نخستین 200 خط.
:ویراستار شوطیه
چطور همچین چیزی ممکنه؟
چطوری هوا یونگ تونسته به اسم من اینکارا رو بکنه؟
تا به حال پاسپورتتو دادی بودی دستش؟
چهار سال پیش با هم یه سفر داشتیم به سنگاپور
دقیقا بعد اینکه مادرش فوت شده بود
رزرو هتل و هواپیما با خودش بود
احتمالا از همونجا شروع شده
یعنی داری میگی که
این خونه و این ماشین توی سنگاپور به اسم منه؟
آره
همین الان باید برم اونجا
نمیتونی بری
چرا نمیتونم؟- باید بذاری آبا از آسیاب بیوفته-
اگه یهو پاشی بری سنگاپور بهت مشکوک میشن
پس چیکار کنم؟
جشنواره ارکیده بین المللی همین نزدیکی قراره توی سنگاپور برگزار شه
مادر هیورین هر سال میره اونجا ارکیده میخره و میفروشه تا پوششی باشه برای پولشوییش
این کارو قبلا مدیر شین و هوا یونگ براش انجام میدادن
حالا که هر دوتاشون مردن،
احتمال زیاد از من میخواد که اینکارو انجام بدم
پس به زودی باید یه سفر کاری برم به سنگاپور
و بهش میگم که چون
سرم شلوغه نمیتونم برم
مگر اینکه یکی نفر کمک دستم باشه
و اون یه نفر منم؟
فرصت خوبیه برامون
دیگه همچین شانسی در خونمونو نمیزنه
برای همینم باید
برای مادر هیورین کار کنی
کار ساده ای نیست
چون هم خیلی سخت پسنده هم حساس
باید بهش ثابت کنی که میتونی توی این جریان پولشوییش کمک کنی
چطوری ثابت کنم؟
فقط باید نشونش بدی که میتونی
برای پول یه نفر دیگه حتی سر جونتم قمار کنی
کدوم آدم عاقلی اینکارو میکنه؟
خانم اوه
اون این جو نیستش؟
چی؟
با کسیه؟
نمیدونستم با کسی میره سر قرار
...صبر کن ببینم، اینکه
میشناسیش؟
توی دانشگاه پنسیلوانیا خیلی معروف بود
طرف نابغه بود، حتی وارتون هم رفت ولی خب دوستی نداشت
یه لیموزین مشکوکی بود که هر از چند گاهی میومد سوارش میکرد
بعد فارغ التحصیلی رفت توی یکی از شرکتای سرمایه گذاری روسی
شنیده بودم که اونجا کارشناس پولشویی شده
چی؟
...از بین این همه مرد توی دنیا آخه
شاید از اون شغلش استعفا داده باشه
اونیم خیلی خوشگل و جذاب نیستش؟
اما هیچوقت یه آدم درست حسابی برای قرار گذاشتن انتخاب نمیکنه
خدایی، کارشناس پولشویی؟
باید از روی نعش من رد شه
خداحافظ- !هی-
شوهر خواهر؟
عه وا
ببخشید
شما رو با شوهر قبلی خواهرم که چهار سال پیش ازش طلاق گرفت اشتباه گرفتم
چرا داری چرت و پرت میگی؟
چقدر شبیه اون یاروئه قبلیه
یعنی حتی ماشینش هم مثل ماشین اون یارو آلمانیه
اوه یادم رفته بود که همیشه روی این مردایی که ماشین آلمانی داشتن کراش داشتی
منم به همین خاطر این ماشینو خریدم
خب دیگه کارت تموم شد؟
ببخشید، خواهرم یه مرگیش میشه امروز
نگرانش نباش
امیدوارم شکست عشقی نخورده باشی
احتمالا بدون اینکه بدونی که قبلا طلاق گرفته شروع کردی به قرار گذاشتن با خواهرم
سر قرار اولمون در موردش بهم گفت
البته در مورد تو هم یکم برام گفته
که خیلی ظرفیت بالایی توی الکل داری
عه، واقعا؟
واقعا اینطوریه؟
من دیگه باید برم
بهت زنگ میزنم، این جو
بله
هی، چیزی خورده تو سرت؟
اون چرت و پرتا چی بود میگفتی؟
میدونی اون چجور آدمیه؟
یارو کارشناس پولشوییه
آدم خطرناکیه
کی همچین حرفی زده؟
جونگ هو- چی؟-
مگه شما دو تا همو میبینین؟
کار درستی نیست، خودت که میدونی اون بهت یه حسایی داره
اگه بازم باهاش بری بیرون تیکه بزرگش گوششه
دیگ به دیگ میگه روت سیاه تو حواست به خودت باشه
یه آدم عادی با پولشویی کردن پول به جیب نمیزنه
اگه میبینی داریم همو میبینیم فقط برای کاره
فقط چون میخوام برای مادر هیورین کار میکنم
چی؟ میخوای بری برای اون کار کنی؟
بالاخونتو دادی اجاره؟
این هه داره میره خونه اونا زندگی کنه یه خاکی باید بریزم تو سرم دیگه
از اونجایی که مادر هیورین سرش شلوغه، من میتونم از بچه ها مراقبت کنم
اینجوری حواسم به اونا هم هست
خدایا، چی میگی آخه
باورم نمیشه
که یه جایی توی این دنیا
یه آدمی به اسم من یه همچین زندگی تجملاتی ای داشته
چجوری وقتی این همه سرت شلوغ بوده
هم صبح خونه رو مرتب میکردی هم بعداز ظهرا میرفتی کلاس زبان؟
...چجوری برنامه ریزی کردی که بمیری
و همه این چیزا رو پشت سرت به جا بذاری؟
و چرا منو
انتخاب کردی؟
خیلی خوشمزست
اگه یه همچین چیزی نزدیک محل کارمون بفروشن،
هر روز میرم میخرم ازشون
چیشده اونی؟
مامانم
اگه یه ماه زودتر این سفرو میرفتیم
اونم میتونست اینا رو امتحان کنه
اما در آخر بدون اینکه اصلا بدونه
نون کایا چیه از این دنیا رفت
متاسفم
باید با مامانت میومدی اینجا
انقدر سرگرم گرفتاریای خودم بود که اصلا به شرایط تو فکر نکردم
چی داری میگی؟
خوشحالم که از غذا خوشت اومد
چیشده، این جو؟
بعد اینکه طلاق گرفتم،
فکر نمیکردم دیگه هیچ اتفاق خوشحال کننده ای توی زندگیم بیفته
...اینکه غذای خوب بخورم و غروب آفتابو تماشا کنم
فکر نمیکردم
که موقعیتی پیش بیاد که بازم از اینکارا بکنم
...اگه فقط 15 دقیقه
فقط 15 دقیقه وقت داشتم تا با مامانم نون کایا رو امتحان کنم،
بدون هیچ حسرتی میتونم سرمو بذارم بمیرم
پونزده دقیقه برای من وقت کمیه
اگه فقط یه روز به عنوان یکی از این آدمای خرپول میتونستم اینجا زندگی کنم،
بعدش دیگه با خوشحالی سرمو میذاشتم و میمردم
وای خدایا
قبلا چه آدمی بودم
من همون کسیم که میگفتم
اگه یه روز توی همچین جایی زندگی کنم دیگه هیچ حسرتی ندارم
تمام تلاشمو میکنم، هوا یونگ
مهم نیست که چقدر اوضاع بهم سخت بشه
تمام سعیمو میکنم که اون کاری که تو شروعش کردی به یه سرانجامی برسونم
!آجوما
!آجوما
کی اینجا رو تمیز کرده؟
!هیچی روی زمین نیستش
به این خدمتکار جدیده گفتم که دست نزنه به چیزی
!لباس دکمه دار سبزم نیست
اینجا بود
بدون اون نمیتونم برم سنگاپور
!و الانم خیلی عجله دارم
این همونی نیست که دنبالشین؟
چرا، خودشه
احتمالا بعد اینکه از خشکشویی در اومده آویزونش کرده اونجا
اخراجش کن
اگه لباسام روی زمین افتادن، حتما یه دلیلی داره که اونجان
کی بهش اجازه داده برداره آویزونش کنه؟
چشم، خانم
چشمای تیزی داری، خانم اوه
همه اینو بهم میگن
آجوما میتونی قهوه حاضر کنی؟
توی یه ظرفی بریز که بتونیم برای توی راهمون برش داریم
سوار شو، سرم شلوغه باید توی راه حرف بزنیم
باشه
یه جلسه ای هست که باید توی سنگاپور درش شرکت کنم
یکی از آشناها داره یه فروشگاه بزرگ افتتاح میکنه و گفته باید حتما برم
که اینطور
،نگران کارهای خونه نیستم
اما مشکل شوهرمه
خیلی سرش شلوغه به خاطر همین نتونستم بهش بگم
توی فکرم از سنگاپور بهش زنگ بزنم
عصبانی میشه؟
،من مشکلی ندارم
،اما وقتی عصبانی میشه
هیورین میترسه
ممکنه توی خوابیدن یا نفس کشیدن مشکل پیدا کنه
اونموقع چیکار کنم؟
،اگه یکدفعه ای نفسش بند اومد
اینو بهش بده
قبل از خواب، اینا رو بهش بده
اگه دچار حمله عصبی بشه ...و بگه احساس میکنه داره میمیره
ممکنه بمیره؟
نه، چیزی نمیشه
فقط دوتا از اینارو بهش بده
"اون نمیمیره"
میدونی که هنرمندا حساسن؟
از موقعی که با دوست باهوشی مثل این هه آشنا شده، شرایطش خیلی بهتره
خیلی خوشحالم
،اما توی این مورد
میتونی شبو بمونی؟
من؟
اشکالی نداره؟
ممکنه بارها ازت اینو بخوام
راحت نیستم تنها بذارمش
البته
،الان که دارم برات کار میکنم
تا جایی که از دستم بربیاد همه کار میکنم
فعلا نمی خوام هیورین بفهمه من سنگاپورم
صبح به خاطر اینکه مستند امروز پخش میشه خیلی هیجان زده بود
،یکی دو روز دیگه برمیگردم
میخوام روحیه اش خوب باشه
No comments yet. Be the first to leave one.