Theatre of Blood

Theatre of Blood

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Theatreofblood1973
ناشر mortaj

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2024-01-19
تعداد دانلود: 37
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

ترجمه وزیرنویس-م.تاج الدینی شهریور1400

وینسنت پرایس ---- دیاناریج

تئاترخون

موسیقی - مایکل.ج.لویس

فیلمنامه -آنتونی گریول بل براساس طرحی ازاستنلی مان وجان کوهن

کارگردان - داگلاس هیکاکس

آن ویرایشگر لعنتی بهترین بخش مقاله منو بریده

متوجه شدم عزیزم بایدباهاش مکاتبه کنی

اوه..

همچنین بهترین نظریه ام

...اونجاکه گفتم خانم نقش اصلی باهردودست

نقش خودشوخفه کرده

مکسول هستم

بله ، من رئیس کمیته مسکن و توسعه برموندسی هستم.

واقعاً ، سرکار ، شما برای این کار به من نیاز نداری

اوه خوب ، اگه احساس میکنی من تنها کسی هستم که میتونه اداره کنه ،باشه

بله ، تایک ساعت دیگه اونجام

ظاهراً افراد ولگرد تو قسمتی ازاون خانه که درحال تخریبه مستقرشدن

- باید اوناروبندازیم بیرون حالاحتما" توبایدبری؟

- بله ،اونابه یه شخص جدی نیازدارن اماتوبایدبری جلسه منتقدان

میتونم توچندلحظه کاروتموم کنم - لطفا نرو. بذاریکی دیگه انجام بده

- چرا؟ چیزی نگرانت کرده؟ - دیشب خواب بدی دیدم.

توباغ وحش بودیم طوفان شد و صاعقه قفس شیرها را باز کرد.

- خوب؟ - مافرارکردیم اماشماافتادین

قبل از اینکه بتونم کمک کنم ، شیرها شما را تکه تکه کردن

امروزنزدیک باغ وحش نمیرم عزیزم

باپری دولین تماس بگیر بگوکمی دیربه جلسه میرسم

جورج ، من امروز صبح فال شما را خواندم.

گفت مارس ماه سختیه از نامزدی های غیرمنتظره اجتناب کن

ویژگی های ماه مارس ، نه؟

خوب ، ما نباید به رویاها و طالع بینی ایمان داشته باشیم

باهات تماس میگیرم

خوب شداومدی قربان مهم نیست

فقط از کمک به پلیس خوشحال میشم

اوناخیلی ناجورن قربان میترسم مجبوربه خشونت بشیم

خوب ببینیم چکارمیشه کرد

بسیار خوب ، باهمتون هستم اینجایه ملک خصوصیه

بیرون

بیرون!

نشنیدی چی گفتم؟ برو بیرون!

همتون بایداینجاروترک کنید زودباشین دیگه

شنیدی..زودباشین

برو بیرون!

بلند شین ، همتون

باید بری بیرون

صدای من را شنیدی.

زودباش نبایداینجادردسردرست کنید

بیا دیگه!

پاسبان! پاسبان!

بیااینجاکمک

کمک!

کمک!

اوه شماخونریزی دارید

منوببخشید که بااین قصابها مدارامیکنم

شما!

شما هستید.

- اما تو که مرده بودی - نه

نه بازم یه اشتباه اساسی ازطرف شما پسرم

من خوبم. توهستی که داری میمیری

دوستان من،

رومی ها

هموطنان

گوشهاتون به من قرض بدین

من اومدم سزار رو دفن کنم نه اینکه ستایشش کنم

در اینجا ، با اجازه بروتوس و بقیه

میام تا در مراسم تدفین سزار صحبت کنم.

او دوست من بود ، وفادار وبامن مهربان وعادل

اما بروتوس به اون میگه جاه طلب

امابروتوس مردشریفیه

سزار اسیران زیادی به رم آورده

که باج آنها خزانه عمومی را پر کرده

آیا این برای سزار جاه طلبانه به نظر می رسید؟

بس کنید

صبرکنید . هنوز تموم نکردم

آقای مدیر صحنه. مسئولیت نظم و انضباط در تئاتر بر عهده شماست.

لطفاً فوراًاجراکنید

تومستی..مست

شما باید از این فرصت برای شنیدن سخنان استاد استفاده کنید.

بزرگترین بازیگر زنده دنیا

حکمت و نیکی برای افرادرذل بیفایده است

رذالت به دهنشون مزه کرده

اینجاپرازپلیدیه

پولاروبذارین توکیفتون

همیشه دیرمیکنه

چرا جورج هرگز سروقت حاضرنمیشه؟

شروع کنیم یانه من بااون جوان بازیگرقرارمصاحبه دارم

نمیخوام بخاطرماکسول پیرازدستش بدم

از آنجا که شش هفته تا مراسم اعطای جوایز فاصله داریم ،

بایداصرار کنم که مجبورم بزودی اینجاروترک کنم

...ولش کن اسپورتی همسرت تانیمساعت دیگه

سراغ شمارومیگیره دوست نداره منتظر بمونه

مریدا - مراقب جورجی هستی؟

- اون تو کمیته خیلی عصبیمیشه اون حیوونوازمن دورکن

پس رای میگیریم سه نفر میخوان شروع کنن

- چی میگی پسالتری؟ - میگم صبرکنیم

- دیکمن؟ میگم ادامه بدیم

ومنشی باشکوه شماصورتجلسه رو براش ارسال کنه

ایده خوبه ، دیکمن ، اما می ترسم منشی باشکوهی با ما نباشه

من میگم صبر کنید ، واجازه بدید یه لیوان دیگه از این شاتو لاتور عالی 52 بخوریم.

رزماری ،حالت خوبه؟

ازروزنامه دارم میام میخوان که شمابه(برموندسی)برین

- ما جلسه روشروع می کنیم. - وقتی اینومیشنوی دیگه نبایدچیزی بگی

روزبخیر عزیزم چی شده؟

بگوچه خبرشده؟ - جورج ماکسول مرده

به قتل رسیده. میگن گلوشوبریدن

پناه برخدا! باورم نمیشه

چطوری؟ من نمیدونم

نمیدونم.فقط میگن تکه تکه شده

ویراستار از شما میخواد مقاله ای به عنوان ادای احترام به یه منتقد دیگه بنویسید.

بالاخره یک تیتر.

به جای خط خطی کردن

-مطمئنی که میخوای جسدوببینی آقای دولین؟ اگه بخوام گزارش بنویسم مجبورم

بسیار خوب ، گروهبان

تواین20سال که در نیروی پلیس بودم چنین چیزی ندیدم.

منم همینطور .تازه این فقط سرشه

میدونی کی اینکاروکرده؟

میدونیم که که از سلاح های مختلف استفاده شده

حداقل6مورد، اما هنوز نفهمیدیم کارکیا بوده

چیز جالبی پیدا کردی.آقای دولین؟

نه ، فقط این پوستر قدیمی.

آه بله. من اینودیدم

اون یه بازیگرقویه

این توصیف خوبیه

-فکرکنم ازش خوشت نمیاد نه اینطورنیست

من هرگزنتونستم چیزخوبی درباره اش بنویسم

خنده داره ، اما اگه همیشه مجبورباشی اخطارهای بد به بازیگربدی ناراحت میشه

ادواردلیون هارت زنده است! باورنکردنیه نمیتونم باورکنم

کاملا زنده است قربان خیلی هم مشتاق دیدارشماست

اوه ، تئاتر قدیمی بورباگ. فکر می کردم سوخته

بله سوخته بود اماتوسط ادواردبازسازی شده

- داره خودشوبرای بازگشت آماده میکنه - اوه ، چه جالب

ساختمان قدیمی فوق العاده.

حیرت انگیز! کاملا حیرت انگیز.

هکتور..ببین چگونه خورشیدطلوع میکنه

چه شب زشتی درپیشه نفس کشیدن ازپاشنه هاش

حتی با تاریکی مطلق

برای بستن روز

زندگی هکتور تمام شده

خیلی جالبه.کاملاقابل توجه

چه روزهائی بود

- خوب ، اون کجاست؟ اون پائین قربان

چی؟

نمیتونم ببینمش

سلام؟

سلام؟

اوه

اوه

لیون هارت

قربان ، چقدرخوشحالم که شما روزنده وسرحال میبینم

بله ، همانطور که خواهید شنید ، قیامت قابل توجهی بود.

چه افتخار بزرگی باید منو انتخاب کنی تا داستانهای شمارو برای جهان بازگو کنم.

خوب ، من همیشه شمارو به عنوان منتقد تحسین می کردم ، اسنیپ.

چرخش هوشمندانه عبارت ، استفاده از قیاس و استعاره.

یکی همیشه احساس می کرد که شما در تلاش برای تعارف هستید.

- سخاوتمندانه... - اما همیشه نه به صورت رایگان.

منتقدان اشتباه می کنند. بالاخره همه ما انسانیم

به نظرمن هرایده ای قابل اشتراک گذاری نیست

من ازبازی شمادرنقش آشیل خیلی لذت بردم

آه بله .حالاکه اشاره کردید یادم اومد که شمانقدی هم درباره اش نوشتید.

آره خوب یادمه

نوشتم نمایش تریولوس وکریسیدا بانقش آفرینی ادواردلیون هارت

"باید به عنوان یک دستاورد تئاتری درخشان تلقی شود"

"و بازی خودش در نقش بی نظیر آشیل".

- خوب ،چیزی توهمین مایه ها -یه نقد عالی ، اسنیپ عزیزم.

- دیگه چی گفتی؟ همینهاکه گفتم

بذار خاطراتت روتازه کنم

"آشیل بی نظیر..."

"این به وضوح دیدگاه خود شیردله."

"این بازیگراغلب تمایل به تنهائی داره"

"اون باید از این که میدونه تنهاست رضایت زیادی کسب کند"

"به نظر اون در مورد این محصول تأسف بار."

-من اینو نوشتم؟ مگه اسم شما هکتور اسنیپ نیست؟

فقط میتونم بگم شما همیشه بازیگر انتقادپذیربودی

انتقاد یه چیزه ، اسنیپ عزیزم.

وموضوع جایزه منتقدان چیزدیگه

من این سرزنش رونمی پذیرم

دولین رئیس دایره بود و میدونی اون چقدرمیتونه متقاعد کننده باشه

دولین؟ فکرمیکنی میتونی گناه خودتو پشت گناه او پنهان کنی؟

ماکسول هم همینطور فکر می کرد.

نگران نباش قربان شمادربین دوستان هستید

اوه ، متشکرم ، مرد عزیز کمی عصبی شده بودم.

در حال تمرین تریولوس وکریسیدابودیم

...صحنه ای که هکتور ، باتصوراینکه دربین دوستاشه

بدون هشدار توسط آنها به طرز وحشیانه ای کشته شد ،

و جسدش را از میدان جنگ به دم اسب بسته وکشیدند

ادوارد ، من برای مصاحبه اومدم اینجا نه برای سخنرانی در مورد شکسپیر.

حالاداستان جالب قیامت خودتوبرامون تعریف کن

این یه داستان بزرگه اسنیپ ، و نوشتنش دشوار

اما مطمئنم میتونی مناسب اون عمل کنی

بروعقب.ازسرراه برین کنار

بال اژدها شب زمین را فرا می گیرد.

ونیزه من بزودی ازخون توسیراب میشود

از این طعمه زیبا خوشحالم ،

بنابراین برای خواب آماده میشود

درعین زنده بودن ماهمگی مرده ایم

بنابراین بدن او را به زمین می سپاریم.

خاکستر به خاکستر ، خاک به خاک ،

باایمان محکم به زندگی ابدی

از طریق خداوند ما عیسی مسیح.

مردی که از یک زن متولد شده ، زمان کوتاهی برای زندگی دارد و پر از بدبختی است.

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left