نخستین 200 خط.
نائوفل
بابا بله،نائوفل؟
چطوری میشه یه پشه رو گرفت؟
باید کنارش رو هدف بگیری
بی خیال
تو پرسیدی،منم بهت گفتم
اون همیشه از تو سریع تر
،اگه اونو هدف بگیری وقتی که بهش حمله کنی اون فرار می کنه
باید غافلگیرش کنی
حمله نکن اونجایی که هست حمله کن اونجایی که قراره باشه
رازش اینه که صبر کنی تا پاهاشو بهم بماله
اون موقس که تو باید حمله کنی
این نمی تونه درست باشه،پشه با اون چشمای بزرگش میتونه همه چیزو ببین
درسته
ولی نمی تونه حدس بزن که تو بغلشو هدف گرفتی
دوباره تلاش کن
حقه ی خوبی نیست
من هیچوقت نگفتم که راحت
تو هر دفه نمی تونی برنده بشی،این زندگی
نائوفل؟
مادر؟ مچ دستت
چیه؟
...خب،میدونی ...من دوست دارم پیانو بزنم
،دوست دارم کنسرت برگزار کنم مثل تو و چلو
...همه جا سفر عزیزم چیزی که پسرت سعی داره بگه
اینه که اون میخواد یه فضانورد بشه من نمیخوام فضانورد بشم
...فضانورد،کیهان نورد هیچوقت تفاوتشون و نفهمیدم
من میخوام یه پیانیست و یه فضانورد بشم
!این پسر من
آره،این پسر من
!عزیزم
!نائوقل
...دو،سه،چهار،پنج
این شیشمی توی این هفتس چطور ممکن؟
شیش بار دیر رسیدی!تازه چهار شنبس
!شیش تا پیتزای مجانی
دوتا پیتزا در روز
ببخشید
ببخشید و مرض
برو برا خودت یه ساعت کوفتی بخر
چیزی رو فراموش نکردی؟
ببخشید... میتونستی حداقل یه یادداشت بزاری
صبر کن،داری چیکار میکنی عزیزم؟
ولم کن مهم نیست! حواسش نبود
لطفا نیا داخل من با ساندرا هستم
بی خیال،بمون،یزار حداقل کارمون رو تموم کنیم
هی!تو نمیتونی منو همینطوری ول کنی و بری
...اه،نگاش کن
! باید یه بنر بزنم؟احمق
مترو
حالت خوبه؟
اه... آره
لعنتی
هی
لعنتی
بله؟
پیتزا سریع
می...میشه در رو باز کنی؟
چیزی رو فراموش نکردی؟
معمولا،مردم وقتی دیر میکنن معذرت خواهی میکنن
آره،ببخشید،یه مشکلی پیش اومد برام
اونا سلام هم میکنن حداقل کاری که میتونی بکنی
"گفتم"پیتزا سریع،عصر بخیر
...چیزی که همیشه میگم "تو فقط گفتی "پیتزا سریع
خب...حالا باید چیکار کنیم؟ در رو باز میکنی یا نه؟
...یا شاید من باید
نمیدونم،مثلا باید پیتزا رو مجانی بگیرم
اگه بیشتر از 20 دقیقه طول بکشه پیتزا مجانی
این شعارتون،درسته؟ چیزی که آگهی هاتون میگ
من 20 دقیقه دیر کردم؟ !چهل دقیقه دیر کردی
چیکار کنیم؟
هر چی شما بگید خانم مارتینز
!خانوم
و مارتینز اسم من نیست اسم مستآجر قبلی بوده
قرار بوده سرایدار اون اسم رو عوض کن ولی مثل اینکه نکرده
و برای دلیوری راحت تر میشد بی خیال...کی اهمیت میده
میخوام در رو باز کنم ولی حقیقتش حوصله ندارم تا پایین بیام
طبقه ی 35ام،از آسانسور که پیاده شدی سمت راست
ممنون
باید وایسی تا صدا قطع بشه وگرنه قفل در گیر میکنه
هنوز کار نمیکنه؟
هنوز کاز نمیکنه
مطمئنی که می ایستی تا صدا قطع بشه
قبل از قطع شدنش فشار نده میدونم،همین الآن گفتی
میتونی بیای پایین و بگیریش؟
میشه یه بار دیگه امتحان کنیم؟
باشه
آمده ای؟
بیست دقیقس که آمادم!شروع کن
!تو رسما هیچ کاری نکردی
همون جا بمون میرم سوییشرتم رو بپوشم
یکم صبر کنم الآن میام
خودتو اذیت نکن
چرا؟
خب...من و پیتزا ...یه تصادف کوچیگ توی راه داشتیم
قیافش خیلی خوب نیست چی شده؟
قیافش شبیه یه پیتزاس
که همش زده باشی
نه منظورم تصادف،آسیب دیدی؟
من؟
نه من خوبم
ممنون که پرسیدی
...باید از دلیوری استعفا بدی کارت توی اون خوب نیست
...میدونم رییسم همیشه اینو بهم میگه
باید به حرفش گوش بدی
...آره
خب،تو باید یه پیتزای دیگه سفارش بدی و ...بهشون بگی که چی شده
یکی دیگه برات میفرستن
شب خوبی داشته باشی
هنوز اونجای؟
اه،لعنتی
شبی بدی،درسته؟
طبقه ی 35 درسته؟
حتی از این جا هم باعث میشه که سرم گیج بخوره
او پیتزای من که داری میخوری؟
خوشمزس؟
پیاز اضافه ایده ی بدی بود
باورنکردنی
از اون بالا چی میبینی؟
میتونم موتورت رو ببینم،به نظر خراب شده
چی میبینی وقتی مستقیم از بالا نگاه میکنی؟
هیچی
عمودی چیزی نمیبینم فقط افقی میبینم
باید آرامش بخش باشه چی؟
چی گفتی؟ صدات رو نمیشنوم
باید آرامش بخش باشه اینکه خودتو از دنیا جدا کنی
...هیچی نبینی
...هیچی نشنوی
صدای بارون رو میشنوی؟
بارون سر و صدا نمیکنه
...حد اقل صداشو نمیشنوم فقط میباره
صدای باد رو میشنوم
صدای گذشتنش از ساختمونارو میشنوم
...حسم شبیه این که
من روی یه تیکه یخم ...که وسط یه طوفان
شناور،و من توی ایگلووی خودم مخفی شدم
وقتی خیلی شدید می وزه
میتونم حس کنم که ساختمون تاب میخوره
...نمی دونم
...شبیه
شبیه این که کل دنیا مست کرده باشه
گابریل؟ اه،سلام خانم لوساک
...اه،یادم نیست که چیکار میکردم
...زدم بیرون و کلیداتون رو نیوردید درسته؟
درسته عزیزم
...خب اگه اشکالی نداره
البته،ولی در گیر کرده ، اما من تلاش خودم رو میکنم ممنون
و فردا میام که کتابات رو تحویل بدم بدون هیچ دیر کردی
فراموش نکردم
اه،هیچ عجله ای نیست حالا
خب تو صبر نمیکردی تا صدا بایسته
تو همیشه کتاب قرض میدی؟
توی روزای هفته
من توی کتاب خونه کار میکنم
باید بری دیگه نمیباره
چی نمیباره؟
بارون،بند اومده
پس من میرم
در غیر اینصورت کل شب رو اینجا گیر میکنی
اون موقع بد میشه
خداحافظ آقای دلیوری
خداحافظ خانوم مارتینز
بله،سلام، میشه لظفا با گابریل صحبت کنم؟
اه،باشه،ممنون خداحافظ
سلام،میتونم با گابریل صحبت کنم لطفا؟
اه،ییخشید اشتباه من بود،خداحافظ
هی،عجله کن باید برم دستشویی
من داخلم
داری با تلفن اون جا چه غلطی می کنی؟
...میشه با گابریل صحبت کنم داری شوخی میکنی؟
!گمشو بیرون می خوای با من حرف بزنی؟
...گابری بزن بیرون
گابریل؟ بله؟
...من
داری میای بیرون؟
!ادیسون
آره،پسر خوب
بیا بریم
...سلام
گابریل اینجاست؟
چیکارش داری؟
شخصی
میدونم،بگم کی کارش داره؟
...این
یه سوپرایز
...گابریل ...نه،نه،نمیخواد
...باشه،خودم پیداش میکنم... من
...من خوبم،خیلی ممنون،من
ببخشید... دستشویی کجاست؟
گابریل؟
طبقه ی 35ام وقتی از آسانسور پیاده شدی سمت راست؟
منم،نائو...،نائوفل،منم
منم آقای دلیوریم
سلام،پیتزا سریع عصر بخیر
"سلام،پیتزا سریع،عصر بخیر" ما با آیفون با هم حرف زدیم
اصلا نمیدونستم اینجا کار میکردی وای،چه تصادفی
اون همین الآن رفت
،با اون چیز نئونی روی سرش نمیتونی متوجهش نشی
GUY DE MAUPASSANT LIBRARY
سلام
No comments yet. Be the first to leave one.