نخستین 140 خط.
محبت
محبت
برای دیشب ممنونم رین چان
اره بزرگه
اجازه بده وارد دنیات بشم یوکی
معمولا انجمن تبادلات فرهنگیمون این اطراف
میشن به خاطر همین گفتم اینجا همدیگه رو ببينيم
اره بزرگه
اجازه بده وارد دنیات بشم یوکی
یادداشتها
یادداشتها
پایان
میخوام، اما فعلا تو دانشگاهیم
پیام
اکنون
قراره یه مدت برم لائوس
فقط روش کراش دارم
اون کی بود؟
اون کی بود؟
یه دوست، چهطور؟
یه دوست، چهطور؟
..نه بابا
..نه بابا
چه خبرا؟
چه خبرا؟
هیچی
هیچی
چیه؟
چیه؟
دوست دوران بچگیت زبون اشاره بلده؟ فوق العاده است
فقط با زبون اشاره اذیتم میکنه
..ها
رین
دوست دوران بچگیت زبون اشاره بلده؟ فوق العاده است
گفتگوها
جستجو
سوغاتی میخوای؟ نمیخوای؟
رین
..ها
فکر میکنی کدومه؟
من فرق بین عاشق شدن و کراش داشتن ..رو نمیدونم اما
رین چان، گفتی رو رئیس کراش داری، نه؟
..در مورد اون
میتونم خودم برای خودم تصمیم بگیرم؟
اره
سوغاتی میخوام سفر خوش بگذره و مراقب خودت باش
قراره یه مدت برم لائوس
سوغاتی میخوای؟ نمیخوای؟
سوغاتی میخوام سفر خوش بگذره و مراقب خودت باش
!این عکسها خیلی خوبه
!این عکسها خیلی خوبه
امشب اومدم یه مسافرخونه ۷ دلاری وایفای خیلی کنده
میرم بخوابم، تا بعد
امشب اومدم یه مسافرخونه ۷ دلاری وایفای خیلی کنده
اوه
میرم بخوابم، تا بعد
اوه
پس فردا میام دانشگاه
! ممنون ! خیلی دوستش دارم
اصلا چرا اومدی دانشگاه؟
یادته در مورد عشق و کراش حرف زدیم؟
چیزی که الان گفتی یعنی چی؟
یعنی اوضاع خوبه؟ یا اینکه طاقت بیار
حتما
چهطوری به زبون اشاره بگمش؟
از اون روز به بعد هر چی بیشتر به ایتسوئومی سان فکر میکنم
این احساس مرواریدی و درخشنده بیشتر تو قلبم انباشه میشه
حتی همین الانم داره اتفاق میفته
..ببخشید مزاحم رویا دیدنتون شدم اما
الان وقتشه؟ مشکلی نداری؟
از هر جهت بهش نگاه کنی، من مشکل دارم
آفرین یوکی، شمارهاش رو گرفتی
بیخیال! چیزی نبود که
راستی، وقتی ازش سوال میکردی استرس داشتی؟
حتما داشتی، مگه نه؟
فقط همین که کنارش باشم بهم استرس میده
از اون مهمتر، بزرگترین سورپرایز زندگیم رو بهم داد
همهاش بهش فکر میکنم
...انجمن تبادلات فرهنگیمون
چه خوب بود
پس بیا دفعه بعد با هم بریم
..اره، خب
ایتسوئومی سان
بیا بازم کلی دختر جذاب دورش جمع شدن
صبر کن ببینم! تا چند دقیقه پیش چندتا پسر هم اینجا بودن
دخترای که باهاشون حرف میزنه خیلی خوشگلن شاید مامان و باباهاشون خارجین؟
جوری که دهنش تکون میخوره...فکر کنم ژاپنی حرف نمیزنه
اون پیام رو برام فرستاد، چون تا حالا ادم ناشنوا ندیده و
و به چشم یه تبادل فرهنگی بهش نگاه میکنه؟
حتی اگر اینطور باشه خوشحالم که وارد زندگیم شده
..اوه
داره میره
ایتسوئومی سان
ها؟
حتی فکر اینکه بخوام تو چشمش نگاه کنم هیجان زدهام میکنه
واو، داره بهم نگاه میکنه
..نه
نباید روم رو برگردونم
امروز از این کارها نمیکنی؟
!!خیلی خجالت اوره
..ها
باید بنویسم
همیشه خیلی به صورتم نزدیک میشه
..ها
واو، خیلی بانمکی
ها؟
الان به من گفت بانمکی
اشتباه که لب خونی نکردم، نه؟
باید برم..دیگه وقت پروازمه
پرواز؟
این دفعه کجا قراره بره؟
ما...ئو..س؟
ارباب شیاطین؟
لا...آهان لا بود
ئو..س؟
!لائوس
انگار خیلی با هم جورین
وقتی با ایتسوئومی سانی خیلی خوشحالی
انگار حسابی عاشق شدی
!چی؟
اما بهنظر با دیروز فرق داری
میدرخشی
با دیروز فرق دارم؟
واقعا؟
صبر کن ببینم، اصلا فرق بین عاشق شدن و کراش داشتن چی هست؟
هی، یوکی
بالا رو نگاه کن
دوست دوران بچگیت داره این طرف رو نگاه میکنه
اوشی کون
دید چی شد؟
دلم میخواد بدونم در مورد چی حرف میزنن
از بغل نمیتونم لب خونی کنم
ها..با اون دخترا دوستی اوشی؟
بانمکن...بعدا دعوتشون کن بیان بار
اونی که موهاش بلنده ناشنواست
اوه؟ چند درصد؟
صد درصد
...اوه
سمعک بهش کمک نمیکنه؟
همین الانم ازشون استفاده میکنه اما هیچ صدای نمیشنوه
No comments yet. Be the first to leave one.