Welcome

Welcome

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Welcome
ناشر tabdilsubidx
Extract from subidx

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2014-08-25
تعداد دانلود: 74
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

بازم گلوتو پاره کن

همه اون مريضايي که به خاطر جيغ تو از بيمارستان فرار کنن...

صورت حساب شون رو از تو مي گيرم

جيغ بزن

اين دکتر " گونگرو " ئه

بيمارستان به اين بزرگي داره ولي هنوز...

نتونسته گردن خودشو معالجه کنه

بله ، بيماريش اينه

گردنش خود به خود طوري حرکت ميکنه که بقيه يه برداشت ديگه ازش مي کنن

اينو ببينين

صبح بخير آقا - صبح بخير

من براي استخدام شغل منشي خصوصي تون اومدم

که اينطور

بي شرف

چه دختر عجيب و احمقي

احمق نه ، دختر شريفيه

گونگرو وقتي يه دختر به تو سيلي ميزنه

بدون که اون از يه خاندان شريف و نيکه

حالا بريم؟

امروز دکتر گونگرو و همسرش به همراه پانديت ( عاقد )

داره ميره تا براي پسر خواهرش " راجيو " دختر ببينه

اون تا به حال بيش از 500 خواستگاري رو به هم زده

چون به دنبال يه خاندان شريف و نيکه

و اينکه خاندان چقدر نيکه ، براي دونستنش روش خاص خودش رو داره

ببينين ، شما چه با ما فاميل بشين چه نشين...

ولي من نميتونم به آدماي شريفي مثل شما کلک بزنم

در واقع من دکتر هستم ، ولي دو سه تا کار غير قانوني ديگه هم مي کنم

و پسر خواهرم هم يه ولگرد درجه يکه

شراب ، قمار ، مسابقه ، مواد مخدر

اگه راست شو بگم ما لايق خانواده ي شما نيستم

چي شد؟ شوکه شدين؟

اون کُتي که براي نشون دادن شرافتم به شما پوشيده بودم، داشت خفه م ميکرد

اين يقه ش راه نفسم رو بسته بود

و اين دو سه تا کار غير قانوني که شما مي گفتين

عزيزم ما که سه چهارر پنج ، اصلا نميدونم تعدادش به کجا رسيده

بابا ، اصلا شرورتر از ما کسي وجود نداره

عاليه آقاي پانديت ، عاليه

اين که اصلا چيزي نيست

باباي من 5 - 6 ساله که توي زندونه

اون پسر وزير...

اسمش چي بود؟ حالا هر چي که هست ، هر چي

بابام واسه اون مواد مخدر تهيه کرده بود

آقاي هاريدال؟ - چقدر خوب شناختين

واه ، عاليه - اون پدر واقعي مه

مامان بگو ديگه

عجب آقاي پانديت ، چه خانداني پيدا کردي

هر وقت هم که موضوع عياشي هست

دختر ما هميشه تصوبرش تو " پيج تري" ( صفحه ي مربوط به اخبارعياشي افراد پولدار) هست

اين ديگه خيلي عاليه

امروزه دنيا اينطوري شده ديگه آقاي گونگرو

که اگه اين روزا يه دختر...

دوجين دوست پسر نداشته باشه بهش هات نميگن

حرفتون درسته ، ولي اين هات به نظر نميسه

لطفا اينجوري به من توهين نکنين ، عموجون ميخواين ببينين؟ پس ببينين

ديدين؟ هات هست يا نه؟

چرا پانديت رو زدي؟

چون ما يه خانداني ميخوايم که فاميلاي دورشون هم

زندان که هيچي ، حتي رنگ اداره پليس رو هم نديده باشن بريم

بياين بريم - هي...صبر کنين

اينا يه خانداني ميخوان که...

اندازه ي يه دونه برنج هم جرم توشون نباشه

براي همين پسر خواهرشون راجيو تا امروز مجرد مونده

باشه باشه ، سعي کن ، سعي کن بچه جون

سعي کن ، سعي کن

خيلي خوبه کوچولو ، خيلي خوبه

عالي کار کردي ، دو ساعته که من دارم تلاش ميکنم

تو توي دو دقيقه انجامش دادي ، بگو

ببين ، دختري که با اين ازدواج ميکنه خيلي خوشبخت ميشه

اين بيچاره که از کي چوگان به دست مي چرخه ولي بايد يه توپ پيدا بشه

توپ که هزار تا پيدا ميشه

ولي با اين دايي اي که اين داره ، دکتر گونگرو داور سخت گيري يه

مدام ميگه اين توپ گل نيست ، خطاست ، خارجه

چرا راجيو رو اذيت مي کنين؟

بياين اينجا همه تون ، وقت کيک خوردنه بياين ، بياين

بياين - آره...بريم ، بريم

مواظب بچه منم باش - باشه ، حتما

هي...نه ، نه ، نه ، نه

پسرم ببين ، اين راکت رو کج گرفتيش

ممکنه به دماغ اين بخوره ، ممکنه بره تو خونه ي يکي

صاف بگيرش

عموجون ، اين راکت منه...

اگه کج بگيرمش صاف ميره

ببين اگه اينجوري مستقيم بذاريش زمين مستقيم هم ميره

باشه ، الان روشنش ميکنم

برين عقب بچه ها

عمو!

آتيش ، آتيش

عموجون ، چيکار کردي؟ آتيش سوزي راه انداختي

آتيش ، آتيش

کمک...يکي کمک کنه

نجاتش بدين

چي شده؟ کسي اونجا گير افتاده؟

دوست مون سنجنا ، لطفا کمکش کنين

عموجون ، شما چرا ميرين تو؟

شما که خودتون آتيش رو راه انداختين

چي؟ - اين آتيش سوزي رو راه انداخته؟

اين آتيش رو راه انداخته؟

من ميرم تو

برو...برو ديگه - من ميرم

چقدر طول کشيد ، چرا تا الان نيومده ن؟

فکر کنم داره اونو مياره

آره ، آره

واي خدا ، اومدش

سنجنا چي شد؟

پسر بيچاره ، بياين بريم

عموجون ، چرا روي صورت تون لبخنده؟

مگه اون تو چي شد؟

آتيش

چي؟ - آتيش ، آتيش

من دارم ميام ، باشه؟

بياين بشينين زن دايي

دو روزه که دارم مي بينم...

تو ياد اون دختر گم شدي

تو عاشق شدي

آره ، اين اولين باره که تو زندگيم با ديدن يه دختر احساس کردم...

که اون فقط براي من ساخته شده

چشمام رو که مي بندم ، فقط اونو مي بينم

بازش مي کنم بازم اونو مي بينم

دلم ميخواد فقط تو خيالات اون گم بشم

زن دايي ، فقط دعا کن که يه بار يه بار ديگه ببينمش

تو اونو حتما ميبيني

ولي ما بايد دعا کنيم که تو خاندان اون جرمي نباشه

برادر همه چي آماده ست ، بياين

اين " اُدي شتي" يه ، برادر سنجنا

ميخواست بازيگر بشه اما گنگستر شد

ولي امروز هم وقتي تو آينه نگاه ميکنه...

شوق بازيگري که تو وجودشه بيدار ميشه

اين فقط يه آرزو داره ، اينکه خواهرش سنجنا با يه خاندان شريف ازدواج کنه

ولي پسر يه خانواده ي شريف چرا بايد با خواهر يه دون( سر دسته ي گروه تبهکاران ) ازدواج کنه؟

بنابراين ، براي حرف زدن در مورد خواستگاري با خانواده هاي شريف...

روش خاص خودش رو داره

ببينيد ، خدا به من همه چي داده ، پول ، شهرت ، احترام

موقعيت اجتماعي ما توي اين شهر ، جوريه که...

با هر خانواده اي که بخوايم وصلت کنيم نه نميگن

فقط يه خاندان خوب ميخوايم ، يه پسر شريف و نيک ميخوايم

ولي آقاي پانديت در مورد شغل شما نميتونه درست به ما توضيح بده

درباره ي شغل مون نگفتي؟

من...من چي بايد مي گفتم؟

شرکت هوايي سنجنا

آره ، خطوط هوايي سنجنا

منسوجات سنجنا

بله ، منسوجات سنجنا

کار و بارهاي زيادي داريم

خيلي...خيلي

حالا ديگه همه ي کارا رو تلفني انجام ميديم

رئيس

رئيس...براتون خبرهاي خوب آوردم

يکي نه ، دو تا

اگه بشنوين خوشحال ميشين

اينم هميشه همه چي رو خراب ميکنه

رئيس ، يه خبر خوب

يه تلفن شما همه چي رو راست و ريس کرد

اون پرونده ي قتل دنشوک که بر عليه شما بود

پرونده ش بسته شد

شاهد هم فهميد که اگه عليه شما شهادت بده

شما تموم خانواده ش رو نابود ميکنين

شاکي هم شکايتش رو از پليس پس گرفت

ميخواد کناره گيري کنه

قربان ، 2 کرور روپيه دادن

بقيه ي 3 کرور رو هم فردا توي دادگاه ميدن

بريم ، عجله کنين ، فرار کنين

اينا کي بودن قربان که فرار کردن؟

برو بپرس بيا

براي خواستگاري سنجنا اومده بودن

از کجا اومده بودن ، من از مومبئي آوردمشون

هزار تا دروغ سر هم کردم

ديگه توي اين شهر چه خانواده ي خوبي موندن

که ما درخواست نکرده باشيم و اونا رد نکرده باشن؟

ببخشين قربان ، من خيلي هيجان زده بودم - يعني چي هيجان زده؟

کجا نشسته م؟ با کي حرف ميزنم؟ چه حرفي ميزنم؟

نمي فهمي؟...کنترل

کنترل ادي

بالو پرساد بگو...بگو که وقتي من عصباني ميشم ، چي ميشه؟ به اين بگو

يه پاي من مصنوعيه ، من يه بازيکن بزرگ هاکي بودم

يه روز داداش ادي از يه حرف من عصباني شد

و با چوب هاکي پاي منو چهارر تيکه کرد

ولي آدم خيلي مهربونيه ، خيلي زود منو به بيمارستان رسوند

عمل جراحي کردن و يه پاي جديد برام گذاشتن

اين عصا رو بهم داد و تمام خرج ها رو هم خودش داد و... - بسه ديگه ، بسه

حالا بگو چي کارت کنم؟

من فکر کردم که يکي دو تا خبر خوب بدم...

شما با نوازش چند تا پشتم ميزني... - برو...برو بزن پشتش

قربان ، منو ببخشين قربان ، اين منو مي کشه

کنترل

خانم ها و آقايون ، اين نقاشي مشهور در سال 5991کشيده شده ، توسط 'سو 'ميت چاترجي"

و ما با رقم 50 هزار دلار شروع مي کنيم

حالا من ميتونم بشنوم ، 51 هزار کسي هست؟

25هزار دلار

55هزار دلار ، عاليه

56هزار دلار ، 07هزار دلار کسي نيست؟

خيلي خب ، اين نقاشي به قيمت 07هزار دلار به پيشنهاد دهنده ي شماره ي 13 فروخته شد

و حالا ، خانم ها و آقايون من آخرين نقاشي امروز رو معرفي ميکنم

تابلوي روغن رنگ ، توسط " احمد رضا "

يه هنرمند معروف جهان ، که همه تون مي شناسيدش

اسم تابلو هست " آرزوي سوخته "

" با ياد تو "

" به آرامش ميرسم "

" اي جان من "

" با ياد تو "

" به آرامش ميرسم "

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left