Obvious Child

Obvious Child

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Obvious ld 2014 LiMiTED 720p BluRay x264-iNFAMOUS
Obvious ld 2014 LiMiTED 1080p BluRay x264-iNFAMOUS
Obvious ld 2014 LiMiTED 720p BluRay x264-SharePirate
Obvious Child 2014 Movie BluRay 720p-SharePirate
Obvious Child 2014 1080p BluRay x264 YIFY
Obvious Child 2014 720p BluRay x264 YIFY
Obvious Child 2014 LIMITED BDRip x264-iNFAMOUS
Obvious Child 2014 BRRip XviD MP3-RARBG
Obvious Child 2014 BRRip XviD AC3-RARBG
Obvious Child 2014 BRRip x264-RARBG
ناشر keiivaan

برچسب‌ها

BluRay
x264
720p
720
1080
brrip
XviD
AC3
تاریخ انتشار: 2014-09-27
تعداد دانلود: 47
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

من کاری رو که کوس من با شورتم میکرد قایم میکردم

و ضمنا، کاری رو که همۀ کوسها با شورت میکنن، اوکی؟

هیچ زنی نیست که روز رو با شورت تمیز به پایان ببره

که اینجور بنظر بیاد که حتی هیچوقت از مغازه اومده باشه، اوکی؟

اونا مثل کیسه‌های کوچیکی بنظر میان که با صورت افتادند

توی یک طشت پنیر خامه‌ای

و بعد کماندویی سینه خیز بیان بیرون

و بعد، خودشونو با قلاب بکشن بالا وسط لای پا

مثل این بمونه که اونا چیز نیستند

"ولی الان، بخودم میگم، "بیخیال

میدونید، من یک کوس انسانی دارم

اوکی، کیا الان اینجا صورت منو دیدند

و فکر کردند که توی مغازۀ نون خامه‌ای توی کنیسه هستن؟

کیا اونجوری فکر کردند؟

کیا بصورت من خیره شدند و فکر کردند که من محصول

آمیزش "منورا و ناتالی ایمبروگلیا" هستم؟

ولی منورا منو حمل کرده، میدونید منظورم چیه؟

میدونید، وقتی دوتا زن همجنسگرا بچه‌دار میشن

"!و همه میگن، "ایول! اونا تونستن

"و اونا هم میگن، "ولی اون درواقع مال کرن هستش

"تنومند از آب درمیاد"

".شما الان میگید، "تو عجب زن ناجوری هستی

ولی بزارید یه چیزی بهتون بگم، من با شما موافقم من موافقم

من شگفتا، که توی زندگی تنها نیستم

من دوست ‌پسر دارم

آره، اون باحاله

اون یه کیر کارآمد داره

آره، اون یه انسان مذکر هستش، اونجوری بگم

ولی من هنوز اون کیرو میکنم هر وقت لازم داشتم

درست زمانیکه بهش احتیاج دارم

اینجوری نیست که دوست نداشته باشم

فقط اینکه، بعداز مدتی، تبدیل میشه به یک

صرفاً گائیدن موزون

تا زمانیکه نگرانی‌های تو بتونه از بین بره و تو بتونی هشت ساعت از هوش بری

ما یه همچین جایی هستیم

انجام وظیفه. انجام وظیفه، میدونید ما همۀ پیچ و تاب های زندگی رو رد کردیم

وای، فکر کنم همین الان شنیدم که قلبش ایستاد

اولش که ما شروع به ملاقات همدیگه کردیم سوراخ کون من اینقدر ترسیده بود

که ممکنه شانس عاشقی رو از دست بده

...که فقط مثل این باشه که، "همگی خفه شید"، و مثل

ولی هر وقت اون میخواست آپارتمان منو ترک کنه اینجوری میگفتم

"شب بخیر"

و وانمود میکردم که در همۀ چیزایی که الان اتفاق افتاد اعتماد بنفس داشتم

حتی با اینحال که بخودم میگفتم

"آیا اون کار خوبی بود که من کردم؟" "آیا اون کار خوبی بود که من کردم؟"

بعد برای همۀ نگرانی‌هایم جلق میزدم تا وقتیکه اون دوباره برگرده

من فقط در رو میبستم و اونجا برای یک دقیقه ...می‌ایستادم، و بعدش اینجوری میشد

"نه، نه، نه. سعی نکن خود همیشگی باشی"

"...و بعدش اینجوری میشد، "ولی خیلی حال میده. من باید

"!اون صدای سوراخ کونمه. "من باید خودم باشم

"!من باید خودم باشم"

...و بعدش اینجوری میشد

اون منم که دارم از پله‌هام بالا میرم

کسی کیسۀ استفراغ میخواد؟

سلام - سلام عزیزم -

چطور میگذره؟ - خوب -

من سکتۀ مغزی کردم، یا این صابون بوی ذرت بوداده میده؟

تو سکتۀ مغزی نکردی - خوبه -

فقط بوی دست تورو میده،میدونی. بوی معمولی داره

یه چندتا آدم دیگه، به یه بار دیگه میرن

و میدونم دوست نداری این شعاع رو ترک کنی

ولی واقعا دوست دارم برم و یکی دوتا مشروب بیشتر بخورم

آره، من گمان نمیکنم بتونم برم

اوکی. میخولی فقط بریم خونه، و ما ...میتونیم اون مستند رو تموم کنیم دربارۀ

اوضاع بین ما این اواخر کمی خرابه، میدونی؟

و بعد میری و اون بالا در موردش صحبت میکنی

این یه احساس خیلی عجیبی واسه من هستش

هنوز از دست من بخاطر دیشب عصبانی هستی؟

نه - چون بهت گفتم که حالم خوب نیست -

چون سر کار غذای خیابونی خوردم

و همچنین، تو الان گفتی که نمیخوای کارهایی رو ...که من میخوام بکنم بکنی، و من

من داشتم با کیت میخوابیدم

چی؟

میدونی، ما دیگه نمیتونیم بتو دروغ بگیم

تو میگی "ما"؟ شما "ما" هستید"، نه؟

میخواستم زودتر بهت بگم

ولی تو همیشه اینجا هستی برنامۀ تو پخش و پلا ست

ما هیچوقت صحبت نمیکنیم و از این حرفا

من یک شب در میان خونۀ تو هستم

به تلفنت نگاه نکن در عین حال که داری منو از سرت وا میکنی

اون داره بهت زنگ میزنه؟ داره ازت میپرسه "هنوز ازش جدا شدی؟"

نه

...یا تو اینقدر عوضی هستی که - میبخشی -

که داری به تلفنت نگاه میکنی... در عین حال که داری منو از سرت وا میکنی؟

فقط نمیونم کجا رو نگاه کنم

نمیدونی کجارو نگاه کنی؟ خب، اینجا احتمالا جای خوبی باشه

سلام، رایان

نمیدونم که پیغام‌های من بدستت میرسه ولی واقعا احتیاج دارم باهات صحبت کنم

...متاسفم. من نشنیدم

صدای بیپ واسم اهمیتی نداره

من همچنین متاسفم که نمیتونی به تلفن جواب بدی

کیت ویروس پاپیلومای انسانی داره

از اون ویروس پاپیلومایی که روی چیزت زگیل میزنه

و سرطان تخمدان میگیری

چیزای زیاد دیگه‌ای هستش که میتونستم بگم ولی من یک "خانوم" هستم

آره، بعد اون از سرطان میمیره ...و تو درگیر هزینه‌ها میشی، پس

فقط میخواستم در مورد پیغام صوتی عذرخواهی کنم که همین الان روی صندوق صوتی تو گذاشتم

"و همچنین میخواستم بهت بگم "روانی

زندگی خوبی داشته باشی

من اینجا با پاپیلومای معمولی خودم هستم که از هر چهار خانم خوب یکی داره

و دیگه پیغام معذرتی برای این پیغام معذرت وجود نخواهد داشت. خدافظ

تو حالت خوبه؟ - "نلی" -

مثل یه همجنسگرا میمونی که تازه از انجمن "بیرث‌رایت" برگشته

تکون بخور

این "کلاگ"ها مال توئه

رایان از کلاگهای من متنفر بود

خب، گمان کنم دیگه اهمیتی نداره، هان؟

اس‌ام‌اس های منو گرفتی؟

گرفتم. من متاسفم

میخوای در موردش صحبت کنی؟

اوکی

تو شوکه هستی. ما مجبور نیستیم در اونمورد صحبت کنیم

من همیشه فکر میکردم رایان به کیت علاقه داره

ولی بعد به خودم میگفتم من دارم احساس ناامنی و حسادت میکنم

و الان، بدترین نگرانیهای من بواقعیت پیوسته

اون چیزی نیست که اتفاق افتاده

چیزی که اتفاق افتاده اینه که اون مرد یک کثافته و اون زن یک فاحشۀ بیمقدار

دوستت دارم - من هم دوستت دارم -

بیا این بالا

میدونی که من بخاطر تو جلوی گلوله میرم، درسته؟ - میدونم -

درست توی قلبم - میدونم -

نلی، تو خیلی شیرین و خوب و قشنگی - اوکی -

تو حالت خوب میشه؟ میخوای من اینجا با تو بخوابم؟

نمیتونم این کارو باهات بکنم، چون میخوام این تختخواب رو به گوزدونی تبدیل کنم

اوکی

بنظر بیش از حد گرم و نرم میاد

خیلی خب، دوستت دارم - دوستت دارم -

"دانا" - "لعنت، "جین -

معذرت میخوام. معذرت میخوام. معذرت میخوام قصد ترسوندن تورو نداشتم

نه، من معذرت میخوام زیاد خوب نخوابیدم

گوش کن، دانا

چیزی هستش که باید دربارش باهات صحبت کنم

...نه، نه، نه. من قبلا به لوله‌کش زنگ زدم. ما فقط

ما همه باید از دستشویی توی ششم استفاده کنیم

برای چند روزی - اون نیست -

خب، گفتنش آسون نیست

صابخونه داره مارو بیرون میندازه ما شش هفته وقت داریم

چی؟

اونا دارن مغازه رو میبندن

اون دیوونگیه. نفرت‌انگیزه این محل مثل یک نهاد نیویورکی هستش

تو پنج سال اینجا بودی

من 30 سال اینجا بودم

بعضی وقتا فقط باید چیزایی رو که دوست داریم رها کنیم

گفتنش واسه تو آسونه، چون تو به "وودستاک" نقل مکان میکنی

و یه تعداد شمع و فتیله میخری و همۀ روز رو در آرامش میگذرونی

.هی، اون بنظر خیلی خوب میاد گمان کنم همون کارو بکنم

گوش کن، تغییر خوبه، دانا

مرد، اون مثل خشن‌ترین چیزیه که تا حالا بمن بمن گفتی‎‎‌

میدونی، اون رایان، آدم جنتلمنی نبود

اوکی. خب، همین الان بهش زنگ میزنم و بهش میگم که تو اینو گفتی

تو یک لحظۀ گرانبها

از اون زندگی جوان ارزشمند خودت رو برای ماتم اون پسر تلف نمیکنی

من داغونم

حتی نمیتونم بین مردم باشم بدون اینکه به گریه بیوفتم

و فکر کنم توی تمام خطوط ترن گریه کرده باشم

اوه، عزیزم

میدونی، وقتی من و مادرت از هم جدا شدیم فکر کردم زندگی من تمومه

میدونی چی منو نجات داد؟

یه قدم‌زنی طولانی با عمو جیم

قدم زدیم، حرف زدیم، و دربارۀ زندگی و معنویت

و هویت و نژادپرستی صحبت کردیم

و وقتی خورشید بالا اومد

ما مقدمۀ اولین شوی تلویزیونی خودمونو داشتیم - "ما مقدمۀ اولین شوی تلویزیونی خودمونو داشتیم" -

ما داشتیم

بوی خوبی میده - "پاسگتی" -

سس موردعلاقۀ تو، عسل اضافی - عسل اضافی -

من میتونم اینو بخورم

میدونی، انرژی خلاق بعضی وقتا از نازلترین نقطۀ زندگی تو میاد

ولی، پدر، تو برای انجام همۀ اون کارها یک شریک داشتی

من اون بالا با خودم تنها هستم و دارم خودمو میکوبم

خب، منفی‌گرایی میتونه بهترین دوست تو یا بدترین دشمنت باشه

چطور میخوای به نگرانی‌های خودت نزدیک بشی؟

"تایلنول پی ام"

نه. زندگی کردن

زندگی کردن بهترین انتقامه

پس بخور، و وقتی تموم شدی، میری مامانت رو ملاقات میکنی

اون برات نگرانه

شماها باید بدونید

بچه‌هایی وجود دارن که برای ماهها با والدین خودشون صحبت نمیکنن

حتی با تلفن - جداً؟ جداً؟ -

نه بچۀ من

اوکی - ممنونم -

تو یک گمراه هستی

تو کاملا در اشتباهی

تو غیرعادی هستی

.تو چقدر خوشگلی حالا نگهدار، فقط برای یه لحظه

تو بمن افتخار میکنی؟ - من خیلی بهت افتخار میکنم -

میدونی، یکی از شاگردان سابق من آژانس کاریابی راه انداخته

اونا متخصص یافتن کار برای مردم در دنیای سرگرمی هستن

سس اردک رو بده من

تو درحال از دست دادن درآمدت هستی بنظر نمیاد که کوچکترین دلواپسی داشته باشی

من وحشتزده هستم، مادر باور کن، من خیلی وحشتزده هستم

ولی من نمیرم که واسه یکی از شاگردان مدرسۀ اقتصاد تو کار کنم

تو تقریبا 30 سال داری هنوز نمیدونی چطور کارهای مالیاتی خودتو انجام بدی

من یکی دو سال با 30 فاصله دارم و هیچکس نمیدونه که چطور کارهای مالیاتی خودشو بکنه

با آژانس خودت برای گرفتن کارهای تبلیغاتی صحبت کردی؟

میدونی، صحبت نکردم، چون اخیراً اون تمام هیکلش رو توی اجاق کرده

تو هیچوقت جدی نیستی

امسال از "توربوتکس" استفاده میکنم، باشه؟

بشقابو بده من

More Farsi Persian subtitles for Obvious Child

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left