Labinak: Mereka Ada di Sini

Labinak: Mereka Ada di Sini

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Labinak Mereka Ada di Sini 2025 WEB DL EN translated 2026 02 07T07
ناشر Don Milo

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2026-02-07
تعداد دانلود: 27
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‏‫قرن‌ها پیش...‬

‏‫در جنگل‌های شمالی این سرزمین،‬

‏‫فرقه‌ای متولد شد... پرستندگان "بایراوا"،‬

‏‫خدای آشوب.‬

‏‫در سال ۱۹۳۵‬

‏‫یک باستان‌شناس معبدی رو در اندونزی کشف کرد...‬

‏‫بعد ناپدید شد.‬

‏‫هیچکس دیگه پیداش نکرد.‬

‏‫حتی اثری ازش باقی نموند.‬

‏‫اونها معتقد بودند...‬

‏‫که گوشت انسان جاودانگی میاره.‬

‏‫حالا... اونها خودشون رو مخفی کردن‬

‏‫پشت قدرت.‬

‏‫قبیله‌ی لابیناک هنوز زنده‌ست.‬

‏‫اونها بین ما هستن.‬

‏‫مامان، نگاه کن.‬

‏‫این آدما چقدر خوش‌شانسن.‬

‏‫هم خوشگلن و هم باهوش.‬

‏‫آیا منم می‌تونم مثل اونا باشم؟‬

‏‫- گند بزنن بهت!‬ ‏‫- هی.‬

‏‫بهت گفتم این قشنگ نیست.‬ ‏‫اینجوری حرف نزن.‬

‏‫ببخشید، مامان.‬

‏‫راننده بی‌شعور بود.‬

‏‫من حتی حق ندارم تو آرامش خیالپردازی کنم؟‬

‏‫نباید از کلمات زشت استفاده کنی.‬

‏‫باشه. ببخشید مامان.‬

‏‫بارون داره کم میشه. بریم؟‬

‏‫- آره.‬ ‏‫- بیا بریم.‬

‏‫ای وای.‬

‏‫مامان.‬

‏‫کیفم دوباره پاره شد.‬

‏‫صبر کن، باشه؟‬

‏‫به محض اینکه پول دستم بیاد،‬ ‏‫برات یه کیف جدید می‌گیرم‬

‏‫و سقف خونه رو تعمیر می‌کنم. باشه؟‬

‏‫مامان، چرا ما پول نداریم؟‬

‏‫همه‌چیز رو نداریم،‬ ‏‫اما همدیگه رو که داریم.‬

‏‫خانم نجوا.‬

‏‫منو یادتون میاد؟‬

‏‫ظاهراً نه.‬

‏‫بورس تحصیلی کارشناسی‬ ‏‫به نجوا آندینی اعطا شد‬

‏‫شانزده سال پیش در جاکارتا،‬

‏‫وقتی اون جایزه‌ی بورس رو گرفتید،‬

‏‫منم روی صحنه کنارتون بودم.‬

‏‫صبر کنید، شما خانم دیانا هستید؟‬

‏‫ای بابا.‬

‏‫برای کسی که محتوای آموزشی تولید می‌کنه،‬ ‏‫خیلی فراموش‌کاری.‬

‏‫ببخشید. خیلی جوون به نظر می‌آیید.‬

‏‫راز اینه که رژیم غذایی سالم،‬ ‏‫ورزش، خواب کافی، مدیتیشن،‬

‏‫- و البته بوتاکس‬ ‏‫- و نخ لیفت.‬

‏‫شما باید یانتی باشید.‬

‏‫بله، خانم.‬

‏‫ممنونم.‬

‏‫حتماً خیلی باهوشی‬

‏‫که این همه جایزه داری.‬

‏‫کجا می‌خوای بری دانشگاه؟‬

‏‫جاکارتا پر از دانشگاه‌های خوبه.‬

‏‫خانم نجوا. مدرسه ما سطح بالاست،‬

‏‫و بهترین معلم‌ها رو استخدام می‌کنه‬

‏‫تا به بچه‌های اعضای بنیادمون آموزش بده.‬

‏‫ما می‌خوایم یه تأثیر ماندگار تو حوزه آموزش بذاریم.‬

‏‫معلم‌هایی که تو بنیاد کار می‌کنن، حقوق منصفانه،‬

‏‫مسکن راحت،‬

‏‫و برای بچه‌هاشون بورس تحصیلی می‌گیرن.‬

‏‫ببخشید، من...‬

‏‫واقعاً امیدوارم این پیشنهاد رو قبول کنی.‬

‏‫به خصوص که ۱۶ سال پیش، بنیاد ما هزینه تحصیلت رو پرداخت کرد.‬

‏‫خانم.‬

‏‫در موردش فکر کن.‬

‏‫تا کی می‌خوای به عنوان معلم افتخاری بمونی؟‬

‏‫و تو، خوب درس بخون.‬

‏‫متشکرم.‬

‏‫ببخشید.‬

‏‫گالری مدرسه‬

‏‫الزامات ثبت نام‬

‏‫فوق برنامه‬

‏‫خانم نجوا.‬

‏‫دخترت در هوش به شما رفته.‬

‏‫ما برای یانتی، برای مدرسه‌اش‬

‏‫و هر دانشگاهی که انتخاب کنه، بورس تحصیلی می‌دیم.‬

‏‫این یه فرصته برای یانتی که در یه محیط مثبت رشد کنه.‬

‏‫با تحصیلات عالی و ارتباطات خوب.‬

‏‫آینده‌اش قطعاً روشن خواهد بود.‬

‏‫- مامان! - یانتی؟‬

‏‫مامان!‬

‏‫مامان! مامان!‬

‏‫پول پس‌انداز دانشگاهم.‬

‏‫وای خدای من.‬

‏‫مامان.‬

‏‫پس بعداً تکلیف دانشگاه من چی می‌شه، مامان؟‬

‏‫مامان!‬

‏‫پس‌انداز دانشگاهم!‬

‏‫پس‌انداز دانشگاهم، مامان.‬

‏‫بورسیه لیسانس اعطا شده به نجوا آندینی‬

‏‫- بذار کمکت کنم. - باشه.‬

‏‫اینو می‌ذارم اینجا.‬

‏‫پرونده تجاوز به دانش‌آموز ممتاز زن، همچنان در ابهام‬

‏‫آیا جاکارتا واقعاً امن است؟‬

‏‫خوشت اومد؟‬

‏‫ممنون، مامان.‬

‏‫قبرستان عمومی‬

‏‫آقا، راه درست همینه؟‬

‏‫بله. دروازه همون جلوتره.‬

‏‫کارتتون رو اینجا بزنید‬

‏‫پست امنیتی‬

‏‫مؤسسه چتر طلایی‬

‏‫خانم نجوا، یانتی.‬

‏‫به محل اقامتتون خوش اومدید.‬

‏‫سفرتون چطور بود؟‬

‏‫سفر خوبی بود.‬

‏‫چرا جلوش تابلوی‬ ‏‫گورستان عمومی هست؟‬

‏‫تابلوی قدیمی‌ایه، ولی ما گذاشتیم بمونه.‬

‏‫به دلایل امنیتی.‬

‏‫یانتی، اینجا از این به بعد خونه‌ی شماست.‬

‏‫- ممنونم خانم.‬ ‏‫- بازش کن.‬

‏‫ایشون مامانم، اوما اینا هستن.‬

‏‫ولی ما دوست داریم "اومای خوشگله" صداش کنیم.‬

‏‫من لوشس هستم.‬

‏‫مدیر مؤسسه.‬

‏‫سلام.‬

‏‫ایشون اِوا هستن. دخترم.‬

‏‫آهان. اونا تو یه کلاس خواهند بود.‬

‏‫من فقط اومدم که به مؤسسه‌مون خوش‌آمد بگم.‬

‏‫- اگه اجازه بدید.‬ ‏‫- متشکرم، آقا.‬

‏‫خانم نجوا، ایشون جوداس هستن.‬

‏‫ایشون مثل مشاور دانش‌آموزان هستن.‬

‏‫که به "آرواح‌بین مدرسه" هم معروفه.‬

‏‫ارواح؟‬

‏‫شوخی کردم. اینجا روحی وجود نداره.‬

‏‫فقط اختلالات تجزیه‌ای که بر اثر استرس یا شرایط خاصی فعال میشن.‬

‏‫پس اگه دانش‌آموزی دچار این حالت شد،‬

‏‫دعا نکنید، بیاریدش پیش من.‬

‏‫احتمالاً دارن یه چیزی رو تجربه می‌کنن.‬

‏‫متوجه شدم.‬

‏‫راستی، هرچیزی تو انباری هست، می‌تونید استفاده کنید.‬

‏‫ممنون.‬

‏‫آکادمی چتر طلایی‬

‏‫این نه جادوئه،‬

‏‫نه من ضد درد و ضد آتشم.‬

‏‫این علم فیزیک بود.‬

‏‫حالا کی می‌تونه توضیح بده چرا آتش منو نسوزوند؟‬

‏‫- نه، خانم.‬ ‏‫- نه، خانم.‬

‏‫هیچ‌کس؟‬

‏‫چون اون چیزی که آتیش گرفت، پوست من نبود.‬

‏‫برای هفته آینده یه تکلیف گروهی دارید.‬

‏‫به گروه‌های پنج نفره تقسیم بشید‬

‏‫و یه ارائه در مورد نحوه درست کردن آتش آماده کنید،‬

‏‫اما نباید از فندک استفاده کنید.‬

‏‫- باشه؟‬ ‏‫- بله، خانم.‬

‏‫ممنون، خانم.‬

‏‫خواهش می‌کنم.‬

‏‫- ممنون، خانم.- خواهش می‌کنم.‬

‏‫- خانم؟- بله؟‬

‏‫ببخشید، میشه هفته بعد تو پروژه‬

‏‫گروهی نباشم؟ تولد بابابزرگم هست.‬

‏‫باشه، مشکلی نیست.‬

‏‫پدربزرگتون چند ساله میشن؟‬

‏‫۱۲۰ سالش میشه. ممنون، خانم.‬

‏‫تولدشون رو تبریک میگم!‬

‏‫خانم؟‬

‏‫راتیه صدام کن.‬

‏‫من معلم زبان اندونزیایی‌ام.‬

‏‫من نجوا هستم. فیزیک درس میدم.‬

‏‫میدونم. دیدم که چطور درس میدی.‬

‏‫خونه جدید رو دوست داری؟‬

‏‫هنوز دارم عادت می‌کنم.‬

‏‫بعداً صحبت می‌کنیم. باید برم.‬

‏‫خانم!‬

‏‫صبر کن.‬

‏‫روز اولته؟‬

‏‫چقدر مهربونی.‬

‏‫خانم نجوا.‬

‏‫وقت دارین؟‬

‏‫بفرمایید؟‬

‏‫اینو خانم دایانا فرستادن.‬

‏‫- اوه. متشکرم.- سسش خیلی خوشمزه‌ست.‬

‏‫این‌ها...‬

‏‫اینا واسه منه؟‬

‏‫بله. از طرف بنیاد.‬

‏‫برای کمک به کارت تو تدریس.‬

‏‫اوه.‬

‏‫سلام، خانم نجوا.‬

‏‫روزتون چطور بود؟‬

‏‫خوب بود.‬

‏‫اینجا داری چی می‌سازی؟‬

‏‫یه مزرعه پرورش گاو ویژه.‬

‏‫گوشت "کوبه" رو شنیدین؟‬

‏‫لطیف و باکیفیت؟ نگران کاهش‬

‏‫کیفیت گوشت بودم به خاطر سموم،‬

‏‫میکروپلاستیک‌ها و غیره. اما فعلاً،‬

‏‫فقط برای استفاده بنیاد هست. راستی،‬

‏‫یانتی غذا و میوه‌هایی که فرستادم رو دوست داشت؟‬

‏‫بهترین غذایی بود که تا حالا خوردیم.‬

‏‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.‬

‏‫مطمئن میشم که هر روز براتون غذای ارگانیک بفرستم.‬

‏‫ممنونم.‬

‏‫ولی غیرقانونی نیست تو منطقه مسکونی مزرعه داشته باشی؟‬

‏‫برای فضاهای باز درسته.‬

‏‫اما چیزی نگفته که زیر زمین نمیشه.‬

‏‫آه، زیر زمین؟‬

‏‫خانم نجوا، می‌خواید برسونمتون؟‬

Labinak: Mereka Ada di Sini subtitles in other languages

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left