نخستین 200 خط.
لطفاً اسمت رو بگو توی پرونده ثبت بشه
لایل جنینگز
- چشمت چطوره؟ - بدتر از اینش رو هم دیدم
کجا؟ اینجا؟
اینجا. توی مدرسه. توی خونه
- کی میزدت؟ - هر دفعه یکی
ولی همیشه حقمون بوده
حقتون؟
من و داداشم
- چرا میگی حقتون بوده؟ - آدمهای آشغالی بودیم
برای سیر کردنِ شکم ما صبح تا شب کار میکردن و ما قدر نمیدونستیم
- حرف دلتـه؟ - حرفهاییـه که دارم به زبون میارم
انگار از پدر و مادرت شنیدی
خب، اون که حرف خاصی باهامون نمیزد
- اون کیـه؟ - مامانمون
بعضی اوقات چند ماه پشتسر هم اصلاً محلمون نمیداد
چند ماه؟
اینجوری همش درگیر این بودیم که چه خبطوخطایی ازمون سر زده، اما...
دردش بدتر از دردِ کتکـه
البته نه به اندازهی هایپربار
هایپربار چیـه دیگه؟
محفظهی هایپرباریک
غواصها که دچار کاهش فشار میشن، میذارنشون توی این محفظهها
- غواصی زیر آب رو میگی؟ - بله
ببینید، گاهاً غواصها که میرن زیر آب
مثلاً برای بررسی سکوها یا این چیزها
اگه مدت زمان زیادی زیر آب بمونن یا که با سرعت بالا بیان بیرون،
مجبورن برن توی اون محفظهها
بابام به خاطر شغلش یکی از همینها خرید
اونوقت مامانتون شما رو برای تنبیه میانداخت اون تو؟
آره
- چند ساعت؟ - نمیدونم والا
توی ساعتهای نامنظم میومد لامپها رو خاموش یا روشن میکرد
هری بهم میگفت ساعت چنده یا که چندمـه
ولی میدونستم از خودش در میاره
میخواست من آروم بمونم. از فضاهای تَنگ خوشم نمیاد.
هری مراقبت بود
آره، من هم مراقب هری بودم
بعد مرگش، مامان گهگداری ما رو میانداخت اون تو و
میرفت مست میکرد و ما رو بهکل یادش میرفت
شما رو میانداخت اون تو؟ منظورت خودتی؟
آخه گفتی گهگداری شما رو میانداخت اون تو
ولی تو که تنها بودی
ولی من که تنها نبودم
هری همراهم بود
منظورت بعد مرگ هریـه؟
آره، بعدش
یعنی هری مُرده بود؟ دیگه پیشتون نبود؟
آره، مُردن که مُرده بود، ولی از پیشمون نرفته بود. هری هیچوقت تنهام نمیذاشت.
یعنی میگی روحش بود؟
خیال کردید من کلهپوکم؟
هری روح نبود
خودش بود
الان اینجاست یعنی؟
گمشو ببینم. داری سربهسرم میذاری.
من سربهسرت نذاشتم
یه بار دیگه بهم بگی گمشو، یه بادمجون زیر این یکی چشمت میکارم
گرفتی چی شد؟
از سم هیگ بگو. جریان چی بود؟
از کی بگم؟
سم. همون بچهای که اذیتش میکردی
همونی که چشموچالت رو به این روز انداخت
آها، نه، کار هریـه
داداش مُردهات لگد زد زیر چشمت؟
باور نمیکنید؟
آخه نمیفهمم چرا باید همچین کاری باهات بکنه
از دستم عصبانی بود
- به خاطر چی؟ - چون اذیتش کردم
دنبالش که میرفتم خوشش نمیومد
برگشت بهم گفت کسخل بیمغز
ولی اگه دنبالش نمیرفتم که
میمُرد
لایل، تو داداشت مرده، متوجهی دیگه؟
خودت... خودت گفتی اصلاً. دقیقاً همین کلمات رو به زبون آوردی.
«بعدِ مرگِ هری»
آره، خیلیخب
بچهای که افتادی دنبالش برادرت نیست
یه آدم دیگهست به اسم سم هیگ
نه، هریـه
شبیه هریـه، ولی خودش نیست
یه بار دیگه میگم، اسمش سم هیگـه
میدونم که متوجه میشی
اگه شما میگی، باشه
خب، به نظرتون الان این بچهی روانی رو کجا نگه میدارن؟
- من داشتم تحقیق میکردم - ده سال پیش آزاد شد
من هیچ ردی از لایل جنینگز
بعد از انتقالش به واحد ایپیدی توی رمپتون پیدا نکردم
- ولی شیش سال... - ایپیدی؟
آم، اختلال شخصیتی پیشرفته. حدوداً...
- رمپتون چیـه؟ - تیمارستانـه
یه بار من و کارل رفتیم اونجا واسه مصاحبه...
دو دقیقه لالمونی میگیرید
این دخترک طفلی حرفش رو بزنه؟
ای بابا
فقط یادآوری میکنم، عزیزدلم. فرشتهی مرگ به زودی از راه میرسه، خب؟
اجباریـه؟
تو شروع کن، رز. ادامه بده
جلوی این عوضیهای خودخواه کم نیار
ممنون، دانا
خب...
شیش سال پیش، یه لام جنینگزنامی
توی لانگای ساکن بود که برام جالب بود
- دقیقاً روبهروی... - بذار زرش رو بزنه!
درست روبهروی مور
ولی الان دیگه لام جنینگز اونجا زندگی نمیکنه
لام مخفف چیـه؟
هر چیزی که پیدا کردم، از آدرس گرفته تا برق، اجاره،
همش به اسم لام جنینگزه
پس هم میتونه لایل جنینگز باشه، هم لری جنینگز
ولی به مور نزدیکـه
درستـه، این هم هست که لام جنینگز توی کشتی کار میکرد
- تو از کجا میدونی؟ - صاحبخونه بهم گفت
اون رو یادشـه. برای همین هم منتظر گواهینامهاشم.
چرا از همون اول نگفتی؟
آها، صحیح
- خب، تموم شدی؟ - تموم، بله
خب، یه مرور میکنیم
میدونیم که لایل جنینگز و سم هیگ جفتشون توی گادهیون بودن
میدونیم که لایل برادر هری جنینگز بود
همونی که از لینگاردها دزدی کرده، به ویلیام حمله کرده و موقع فرار هم مُرده
سؤال اینجاست که آیا لام جنینگز همون لایل خودمونـه؟
ولی اگه باشه، یهکاره مستقیم به مریت ربط پیدا میکنه
من کاملاً مطمئنم که هر دلیل احمقانهای که
این بچهی عقدهای برای آسیب رسوندن به مریت داشته باشه،
دیگه کارش تمومـه
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجیموویز را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
« بخش کیو » « فصل اول، قسمت نهم/پایانی »
عنکبوتهراسی از کلمات یونانی عنکبوت و هراسی گرفته شده،
یعنی ترس از عنکبوت و
سایر بندپایان مانند عقرب و کَنه
افرادی که به عنکبوتهراسی دچارن،
تصورشون از احتمال مواجهه با عنکبوت به شکل اغراقآمیزی بالاست
آنها نسبت به تار عنکبوت واکنش منفی نشون میدن و
اندازه و قطر عنکبوت رو بیش از حد بزرگ تصور میکنن
این ترس و اغراق میتونه مسبب ایجاد علائم جسمانی
منجمله سرگیجه،
حالت تهوع،
تعریق، لرز،
رعشه،
افزایش ضربان قلب، جیغ و گریه بشه
قبل از اقدام به درمان، از خودتون بپرسید که
این ترس به طرق زیر روی شما تأثیر قرار میدن یا نه
آیا بیرون رفتن رو براتون سخت میکنه؟
توی شغلتون خللی ایجاد میکنه؟ (هاردی، جیمز - بیمارستان مرکزی ادینبرو)
روی روابط اجتماعیتون تأثیرگذاره؟
آیا مانع وقتگذرونی با عزیزانتون میشه؟ (مورک، کارل - بیمارستان مرکزی ادینبرو)
خواب شب رو ازتون گرفته؟
هر روز ذهنتون رو درگیر میکنه؟
- این چند سؤال... - ببخشید، در زدم
با بنده کار داشتید، خانم؟
هنوز در رابطه با لیث پارک به جایی نرسیدیم
نه کاملاً
فهمیدیم ارتباط محکمی بین قربانی و افسر اندرسون هست
چقدر محکم؟
احتمال داره که افسر اندرسون خودش دخیل بوده باشه
توی مرگ خودش؟
علتی که اندرسون برای حضور توی صحنه داره، مشکلسازه
از چه نظر؟
به میگه هاردی و مورک گفته
دختر قربانی زنگ زده جویای وضعیتش شده
ظاهراً صحت نداره
زنگ نزده؟
اصلاً دختری در کار نیست
چرا الان داری بهم میگی؟
چون خودمون هم تازه فهمیدیم. ولی مسیر تحقیقاتی جدیدی به رومون باز شده.
صد البته
بگو ببینم، لوگان. این همه اطلاعات جدید رو از کجا گیر آوردی؟
سؤال اصلیم سر جاشـه
چطوری میخوای این پرونده رو ببندی؟
نمیشه که همینطوری ولش کنیم. مخصوصاً وقتی سهتا افسر پلیس تیر خوردن.
من که نگفتم باز رهاش کنیم
میخوای از من بگیریش؟
نمیدونم. لازمـه؟
میخوای بدیش به مورک؟
نمیدونم. لازمـه؟
اون که نمیتونه روی تیراندازی به خودش تحقیق کنه
درستـه. نمیتونه. ولی جنابعالی میتونی؟
صد البته
پس بچسب به کارت، وگرنه میدمش به یکی دیگه
اگه به هر کدوم از سؤالات مذکور جواب مثبت دادید،
شاید بهتر باشه به یه روان درمانگر مراجعه کنید
یا کتاب کودکانهی «تار شارلوت» رو مطالعه بفرمایید
ایلسا؟
یعنی منِ پیرزن نمیتونم دو دقیقه چشم رو هم بذارم و
یه الاغ پا نشه بیاد در خونهام رو بکوبه؟
- این رو آوردم برات - پستچی شدی دیگه، جان؟
دنی گفته چند وقتی میشه ندیدتت، واسه همین...
نه که خیلی مهمـه
آشغال محضـه
احتمالاً این رو بهونه کردی
بیای ببینی هنوز نفس میکشم یا نه، درستـه؟
تو یکی تا ما رو کفن نکنی، آخ هم نمیگی
ولی حق با توئـه. صرفاً به خاطر نامه نیومدم.
جدی؟
ببین، من لیست تموم تماسهایی که از مرکز محابرات اصلی با
اورژانس گرفته میشه رو دارم
یه موردی بود که از اینجا تماس گرفته شد
عیبی داره؟
خب، با توجه به اینکه درجا بعد از اتصال قطع شد،
امیدوار بودم از خودت بشنوم
No comments yet. Be the first to leave one.