نخستین 200 خط.
= قسمت 21=-
عزیزم
عزیزم
بالاخره یونگ آ روی واقعیشو نشون داد
میخواد خونه مادر بکوبه یه آپارتمان 5 طبقه ازش بسازه
گفت ما می تونیم فروشگاه طبقه اول ازش اجاره کنیم
و طبقه دومم کلینیک طب شرقی برای دامادش بزنه
طبقه سوم و چهارمم آموزشگاه کنیم
مادرم بره طبقه 5 بشینه
گفت میتونه اینطوری از مادر مراقبت کنه
میتونیم برای ساختنش وام بگیریم
خودتم میتونی بسازیش
به نظرت ایده خوبی نیست؟
این خونه همه چیزه مادرمه
هیچ کس حق نداره بهش دست بزنه
نه بابا ...مادرت خیلی هم علاقه نشون داد
بخاطر اون خونه
حتی نمی تونه حقوق بازنشستگی بگیره
معلوم هست چی میگی؟
وام بگیریم برای ساخت خونه؟
میخوای اون پیر زنو بندازی تو بدهی
فکر کردی بانک مجانی وام میده؟
پول بانکم یه جور بدهیه
اونم یه بدهی وحشتناک
ایده من نبود که نظر یونگا بود
بیخودی بهانه نیاز
تو که همیشه برای هر چیز کوچکی مواخده میکردی
چرت و پرت گفتن بذار کنار برو شامتو درست کن
ناهار درست حسابی نخوردم میخوام شام حسابی بخورم
مگه من آشپزتم
پس کی هستی؟
بیخودی کنار غذای حاضری از فروشگاه نخر
الکی بگی خودت پختی
حداقل یه سوپ درست حسابی بپز
...من کی کنار غذا خریدم
...از بوی عصاره آلو و شربت نشاسته حالم دیگه به هم میخوره
فکر کردی شوهرت خره؟
برو یه کم راست بخر باهاش غذا بپز
میخوام با کیمچی بخورم
...چون خودش رژیم داره
هر آشغالی دستش برسه خورد ما میده
تو خیلی بی رحمی
...مجبور بودی همچین کار بدنی سختی بهش بدی
اونم وقتی تو بچگی نتونسته درست غذا بخوره و ضعیف مونده؟
بی عاطفه
من فرار نکردم ، واقعا تحمل نداشتم
امروز کاری نداری ؟
کارهای امروزو کردم
زیاد کار نداشتم
مشتریات پریدن
مطمئنم درست میشه
هر طور شده راضی نگهشون دار
اگه نگران نباشی زندگی آسون میشه
...فکر کنم بیشتر از پسرت نگران منی
با اینکه عروست برگشته
برنامه جونگ یونگ چیه؟
چه میدونم
...میدونی که با زنش چند وقت پیش رفتن
بلکه سه سرو سامانی به زندگی شون بدن
اوهوم
ای بابا
خوب به این کارتها نگاه کن
اینها چیه؟ به اینم میگن کارت؟
ای بابا ...مسخره است
چیه؟
اگه یه وقت خواستین ما اینجا بریم
تو رو خدا بهمون زودتر بگو
ای بابا اصلا نگران این موضوع نباش
جونگ یونگ پس چی؟ - هان ؟ -
اگه بخواد با من زندگی کنه می تونه اتاق پشتی رو بگیره
میتونم یه چیزایی رو بریزم بیرون جا براش باز کنم
یه کاغذ دیورای شو عوض کنیم جون میده واسه زندگی کردن
بخاطر همین هی به صورت من خیره میشدی که یه چیزی بخونی از صورتم؟
بله
...من خودم
تجربه زندگی تو خونه صاحبخونه دارو داشتم
وون یونگ ، جه یونگ و جونگ یونگ
وقتی می شندین سه تا پسر دارم بهمون دیگه خونه اجازه نمی دادن
مخصوصا جه یونگ که بوسان بود
اون دیگه از همه بدتر بود
هر دو روز یه بار مینداختنمون بیرون
نه تنها گلدونهای صاحبخونه رو میشکست
تازه بچه صاحبخونه رم میزد
میدونی که چقدر دل و جیگر داره
آره خودم متوجه شدم
یه زمانی در جوکسون دونگ زندگی میکردیم
ولی بخاطر جی یونگ دو روزه انداختنمون بیرون
آخه اینم تعریف داره مامان؟
سلام آقای کیم - سلام -
سلام - اگه اومدی -
دفترچه بانک منو بدی زود باش بده
اگه نه که برگرد اصلا نیا تو
واسه چی کارت بازی میکنی؟
وقتی تنهایی بازی میکنه
حسابی حوصله اش سر میره
با اجازه من میرم
هی ، میدونی که لباسشویی کجاس؟
بهش بگو سریع مال منو بده
بهش بگو فوری احتیاج دارم ...فهمیدی؟
باشه چشم
بذار ببینم با مامانم باید پوکر کره ای بازی کنم؟
ای بابا این روزها کسی پوکر کره ای بازی نمی کنه
راست میگی
صبر کن
ای بابا- بده من جمع کنم -
نه نمیخواد
سوهی یه مشکل کوچک برای نگرانی داریم
قرار نیست از اینجا بریم
خانم پارک گفت لازم نیست بریم
...همش نگران بودم کجا دنبال خونه بگردم
تا بتونیم زندگی کنیم
غذا خوردی؟
میخوای برات یه چیزی بگیرم بیارم؟
معلومه ، چی دوست داری؟
آهان سونده
باشه یه کم غذای سرخ شده و گوشت شیرین
فهمیدم ، شاهزاده خانم
راستش من الان کار دارم
بعدا می بینمت
مدیر - سلام-
سلام - وای چقدر کار داری -
خیلی ممنون - خدانگهدار -
ایوای - برای من کیک ماهی بیارین -
دوتا سیخ کیک ماهی
این نیست
مامان میترسی آلزایمر بگیری؟
همه وقتی پیر میشن نگران آلزایمر میشن
میترسی وقتی اینطوری بشی
بفرستیمت خانه سالمندان؟
من خودم داوطلبانه میرم اونجا
تو بهتره نگران نباشی
صبر کن - نوار قرمز دست توئه؟ -
نگاه کن جفتشو برداشتی
سه تا پسر داری مگه نه - صبر کن -
بازم اونوقت نگران همچین چیزی هستی؟
نگران نباش من خودم ازت نگهداری میکنم
سه تا امتیاز دارم مامان
بازم من بردم ...من بردم - نوار قرمزه دست توئه -
جفتشو داشتی
تو یه بازی سه امتیاز گرفتم
بفرما - یعنی چی؟ -
قبول نیست ، تقلب کردی تو
خودت تقلب کردی - چی؟ -
یک لحظه صبر کن - منظورت چیه؟ -
نگران نباش حتی وقتی پیرتر شدی و نتونستی راه بری
که چی میخوای منو ببری خونه خودت؟
نه میبرمت یه خونه راحت و خوب
اغلبم بهت سر میزنم
اینکارو میتونیم بکنیم؟ - آره -
حرف بیخودی نزن
وقتی زمانش برسه به این آسونی نیست
بیخودی قد بازی در نیار - آهان یه امتیاز دیگه گرفتم
به هر حال این عجیبه
تمام این مدت به جای کار ورق بازی میکردی نکنه
خیلی خوب ، دو دلار رد کن بیاد
نخیرم باید به بازنده پول بدی
یالا - مگه از رو جنازه من رد بشی -
زندگی سخت شده
هی - من دیگه میرم -
هی هی قبل رفتن پولمو بده
هی من پول ندارم
عجب پسر دندون گردی دارم
اگه خسیس بازی در بیاری هیچ وقت پولدار نمیشی
بی رحم
این چیه؟
بخاطر ترفندهای شما من هیچ وقت نگران نیستم
تازه تو خانواده ما سابقه آلزایمر نداریم
بهتره به فکر وضعیت جونگ یونگ باشی
منم همینکارو میکنم
رفیق میونگ ها
فکر کردم یکی از آهنگهای کی پاپ باشه
به نظر میاد امروز حالت خوبه
یه چیزی شده - چی شده؟ -
حالا دیگه میتونم برم یه خونه روی پشت بوم
خوابگاه چی میشه؟
فکر کنم قراره منو بندازن بیرون
پس واسه چی اینقدر خوشحالی
این چیزی نیست که بخاطرش خوشحال باشی
نه
خوشحالی میخوان بندازنت بیرون؟
معلومه
واسه چی میخوان بیرونت کنن؟
برای اینکه تمام سعیم رو کردم
بخاطر این موضوع کلی زحمت کشیدم
قانون شکنی کردی؟
بلند شو
باید بریم عذر خواهی کنی
وقتی رفته بودی کنسرت قانون شکنی کردی ، درست میگم؟
فقط اونبار نبوده
پس؟
وقتی رفته بودم خارج سئول برای کنسرت نتونستم برگردم
نگران نباش
قرار شده پول خوابگاه برگردونن
مامانم بهم یه مقدار پول تو جیبی داد بدون اینکه بابام بدونه
اگه بیرونم کنن فوری یه خونه رو پشت بوم میگیرم
درست مثل قهرمانهای رمان
رفیق میونگ ها تو بهم کمک میکنی مگه نه؟
دلم میخواد یه خونه داشته باشم که شبها بتونم ازش برج نیامسن و
رودخانه هان رو ببینم
میخوام از اونجا بتونم ماه رو ببینم
No comments yet. Be the first to leave one.