نخستین 22 خط.
omidezmo تقدیم میکند
بگو چه اتفاقی افتاد دیوید با ذکر جزییات
مگه تو عکسا مشخص نیست؟
میخوام کل ماجرا رو از زبون خودت بشنوم
تازه شیفتم تو بیمارستان تموم شده بود
میخواستم برم خونه
اوهو
دیوید حواست به خودت باشه
چیه میترسی بریزن روم کتکم بزنن
من میدونم آخر با این رفتارات سر خودتو به باد میدی
ممنون از نصیحت دوستانت
بعد از اون هیچی نفهمیدم
تو بیمارستان چیکار میکنی؟
نظافتچی هستم زیر پای مریضارو عوض میکنم
دشمنی هم اونجا داری؟
جاسوسا دشمن دارن من یه آدم عادی ام
پس تو هیچ دلیلی نداری که چرا بخوان چنین بلاییو سرت بیارن؟
نه
من اونجا کاره ای نیستم صورتمم به سمت دیوار بود
نمیدونم کی همچین کاریو با من کرد وچرا منو انتخاب کرد ولی در هرصورت این اتفاق افتاده
بعدش چی شد؟
من بیدار شدم
No comments yet. Be the first to leave one.