هماهنگ با نسخه‌های زیر

Empire of Gold E24 END LIMO 2013
ناشر Rahpooyan
Translated By KoreanForum

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2016-04-13
تعداد دانلود: 13
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

با ما به تماشايِ قسمتِ آخر سريـــال امپراطوري طلا بنشينين

، تـــوي راهِ فرودگاه بودم . اما يهـــو تصميم گرفتم برگردم

بــــرام يه بليطِ ديگه به جزيـــرهِ ججو مي گيري ؟

رئيس جانگ ... مردم رو اينبـــار با . زور از سرِ راهش برميداره تا دورِ دومِ تخريبها رو انجام بده

قصد داشتم که ديگه تلويزيون و روزنامه . و اينترنت رو تويِ جزيرهِ ججو دنبال نکنم

و گوشم رو از همهِ اخباري که در موردِ . تائه جـــو هست برايِ هميشه ببندم

. انگـــار بايد ديروز حتماً به ججو مي رفتم

يه نفر تويِ تخريب اول کشته شده . و بيست نفر هم صدمه ديدن

. آسيبها اينبــار خيلي بزرگتر و شديد تر خواهد بود

وقتي که يه بچه گريه مي کنه، صداش ... انقدر زياده که گوشُ آزاد ميــــده

اما وقتي يه مـــرد گريه مي کنه

. صداش قلبِ آدمُ به درد ميـــاره

، وقتي که به يه گانگستر تبديل شده بودم . مي خواستم هرکسي رو که مي بينم، بزنم

لبهام ورم کـــرده بود و سرم . شکاف برداشته بود

بعضي وقتـــا هم فکر مي کردم چيزي . تويِ سرم اينور اونور ميره بدونِ اينکه بدونم، چي اه

. الانم رئيس جانگ همينـــطوري اه

. تو تنها کسي هستي که ميتوني جلوشُ بگيري

، خسته شدم از اينکه همش بايد تلاش کنم جلوشُ بگيرم . به همين خاطره که ميخوام به جزيرهِ ججو برم

کارايي هست که بايد انجامشون بدي . حتي اگـــرم خيلي خسته شدي

. مـــــدير يون

. سرکوب فردا غروب ساعتِ 6 شروع ميشه

. قبلش ببينش

. خواهش مي کنــــَم

پول برايِ خريد ساختمانها . به شرکتِ کاغذ سپرده شــــده

جلويِ دو نفـــر گرفته ميشه و همه . تحتِ يه حساب با يه عنوانِ قرضي گذاشته ميشن

، وقتي که تويِ کالج سخنراني ميکردم . دانش آموزايِ با اعتماد به نفستر، ترم اولي ها بودن

اونا بودن که کهنه کارها و مقاماتِ .بلندپايهِ ادبي رو موردِ قضاوت و انتقاد قرار ميدادن

به خاطرِ اينکه ترم اولي ها هرگز . چيزي رو خودشون نوشتـــِه بودن

... اما وقتي درسشونُ تموم ميکردن و فارغ التحصيل ميشدن

و کـــارهايِ خودشون رو مي نوشتن ... و احساسِ بي آلايشي مي کردن

بعدش مي تونستن زندگيِ خودشون رو بکنن . و لکه هايِ سياه رو رويِ خودشون نگه دارن

اونموقع بود که مي تونستن يه . ديدگاه تويِ کارِ ادبي پيدا کنن

من وقتي برايِ اولين بار به عنوانِ مديرِ ساخت و سازِ سونگ جين اومدم... تصميم گرفتم

. بدونِ شرمساري مديريت کنم

... اما حالا

رئيس چويي دونگ سونگ هم مثلِ شما . خيلي وقتِ پيش مجبور شد معاملهِ جعلي انجام بده

نائب رئيس چويي دونگ جين به اين جرم . اعتراف کرد و به جاش به زندان رفت

. رئيس از اين موضوع خيلي ناراحت شد

بعد از اينکه با اون پول تونست . صنعتِ شيمي رو به دست بگيـــره

احساسِ اضطراب کرد

يه کـــوهِ بزرگ از دور خيلي بزرگــــِه

اما اگه از نزديک بهش نگاه کني، درختانِ . شکسته و انبوهي از خاکــــِه

. مـــــديرعامل

. تلاش نکنين که درختانِ شکسته رو بزرگ کنين

. تلاش نکنين که انبوهي از خاک رو تميز کنين

. مدير عامل، فقط يه کـــوه بزرگ باشين

امـــروز همه پولها رو برايِ جمع آوريِ . سهامِ سيمانِ سونگ جين قـــرار بدين

به نظر ميرسه که سئو يون دوباره . دارهِ سهامِ سيمانِ سونگ جين رو ميخره

حدس مي زنم که يه پولِ مخفي . يه جايي قايم کرده باشــــِه

. به زودي پولمون رو مي گيريم

آماده شو که بعد از سرکوبيِ ... دوم، سريع ساخت و سازا شروع بشه

. اوه، اما اول بايد تبليغاتِ فروش رو شروع کني

. خوبــــِه

. جالبــــه که تغييرِ يه آدم رو شاهد باشيم

تائه جـــو، بهم گفته بودي

که هرگز اجازه نمي دي يه نفر مثلِ . پدرت صدمه ببينـــــِه

چه خانوادهِ اي رو ميتوني پيدا کني که لباسِ کثيف نداشتـــه باشن ؟

زندگي اي رو هم نمي توني پيدا کني . که توش لکهِ کثيفي نباشــــِه

، من همين الانم يه گناهِ بزرگ مرتکب شدم . پس مي خوام به رئيس چويي دونگ سونگ تبديل بشم

. سرکوبـــي رو شروع کنين

... هنوز زمانش نرسيــــده - . عجله کن -

. جو پيل دو هستــــَم

. بله، چون هـــــو

چـــــي ؟

خانم يون سئول هــــي که تازه از زندان آزاده شده به جـــرمِ قتلِ عضوِ کنگره آقايِ کيم کوانگ سي

امـــروز در دفترِ دادستاني حاضر شد

و ادعا کرد که ايشون . مجرمِ واقعي نبوده

بر اساسِ اظهاراتِ خانمِ يون سئول هــــي

عضوِ کنگره آقايِ کيم گوانگ سي توسطِ

، رئيس جانگ تائه جــــو از ادِن . بزرگترين توسعهِ دهنده املاک و مستغلات، به قتل رسيده

بر اساسِ اظهاراتِ يون سئول هــــي

دادستان پرونده رو برايِ بررسيهاي ... بيشتــــر دوباره باز ميکنــــِه

. بهش زنگ بـــــزن

. سئول هي رو برام بيـــــارين

با توجه به بازجويي هايي که رئيس جانگ تائه از ادِن در پيش خواهد داشت

توسعهِ مجموعهِ کنارِ رودخانهِ هان . با مشکلاتِ جدي رو به رو خواهد شـــــد

... بالهايي که من به تائه جــــو دادم

. يون سئول هـــي همشون رو ازش گرفت

. خانـــــم

بايد چيکار کنم ؟

... وقتي اين دنيــــا رو ترک کنم

، اگه چويي دونگ سونگ بهم بخنده و منُ مسخره کنه بعدش بايد چيکـــــار کنم ؟

. سونگ جائهِ من

. برايِ آخرين بار ميخوام دستشُ بگيرم

... فرزندم

. برايِ آخرين بار ميخوام در آغوشش بگيرم

. دنبالِ يه راه ميگردم که سونگ جائه رو بيارم بيرون

. خانم، نگران نباشيـــــــن

. خانــــم

! خانم

به خاطرِ شوک جريانِ . خون تويِ مغزش مسدود شده

. پيدا کردنِ لختهِ خون زمان بــــرِه

خيلي سختـــه که بتونه دو ... يا سه روزِ ديگه دووم بيــــاره

قبل از اينکه اين دنيا رو ترک کنه، دوست دارم . سونگ جائه برايِ چند روز آزاديِ موقت بگيره

. خواهش مي کنم

بهم قول داده بودين که تويِ جلسهِ . سهامـــدارا صندليِ رياست رو به من بدين

من قول داده بودم ؟

. حالا که دارم پير ميشم، انگار که فراموشي گرفتم

. عمـــه جانگ هي

. خواهش مي کنم اون سهام رو به من بـــــده

... بهت گفته بودم

که اين دنيا رو ترک مي کنم بعد از . اينکه هر چيزي رو که دارم، به بچه هام بدم

. البتــــــه

اون تنها پسرشــــِه، پس بايد حداقل قبل ازاينکه . از اين دنيا بره بتونه دستش رو برايِ آخرين بار بگيره

. يه راه پيدا کنين - . فکر مي کردم که بهم کمک مي کني -

... اگه تائه جـــو اينجوري از بين بره

. منم سقوط خواهم کـــــرد

پس کسي که الان بايد بهش . کمک کنم عمهِ جانگ هي نيست

. جانگ تائه جــــوئه

! رئيس چويي مين جائه

... اگه بيدار شد، بهش بگـــــو

. خيلي خيلي متاسفم که نميتونم بهش کمک کنم

. خانمِ يون سئول هي شهادت داده

به نظر ميرسه به زودي . بازجويي ها شروع ميشــــِه

. خيلي وقتِ پيش حالا رو ديده بودم

. خونِ تويِ دستاشُ

... لکهِ خوني که من چشم ازش برداشتم

. حالا يون سئول هي، براي همهِ دنيا فاش کرده

. بينشون مشکلاتي ايجاد ميشـــــِه

يون سئول هـــي به جانگ تائه جو . يه طناب برايِ نجات دادنِ خودش داده

. آخرين طنابِ نجات برايِ بيرون اومدن از اين مبارزه

. خيلي عالي اه. همين حالا خريدِ سهام رو متوقف کنين

. قيمتِ سهام سقوط ميکنـــــِه

دنبالِ راهي باش که سهام رو با کمترين . ميزانِ خسارت به فروش برسوني

. بله، خانم

مقرراتِ وزارتِ دادگستري در اينمورد چطوري هست ؟

در موردِ مرگِ والدين، چندين . روز آزاديِ موقت داده ميشــــه

. اينطوري هست

، قبل از اينکه از اين دنيا بـــره . مي خواد برايِ آخرين بار سونگ جائه رو ببينه

. باور دارم که همين حالا هم جوابم رو داده باشم

. مطمئنم که سونگ جائه هم همينُ مي خواد

. سه روزِ آخرِ زندگيِ پدرم، تويِ بيمارستان

. هرگـــز برايِ اينکارت نمي بخشمـــِت

. منتظرت بود که بيـــــاي

. بهش گفتم که ... نمي يـــــاي

سئو يون، ازت خيلي خيلي . ممنونم که مراقبم بودي

. سئو يون، دلم خيلي برات تنگ ميشه

....:: ~ShOhrEh~ ترجمه و زيرنويس : شهـــــره

يه جلسهِ ملاقات با وزير . کيم جوانگ راي برگزار کن

. وقتِ ملاقات رو صبح بذاري خيلي خوبـــِه

يه مرکزِ خريد تويِ دونگ تان شين- دو هست

. اونُ بهــــت مي دم

. به دفترِ دادستان برم . بگو که شهادتِ دروغي دادي

. همـــه حرفات رو پس بگيــــر

. تائــــه جو - . کافي نيست ؟ -

. تحتِ يه عنوانِ ديگه ادِن رو بهت ميدم

حتي بيشتـــر از اوني اه که بتوني . همهِ عمرت با آسايش زندگي کني

تائهِ جوِ من، هميشه به زمين . به جايِ پول نگـــاه مي کردي

... هرگز مردم رو به چشمِ پول نگاه نميکردي

. اما حالا ... تو داري به من به چشمِ پول نگاه ميکني

! بهم بگــــو چي ميخواي

. بيا با هم بـــــريم

همه چيزايي که تويِ دستات هست رو ... رو بريز بيرون، حتي اون دفترچه هايِ حسابايِ کثيفُ

. تائه جو، بيا با هم بريم فيليپين

. شنيدم که فيليپين جزايرِ زيادي داره

، بيـــا خودمون رو تويِ يه جزيرهِ کوچيک مخفي کنيم . و با هم تويِ خفا برايِ هميشه زندگي کنيم

... ما غذاهايي که من درست ميکنمُ مي خوريم

. من به خونه اي که يه باغ داره نيازي ندارم

همينکه که يه حياط خلوت داشته باشه . که لباسهامونُ پهن کنيم برام کافيه

بهت گفته بودم که وقتي دبيرستان بودم برايِ پول توجيبي هفتگي ام، 500 وون مي گرفتم ؟

پسرِ صاحب خونه هم 500 ون . برايِ پول تو جيبي اش مي گرفت

. اما من تا شنبه نمي تونستم اون پولُ خرج کنم

به خاطرِ اينکه مي دونستم اگه . اون پولَُ خرج کنم، ديگه پولي ندارم

. اما پسرِ صاحب خونه همه رو يه روزه خرج ميکرد

. روزِ بعد يه 500 وونـــِه ديگه مي گرفت

به خاطرِ اينکه بعد از غر غرهايِ . مادرش مي تونست اون پولُ بگيره

گروهِ سونگ جين، جايي که برايِ تموم کردنِ ... هر سرزنشي ميلياردها دلار از دست ميده

. سئول هي، من اونجــــا بودم

. ميخوام دوباره به اونجا برگردم

. تائه جــــــو

من کسي بودم که کارتهايِ اعتباريِ سونگ جين . رو بعد از اينکه چويي ون جائه نابود کرد، دوباره احيا کردم

فروشگاه هايي که پارک ايون جونگ ... اونا رو به سمتِ ورشکستگي مي برد

. من بودم که همشون رو درست کردم

بدهي 170 ميلياردي که سوهن ... دونگ هي اونُ به عهده گرفته بود

من همشون پرداخت کردم ! من اينکارا رو کردم! مــــــن

. من صاحبِ سهامم . صاحبِ موفقيتهايِ بيشمـــــار

چرا نمي تونــــَم ؟

چرا نمي تونم رئيسِ گروهِ سونگ جين باشم ؟

به خاطرِ اينکه پسرِ جانگ بونگ هو هستم ؟

مشکلي نيست که پسرِ چويي دونگ سونگ رانندگي کنه حتي بااينحال که کــــورِه ؟

اما مشکل ايجاد ميکنه اگه پسرِ جانگ بونگ هو رويِ صندلي راننده بشينه حتي بااينحال که گواهينامه داره ؟

. مي خوام ببينم

ميخوام رويِ صندليِ رياستِ گروهِ . سونگ جين بشيـــــنم

، چويي سئو يون، چويي ون جائه، چويي جانگ يون ... سوهن دونگ هي، پارک ايون جانگ

. همشون به حرفام توجــــه مي کنن

. به خلق و خويِ من عادت مي کنن

. همشون جلويِ من به زانو مي افتن

. سئول هي، ميخوام همهِ اينا رو ببينم

. به دفترِ دادستان بــــــرو

... همهِ حرفايي که زدي رو پس بگيـــــر

. من اظهاراتم رو مهر و اثرِ انگشت زدم

مدتي هست که جوهر قرمز . رويِ انگشتم هست

ميتونه اظهاراتت رو برايِ جرمي . که هيچ شاهد و مدرکي نداره، پس بگيري

. سوهن دونگ هي... اون منو بازجويي کرد

جانگ تائه جو اومد و . پيشنهاد داد که خودت رو تسليم کني

. سئول هـــــي

. ميخواستم جلويِ تائه جوم رو بگيرم

. ميخواستم جلوت رو بگيرم که جرمي مرتکب نشي

. نتونستم به راهِ ديگه اي فکر کنم

مي دوني که ... تابستونها . به مدرسه ميرفتم تا کتابِ مقدس ياد بگيرم

Empire of Gold (황금의 제국 / The Golden Empire / Hwanggeum eui Jegook) subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Empire of Gold (황금의 제국 / The Golden Empire / Hwanggeum eui Jegook)

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left