نخستین 200 خط.
...يه روز سخت کاري
.بنياد اساسي روياي آمريکاييه
چرا اين کارو ميکنيم؟
تا ما رو توي اين سبک زندگي .اشرفيمون نگه داره
.لعنت
.بسکويتمون تموم شده
توي دفتر روز سختي داشتي؟
.آره. از طرف شرکت يه خبر بد دارم
اونا ميخوان منو مجبور کنن که به يه .مسافرت حساب شده برم
...اونا گفتن اين اجباريه
.يجور مشکل بيمه ايه
.اوه نه يه مسافرت حساب شده؟
تو ميخواي به بچه ها بگي يا من بگم؟
.اين خنده دار نيست من بايد چيکار کنم؟
.اينطوري نيست که من هرجا که بخوام بتونم برم
.نياز نيست که جايي بري
...ميدوني، من اينو شنيدم که اين روزا
افراد مشهور به جاي مسافرت ميرن توي يه .خونه استراحت ميکنن
.پفف. آره
...شرط ميبندم هرجايي که ميرن
.خيلي بهتر از اينجاست
.ببخشيد
...ببين، من دوست ندارم که
بر خلاف خواستهي خودم بگن بهم .که بايد استراحت کنم
ميدوني چيه؟ .تو يه آدم عجيبي هستي
تو هميشه در مورد اينکه بريک آدم ...عجيب غريبيه حرف ميزني
.اما تو يه آدم عجيب غريبي، و اونم به تو رفته
.جسارت نباشه بريک - .خواهش ميکنم -
!وووپ
اوه! من امروز رفته بودم به ...فروشگاه فروگل هوزير
.من يه بچهاي رو ديدم که دقيقا شبيه اکسل بود
.شوخي نميکنم .اون دقيقا کپيش بود
.من نزديک بود که برم ببوسمش
.آروم باش فرانکي .تو اونو بعد از تعطيلات بهاري ميبيني
اون براي چي بايد بره به فوريدا؟
مگه فلوريدا چي داره که ما نداريم؟
.ساحل، آدماي جوون، اميد
.من دلم براش تنگ شده، مايک .من ميخوام باهاش حرف بزنم
.خب بهش زنگ بزن .اون هنوزم تا چند روز ديگه توي دانشگاست
...همم. اگه من بهش زنگ بزنم همش ميگه "...اوه، شما با اکسل تماس گرفتين"
"بعد از بوق پيغام بزاريد"
اون بعضي موقع ها اين کارو ميکنه و من .ميدونم که صداي پيغامگيرش نيست
!من خيلي تعطيلات بهاري رو دوست دارم
...بعضي از همکارام توي سيب زميني فروشي
...ميخوان با خانوادههاشون برن مسافرت
واسه همين من بايد توي تمام !تعطيلات دو شيفت کار کنم
.مظلوم نمايي نکن
!اوه .من ميرم برنامهي جديدم رو بچسبونم
ميدوني چيه؟ .شما هردوتون عجيب غريب هستين
من تنها آمريکايي نرمالي هستم که از کارش متنفره؟
...خب، بعد از تعمير در کابينت
...و مرتب کردن جعبهي سيم هاش
.مايک شروع کرد به فکر کردن در مورد ايدهي مسافرت
"نگاش کن "آقاي من از تعطيلاتم لذت نميبرم
خب، براي روز اول چه برنامه اي داري؟
اه خب، فکر کنم بلاخره بشينم دوباره بازي ...فينال کلتس رو ببينم
...يه ذره اخبار محلي رو گوش بدم
...بعدش احتمالا يه چرتي ميزنم
.در حالي که خانمم بيکن رو برام مياره خونه
.همم
جدي ميگم، ميتوني با خودت يه ذره بيکن بياري خونه؟
.ميخوام بعدا يه ساندويچ درست کنم
.سلام بابا
خب، من داشتم فکر ميکردم که چون ..هردوي ما توي تعطيلاتيم
زماني خوبي براي اينه که تو از .کوپن هات استفاده کني
کدوم کوپن ها؟
تمام اون کوپن هايي که توي چند .سال گذشته برات درست کردم
.ميدوني، براي روز پدر، تولدت و غيره
.اوه. واو
...بريک، اه
...اونا عالي بودن، اما من
.حتي نميدونم اونا کجا هستن
تو نميدوني اونا کجان؟
.نه
..اه، اونا
.ميدوني، ظاهرا خيلي برام مهم هستن
.شرط ميبندم که مادرت اونا رو يه جايي گذاشته
خب، تو فکر ميکني که اونا رو کجا گذاشته؟
...نميدونم
.اما اونا قطعا بين من و تلويزيون نيستن
.بفرما
...خيلي خب، 22 سنت توي قوطيِ ديزني لندِ
.و 22 سنت هم توي قوطي ماشين جديد
...باورم نميشه که من سر يه کاري ميرم
.که کمترين حقوق و انعام رو داره
داري روي چي کار ميکني؟
...دارم توي سايت "يلپ" يه نظر
.در مورد کلاس رقصم مينويسم
من قبلا يه معلم خيلي توپ به اسم .دان" داشتم که حرف نداشت"
.منظورم اينه که، اون واقعا خيلي چيزا بهم ياد داد
.من فقط ميخواستم اونو خوشحال کنم
...بعدش اونو با "کوليين" عوض کردن، و بايد ببخشيد
.کوليين اصلا مثل دان بهم کمک نميکنه
.صبر کن
توي اين سايت يلپ در مورد همه چي نظر داده شده؟
مثلا توش در مورد اسپادزي هم نظر هست؟
.احتمالا. بزار چک کنيم - !اووه -
سيب زميني هاي خوشمزه. بهترين" "سيب زميني توي شهر
"کاملا عالي"
!ااه
"...من سه شنبه شب اونجا بودم"
و اون دختري که بهم غذا رو داد" ".واقعا کند بود
".در ضمن سيب زميني ها سرد به دستم رسيد"
"فاجعهسيبزميني"
.صبر کن .سه شنبه شب من اينجا کار ميکردم
.خب، من مطمئنم که تو نبودي
.نه، حتما من بودم .تنها دختر صندوق دار من بودم
...بريتاني دل پيچه داشت
واسه همين مجبورش کردن که بره پشت .و خامه ترش رو بزنه
...محض اطلاعت بايد بگم که .اينم اصلا مهم نيست
.اه، اين خيلي مهمه برد
موش مرکز خريد 37 " فکر کرده که من " ...خيلي کند عمل کردم
.و حالا توي اينترنت پخش شده
!همه دنيا اينو ميخونن
ميدوني چيه؟ .شايد اين همون تلنگري باشه که نياز داشتم
من قبلا هر شب قبل از خواب ...راهنماي اسپادسي رو ميخوندم
...و حالا فقط توي دفتر خاطرات مطلب مينويسم
...و اگه آسمون صاف باشه روي ستاره ها آرزو ميکنم
.و مستقيم ميرم ميخوابم
از حالا به بعد، من ميخوام دوباره .خودم رو وقف کارم بکنم
.اوه .نگاش کن
هنوزم توي گرمکنت هستي، ورق بازي .ميکني و آبجو ميخوري
اون يه ليوان يخه؟ - .آره -
من بايد اينو بهت بگم، تو در مورد اين .قضيهي تعطيلات درست ميگفتي
ديدي؟ .من ميدونستم که اين چيز خوبي براي توئه
.بخاطر همينه که بايد به حرف من گوش بدي
...ميدوني، بعضي وقتا
.فرانکي، من گفتم حق با تو بود
...ميدوني، من احتمالا خيلي
...دلم براي اکسل تنگ شده ...يا اين، يا اينکه اون يه برادر دوقلو داره
چون من فکر کردم که توي راه خونه .دوباره اونو ديدم
،واقعا؟ من حتي وقتي بچه ها اينجان .اونا رو نميبينم
.آره، اين خيلي بده مايک
من ديشب رفتم توي اتاقش و .بالشتش رو بو کردم
.اين بنظر نميرسه که ايدهي خوبي بوده باشه
.همم .خيلي بوي گند ميداد
اونا نامه هاس؟
.آره .چيزي جز قبض نيست
و به صورت اتفاقي چندتا از نامههاي .خانوادهي دوناهيو اومده براي ما
.تو تمام روز اينجا بودي
چرا نبردي براشون؟
.زنم بهم گفته که استراحت کنم
.خبر خوب
.من کوپن ها رو پيدا کردم
اه، واقعا؟
.آره
...کلي از اونا توي زيرزمين بود
...بعضي هاش توي گاراژ بود
...يکي دوتاش رفته بود زير تختت
...و من اين يکي که براي روز پدرِ رو
پشت تلويزيون پيدا کردم که به .سيم ها گير کرده بود
.اوه خوبه .تو تمام جاهاي ويژهم رو پيدا کردي
خب، ما کلي کوپن داريم که بايد .بهشون رسيدگي کنيم
.من نميدونم ميخواي با کدوم شروع کني
.احتمالا بايد اين که 100 تا بغلِ رو انجام بديم
.اوه
.خيلي خب
...يک، دو
...سه، چهار - ...ميدوني -
.بغل هاي پشت سر هم زياديه - ...پنج -
.شايد بتونيم يه ذره اونا رو پخش کنيم - ...شش -
.مشکلي نيست چي دوست داري؟
...ما.. اه
...اووه، صبحونه توي تخت داريم
...يه ماساژ سر
...شستن ماشين ...زدن چمن ها
.برات حوله و دمپايي هات رو بيارم
!اووه .اين يکي 2 دقيقه قلقلکه
.همم
...اه
...نه اينکه اين حال نده رفيق
.اما من اه... يجورايي وسط ورق بازي بودم
ميشه منم بازي کنم؟
...خب، اين بازي اسمش "تک نفرهست" پس
.اوه. صبر کن
.تو خوش شانسي
...من يه کوپن دارم
براي يه بعد از ظهر ماهيگيري که .توش نوشتم دوستدارت
.اي... همم
خيلي خب، اه... تو 9 داري؟
نه؟
.تو نفر بعدي هستي
!اووه
!اين آسونه
!"يتزي" - !ووهوو -
!آره
شاه داري؟
.آره، دارم .خيلي خب، پس همينه
.اوه نگاه کن .مادرت اومد خونه
.اکسل خونهي خانوادهي دوناهيوِ
چي؟ - .آره -
اون رفته اونجا و داره با تمام خانوادهشون .يتزي بازي ميکنه
.من ميدونستم که اون خودشه که داره تو شهر ميگرده
...باورم نميشه که اون 2 روزه که اونجاست
.و نيومده اينجا
.اون بچهي عوضي دروغگو
تو اينو بهش گفتي؟
.نه، من بيرون پنجره پشت بوته ها قايم شده بودم
اووه! من اينقدر عصبانيم که حتي نميتونم .درست جلومو ببينم
!سوپرايز !من اومدم خونه
No comments yet. Be the first to leave one.