نخستین 200 خط.
بله درسته
مثل زدن یه سنگ با تخم مرغ بود
دقیقا تصور نمیکردم سنگ بشکنه
ابلهانه و بی دقتی بود
ولی ازش پشیمون نیستم
چون تخم مرغ با شکستن سنگ
نقشش رو ایفا کرد
ببین دیگه چقدر تو انبار داریم
بله رییس
ما تا خرخره برای مقابله با ورشکست شدن با چونگیل گیر کردیم
شرمنده ولی لطفا مطمئن شید سریع تحویل بدینش
درسته,پس فردا
آقای هوانگ
بله قربان؟ - چرا بقیه شرکتا -
دسته ی نرمال چونگیلو دارن وارد می کنن؟
ضرب العجل ما(زمان تحویل) محدوده و با
فروختن تولیدات مشکل داریم
شعبه تو داره از قدرت سواستفاده میکنه
و بقیه شعبه های زیر مجموعه با عواقب کارای تو دارن متلاشی میشن
قربان
ما هرگز از قدرت سواستفاده نکردیم
صنایع الکترونیک چونگیل قراردادمونو فسخ کرده و
چی؟
معذرت میخوام قربان
این همه سواستفاده از قدرت واسه چیه؟
رو شرکت های پیمانکاری زیرمجموعه کنترل ندارید؟
جناب مون؟
عذرخواهی میکنم قربان این موضوعو سریع حلش میکنم
: تیم ترجمه بارکد @barcodesubtitle
مدیر اوه از صنایع الکترونیک چونگیل
با فسخ کردن قراردادمون مارو تو دردسر انداخته
اگه اون با بی عقلی رفتار نمیکرد میتونستیم
یه جا به جایی بی دردسر داشته باشیم
سونگوو با سفارشات ناگهانی به مشکل برخورده
...از الان من سفارشاتو بین شرکتای زیرمجموعه توزیع میکنم
و سریعتر تحویل میدم
نه لازم نیست
ببخشید؟
پارک دوجونو بفرست دفترم
جناب مون دنبالتون میگردن
باشه
بیا تو
اوضاع کار چطوره؟
خوبه - باید برگردی سر کار -
برگردی به همچین شرکت بزرگی اشتباهشونو بگی
تشویق بزرگی داره
همینطور خیلی تک و تنهایی
از تجربیاتتم که خبر دارم
ولی تعداد دفعات مبارزه قوی ترت میکنه
اگه بهت یه فرصت بدم میتونی خودتو اثبات کنی؟
چه تو محدوده تواناییات باشه چه از رو ناچاری, هرچی
این برای کمک به یکی از شرکتای زیرمجموعه مون صنایع الکترونیک چونگیله
از اونجایی که کمک به اونا به شرکت خودمونم کمک میکنه
فرصت فوق العاده ای برای توئه
نظرت چیه؟ انجامش میدی؟
تمام تلاشمو میکنم
به تیم مشارکت رشد و توسعه منتقل میشی
امیدوارم کارتو خوب انجام بدی
ممنونم
پارک دوجون و صنایع الکترونیک چونگیل
میتونیم دوتا مشکلو همزمان حل کنیم
عالیه
مادربزرگ
...مادربزرگ ، امروز من
ناهارو درست میکنم
ناهار امروزو من حاضر میکنم
وای خدا - اینجا چیکار میکنی؟ -
شمایی
میتونی این سوپ جلبکو رو به راه کنی؟
چرا؟ زدی نابودش کردی؟ برای نجاتش بهم احتیاج داری؟
آره بی مزه اس
عجب
وای واسه همین بهتون احترام میذارم
فکرنکنم ادویه زدن به سوپ چیزی باشه که بخاطرش به آدم احترام بذارن
تو فروختن محصولاتمونم کارتون خوب بود
آنقدر جا خورده بودم که حد نداشت
اینطوری بود؟ منم خودم کف کرده بودم
خب امروز چه خبره؟
امروز تولد معاون سونگه
و از اونجایی که شرکت اوضاع خوبی نداره حس بدی دارم
تو سلیقه ات تو مردا افتضاحه
اون زنو بچه داره
فکرنمیکنی رابطه درستی نیست؟
چی؟ نه موضوع این نیست
واقعا اینجوری نیست قضیه این نیست
وای باورنکردنیه
تو خیلی ساده لوحی که باعث میشی ملت بخوان دستت بندازن
چیکارت کنم آخه من؟ - وای خدا -
واقعا ترسوندینم
اینم میشه امتحان کنی؟ خودم درست کردم
خوشمزه اس کارت خوب باریکلا
واقعا خوشمزست
ای خدا
احساس مزخرفی دارم که کلی از کارکنای آشپزخونه استعفا دادن
و اینجا تنهاتون گذاشتن
وقتی سنت بالاست باید دائماً سرت شلوغ باشه و کار کنی
در غیر این صورت نمیتونی سلامت بمونی
مادربزرگ من کاهو رو میشورم
معاون سونگ,اینجا
چیه چه خبره
نوش جونتون- شما هم همینطور-
دستیار میونگ- بله؟-
آخرین باری که وعده غذایی درست و حسابی خوردیم کی بود؟
همینو بگو
ولی سوپ جلبک جریانش چیه ؟
وای ظاهرش عالیه
برای جشن گرفتن روز تولدتون معاون سونگ
...میس لی... منظورم رئیسمون
این سوپ و رولت تخم مرغ رو شخصا درست کردن
امروز تولد منه؟
آره- واقعا؟-
تولدتون مبارک معاون سونگ- ممنون-
تولدت مبارک- ... ممنون-
تولدت مبارک معاون سونگ
کادوهاتون کجاس؟
کلمات گوهربارم بسه برات
وای خدا
بذار امتحان کنم ببینم
خوشمزه است
بچه ها بخورید
ممنون
تولدتون مبارک- ممنون-
می دونم برای هیچکدومتون راحت نبود
.... ولی میگم راهی واسه
جلوگیری از ورشکستگی شرکت وجود داره؟
... همونطور که می دونید، رییس کیم از شرکت دونگهان سخاوتمندانه
برای بازپرداخت بهمون مهلت داده
ولی این شرم آوره که اجازه بدیم شرکت بره زیر این دِین
شوخیت گرفته؟
چهارصد هزار دلار
ازمون می خوای چهارصد هزار دلار رو تا اون موقع پرداخت کنیم ؟
چه کاری می تونیم واسه حل این موقعیت کنیم؟
خودت پیشنهادی داری؟
...نه همین الان ندارم ولی
رییس جون اشتهامون داره کور میشه ها
معذرت می خوام
رولت تخم مرغ محشره
پس من امشب می رم خونه می خوابم
باشه
قول بده مستقیم میری خونه
چیه؟ چرا هی زنگ می زنی؟
قربان
چطوری جلوی ورشکست شدنمون رو بگیرم؟
چی؟
فروختن جاروبرقیها جلوش و نمی گیره
اونا بهمون مهلت دادن، ولی حتی اون روزم نزدیکه
بخاطر همین راهی نیست که جلوی ورشکست شدنمون رو بگیره
شما هم که نمیای
حالا از من چی می خوای؟
هروقت احساس گمراهی می کردم و ازتون کمک می خواستم
شما بهم گفتید چی کار کنم
حتی اگه عصبی میشدید سرم بازم میگفتید چیکار کنم
شما که شرکت رو ول نمی کنید مگه نه؟
من سرم شلوغه خداحافظ
خانم سون شیم الان وقت جلسه است- باشه-
بیاین شروع کنیم
...می دونم
همتون نهایت تلاشتون رو کردید ولی سخت بود
میس لی، چقدر فروختیم ؟
ما ۹۴ تاشو با تخفیف ، سی دلار فروختیم
خب این ۲۸,۲۰۰ دلاره
...یعنی بین خودمون تقسیمش کنیم
و هر کدوم بریم دنبال راه خودمون؟
این آخرین باره، پس باید حداقل باهم غذابخوریم
آره بیاید همین کارو کنیم
شرکته که نابود شده نه زندگی ما
مطمئنم همه چی درست میشه
درست میشه؟
مثلا چطوری؟
...مثلا فرصت های بهتری نصیبمون میشه و
شغل بهتری پیدا می کنیم
...یا ممکنه کاری پیدا نکنیم، الاف بچرخیم
نتونیم بریم دکتر حتی اگه مریضیم
و تک و تنها بدون هیچ دوست و خانواده ای بمیریم
مگه نه؟
در طول جام جهانی ۲۰۰۲
وقتی بازیکن ما گل سرنوشت ساز رو ازدست داد
چا بوم کون اینو گفت
"اینم بخشی از فوتباله"
پس اینم بخشی از زندگیه
باید ازش خلاص بشیم و دوباره زندگیمو کنیم
دستیار میونگ گریه نکن
همه باید شروع تازه ای بسازن
آره
همون بهتره بری تو کارخونه پیچ و مهره بفروشی
الو؟
چی؟
تو چک هارو و پیدا کردی؟
کجا؟
خداروشکر پیداشون کردیم
....همین الان ببرشون بانک
و تبدیل به پول کن و پول و برام بیار
نمی تونم اینکارو کنم
چی؟ چرا نمی تونی؟
همشو استفاده کردم
چی داری میگی؟
همین الان بیارش
باید چی بخوریم ؟ کباب؟
بیاید گوشت بخوریم . این آخرین بارمونه پس بیاید دنده کبابی بخوریم
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.