نخستین 200 خط.
ترجمه و زیرنویس از پانته آ
عشق ابدی قسمت 4
با یه بوسه راضی میشی همسر؟
! روانی
! این وحشتناکه
پس منظورت اینکه باید بیشتر تمرین کنم؟
...تو
! حرومزاده ! ولگرد ! منحرف
! اولین بوسه ام
! تا 20 سال نگه اش داشته بودم
! الان از دست رفت
برادر لیان چنگ
نمی تونی اینجوری باشی
میخوام که با من باشی
چینگ یان . زمان عوض شده
الان من زن دارم
قطعا میخوام یه همسر خوب باشم
بهتر رفتار کن
می دونی که چه کارهایی ازم برمیاد برادر لیان چنگ
همسرم بعد یه سفر طولانی خسته است
پس ما الان میریم
درسته؟ همسرم؟
!هرچی شما بگید
خوبه
برادر لیان چنگ
می تونم بعضی اوقات بیام پیشت ببینمت؟
این رو باید از همسرم بپرسی
ها ؟
همسر چو . می تونم بیام؟
پرنسس تو که غریبه نیستی
هروقت خواستی بیا
! فکر کن من نیستم
از طرفی با شاهزاده لیان چنگ بزرگ شدی
در واقع شاهزاده لیان چنگ دوست داره که هر روز بیای
جینگ شین . اروم تر
باشه. ملایم تر انجام میدم
یکم تحمل کنید
زخم های پشتم از بین نمیرن
هیچ پولی واسه جراحی پلاستیک ندارم
ای کاش می تونستم به جای شما زخمی مشدم
مشکلی نیست . بهش عادت کردم
اون هرزه پیر
حتما به زیبایی من حسادت میکرده
می خوای من رو نابود کنی؟
! به همین خیال باش
... پشت خوشکل من
حالا چطور می تونم لباس پشت باز
واسه تور کردن پسر خوشگل ها بپوشم
جینگ شین
برو واسه من پماد یونان بایائو بیار
پماد یونان بایائو؟
چی هست ؟
یه جور پماد التیام اور
پماد شفابخش
من فراموش کردم بهتون بگم
ما اصلا هیچ دارویی نداریم
قبل اینکه ما بیایم
بانوی من گفتن که اونا شوم ان
واسه همین همه روبرداشتن
چطوره برم از پیشکار بپرسم که داره یا نه؟
بی خیال
نمی خوام اونا بفهمن من مجروح شدم
برو چند تا تخم مرغ اب پز از اشپزخونه بیار
برو
...چطوره
برم از پرنسس لیان چنگ کمک بخوام ؟
! بس کن
اون شیطان جادوگر
ترجیح میداد من سخت تر مجازات شم
پس من چند تا تخم مرغ براتون میارم
اون شیطان منحرف مو لیان چنگ
..چطور تونست
چطور تونست من رو ببوسه؟
... اولین بوسه ام
اون اولین بوسه امه؟
فراموشش کن
من خیلی عصبانیم
چطور می تونه همچین شیطان جادوگری یه شاهزاده باشه ؟
اون شاهزاده ها تو درام های تلویزیونی
همشون جنتلمنن و عمیقا زن هاشون رو دوست داشتن
! چه بدشانسی
! چطور من یه حروم زاده بی احساس ظالم رو ملاقات کردم
جینگ شین, اروم
میخوای منو بکشی؟
جینگ شین گوش کن
هیچ وقت با مردی مثل اون ازدواج نکن
اگه کسی تو همچین دامی بیافته
! واسه تمام زندگیش تو جهنم زندگی میکنه
چرا تو ؟
! برو بیرون
از اونجایی که من ادم شروری ام
پس چرا باید برم؟
میخوای چکار کنی؟
ممکنه که یه کار شرورانه انجام بدم
درد میکنه
می تونی توهین به یه شاهزاده سلطنی یه جرم بی حرمتی بزرگه ؟
اگه این حرف ها رو بگی ممکنه زندانی بشی
حداقل 10 سال میافتی پشت میله های زندان
واقعا؟
منو گول نزن
اگر باور نمیکنی
می تونی امتحانش کنی
! لعنتی
این شیطان جادوگر همه چی ازش برمیاد
نباید بیافتم زندان. من باید برگردم
سرورم
منظوری از حرف هایی که قبلا زدم نداشتم
فقط بخاطر اینکه پشتم خیلی درد میکنه
نمی توستم خوبش کنم
در واقع توی قلبم
شاهزاده خوش تیب و زیبا هستن
همه زن ها عاشق تون میشن. حتی گل ها واسه شما شکوفا میشن
خوش تیپ ترین مرد در جهان
شاهزاده از شیائو تان ار عصبانی نباشید
باشه؟
میتونم این کارو بکنم
ولی تو باید هرچی میپرسم جواب بدی
بهم بگو اون اغلب این کارو باهات میکنه؟
تعدا زیادی زخم قدیمی هست که رفتن
اونا بعضی اوقات خوب میشن
ممکنه بخوای برعلیه اش حرف بزنی
چرا باید حرفات رو باور کنم؟
می تونم نشونت بدم
دستت رو بردار
بعدش می تونم نشونت بدم
دیدیش؟
نه
الان دیدی؟
نه هنوز
الان دیدی؟
... بانوی
! همونجا وایسا
این رو به پشتش بزن
خوب مراقبش باش
بله سرورم
چه اتفاقی افتاد ؟
جینگ شین . موقعی که اون جادوگر اومد تو داشتم فحش میدادم
اون بهم گفت
بخاطر توهین به یه شخص سلطنتی ممکنه 10 سال زندانی بشم
واقعیت داره؟
هیچ وقت در مورد همچین جرمی نشنیدم
! بی شرف ! منحرف
...من رو فریب داد
! دوباره من رو فریب داد
این و این
کدومش رو میخواین؟
! شیائو تان بیدارید
شیائوتان
من تمام عمارت رو گشتم
اما هیچی پیدا نکردم
حتی اتاق خدمتکارها رو هم گشتم
اما هنوزم اثری نبود
پس تنها اتاقی که می مونه اتاق شاهزاده است
اما نمی تونم برم داخل اونجا
چکار باید بکنم؟
جینگ شین
در مورد چی صحبت می کنی؟
بانوی من ؟
بانوی من . چیز مهمی نیست
اجازه بدید کمک کنم موهاتونو درست کنید
منظورت اینکه من ازت خواستم یه تخت پیداکنی؟
چه نوع تختی؟
یه تخت قدیمی
چیز خاصی نیست
اما به نظر میاد واسه شما خیلی مهمه
همیشه ازم میخواید دنبالش بگرم
تمام جزدیات حرف هایی که قبلا زدم بگو
بله . بانوی من
شما بهم گفتید که دنبال یه تخت قدیمی بگردم
گفتید که خیلی واسه شما مهمه
من تمام اتاق های عمارت چو رو قبلا گشتم
اما هیچی پیدا نکردم
شما خیلی بابتش عصبانی شدید
حتی خواستید که از دیوار بپرید واز خونه فرار کنید
بعد از اینکه با پرنسس لیانگ چنگ ازدواج کردید
ازم خواستید که به گشتن ادامه بدم
وگفتید که من ملکه شایعاتم
شما منو میشناسید
راحت با تعریف انگیزه پیدا میکنم
بنابرین بعدش سخت تر کار کردم
یک بار که تونستم رفتم کل عمارت رو گشتم
اما هنوز پیداش نکردم
می دونی چرا ازت خواستم اون تخت رو پیدا کنی؟
نمی دونم
فقط می دونم شما در موردش خیلی جدی هستید
مثل اینکه سرنوشت و زندگی تون به این وابسته است
الان خیلی وقته اینجام
اما هنوز شانس پیدا کردن نشان امپراطوری رو برای شاهزاده یی هوآئی رو پیدا نکردم
چون من میترسیدم که سوظن شاهزاده لیانگ چنگ زیاد بشه
و بدترش کنم
اما از اون طرف
اون داره با توجه زیادی دنبال یه تخت میگرده
می تونم ازش به عنوان بهانه استفاده کنم
جینگ شین
مقداری چای جینسینگ و تنقلات اماده کن
میریم شاهزاده رو تو اتاق مطالعه اش ببینیم
بله بانوی من
سرورم
فهمیدم که جینگ شین خدمتکار پرنسس دنبال چیزی میگرده
به نظر میاد یه نفر خیلی عجله داره
No comments yet. Be the first to leave one.