Orange Is the New Black

Orange Is the New Black

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 6

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Orange Is the New Black S06E09 Break the String WEB x264-STRiFE
Orange Is the New Black S06E09 Break the String 720p WEB x264-STRiFE
Orange Is the New Black S06E09 Break the String 1080p WEB x264-STRiFE
Orange Is the New Black S06E09 Break the String 480p WEB x264-RMTeam
Orange Is the New Black S06E09 Break the String 720p WEB HEVC x265-RMTeam
Orange Is the New Black S06E09 Break the String NF WEB-DL DD5 1 x264-BTW
Orange Is the New Black S06E09 Break the String 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Orange Is the New Black S06E09 Break the String 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTb
Orange Is the New Black S06E09 Break the String 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTb
Orange Is the New Black S06E09 Break the String 480p WEBRip x264-RMTeam
ناشر GodBless
►►Godbless | ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما ◄◄

برچسب‌ها

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
x265
HEVC
webrip
BRip
480p
480
1080
تاریخ انتشار: 2018-07-29
تعداد دانلود: 38
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫ «:: مــتـرجـم: مــرتــضــی ::» ‫ |^| Godbless |^|

‫از پسش برمیام.

‫اگه با یه پیشنهاد منطقی ‫و مناسب برم جلو،

‫نمیتونه نه بگه، درسته؟

‫ببین، من به جات میرفتم،

‫ولی به «بدیسون» گفتم دیگه ‫مزاحمش نمیشم،

‫برای همین سعی میکنم به کسی لطف نکنم.

‫به غیر از دین جنسی که به تو دارم البته.

‫شاید بگم "صورتت خیلی چروکیده شده چون

‫زیاد تحرک نمیکنی، و اطرافت زیادی شلوغه."

‫تحرک فیزیکی منظم باعث میشه ‫عضلات صورت آزاد بشه.

‫من با این شروع نمیکنم، ولی تو میتونی.

‫اوو، «چپمن» داره شروع میکنه.

‫شاید برای جفتمون یه ‫امتیاز دو رقمی داشته باشه.

‫این بازی اونقدرام که فکر میکردم جالب نیست.

‫مگه چند امتیاز داری؟

‫خیلی دنبال نمیکردم.

‫ینی چی آخه؟ ‫باید ببینی چند امتیاز داری!

‫خیلی علاقه‌ای ندارم.

‫قابل قبول نیست.

‫سلام من «چپمن» هستم، من ‫تو بلاک شما زندگی میکنم.

‫میخواستم ببینم یه دقیقه وقت دارید؟

‫ببینید، نمیخوام پا تو کفش کسی بکنم،

‫ولی اخیراً با رئیس بخش تفریحات زندان صحبت کردم، ‫و داریم بازی کیک بال راه میندازیم.

‫و میخواستم بدونم شما یا دوستاتون ‫علاقه دارید بپیوندید.

‫من که فکر میکنم خیلی لذت بخش باشه.

‫کلی وقت استراحت به دست میاریم.

‫و فکر کنم برای کم کردن وزن ‫فرصت خوبی باشه،

‫چون قراره کلی دوندگی باشه.

‫-میدونم کیک بال ینی چی. ‫- البته، میخواین ثبت نام کنید؟

‫دوران توپ بازی من گذشته.

‫شما مشکلی ندارید اگه من ‫از بقیه دوستاتون درخواست کنم؟

‫اینجا یه کشور آزاده.

‫متشکرم.

‫و اگه نظرتون عوض شد، یه ‫جای خالی براتون نگه میدارم.

‫اه!

‫عمه ننه.

‫بین عدد 1 تا جهانگیری، از اون ‫پادو چقدر متنفری؟

‫با اون تخته کاغذ دستش ازش خوشم نمیاد.

‫کسی چیزیو شروع نمیکنه، من شروع میکنم.

‫همم.

‫چرا پودره؟

‫خب یکم خلاقیت به خرج دادم.

‫وای!

‫ینی چی خلاق؟

‫شاید از یه دختر شورشی واسه ‫تصویه حساب تو بلاک سی استفاده کردم.

‫وایسا، تو پول منو برداشتی تا ‫واسه بلاک «کارول» آدم اجیر کنی؟

‫چاره‌ای نداریم.

‫یه راه حل موقته، چون حدس بزن ‫کی به اون نگهبانه اندرز ریخت رو هم؟

‫هفته دیگه، برمیگردیم سر ‫کارو کاسبی قرص.

‫اندرز ، ها؟

‫همم.

‫چطور میخوای بپیچونیش؟

‫میتونم یه حدس بزنم؟

‫میفهمم، میفهمم.

‫من این تجارتو با کون لیسی شروع کردم.

‫من لیسیدم.

‫کیون کسیُ چه با چه بدون زبون، نلیس.

‫ولی یه بار شده پامو ‫فرو کنم تو مقعد یکی.

‫میخوای واسه من خم شی؟ ‫چیو داری مخفی میکنی؟

‫اون 55 درصد سودشو میخواد.

‫اه اه، باشه خب، میتونست بدتر باشه.

‫پس 20 درصد اضافی از سهم تو کم میشه.

‫باشه.

‫بیا اینجا، بیا ، بیا اینجا.

‫امممم

‫سلام.

‫اصلاً خوشم نمیاد که مجبورم مگس مزاحم باشم.

‫آقا، خانم.

‫نظرت چیه به عقب برگردیم؟

‫اینجاست که خبر مرگت میگی ‫"بله خانم."

‫باشه دارمت.

‫خانم!

‫خدایا!

‫اه خدای من! اینهمه مگس اینجا چیکار میکنه؟

‫به «تانیا» گفتم در اون مستراحو ببنده.

‫نکنه گم گور شده؟

‫چی بهت داد؟

‫بازم داری؟

‫آرنجم تق میکنه، میشنوی؟

‫وایسا، نکنه آرنجت صدای زنگوله ‫از خودش ساطع میکنه

‫نه مثل یه دیاپازون مثلاً؟

‫- چون فقط همین صدارو میشنوم. ‫- مث آهنگ تیتراژ "خانواده آدام" میمونه.

‫فکر کنم جفتمون شماره اشتباه گرفتیم.

‫به خاطر تو اون لاتها ‫استخون مفصلمو داغون کردن

‫و نمیتونم این آهنگ کوفتیو از ‫ذهنم خارج کنم.

‫اه لعنتی! میدونی الآن به چه ‫آهنگی دارم فکر میکنم؟

‫میدونم سرت درد میکنه،

‫ولی تو تونستی به غار عجایبم نگاه کنی.

‫پس قابلی نداشت.

‫خب فکر کنم بخش قدردانی مغزم ‫باید از آسیب دیده باشه

‫وقتی یه قفسه کتاب خورد تو سرم، ‫چون داشتم به تو کمک میکردم.

‫بلند شو «فلورز». ‫تعطیلاتت تو بخش عمومی تموم شده.

‫- ینی چی؟ ‫- اه!

‫دکترا گفتن رو دنده‌ام یخ بذارن و ‫72 ساعت استراحت کنم.

‫و آرنجمم این صدارو میده.

‫یه بیمار جدید اومده تخت لازم داره،

‫و تو هم که اصلاً قرار نیست بمیری ‫پس بلند شو.

‫اه تو رو خدا بذار اون دختر ‫جدید تو کما باشه.

‫من حتی پودینگ بعد از صبحانه‌امو نخوردم.

‫اینجا بهترین رستوران شهر نیست ‫برو بیرون زودباش.

‫زودباش، کمک میخوای؟

‫دستمالی نکن.

‫اه نه نه!

‫الان میفهمم قضیه چیه.

‫یه نفر از بلاک سی میندازین بیرون ‫تا بلاک دی عزیز دردونتون جاشو بگیره.

‫شما وظایف ما و حقوق بهداشتی مارو ‫میدین به یکی دیگه؟

‫برو اونور! برو اونور!

‫نه نه نه!

‫- زنگ بزنم «بورچ» واسه مشاوره روانی بیاد؟ ‫- کمک!

‫نه، اون مث خر نئشه کرده.

‫بذار ببینیم وقتی حالش بهتر شد چطور میشه.

‫محکم ببندش. بذار خودشو خالی کنه.

‫جون مادرتون، نمیتونین این ‫خروس بی محل کنار من زنجیرش کنین مرد.

‫من میگرن دارم، باید بخوابم.

‫موفق باشی.

‫- لطفاً کمک کن، نه! ‫- آروم باش، طوری نیست!

‫یه حوله کوفتی میدی من، لطفاً؟

‫یه لحظه.

‫حوله، حوله، حوله.

‫تازه یادم اومد کجا گذاشته بودمشون.

‫این یکی چطوره؟ رو جعبه‌ای که ‫بزرگ و واضح نوشته حوله؟

‫ولی پر از کتابه، معلومه.

‫از جعبه‌ها استفاده کردم.

‫«جو»، میتونستی اقلاً برچسبشو عوض کنی.

‫چرا؟

‫میدونم توش کتابه چون سنگینه.

‫تازه وقتی بازشون میکنم ‫میبینم کتابه.

‫تو نذاشتی بری.

‫هنوز قهوه نخوردم، هنوز ‫سرعت عملم مثل قبل نشده.

‫خیس شدم، یه حوله پیدا کن.

‫اینجا که جات راحته.

‫سريال "یانگر" تماشا میکنی.

‫تو تخت خواب مطالعه میکنی.

‫به محض اینکه وارد شدی ‫کرست در آوردی.

‫- خانمها دوست دارن راحت باشن. ‫- دیدی؟

‫بالاخره دارم «ناتالی» واقعی رو میبینم.

‫موندن اینجا خیلی بهتر بود تا اینکه

‫برگردم و هرروز خودمو وفق "آلبانی" بکنم.

‫وقتی تو اماکن عمومی غذا میخورم ‫دقیق میای میشینی رو به روم.

‫یه بار رفتی کنار پنج تا مرد نشستی.

‫آروم باش.

‫مثل آخرین روز تو اردو میمونه ‫وقتی یهو همه با هم رفیق میشن

‫و قسم میخورن تا ابد با هم باشن. ‫بعد از یه هفته که رفتی فراموش میشه.

‫حرف رفتن شد، مگه قرار ‫نبود امروز بری؟

‫یه کار دیگه هست باید انجام بدم.

‫اون لباسو لازم دارم، بقیه‌اش ‫تو یکی از این جعبه‌هاست.

‫یه کار دیگه؟

‫بیا قبل از اینکه دوشنبه برم ‫یه کار خاص بکنیم.

‫قشنگ این مناسبتُ فراموش نشدنی بکنیم.

‫چقدر تو نازک نارنجی هستی.

‫داشتم به یه گشت گذار تو یه باغ تو

‫کتابخونه رئیس جمهور روزولت بگذرونیم؟

‫شرط میبندم چند ساله تو فکرشی.

‫از سال 11م کلاس تاریخ آمریکا.

‫تو لیست آرزوهامه.

‫بذار یه چیزی ازت بپرسم.

‫این مدل مو به نظرت ‫شبیه "مجرم بیگناه" هست؟

‫این مدل مو دقیقاً داره میگه،

‫"از این زندگی سیر شدم. ‫خواهش میکنم ای خدا! کمک کن ریق رحمتو سر بکشم."

‫چرا نمیخندی؟ خنده دار بود که.

‫بیخیال، باید واسه برنامه خودمو خالی کنم.

‫موهات طوری نیست.

‫نمیدونم چرا اینقدر عصبی هستم.

‫«سیلویا» میگه حتی قرار نیست ‫دوربین اونجا باشه.

‫چون صورتت دوربینو به چاک میداد.

‫ببخشید.

‫داشتم شوخی پشت وانتی میکردم ‫راست میگی، معذرت میخوام.

‫وایسا.

‫فکر کردم دیگه بعد از آخرین بار ‫مصاحبه انجام نمیدی؟

‫چیکار میخوای بکنی؟ میخوای ‫تو هر زندان نگهبانارو عصبانی بکنی؟

‫مصاحبه نیست.

‫باشه؟ من فردا استشهاد دادگاهی دارم.

‫مگه ماه بعد نبود؟

‫نه مرد «کاپوتو» داره میره، واسه ‫همین میخوان سریع شهادت بده.

‫و قبول کرده یه شاهد عینی باشه ‫و از من حمایت کنه.

‫ینی اینکه من قاتل نیستم.

‫ای بابا.

‫و اینکه من سزاوار حکم اعدام نیستم.

‫تو خوبی؟

‫آره، خوبم، فقط...

‫کمرم این اواخر درد میکرد.

‫شاید بخاطر این تختهای بخش ‫تفکیک عمومی باشه.

‫بدجوری رو اعصابه.

‫«ویی» قبلاً سرشو میذاشت رو کتابها.

‫میگفت برای ستون فقرات خوبه.

‫آره آره، امتحان میکنم.

‫آره.

‫به منم از اونا میدی؟

‫نمیدونم در مورد چی حرف میزنی.

‫هی به خاطرت به من حمله کردن یادته؟

‫هنوزم درد دارم.

‫بهم اعتماد کن، اینا به دردت نمیخوره.

‫اینا یه مشت شوره حموم از ‫سه سال پیشه.

‫سه تا دخترو فرصتاد بخش روانی ‫قبل از اینکه وارد بازار بکنیم.

‫واسه همین «بارب» تو درمانگاهه؟

‫میخواستی بکشیش؟

‫نه.

‫«بارب» به معتاد خالصه. ‫اون از پس اینا برمیاد.

‫فقط میخواستم یکم زمان بخرم.

More Farsi Persian subtitles for Orange Is the New Black

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left