Dept. Q

Dept. Q

دانلود زیرنویس Farsi Persian

فصل 1

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Dept Q S01E09 720p NF WEB-DL H264-FLUX
ناشر Sam_24

برچسب‌ها

webdl
تاریخ انتشار: 2025-07-02
تعداد دانلود: 90
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

‫لطفاً اسمت رو بگو ‫توی پرونده ثبت بشه

‫لایل جنینگز

‫- چشمت چطوره؟ ‫- بدتر از اینش رو هم دیدم

‫کجا؟ اینجا؟

‫اینجا. توی مدرسه. توی خونه

‫- کی می‌زدت؟ ‫- هر دفعه یکی

‫ولی همیشه حقمون بوده

‫حقتون؟

‫من و داداشم

‫- چرا میگی حقتون بوده؟ ‫- آدم‌های آشغالی بودیم

‫برای سیر کردنِ شکم ما صبح تا شب ‫کار می‌کردن و ما قدر نمی‌دونستیم

‫- حرف دلتـه؟ ‫- حرف‌هاییـه که دارم به زبون میارم

‫انگار از پدر و مادرت شنیدی

‫خب، اون که حرف خاصی باهامون نمی‌زد

‫- اون کیـه؟ ‫- مامانمون

‫بعضی اوقات چند ماه پشت‌سر هم ‫اصلاً محلمون نمی‌داد

‫چند ماه؟

‫اینجوری همش درگیر این بودیم که ‫چه خبط‌وخطایی ازمون سر زده، اما...

‫دردش بدتر از دردِ کتکـه

‫البته نه به اندازه‌ی هایپربار

‫هایپربار چیـه دیگه؟

‫محفظه‌ی هایپرباریک

‫غواص‌ها که دچار کاهش فشار میشن، ‫می‌ذارنشون توی این محفظه‌ها

‫- غواصی زیر آب رو میگی؟ ‫- بله

‫ببینید، گاهاً غواص‌ها که میرن زیر آب

‫مثلاً برای بررسی سکوها یا این چیزها

‫اگه مدت زمان زیادی زیر آب بمونن ‫یا که با سرعت بالا بیان بیرون،

‫مجبورن برن توی اون محفظه‌ها

‫بابام به خاطر شغلش ‫یکی از همین‌ها خرید

‫اونوقت مامانتون شما رو برای تنبیه ‫می‌انداخت اون تو؟

‫آره

‫- چند ساعت؟ ‫- نمی‌دونم والا

‫توی ساعت‌های نامنظم میومد ‫لامپ‌ها رو خاموش‌ یا روشن می‌کرد

‫هری بهم می‌گفت ‫ساعت چنده یا که چندمـه

‫ولی می‌دونستم از خودش در میاره

‫می‌خواست من آروم بمونم. ‫از فضاهای تَنگ خوشم نمیاد.

‫هری مراقبت بود

‫آره، من هم مراقب هری بودم

‫بعد مرگش، ‫مامان گهگداری ما رو می‌انداخت اون تو و

‫می‌رفت مست می‌کرد و ‫ما رو به‌کل یادش می‌رفت

‫شما رو می‌انداخت اون تو؟ ‫منظورت خودتی؟

‫آخه گفتی گهگداری ‫شما رو می‌انداخت اون تو

‫ولی تو که تنها بودی

‫ولی من که تنها نبودم

‫هری همراهم بود

‫منظورت بعد مرگ هریـه؟

‫آره، بعدش

‫یعنی هری مُرده بود؟ ‫دیگه پیشتون نبود؟

‫آره، مُردن که مُرده بود، ولی از پیشمون نرفته بود. ‫هری هیچوقت تنهام نمی‌ذاشت.

‫یعنی میگی روحش بود؟

‫خیال کردید من کله‌پوکم؟

‫هری روح نبود

‫خودش بود

‫الان اینجاست یعنی؟

‫گمشو ببینم. ‫داری سربه‌سرم می‌ذاری.

‫من سربه‌سرت نذاشتم

‫یه بار دیگه بهم بگی گمشو، ‫یه بادمجون زیر این یکی چشمت می‌کارم

‫گرفتی چی شد؟

‫از سم هیگ بگو. جریان چی بود؟

‫از کی بگم؟

‫سم. همون بچه‌ای که اذیتش می‌کردی

‫همونی که چشم‌وچالت رو به این روز انداخت

‫آها، نه، کار هریـه

‫داداش مُرده‌ات لگد زد زیر چشمت؟

‫باور نمی‌کنید؟

‫آخه نمی‌فهمم چرا باید همچین کاری باهات بکنه

‫از دستم عصبانی بود

‫- به خاطر چی؟ ‫- چون اذیتش کردم

‫دنبالش که می‌رفتم خوشش نمیومد

‫برگشت بهم گفت کسخل بی‌مغز

‫ولی اگه دنبالش نمی‌رفتم که

‫می‌مُرد

‫لایل، تو داداشت مرده، ‫متوجهی دیگه؟

‫خودت... خودت گفتی اصلاً. ‫دقیقاً همین کلمات رو به زبون آوردی.

‫«بعدِ مرگِ هری»

‫آره، خیلی‌خب

‫بچه‌ای که افتادی دنبالش ‫برادرت نیست

‫یه آدم دیگه‌ست به اسم سم هیگ

‫نه، هریـه

‫شبیه هریـه، ولی خودش نیست

‫یه بار دیگه میگم، اسمش سم هیگـه

‫می‌دونم که متوجه میشی

‫اگه شما میگی، باشه

‫خب، به نظرتون الان ‫این بچه‌ی ‌روانی رو کجا نگه می‌دارن؟

‫- من داشتم تحقیق می‌کردم ‫- ده سال پیش آزاد شد

‫من هیچ ردی از لایل جنینگز

‫بعد از انتقالش به واحد ای‌پی‌دی ‫توی رمپتون پیدا نکردم

‫- ولی شیش سال... ‫- ای‌پی‌دی؟

‫آم، اختلال شخصیتی پیشرفته. ‫حدوداً...

‫- رمپتون چیـه؟ ‫- تیمارستانـه

‫یه بار من و کارل رفتیم اونجا واسه مصاحبه...

‫دو دقیقه لالمونی می‌گیرید

‫این دخترک طفلی حرفش رو بزنه؟

‫ای بابا

‫فقط یادآوری می‌کنم، عزیزدلم. ‫فرشته‌ی مرگ به زودی از راه می‌رسه، خب؟

‫اجباریـه؟

‫تو شروع کن، رز. ادامه بده

‫جلوی این عوضی‌های خودخواه کم نیار

‫ممنون، دانا

‫خب...

‫شیش سال پیش، ‫یه لام جنینگزنامی

‫توی لانگای ساکن بود که ‫برام جالب بود

‫- دقیقاً روبه‌روی... ‫- بذار زرش رو بزنه!

‫درست روبه‌روی مور

‫ولی الان دیگه لام جنینگز ‫اونجا زندگی نمی‌کنه

‫لام مخفف چیـه؟

‫هر چیزی که پیدا کردم، ‫از آدرس گرفته تا برق، اجاره،

‫همش به اسم لام جنینگزه

‫پس هم می‌تونه لایل جنینگز باشه، ‫هم لری جنینگز

‫ولی به مور نزدیکـه

‫درستـه، این هم هست که ‫لام جنینگز توی کشتی کار می‌کرد

‫- تو از کجا می‌دونی؟ ‫- صاحبخونه بهم گفت

‫اون رو یادشـه. ‫برای همین هم منتظر گواهینامه‌اشم.

‫چرا از همون اول نگفتی؟

‫آها، صحیح

‫- خب، تموم شدی؟ ‫- تموم، بله

‫خب، یه مرور می‌کنیم

‫می‌دونیم که لایل جنینگز و سم هیگ ‫جفتشون توی گادهیون بودن

‫می‌دونیم که لایل برادر هری جنینگز بود

‫همونی که از لینگاردها دزدی کرده، ‫به ویلیام حمله کرده و موقع فرار هم مُرده

‫سؤال اینجاست که ‫آیا لام جنینگز همون لایل خودمونـه؟

‫ولی اگه باشه، ‫یه‌کاره مستقیم به مریت ربط پیدا می‌کنه

‫من کاملاً مطمئنم که هر دلیل احمقانه‌ای که

‫این بچه‌ی عقده‌ای برای ‫آسیب رسوندن به مریت داشته باشه،

‫دیگه کارش تمومـه

جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی‌موویز را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez

‫« بخش کیو » ‫« فصل اول، قسمت نهم/پایانی »

‫عنکبوت‌هراسی از کلمات یونانی ‫عنکبوت و هراسی گرفته شده،

‫یعنی ترس از عنکبوت و

‫سایر بندپایان مانند عقرب‌ و کَنه‌

‫افرادی که به عنکبوت‌هراسی دچارن،

‫تصورشون از احتمال مواجهه با ‫عنکبوت به شکل اغراق‌آمیزی بالاست

‫آنها نسبت به تار عنکبوت ‫واکنش منفی نشون میدن و

‫اندازه و قطر عنکبوت رو ‫بیش از حد بزرگ تصور می‌کنن

‫این ترس و اغراق می‌تونه ‫مسبب ایجاد علائم جسمانی

‫من‌جمله سرگیجه،

‫حالت تهوع،

‫تعریق، لرز،

‫رعشه،

‫افزایش ضربان قلب، جیغ و گریه بشه

‫قبل از اقدام به درمان، ‫از خودتون بپرسید که

‫این ترس به طرق زیر ‫روی شما تأثیر قرار میدن یا نه

‫آیا بیرون رفتن رو براتون سخت می‌کنه؟

‫توی شغلتون خللی ایجاد می‌کنه؟ ‫(هاردی، جیمز - بیمارستان مرکزی ادینبرو)

‫روی روابط اجتماعیتون تأثیرگذاره؟

‫آیا مانع وقت‌گذرونی با عزیزانتون میشه؟ ‫(مورک، کارل - بیمارستان مرکزی ادینبرو)

‫خواب شب رو ازتون گرفته؟

‫هر روز ذهنتون رو درگیر می‌کنه؟

‫- این چند سؤال... ‫- ببخشید، در زدم

‫با بنده کار داشتید، خانم؟

‫هنوز در رابطه با لیث پارک به جایی نرسیدیم

‫نه کاملاً

‫فهمیدیم ارتباط محکمی بین ‫قربانی و افسر اندرسون هست

‫چقدر محکم؟

‫احتمال داره که افسر اندرسون ‫خودش دخیل بوده باشه

‫توی مرگ خودش؟

‫علتی که اندرسون برای حضور ‫توی صحنه داره، مشکل‌سازه

‫از چه نظر؟

‫به میگه هاردی و مورک گفته

‫دختر قربانی زنگ زده ‫جویای وضعیتش شده

‫ظاهراً صحت نداره

‫زنگ نزده؟

‫اصلاً دختری در کار نیست

‫چرا الان داری بهم میگی؟

‫چون خودمون هم تازه فهمیدیم. ‫ولی مسیر تحقیقاتی جدیدی به رومون باز شده.

‫صد البته

‫بگو ببینم، لوگان. این همه اطلاعات جدید رو ‫از کجا گیر آوردی؟

‫سؤال اصلیم سر جاشـه

‫چطوری می‌خوای ‫این پرونده رو ببندی؟

‫نمیشه که همینطوری ولش کنیم. ‫مخصوصاً وقتی سه‌تا افسر پلیس تیر خوردن.

‫من که نگفتم باز رهاش کنیم

‫می‌خوای از من بگیریش؟

‫نمی‌دونم. لازمـه؟

‫می‌خوای بدیش به مورک؟

‫نمی‌دونم. لازمـه؟

‫اون که نمی‌تونه ‫روی تیراندازی به خودش تحقیق کنه

‫درستـه. نمی‌تونه. ‫ولی جنابعالی می‌تونی؟

‫صد البته

‫پس بچسب به کارت، وگرنه ‫میدمش به یکی دیگه

‫اگه به هر کدوم از سؤالات مذکور ‫جواب مثبت دادید،

‫شاید بهتر باشه ‫به یه روان درمانگر مراجعه کنید

‫یا کتاب کودکانه‌ی «تار شارلوت» رو ‫مطالعه بفرمایید

‫ایلسا؟

‫یعنی منِ پیرزن نمی‌تونم ‫دو دقیقه چشم رو هم بذارم و

‫یه الاغ پا نشه بیاد در خونه‌ام رو بکوبه؟

‫- این رو آوردم برات ‫- پستچی شدی دیگه، جان؟

‫دنی گفته چند وقتی میشه ندیدتت، ‫واسه همین...

‫نه که خیلی مهمـه

‫آشغال محضـه

‫احتمالاً این رو بهونه کردی

‫بیای ببینی هنوز نفس می‌کشم یا نه، درستـه؟

‫تو یکی تا ما رو کفن نکنی، ‫آخ هم نمیگی

‫ولی حق با توئـه. ‫صرفاً به خاطر نامه نیومدم.

‫جدی؟

‫ببین، من لیست تموم تماس‌هایی که ‫از مرکز محابرات اصلی با

‫اورژانس گرفته میشه رو دارم

‫یه موردی بود که از اینجا تماس گرفته شد

‫عیبی داره؟

‫خب، با توجه به اینکه ‫درجا بعد از اتصال قطع شد،

‫امیدوار بودم از خودت بشنوم

More Farsi Persian subtitles for Dept. Q

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left