نخستین 200 خط.
برادرم همیشه سر یه آدم رو توی کمدش نگه میداره
هرچند روز یه بار کله عوض میشه و مال یه آدم دیگه ست
معمولاً مال زنهای سیاهپوست اند
ولی یه بار سر یه مرد سفیدپوست توی کمدش بود
یه روز میخواستم با دوستم، دیوید ...برم بولینگ
و باید توپ استیو رو قرض میگرفتم
خودش خونه نبود و واسه همین بیاجازه اون رو برداشتم
این جزو کارهای خیلی ممنوعه ست
وقتی توی سالن بولینگ ساکش رو باز کردم نزدیک بود گریهم بگیره
قضیه رو به هیچکس نگفتم و به جاش از توپ دیوید استفاده کردم
الکی گفتم توپی که با خودم آوردم زیادی برام سنگین ـه
تعجب کردم که چطور کسی بوش رو حس نکرد
کلۀ یه زن سیاهپوست دیگه ست
و موهاش از پوست سرش کنده شده
من کلی فیلمهای ترسناک دیدم
و سرهای قطعشدۀ توی فیلمها اصلاً با واقعیش قابل مقایسه نیست
نمیتونم توضیح بدم وقتی که یکیشون رو میگیری دستت چه حسی داره
یه زمانی توی این کله ...پر از فکر و احساسات بوده
و کسی که عاشقش بوده رو میبوسیده
ولی حالا فقط یه کلۀ خونی ـه توی ساک توپ بولینگ
کاشکی هیچوقت این بلا سر من نیاد
اگه استیو بفهمه که اومدم توی اتاقش احتمالاً من رو هم میکشه
نگران اینم که بفهمه
اگه کله رو اشتباهی اونوری گذاشته باشم توی ساک چی؟
اگه اون یه قاتل ـه پس احتمالاً حواسش به اینجور چیزهام هست
چون دیوونه ست
اولین کسی که به ذهنش میرسه مقصره منم
برادرهای بزرگ همیشه کوچیکترها رو مقصر همهچیز میدونن
بابا میگه: همیشه این مدلیه دیگه
!مارتی
این همه داد میزنم صدامو نمیشنوی؟
طبقۀ بالا بودم
داری چی میکشی؟
من و دیوید داریم روی یه رمان مصور کار میکنیم
یعنی مثل همون کُمیک ـه؟
نه، دیوید میگه که رمان مصوره
رمان مصور چیه دیگه؟
یعنی شامل چیزهای خشن و ناهنجاره؟
نه، یعنی از نقاشی و تصویر هم توش استفاده میشه
بگذریم، من و دیوید هرکدوممون داریم روی یه ابرقهرمان کار میکنیم
نگاه کن
...این مال من ـه کله پاکتی
اینم مردِ سوسکی ـه دیوید اون رو کشیده
پسزمینه ها رو نوبتی میکشیم امشب میخوام خون بکشم
!مارتی چیه؟
کاشکی به چیزهایی علاقه داشتی که اینقدر وحشتناک نبود
منظورم اون فیلمهایی ـه که شبها به خاطرش بیدار میمونی
من دیگه پنج سالم نیست ها خدایا، دوازده سالم ـه
علیک سلام
سلام کردم
قبل از این که بابات برگرده وسایلت رو از روی میز جمع کن
کاشکی مامانم اینقدر نگران چیزهایی که من دیدم یا کشیدم نبود
تنها دلیل نگرانیش اون نقاشی ایه که پارسال توی کلاس هنر کشیدم
معلمم وقتی دید وحشت کرد
به خاطر همین مامانم مجبور شد بیاد مدرسه و در موردش صحبت کنن
فکر کنم بعضی آدمها از این که یه بچه فیلم ترسناک ببینه، میترسن
فکر میکنن بزرگ شه قاتلی روانی ای چیزی میشه
ولی من اصلاً آدم خشنی نیستم حتی دوست ندارم به حشرات آسیب بزنم
من هم نمرههام خوبه و هم وظایفم رو انجام میدم پس اصلاً نیازی نیست که نگران باشن
بابا به مامان میگه که همۀ پسرها از فیلمهای ترسناک و داستانهای خشن و ناهنجار خوششون میاد
میگه عادیه و یه روزی بزرگ میشن و سلیقهشون عوض میشه
ولی اگه این حرفش حقیقت داشته باشه پس هیچ وقت نمیخوام بزرگ شم
هیچوقت هیچوقت
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
مارتی
مارتی
!مارتی هوم؟ ببخشید
مثل این که بدجور رفته بودی توی فکر و خیال
نمیشه این آخر هفته بریم بولینگ؟
این هفته باید برم سر کار شاید آخر هفتۀ دیگه بتونیم بریم
این آخر هفته هم باید بری سر کار همه اضافهکاری میکنن
اجباری ـه
خب، پس فکر کنم فقط خودم و خودتیم بچه جون
و استیو و استیو
میشه بریم فیلم ببینیم؟
آره، البته اگه فیلم ترسناک نباشه
بیا واسه یکبار تغییر هم که شده یه چیز متفاوت رو امتحان کنیم
مطمئنم که میتونیم یه چیز خونوادگی پیداکنیم
بازم دم ورودی پارکینگ روغن ریخته
بهت که گفتم توی خیابون پارک کن همین کار رو کردم
از ماشین ما روغن نمیریزه فقط از اون ابوقراضۀ تو میریزه
من دم ورودی پارک نکردم
به من دهنکجی نکن، پسر اون روغن ماشین توئه که دم ورودی ریخته
این که حرفم رو باور نمیکنی به من ربطی نداره و مشکل من نیست
مشکل تو نیست؟ اگه میخوای اینجا زندگی کنی
باید به خواستههامون احترام بذاری
من که اجارهم رو میدم پس چطوره که شما به خواسته های من احترام بذارید و دست از سرم بردارید؟
!در رو روی من نبند هنوز حرفم تموم نشده، آقا پسر
از جونم چی میخوای؟ چی میخوام؟
دیگه حالا واسه خواستههای من خیلی دیر شده
میخواستم که از مدرسه اخراج نشی
!میخواستم توی زندگیت به یه جایی برسی
!من که شغل دارم تو به اون میگی شغل؟ کارگر کارخونه؟
!اون شغل پستی ـه ...نکنه میخوای باور کنم که
از کارت راضی هستی و !میخوای تا آخر عمرت اونجا کار کنی
زندگی من ـه، پس توش دخالت نکن
فعلاً که داری توی خونۀ من زندگی میکنی و ورودی پارکینگ من رو به گند میکشی
!اینجا خونۀ من ـه، پسر
اگه یه بار دیگه ببینم ماشینت روغن ریخته !میدم اون آشغال رو اوراقش کنن
!وای، خدا لعنتت کنه
خوش آمدید WTNS به
و رازهای فاشنشده
امشب میخوایم در مورد کسی صحبت کنیم که در عمیقترین اعماقِ اعماق
جنگلها زندگی میکنه
میخوایم درمورد همهچیزِ پاگنده صحبت کنیم
...میشناسیدش که، پاگندۀ معروف، همون یِتی
و حتی امکانش هست که اون عمو تدی گندهبک خودم هم باشه
اگه موجودی پشمالو و ترسناک دیدید تلفن رو بردارید و با ما تماس بگیرید
ما دوست داریم حرفهاتون رو بشنویم !مارتی
نور اتاقت تا توی هال میاد
بهتره قبل از این که مامان متوجه شه هنوز بیداری یه چیزی بذاری زیر در تا نور نیاد
خیلیخب
سلام، شما روی خط هستید
الو، سلام بفرمایید، صداتون داره پخش میشه
...خب، من فقط میخواستم بگم که
...من و همسرم اینجا توی کنتاکی یه چیزهایی دربارۀ پاگنده شنیدیم
...جریان برا خیلی وقت پیش ـه فکر کنم سال 1978 بود
خب، اواخر دهۀ 70 خیلی جریانش دهنبهدهن میچرخید
...بله درسته، من و همسرم
وقتی استیو با من حرف میزنه خیلی حس عجیبی دارم
ولی فکر کنم هنوز هم دوست داره گاهی ادای داداش بزرگها رو دربیاره
!دیوید
هی، من رنگآمیزیشون رو تموم کردم میخوای ببینی؟
آره، حتماً آهای دیوید، زود باش بیا
چطوره بذاریمش واسه بعد؟
خیلیخب، بعد از مدرسه؟ حتماً، توی قبرستون بازیافتیها میبینمت
حله، میبینمت فعلاً
!خیلیخب همه به صف شید
چه ظرفغذای نازی داری، مارتی مامانیت برات انتخاب کرده؟
راست میگه، درضمن فقط نینیها کارتون نگاه میکنن
تو هنوز یه نینی کوچولویی، مارتی؟
مارکوس ساندرز، هوس تنبیه بعد از مدرسه کردی؟
خانم توماس، مارکوس انگشتِ فاک بهتون نشون داد
ساکت باشید
مارکوس ساندرز، انگشت وسطت رو به من نشون دادی؟
تا یک هفته تنبیه و توقیف بعد از مدرسه
بدون چشمپوشی و تخفیف
چی؟ همونی که شنیدی
!ساکت باشید
...خیلیخب، از این لحظه به بعد
وقتی توی راهرو و دستشویی هستیم کسی نباید صداش دربیاد
هرکس حرف بزنه تنبیه بعد از مدرسه میگیره
و برای مجازات باید یه جملۀ خیلی طولانی رو هزاربار روی تختهسیاه بنویسه
هزار بار؟
اندی هم همین الان تنبیه شامل حالش شد
...ولی آخه هیچ بخششی هم در کار نخواهدبود
کس دیگه ای نمیخواد؟
خوبه
خیلی اون تو بودی ها، جورج
مارتی؟
تو اون تویی، مارتی؟
چرا مثل ماها نمیایی سرپایی بشاشی؟
میترسی ببینیم شومبولت چقدر کوچیکه؟
در رو باز کن مارتین !برو گمشو
بازش کن وگرنه دهنت رو سرویس میکنم
شومبولش خیلی ریزه ست از اون فسقلیها ست؟
آره ریزهمیزه ست توی عمرم انقدر کوچیکش رو ندیدم
لِوی، از اون زیر برو تو
شما دوتا چاقال ید باشه، راست میگی
کثافت
!مارکوس ساندرز چکار کردی؟
بهم گفت چاقال
از زیر در دستشویی رفتن تو میخواستن اونجاش رو نگاه کنن
تو یکی خفه شو، خوک کثیف
کجاش رو؟ !خودتون میدونید دیگه اونجاش رو
راست میگه؟
میخوای در موردش باهم صحبت کنیم؟
نه
کاش میتونستم مرخصی بگیرم و بقیۀ روز رو پیشت باشم ولی باید برگردم سر کار
فردا شب میشه دیوید بیاد و پیشم بمونه؟
خواهش میکنم، خیلی وقته باهم فیلم ندیدیم
خیلیخب، ولی باید یه بوس بهم بدی
مامان میگه که همۀ آدمها یه سری مسائل شخصی دارن
و کسی هم دوست نداره که رازهاش فاش بشن
ولی من نمیتونم جلو خودم رو بگیرم
رازهای مامان
یه جعبۀ قدیمی ـه پر از نامههای عاشقانه ازطرف یکی به نام دنی
سعی کردم چندتاشون رو بخونم ولی خیلی لوس و چندش اند
...فکر کنم مامان خیلی عاشق دنی بوده
وگرنه نامهها رو این همه وقت نگه نمیداشت
تعجب میکنم که چرا به جای بابا با اون ازدواج نکرده
بابا هم رازهاش رو توی گاراژ نگه میداره
مجلههای بابا مثل مجلههای مامان نیستن
مالای مامان دربارۀ باغبونی و خونهداری و دکوراسیون خونه اند
ولی برای بابا پر از زنهای لخت هستن با سینه های بزرگ
یعنی مامان از این مجلهها خبر داره؟
...مطمئنم اگه بفهمه بابا اینا رو نگاه میکنه
خیلی عصبانی میشه
باید این یادم بمونه وقتی که بابا از دستم عصبانی بشه بهدرد میخوره
داری چه گوهی میخوری؟
در اتاقت قفل نبود
و این که قفل نیست یعنی اجازه داری بیای تو؟ اونو بده من ببینم
دیگه هیچ وقت بیاجازۀ من نمیای اینجا حالیت شد؟
معذرت میخوام دیگه نمیام
حالا اصلاً چرا اینقدر زود اومدی خونه؟
یه بچه توی مدرسه من رو با مشت زد
تو هم زدیش؟
نه
چرا نه؟ نمیدونم
خب، اصلاً چرا با مشت زدنت؟
No comments yet. Be the first to leave one.