World of Tomorrow

World of Tomorrow

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

World of Tomorrow
ناشر Rambo_91
.::WwW.QueenDvD.Net::. عناوين روز دنيا با زيرنويس و منو اصلي در ايران

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2016-04-15
تعداد دانلود: 52
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 115 خط.

.::QueenDvD::. با افتخار تقديم ميکند

وای نگاه کن.برنامه اجرا شد

سلام امیلی

سلااااام

یه روز وقتی که به اندازه کافی بزرگ شدی.اون وقت میتونی

بارور بشی با یه کلونی(تولید مثل غیر جنسی) کامل از خودت

بعدا میتونی تمام خاطراتت رو در این بدن بی نقص جدید بارگذاری کنی

بالاخره یه روز تو میتونی این کارو بازم انجام بدی

امیلی با انجام پروسه کلونی تو میتونی با خوشحالی برای همیشه زندگی کنی

وقت نهار امروزمه

من نسل سوم تو هستم امیلی

از آینده و 227سال بعد باهات ارتباط برقرارکردم

و دوست دارم که بدونی همه چیز به خوبی داره پیش میره

در انتقال و پروسه کلونی

البته با چندین نشانه از زوال ذهنی

تو مادربزرگی

نه امیلی.من مادربزرگت نیستم.در حقیقت هر دو یک نفریم

امیلی

خیلیا بدنشون توان پذیرفتن پروسه کلونی رو نداره

خیلی از ماها پیرتر از اونی هستیم که بتونیم انتقال دیجیتالی اطلاعات رو تحمل کنیم

جایی که بتونن یه تجربه امن برای افزایش طول عمرشون به چند صد سال داشته باشن

اطلاعات دیجیتالی پدربزرگمون در حال حاضر در این مکعب قرار داره

میتونیم آخرین کنابها و فیلمهارو براش بارگذاری کنیم تا هر هفته ازشون لذت ببره

پدربزرگ

ما همچنین میتونیم مکاتبات و خبرهارو براش دانلود کنیم

در یک ساعت اول ذخیره سازی بیش از هزار نامه دریافت شده بود

چیزی حدود 4 سال داخل این مکعب قرار گرفته شده

من الان یکی از نامه هایی رو که داخلشه برات میخونم

وای،وای خدا،وای خدا،وای خدا وای خدای من

ای مادر مقدس وای،وای،وای،وای خدا

رویه پیری و پایان زندگی برای ما افراد دولتمند دیرتر و کندتر از افراد فقیرتر جامعه پیش میرود

میتونیم چهره یه دوست عزیز رو به صورت کامل شبیه سازی کنیم

و اون چهره رو روی صورت یک رباط ساده بکشیم

به این ترتیب اونا میتونن هنوزم قسمتی از زندگی یه فرد باشن

صفحه های نمایش ما،شاهد و گواهیه برای هر اتفاقی که در تاریخ می افته

همه این اتفاقا با لامپهای حافظه دار ذخیره میشن در ذرات بسیار ریز اتمی

که به صورت در هم و آشفته اطراف ما هستند.مثل همین مسئله که من چطور دارم تو رو میبینم امیلی

و اینکه چطور ما هر چیزی رو در زمان میبینیم.حافظه تاریخی ما اغلب تشکیل شده

از یه سری تصاویر از بقیه مردم که به صورت یک صفحه نمایش آنها را میبینم

ماشینمو دوس داری؟

به هر جهت من چطور تونستم با تو ارتباط برقرار کنم امیلی،از طریق تجربیات سفر در زمان

سفر در زمان برای موجودات فیزیکی(داری بدن)بسیار سخت تر از ارسال یک پیامه

اگر موقعیت مدار زمین با دقت محاسبه نشه

شخص ممکنه به سیاره دیگه ای فرستاده بشه

بسیاری از کلون های ما خارج از زمین خرد شدن و نابود شدن

یا به طور اتفاقی،سهوا به ده ها هزار سال قبل فرستاده بشه

سفر در زمان خیلی وقتا غیر قابل پیش بینیه و هنوزم بشدت خطرناک

امیلی،من الآن باید برای آوردن تو به جایی که هستم از پدیده سفر در زمان استفاده کنم

چی؟

نگاه کن

پروانه هارو ببین

وای،بعضیاشون صورتین

مردم مدت زیادی از وقتشون رو به چیزی به اسم اینترنت اختصاص میدن

امیلی خوشامدی به آوترنت

ما از طریق شبکه عصبی به اینجا وصل شدیم

... سبز

... آبی

... چندتا خط دارن از اینجا بیرون میان

بله امیلی نخستین،تکنولوژی ما برای مردم زمان شما مثل یه جادو به نظر میرسه

!وای

حالا قهوه ای...حالا قهوه ای...حالا آبی.بازم سبز،همه رنگارو داره

با تمام این چیزای جادویی،آوترنت میتونه فضای غمگینی باشه

تعداد زیادی از مردم کلاس پایین و قشر ضعیف جامعه به این ابدیت رسیدند

به طوری که دیگه چیزی ازشون شنیده نشده

نگاه کن چی کشیدم.یه سه گوش

من یه پسر مار شکل کشیدم

بعضی روزا نمیتونی...یه پسر ماری بکشی

چون روز قبلش پسر مارشکی رو ندیدی... ولی تو یه دونه کشیدی

درسته

میتونم چیزای دیگه ای رو از سفر جادوییت امتحان کنم؟

نمیدونم درباره چی داری صحبت میکنی

وول خوردن،وول خوردن،وول خوردن

باشه

من خاطرات زیادی دارم که الآن میخوام با تو به اشتراکشون بذارم امیلی

ما میتونیم اونارو با هم ببینیم،مثل دیدن عکسهایی از صفحات کتاب

لطفا دنبالم بیا به داخل این پنجره

دایره

زمانی که من همسن تو بودم

آثار قابل بحث و جدیدی رو در موزه هنر مدرن به نمایش در آورده بودن

یک هنرمند در یک کلون شبیه به یک لوله آزمایش در حال سکون قرار داده شده بود

کودکان بی کله و بی ذکاوت داشتن میدیدن که یک نفر چطور رشد میکنه و پیر میشه در زمان

بوی زمین پولیش(جلا)خورده رو حس میکنی؟

موزه ضدعفونی شده ولی بوی کپک زده و بد نسلهایی که در گذر زمان اینجا بودند به مشام میرسه

اسمش چی بود اون پسره

بازدید کننده های موزه اونو با اسم مستعار بدن دیوید میشناختن و اون تبدیل به یکی از جاذبه های محبوب شد

بازدیدکنندگان مرتبا اطراف اون غذاشون رو میخوردند

کلاسی از بچه ها آمده بودن تا چیزهایی رو درباره آناتومی و ساختمان بدن یاد بگیرن

مردم تو شب پیشش میومدن و خیلی آرام باهاش حرف میزدن

مردم هر وقت به شهر میومدن،میرفتن و یکبار میدیدنش

و بیاد میاوردن که اونجا بود

انگار شکلش عوض شده،پیر شده

آره.دیوید رشد کرد و بعدش پیر و پیرتر شد تا موقعی که در سن 72سالگی مرد

اون بی سر و صدا و هیچ تبلیغاتی از صفحه نمایش پاک شد

طبق دستورات و مانند یک هنرمند

مرگ اون باعث ناراحتی و سوگواری همه شد.

... من هنوز چشماشو به خاطر دارم

پلک زدناشو.چشماااااش

یه چیزی تو موزه منه

اونجا...تکونم نمیخوره،و دارم صدای یه نفرو میشنوم که داره حرف میزنه... خیلیم زیاد

آره.این یه خاطره اس که با تو به اشتراک گذاشتم

من تورو وارد این خاطره ها کردم،تو فکر میکنی اینا مربوط به تو هستن ولی اینطور نیست

باشه

نباید معطل کنیم.چون ممکنه توی خاطرات گم بشیم

شغل اول من نظارت بر عمل رباطها در کره ماه بود،با رباطها آشنایی داری؟

آره،من همیشه رباطا رو دوست داشتم.یه رباط قرمز و یه رباط صورتیم داشتم

من از کار با اونا لذت میبردم.از این خلوت و تنهاییم لذت میبردم

رباطها با انرژی خورشیدی کار میکردن و

به همین خاطر باید اونارو در قسمتی از سطح ماه که همیشه روشن بود قرار میدادیم

برا تحریک و ایجاد انگیزه اونا مدام اونارو به قسمتایی از ماه که نور خورشید میتابید جا به جا میکردیم

من اونارو طوری برنامه ریزی کرده بودم که از مرگ و چیزهایی که در طرف تاریک ماهه بترسن

مثل اینکه تاریکی داره خودشو نشون میده

همینجا روی ماه بود که من عاشق یه سخره شدم

در اون لحظه احساسات و اون چیزی که تو ذهنم میگذشت رو نمیتونستم درک کنم

و تنها چیزی که میدونستم این بود که سخره ای رو پیدا کرده بودم که بسیار جذاب بود

اون خیلی درخشان بود

More Farsi Persian subtitles for World of Tomorrow

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left