نخستین 146 خط.
.:: تـقـدیم به تمام پـارسی زبـانـان ::.
."فکر کنم یه چیزیم شده، "لایـنس
.کریسمس داره میاد، اما خوشحال نیستم
.احساسی که باید رو ندارم
حدس میزنم فقط .کریسمس رو درک نمیکنم
من کادو گرفتن و فرستادن ... کارت های کریسمس
،و تزئینِ درختان و این جور کارها رو دوست دارم .اما هنوز که هنوزه خوشحال نیستم
.همیشه کارم به ناراحتی کشیده میشه
چـارلی بـراون"، تو بین کسایی" ... که میشناسم تنها فردی هستی
که میتونه ایّام خارق العاده ای مثل ایّام کریسمس .رو تحویل بگیره و اونو به یه مشکل تبدیل کنه
.شاید حق با "لـوسی" باشه
،بین تمام "چـارلی براون" های دنیا .تو "چـارلی براون"ـی ترینی
!ســلام
.ای بـابـا
امروز هیشکی واسم .کارت کریسمس نفرستاده
تقریباً آرزو دارم هیچ .زمان تعطیلاتی وجود نداشت
.میدونم هیشکی دوستم نداره
حالا چرا باید یه ایّام تعطیلات برای تأکید روی این بی علاقگی داشته باشیم؟
وایـلت"، واسه کارت کریسمسی" .که برام فرستادی تشکر میکنم
من که واست کارت کریسمس ."نفرستادم، "چـارلی براون
وقتی بهت تیکه میندازن، نمیگیری؟
پـیگپـن"، بین کسایی که" ... میشناسم، تو تنها کسی هستی
،که میتونه تو یه بوران .یه عالمه گرد و خاک به پا کنه
سعی کنید با زبونتون .دونه های برف رو بگیرید
.باحاله
.هــوم. شِکَـر لازم داره
خیلی زوده. من هرگز .دونه های برف ماه "دسـامبر" رو نمیخورم
.من همیشه تا ماه "ژانویـه" منتظر میمونم
.واسه منم کـال به نظر میان
فکر میکنی با اون .لحاف خیلی زرنگی
وقتی بزرگ شدی میخوای چیکارش کنی؟
.شاید به یه کتِ ورزشی، تبدیلش کنم
.فکر کنم یه مشتری داری
میتونم کمکتون کنم؟
.من ناراحتم - .یه دقیقه صبر کن -
،قبل از اینکه شروع کنی .باید بگم که قبلش پولتو باید بدی
.پنج سنت، لطفاً
.پسر، چه صدایی
،من چقدر عاشقِ صدای تق تقِ پول قدیمیم .صدای زیبای سکه ی سرد و سخت
.صدای زیبایِ زیبا .پنج سنتی ها، پنج سنتی ها، پنج سنتی ها
.صدای زیبای تق تقِ پنج سنتی ها
،خیلی خوب، حالا مشکلت چیه؟
.غمگینم .میدونم باید خوشحال باشم، امّا نیستم
... خوب، همون طور که تو تلویزیون میگن
فقط حقیقتِ این که ... فهمیدی به کمک نیاز داری
خودش نشون میده که .جای خیلی دوری هم نرفتی
.فکر کنم بهتره دنبال ترس هات بگردیم
،اگه بتونیم بفهمیم از چی میترسی .میتونیم عنوان گذاریش کنیم
از مسئولیت پذیری میترسی؟ .اگه آره، پس "هایـفنجیافوبیا" داری
.فکر نمیکنم کاملاً اون باشه - گربه ها چطور؟ -
،اگه از گربه ها میترسی .در اون صورت "ایلوروفیزیا" داری
.خب، یه جورایی، اما مطمئن نیستم
از پلکان میترسی؟ .اگه آره، در اون صورت "کلماکوفوبیا" داری
.شایدم "ثالاسوفوبیا" داری .این ترس از اقیانوسه
.یا "جفروبیا"، که ترس از پل های متقاطعه
.شایدم "پنتوفوبیا" داری فکر میکنی "پنتوفوبیا" داشته باشی؟
پنتوفوبیا" چیه؟" - .ترس از همه چی -
!بــسّــه
.راستش، "لـوسی"، مشکل من کریسمسه .فقط درکش نمیکنم
،به جای خوشحال بودن .یه جورایی حس ناامیدی دارم
.تو به درگیری نیاز داری
.باید درگیر یه پروژه ی کریسمسی واقعی بشی
چطوره کارگردان نمایشِ کریسمس ـمون بشی؟
مـن؟ میخواین من کارگردان نمایش کریسمس باشم؟
."البته، "چـارلی براون .ما به یه کارگردان نیاز داریم، تو هم به درگیری نیاز داری
،ما یه چوپان داریم، موسیقی دان ها .حیوانات، تمام افرادی که لازمت میشه
.حتی یه ملکه ی کریسمس هم داریم
من هیچی درمورد کارگردانی کردنِ .نمایشِ کریسمس نمیدونم
.نگران نباش، من اونجا کمکت میکنم .تو سالن تئاتر میبینمت
راستی، میدونم درمورد ... این قضیه ی کریسمس چه حسّی داری
.ناراحت شدن اینا
.واسه منم هر سال اتفاق میفته .من هرگز چیزی رو که میخوام به دست نمیارم
همه ـش یه عالمه اسباب بازی ... مسخره یا یه دوچرخه گیرم میاد
.یا لباس ها و این جور چیزا
حالا چی میخوای؟ - .مِلک -
اینجا چه خبره؟
این چیه؟
.معـنای حقیقی کریـسمس را بیابید" .پول، پول، پول برنده شوید
مسابقه ی شگفت انگیزِ خیلی خیلی بزرگِ ".چراغ ها و نمایشگاه کریسمسیِ محله
مسابقه ی چراغ ها و نمایش؟ .اوه، نه
.سگ منم تجاری شده ... نمیتونم تحملش کنم. اوه
.دنبالت میگشتم، داداش بزرگ
میشه لطفاً واسم یه نامه به بابانوئل بنویسی؟
.خب، من زیاد وقت ندارم
باید به سالن تئاتر مدرسه برم .و نمایشِ کریسمس رو کارگردانی کنم
.تو بنویسش، و من میگم چی بنویسی
.خیلی خوب، لامصّب
بابانوئل عزیز، حالت چطوره؟ تابستون خوبی داری؟
همسرت چطوره؟
... امسال حال من خیلی خوب بوده
پس یه لیست دراز از .چیزایی که میخوام رو دارم
.اوه، داداش
لطفاً به اندازه و رنگ هر کالا توجه کن .و هر چند تاشون رو که تونستی برام بفرست
،اگه خیلی پیچیده به نظر میاد :کار خودتو راحت کن
.فقط پول بفرسـت
به صورت ده دلاری و بیست دلاری چطوره؟ - ... ده دلاری و بیست دلاری؟ اوه -
.حتی خواهر کوچیکـم
.من فقط چیزایی که مستحقشونم رو میخوام .من فقط حقمو میخوام
.خیلی خوب، ساکت شـید، با هـمه ـتونم
کارگردان ما بزودی به اینجا .میاد و تمرین رو شروع خواهیم کرد
کارگردان؟ چه کارگردانی؟ - ."چـارلی براون" -
.اوه، نه، ما محکومیم - .این بدترین نمایش کریسمس تاریخ میشه -
.بفرما اومد .توجـه، با همه ـتونم، اینم از کارگردانمون
هــُــُــُــُ
.بهترین دوست مَرد
.خب، واقعاً خوبه که شما رو اینجا میبینم
،همون طور که میدونید .قراره نمایش کریسمس رو اجرا کنیم
،به دلیل کمبود وقت .مستقیم میریم سرِ کار
یکی از اولین موارد برای ... تضمین یه اجرای خوب
.توجه کامل به کارگردانه
.من دستوراتم رو ساده میکنم
،اگه به سمت راست اشاره کردم .یعنی به سمت راستِ صحنه توجه کنید
... اگه درکنار گلوم حرکت بریدن رو نشون دادم
.یعنی تـمام
،اگه با دستم حرکت چرخشی انجام دادم .یعنی سرعتو زیاد کنید
،اگه دستام رو باز کردم .یعنی سرعت رو پایین بیارین
،این روحیه بازیگراست که ارزش داره .علاقه ای که نسبت به کارگردانشون نشون میدن
حق با منه؟ گفتم، حق با منه؟
.موسیقی رو متوقف کنید! خیلی خوب، حالا
قراره این نمایش رو اجرا کنیم .و قراره درست و حسابی اجراش کنیم
لـوسی"، اون لباس های نمایش" .و نمایشنامه ها رو وردار و پخششون کن
،حالا، دخترِ مسئولِ نمایشنامه .نقش هاتون رو بهتون میده
.تو زنِ صاحب مهمون خونه ای
زن های صاحب مهمون خونه، موهای فرفریِ مادرزادی دارن؟
.پـیگپـن"، تو صاحب مهمون خونه ای"
بر خلاف ظاهر خارجیم، باید سعی کنم که .یه مهمون خونه ی تمیز رو اداره کنم
.شـرمی"، تو یه چوپانی"
.هر کریسمس همین جوریه .آخرش باید نقش یه چوپان رو بازی کنم
اسنـوپـی"، باید نقش همه ی حیوانات" .موجود در نمایشمون رو اجرا کنی
میتونی یه گوسفند باشی؟ - .بــــع -
یه گربه چطور؟ - .مــیـــو -
یه پنگوئن چطور؟
.آره، حتی یه پنگوئن خوبه
.نه، نه، نه
.گوش بدید، همـگـی .باید دستور رو اجرا کنید
.باید نظم داشته باشین
.باید به کارگردانتون احترام بذارید
.باید یه مشت محکم بهت بزنم
.آخ. من یه سگ منو بوس کرد .من میکروب های سگی دارم
،حموم داغ بگیر .یکم ضدعفونی کننده بخور، یکم یـُد بخور
.وااااه - .آه -
خیلی خوب، خیلی خوب، دختر مسئول .نمایشنامه، کارِ نمایشنامه ها رو ادامه بده
لایـنس"، باید از شرّ اون" .لحاف مسخره خلاص بشی
.و بیا، این دیالوگ ها رو حفظ کن
.این دیالوگ ها رو نمی تونم حفظ کنم .خیلی مسخره است
حفظش کن و برای وقتی که نوبتت میشه .آماده باش
No comments yet. Be the first to leave one.