی.

‫- چی رو باید چک کنم؟ ‫- نمیدونم.

‫برای من که اسلحه معمولی به نظر میان.

‫درسته.

‫ولی به شدت تیز هستن.

‫عالیجناب قراره امشب در شراب‌خونه، متبرک‌شون کنه.

‫- کدوم عالیجناب؟ ‫- "کاردینال" اورجی. ‫(مقام رسمی کلیسایی و بالاترین مقام کاتولیک‌ها بعد از پاپ)

‫همونیه که پدرت بهش کتاب جادوگران رو داده.

‫تنها کسی که میتونه کتاب رو باز کنه.

‫حالت خوبه اسپیرتو؟

‫نمیدونم.

‫پدرت ازم خواست که مراقب اسلحه باشم.

‫افتخار بزرگیه.

‫اون میگه شاید امشب یه بناندانتی بشم.

‫ولی به نظر من تو اونقدرا هم خوشحال نیستی.

‫تا حالا شده خیلی اشتیاقِ چیزی رو داشته ‫باشی ولی وقتی داری به دستش میاری،

‫مطمئن نباشی که اون چیز واست درسته؟

‫این چند وقت اونقدر نظرم رو عوض کردم که...

‫دیگه نمیدونم چی واسم درسته.

‫اون دختره رو بازم دیدی؟

‫پرسه‌پولیس؟

‫آره.

‫نه.

‫شاید از آده خبری داشته باشه.

‫نمیدونم ولی الآن از دیدنش، ترس دارم.

‫درک میکنم.

‫ولی اگه دیدی‌اش...

‫خواهش میکنم بهش بگو که من...

‫چی؟

‫هیچی.

‫چیزی بهش نگو.

‫بالاخره که من نمیدونم اون دختر واقعاً کیه.

‫- کیه؟ ‫- منم!

‫این درسته که تو یه بناندانتی میشی؟

‫تو نمیتونی اینجا باشی.

‫خب من و تو چی میشیم؟

‫با من ازدواج کن!

‫اگه با من ازدواج کنی، دیگه حکم شاملِ تو نمیشه.

‫میخوام ازت بگیرمش و قایم‌اش کنم.

‫قبلاً اینکارو کردی.

‫سانته سلاح ها رو آماده کرده.

‫امشب یه کاردینال در شراب‌خونه متبرک‌شون میکنه.

‫عالیجناب اورجی.

‫کتاب دستِ اونه.

‫میگن تنها کسیه که میتونه بازش کنه.

‫بریم به شراب‌خونه.

‫حَق سانته رو کَفِ دستش میذاریم.

‫خیلی خطرناکه.

‫فضای کوچیکیه و فقط یک ورودی داره.

‫وقتی ماه در بالاترین موقعیت‌اش قرار ‫داره، درست قبل از طلوع آفتاب راه می‌افتیم.

‫وقتی اورجی تنها شد، تعقیب‌اش میکنیم.

‫جای کتاب رو میفهمیم و برش‌میگردونیم.

‫سانته چی؟

‫- اولویت‌مون کتابه. ‫- فکر میکردم اولویت، زن های درخطر هستن.

‫همه‌مون درخطریم.

‫تو به پیروزی در یک عملیات فکر میکنی ‫و من به پیروزی در کل جنگ.

‫هدف من جنگیدن برای چیزِ درسته.

‫چیز درست با چیزی که به صلاح‌مونه ‫همیشه یکی نیست. آماده بشید.

‫این یک مأموریت مهمه.

‫دیدیش؟

‫کی رو؟

‫یالا خواهش میکنم.

‫حداقل بهم بگو حالش چطوره.

‫اون به نظر...

‫نگران می‌اومد.

‫حرفی از من زد؟

‫حرفی از من زد یا نه؟

‫آره.

‫چی گفت؟

‫یالا بگو دیگه!

‫گفت که اون واقعاً نمیدونه تو کی هستی.

‫آده!

‫اون هیچی رو درک نمیکنه.

‫نباید اینو بگی.

‫من قبل از اومدنِ تبه، هیچی نبودم.

‫برادرم تازه مُرده بود...

‫و منم نزدیک بود بمیرم.

‫نمیدونستم کی هستم.

‫میدونی زن بودن در

‫این دنیا...

‫چه حسی داره و باعث میشه ‫بخوای چیزی فراتر باشی؟

‫و بخاطر همین، لایقِ مرگ حساب میشی؟

‫اون باعث شد من خودم باشم.

‫هرگز بهش خیانت نمیکنم.

‫ولی اون مرد، گناهکاره.

‫مادرم رو کشت و میخواد آده رو هم بکشه.

‫میدونم که سخته.

‫ولی بخاطر عشق هم که شده، باید ‫چیزی که درک‌اش نمیکنیم رو بپذیریم.

‫میشه نگه‌اش دارم؟

‫- آدمک ـه کجاست؟ ‫- دارم درستش میکنم.

‫پرنده کوچولو!

‫پرنده کوچولو!

More Farsi Persian subtitles for Luna Nera

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left