نخستین 194 خط.
**سريال شاه سجونگ کبير**
***** قسمت چهل و هشتم *****
حمله کنيد...دشمنو نابود کنيد
* بيست و نهم ژوئن 1419 , اولين سال حکومت شاه سجونگ *
*به خاطر حمله ي موٌثر دزدان دريايي ژاپني , ارتش چوسان*
* به رهبري پارکسيل , در حال نابود شدن بود *
اونها تا الان صدای انفجار رو شنیدند
مجبوریم عقب نشینی کنیم
...عقب نشینی...عقب نشینی
حمله کنید
* دشمن , توسط واکنش سریع ارتش فرمانده یی سونگمون *
* فوراً محاصره شد *
* ولی کشته شدن 180 سرباز چوسانی , حادثه ی غم انگیزی بود *
همه احترام بذارند
تعظيم کنيد
* سی اُم ژوئن 1419 , اردوگاه سوساداموری , کناتا *
مونتوشی و کورمجو , اسیر شدند ؟
باید فوراً به اردوگاه دشمن حمله کنیم
ما باید سر سوساداموری رو از تنش جدا کنیم و اون دزدای دریایی رو بیرونشون کنیم
آروم باش
آروم ؟
تقریباً 200 نفر از افرادمونو از دست دادیم
ما بیشتر از دشمن , داریم خسارت می بینیم
میخوای چی بگی ؟ میخوای منو به خاطر از دست دادن افرادم , سرزنش کنی ؟
میخوام اول تورو بکشم
دارم میگم که نباید احساساتی رفتار کنیم ,
ساکت
تو انتقام مرگ افرادمونو , احساسی میدونی ؟
اگه انتقام و کینه جویی توی میدان جنگ , افرادمونو برمیگردونه , من خودم همین الان به اونجا میرم
-...ولی -انتقام , اونها رو برنمیگردونه
من نمی تونم اجازه بدم که شما به خاطر انتقام و کینه جویی به میدان جنگ برید , جناب فرمانده
منشی یون , برای چی به اینجا اومدی ؟
عالیجناب منو فرستادند
تو , یک فرستاده به تسوشیما فرستادی ؟
بله
برای چی ؟
مذاکره ؟
با ارباب تسوشیما , سوساداموری ؟
درسته فرمانده
آخه وقتی که ما داریم تا سر حد پیروزی میجنگیم , مذاکره به چه دردی میخوره ؟
همه ی این کارا برای شکست دادن ژاپنی ها و بالا بردن پرچم کشورمونه
عالیجناب , نظر دیگه ای دارند
پس بگیری ؟
اگه تسوشیما , پیروز بشه , اونوقت خودت باید مسئولیتشو به گردن بگیری
برای حکومت کردن به مردم , باید قانونی وجود داشته باشه
حکومت بر تسوشیما , وظیفه ی ارباب ِ تسوشیماست
چی داری میگی ؟
چوسان , نمیخواد تسوشیما رو تصرف کنه
تو میخوای بیخیال منافع این جنگ بشی ؟
هدف از این جنگ , متوقف کردن حملاتِشون بود
نه تصرفِشون
بهترین راه برای متوقف کردن حملاتشون , تصرف و مطیع ساختن ِ اونهاست
میخوام یه راه حل سومی پیدا کنم که نه نیازی به تصرف داشته باشه و نه نیازی به مطیع ساختن
مدتی گذشته
انتظار نداشتم دوباره اینطوری , همدیگه رو ملاقات کنیم
مسخره م نکن و فوراً منو بکش
قبلاً بهت نگفته بودم ؟ پادشاه چوسان , یک مرد بخشنده ست
میخوام بذارم تو زنده بمونی
هدفت چیه ؟
این نامه ایه که خود شخص پادشاه , نوشتند
برسونش به دست اربابت , سوساداموری
این آخرین فرصتت برای نجات تسوشیماست...پس باید موافقت کنی
این نامه از طرف پادشاه چوسانه , ارباب
بدون شک , دستور داده که تسلیم بشیم
درواقع داره توصیه می کنه که تسلیم بشیم
نمیخواد برای من با کلمات بازی کنی , مونتوشی
تسلیم , تسلیمه حالا چه دستور باشه و چه توصیه
ارباب
هیچ تسلیم شدنی تو کار نیست
ما نمیخوایم مثل برده ها زیر قوانین و حکومتشون زندگی کنیم
پادشاه چوسان نمیخواد به تسوشیما حکومت کنه
چیزی که اون میخواد , دوستی و صمیمیته
صمیمیت ؟
تو میخوای برای یه مشت دزد دریایی ژاپنی , صلح و آرامش به پا کنی
من اونها رو به چشم دزد دریایی خام و نپخته نمی بینم
من قصد دارم حاکمیت و استقلالِ سیاسی اونها رو تصدیق و تاٌیید کنم
به خاطر همینه که اونها به ژاپن رفتند تا با ما بجنگند
به خاطر این جنگ , دربار سلطنتی , بیشتر از 20 هزار دسته سربازو به حالت آماده باش قرار داده
اینطوری اونها دست خالی برمیگردند و هیچی گیرشون نمیاد
سیاست , دنبال یه پیروزی محسوسه , پادشاه
کی دنبال پیروزی محسوسه و برای چی دنبال پیروزی محسوسه ؟
منشی یی
اینا دیگه چیه ؟
یه سری اطلاعات واقعی که منو مجبور به بی خیال شدن ضمیمه سازی می کنه , پدر
ما نمی تونیم بی خیال ضمیمه سازی بشیم
اگه نتونیم یه تیکه جزیره رو که 20 هزار تا سرباز داره و نصف جاجودوئه , ضمیمه کنیم
اونوقت سرزنش های مردم , مثل بارون رو سرمون میریزه
بیشتر از یک ماه طول نمیکشه
ولی اگه سربازانمون مجبور بشند به خاطر این ضمیمه , یه مدتی رو توی تسوشیما مستقر بشند
اونوقت مجبور میشیم که با یک قیام غیر نظامی سروکار داشته باشیم
قیام غیر نظامی ؟
بیاید شروع کنیم
بزرگ ترین مشکل ما , کمبود نیروی انسانیه
از زمانی که سربازانمون به خاطر این جنگ , اسم نویسی کرده بودند , یک سال گذشته
...آسان , یونگوانگ , هانام
محصولات و نمک کشورمون , کاهش چشمگیری داشتند
محصولات کشاورزی مون هم همینطوره
نه تنها یک سوم زمین های کشاورزیِ مردمِمون , بدون مراقب رها شدند بلکه
اگه سربازان زود برنگردند اونوقت در فصل پاییز , هنگام درو , هیچ نتیجه ی مطلوبی وجود نخواهد داشت
که این باعث میشه ما به سمت کمبود مالیات , سوق داده بشیم
ما باید مالیاتو افزایش بدیم
بیست هزار سرباز , در یک ماه , 500 کیسه برنج و در یک سال , 6 هزار کیسه برنج , مصرف می کنند
معنیش اینه که
بخش عمده ی مالیات و خراج ِ ما , داره برای زنده موندن سربازامون , مصرف میشه
مهم تر از اینا , در ماه های جولای و آگوست , در ساحل جنوبی , طوفان به پا میشه
اگه نتونیم تا اون موقع , کشتی تدارکاتی رو بفرستیم
اونوقت ممکنه نیروها بیش از یک ماه , بدون غذا باشند
اونوقت یه رسوایی و ننگ دیگه به بار میاد
موفقیت و پیروزی محسوس , برای این مردم , بار سنگینیه
مهم تر از همه ی اینها اگر ما راهی داشته باشیم که
بتونیم تسوشیما رو تحت سیاست خودمون دربیاریم
اونوق این وظیفه ی اخلاقی ما نیست که به عنوان کشور بزرگ تر , این مسیرو انتخاب کنیم ؟
پدر , شما باید این کارو بکنید
کارِتون حرف نداشت , وزیر پارک
کی فکرشو میکرد که شما برای تغییر دادن تالار شایسته
به سمت نگهبانان عالی که تهدیدی برای پادشاه سابق به حساب میاند , اینقدر سریع عمل کنید ؟
من نمیخوام به خاطر هدف بزرگ تر , وقتم رو با حرف زدن با شما تلف کنم
شما یک مبارز عالی هستید
حالا دیگه حتی سیاستمداران ارشد هم طرف پادشاه جوان هستند
پادشاه سابق , جنگ سختیو پیش رو داره
شما هم مبارز بدی نیستید به خاطر همین مطمئنم که
نیازی نیست که نگران پادشاه سابق باشم
ایشون اینجا حداقل , باید به ظاهر برنده باشند
ایشون همون کسی هستند که این جنگو شروع کرد به خاطر همین خودشون باید پیروز این جنگ باشند
این به خاطر ممانعت از هرگونه اختلافی بین دو پادشاهه
این خواسته ی پادشاه جوانه ؟
میخوام خودتون به این سوال , جواب بدید
به خاطر نصیحت فوق العاده گرانبهاتون ازتون تشکر می کنم
تو حتماً میدونستی
متوجه منظورتون نمیشم
تو حتما میدونستی که پارک یون و تالار شایسته
داشتند به خاطر جلوگیری از ضمیمه سازی , اطلاعات جمع آوری می کردند
نمیدونستی ؟
بله...میدونستم , اعلیحضرت
پس چرا بهم نگفتی ؟
من باید موضوعاتی که ربطی به امور نظامی نداره , به شما گزارش کنم ؟
ارتباطات دیپلماتیک و آسایش و رفاه مردم , به عهده ی پادشاه جوانه
زمانی که من , فرستاده ی تسوشیما رو احضار کردم و
اعلام جنگ کردم , تو اسمشو امورات نظامی گذاشتی
و حالا تو
فرستادن نماینده و تسلیم شدنشون رو , جزو امورات دیپلماتیک میدونی ؟
چقدر جالب
هنوزم میخواید اونجا رو ضمیمه کنید ؟
دستور بدید سربازا برگردند , اعلیحضرت
شما باید همین حالا اونها رو برگردونید تا هم امورات نظامی مربوط به شما بشه و هم امورات دیپلماتیک
اگه نخوام سربازا رو برگردونم و اصرار به ضمیمه سازی کنم , چی میشه ؟
اونوقت باید خودتونو برای مقابله با خشم و مخالفت ملازمین و مردم , آماده کنید
ازتون خواهش می کنم که از نافرمانی بنده چشم پوشی کنید
خوش شانسم که مردی مثل تو رو در پیش خودم دارم
درواقع , تو خدمتگزار وفاداری هستی
به نظرت اگه من پادشاه بودم , اونها این کارو به خاطر من انجام میدادند ؟
...اعلیحضرت
اگه زمانی که روی تخت سلطنتی نشسته بودم , بهشون گفته بودم که
برای گسترش سرزمینم واقعاً تسوشیما رو میخوام
اونوقت به نظرت اونها مثل الان که دارند درباره ی حقیقت و مسیولیت مردم بحث می کنند
می تونستند جلوی من وایسند و باهام مخالفت کنند ؟
...اعلیحضرت
...جو مالسنگ...اون حرومزاده
این یه پیشنهاد نبود بلکه یه دستور بود
حتی اونم الان پشتشو به من کرده و سگ وفادار پادشاه جوان شده
من مطمئنم که اون با حرفاش منظوری نداشته
...چقدر امشب دلم برای پدر مرحومم , تاجو , تنگ شده
به من گفته شده که پادشاه سابق دارند برای برگردوندن سربازا , دستوری صادر می کنند
فکر کنم همه چیز داره به نفع پادشاه جوان میشه
این یه مسابقه ی هیجان انگیزه که واقعاً دیدن داره
مگه نه وزیر منگ ؟
چی هیجان انگیزه ؟
به نظرت تماشای پسری که داره به پدرش مشت میزنه , جالب و سرگرم کننده ست ؟
...قربان
من پادشاه جوانو دست کم گرفته بودم
به نطر میرسید که ایشون مثل روزهای گذشته , توی تالار مستحق می نشستند و
سخنان بی مفهوم آرمانیو زمزمه می کردند ولی در واقع , در این مدت
یاد گرفتند که چطوری بدون بالا آوردن یک انگشت , رقیبای خودشون پایمال کنند
سیاست...یه حیوون زشت و بدترکیبه
همه دارند میگند که شما پیروز شدید , عالیجناب
خوشحال نیستید ؟
یه بار پدرم بهم گفت وقتی که پادشاهان به تاج و
تخت رسیدند , باید بی خیال محبوبیتشون بشند
من , تا امروز که به خاطر برتری سیاست با
پدرم مجبور بودم بجنگم , اینو نمیدونستم
نه...من از سرخوردگی و تنبیه شدن پدرم خوشحال نیستم
ولی از محافظت کردن از مردم و وضعیت سیاسی کشورم خوشحالم
حالا منتظر دشمن می مونیم تا پیشنهادم رو قبول کنند
ارباب تسوشیما , سوساداموری
ما به سرزمین های متفاوتی حکومت می کنیم .ولی طرح و روشمون برای محافظت از مردم , یکیه
مودت و حسن تفاهم , تنها راه برای محافظت از مردممونه , پس لطفاً پیشنهادم رو رد نکنید
به نطرتون سوساداموری تسلیم میشه ؟
آخه من از کجا بدونم ؟
وقتی که داری این کارو می کنی , مراقب دستات باش
بذار ببینم
برای محافظت از باروت در برابر نم و رطوبت , به کاغذهای مومی خیلی زیادی نیاز دارید
رطوبت , قربان ؟
فصل بارانی در اینجا نسبت به مینگ , 15 روز زودتر شروع میشه
خودت تدارکاتشو ببین
No comments yet. Be the first to leave one.