نخستین 184 خط.
خب بریم شروع کنیم
امروز اومدیم جمشیل
تو جمشیل چه خبره؟
جونگ مین ، میکروفونتو بزن
جونگ مین
میکروفونتو بزن
سلام- اولین قسمت رو دیدی؟-
آره ، خیلی باحال بود، نه؟
بی نظیر بود
حالا قراره چی سرمون بیاد؟- شاید میخوایم یه تبلیغ تلویزیونی ضبط کنیم-
هر شش نفرمون باید توش باشیم
خودت تنهایی ضبط نکنیا
همچین کاری نمی کردم
بیونگ جه هم اومد
بیونگ جه
سلام- سلام ، هودونگ-
دوباره اومدیم سئول
آره ، اینجا چیکار باید بکنیم؟
آخرین بار همو تو سئول دیدم
امروز بازم همو دیدیم
عالیه
...نمی فهمم چرا همش سعی میکنیم قبل از شروع
اون چیزی که انتظارشو داریم رو حدس بزنیم
هیچ وقت هم درست نمی گیم
...و
حتی اگه درست هم بگیم فایده ای نداره
هاااا؟
...اون- امکان نداره-
بی خیال
نه نه
حتی ابرها هم امروز عجیب میزنن
یعنی گروه تولید برنامه، اون ابرا رو درست کردن؟
همه چیز میتونه سرنخ باشه ،درسته؟
اونم یه سرنخه. نگاه کن
شبیه یه کلمه اس
یه سرنخ گذاشتن
رتبه مون باید به 80٪ برسد تا بتونیم از پسش بر بیایم
درحالی که هودونگ همش داره موعظه) (میکنه
سلام
من متوجه یک عارضه جانبی شدم که الان تو نور روز دیدمش
اوه ، صورت منه؟
...تتو ابروت
فقط انتهای ابروهام رو تتو کردم، بقیش واسه خودمه
ببین ، نگاه کن- معلوم نیست؟-
میشه بگی؟- انتهاشون فرق میکنن-
نه؟- بعد دوباره ترمیمشون میکنم-
مثه ابروهای مامان بزرگم بنفش شده
کم کم محو می شه
مبارزا مگه اینجاها رو تتو نمی کنن؟
...یه چیزی تو مایه های اژدها و- وای راست میگه-
چاقوی یا روحی چیزی- ...تو کشتی کج-
راست میگی
"من "مبارز تتو دارم
مبارز تتو دار- مبارز تتو دار-
بیننده ها دیگه قراره خودشون پی او رو قضاوت کنن
داشتم فکر میکردم بگم یا نه
"من یه هنرپیشه ام"
هنوز عادت نکرده که مردم باهاش سلام علیک کنن
اومد
الان دیگه به این جور صحنه ها عادت کرده
هر وقت میرسه مردم باید تشویقش کنن
نه
پی او ممنون که اومدی
چی میگی تو؟
دوباره تموم تلاشمو میکنم
تو جمشیل چه خبره؟
یه توضیحی دربارش بده
باید بریم؟- آره-
ماشین داریم؟- الان داریم میریم؟-
بیاین بریم
امروز چه ماجرایی رو قراره رقم بزنیم؟
جونگ مین ، گوشیتو آوردی؟
نه، تو ماشین گذاشتمش
بریم سوار شیم
بریم بریم بریم
نمیدونن کجا قراره برن ولی خیلی) (هیجان زده ان
خوبه که این روزا تو سئول فیلمبرداری ...میکنیم، ولی
نمیتونن پیش بینی کنن که چه اتفاقایی) (قراره بیوفته
تو فصل دو واقعا نمیتونم چیزی رو پیش بینی کنم
تو فصل اول ،یه برداشت کلی و واضحی داشتیم
ولی تو این فصل یهو میبینی بازی از وسط خیابون شروع میشه
یا دو نفر کف بسه گرفتن
کاملاً- من نمی توانم چیزی پیش بینی کنم-
فکر می کنم تقریباً از الان
یکی از دور خارج شه یا بمیره
یه فشار نامرئی رومونه
آره، منم همین فکر رو میکنم
وقتی تو قسمت اول در کابینت رو باز کردی
فکر کردم الانه که منفجر شه و بکشتت
نزدیک بود بمیرم- ممکنه-
من دیدمش- ممکن بود زودتر از اینا بمیریم-
متوجه شدم
جونگ مین می تونه اولین نفری باشه که میمیره
مرگ خوبی میشه
...مرگ غم انگیزی نیستش
کی گفت مرگ خوبیه؟
'... اگه الان بمیره مرگ خوبی میشه واقعا'
مرگ با افتخاری میشه
...مردن سر برنامه
افتخاری بزرگی واسه بازیگراس- ...راست میگه
مبارزه کننده ها هم همینو میگن،نه؟- آره-
مبارزه کننده ها هم همین میگن که
که ترجیح میدن تو رینگ بمیرن
هیچوقت همچین فکری به ذهنم نرسیده بود
سعی می کنم آسیب نبینم
گفت که دنبال یک مبارز ضعیف تر میگرده
"من سعی می کنم آسیب نبینم."
می خواهم بدون هیچ عوارض جانبی بازنشسته شم و زندگی شادی داشته باشم
...به خوبی و خوشی-. ...بدون هیچ مشکلی-
چون همون به یه اندازه پول میگیریم
واسه همین، نمی خواهم صدمه ببینم- خیلی باحال بود-
چرا به محض اینکه پاتو میذاری تو رینگ هیچوقت تسلیم نمیشی؟
چون باید برنده شم تا حقوق بگیرم
خوشم میاد که یه مبارزی مثه تو وجود داره
شماها اصلا زیاد تلاش نمیکنید
و عاشق اینم که اینجوری میگه "من سعی می کنم صدمه نبینم."
هممون همین جوری فکر میکنیم
بی خیال من روراستم، همه همین جوری فکر میکنن
...اون مبارز تتو داره
ولی در واقع اومده ابروهایش رو تتو کرده
او شخصیت جدیدیه
کیم دونگ هیون
آدمهایی که تو اسمشون 'دونگ' دارن خیلی راحت میترسن
شیندونگ.
هودونگ
من با دیدن دونگ هیون و خودم یه چیزی رو یاد گرفتم
اینکه به راحتی بترسید یعنی اینکه آدم باهوشی هستین
ما آدمهای ترسویی هستیم، چون همش داستانهای مختلفی رو پیش بینی میکنیم
درسته
نمی توانیم معمولی فکر کنیم.
درسته
تو هم زود میترسی؟- باور نکردنیه-
ولی این یک رازه
که او به راحتی میترسه
همه ما به راحتی می ترسیم
هممون خیلی آدمهای ترسویی هستیم
گوش گیرام کجان...منظورم اونی که چشام رو باهاش میبندمه؟
جونگ مین هنوز نمیدونی اسمش چیه؟
'محافظ چشم'؟
بهش میگن چشم بند
کسایی که ترسون= باهوشن؟/ با چند) (تا استثنا
قورباغه
کلمه چشم بند یارم نمیومد
'خوبه نگفتی 'گوش پاک کن
لطفا چشم بندهای خود را بپوشید
کجان؟
اوه ، اینجان
او خیلی خوشحاله که پیداشدن کرده
اینا رو شستن؟
راکونه اون روز داشت اینو می جوویید
چشم بندهای خاص بیونگ جه مدل چشم) (ور قلمبیده ای
رسیدیم الان؟
مدل چشم بنداش یه جوریه انگار چشماش) (همش عفونت داره
هودونگ
از هم جدا میشیم؟- جونگ مین-
آره
دونگ هیون- دونگ هیون-
جونگ مین،شونهمو بگیر
به ترتیب سنیه آره؟- شین دونگ-
به ترتیب سنیه
باید شونههاشو بگیرم؟
ما داخل نیستیم
تو پارکیم؟
چی؟امکان نداره بابا
خیلی دورتر از پارک اومدیم
میتونم صدای دوربین پهبادیو بشنوم
ما داخل نیستیم
خورشید میتابه- بیرون نیستیم؟-
آره- بیرونیم-
زمینش انگار مثل زمین کنار رود هانگانگه
بوش کن- تو راه از یه میدون گذشتن؟-
صدای پرنده هارو میشنوم
دارن میبندنمون
یه کمربند؟
یکیو دارن زندانی میکنن؟
چه خبر شده؟
!هی- این خیلی خطرناکه-
دارن میبندنمون به خط آهن؟
دارن میبندنمون به خط آهن؟
صدای چی بود؟ صدای قطاره؟
اگه نتونیم قبل اینکه قطار برسه از شر این ...دستبندا خلاص شیم
امکان نداره- بابا همچین کاریم نمیکننا-
این خیلی خطرناکه
نمیتونم تکون بخورم
No comments yet. Be the first to leave one.