نخستین 200 خط.
.متشکرم
این واقعاً بزرگه
شوهرم چقدر خوش تیپ بنظر میاد
خیلی خوشحالم
چیکار میکنی؟
کجا بودی ؟ دلم برات تنگ شده
نمیدونی ؟
تو قلب تو سفر کرده بودم
باعث میشی خیلی بیشتر دوستت داشته باشم
بیا اینجا
قلقلکم میاد
مامان چیکار می کنی؟
این خراب شد
فکر نکنم من بتونم درستش کنم
بعدا به آقای سئو جونگ مین بگو بیاد برات درستش کنه
آجوشی دوباره میاد؟
قول داده بیاد ولی هنوز نیومده
آجوشی این روزها کار داره
جونگ مین تو هم دوستش داری؟
خیلی
منم خیلی دوستش دارم
بخاطر همین میخوام اون باهامون باشه
به هر قیمتی که شده
هه سول
به نظر میاد دیگه تب نداره و حالش بهتره
جونگ مینم این روزها حالش بهتره
پلاکت هاش به حالت عادی برگشته
و همه چی در مورد درمان ایمنیش خوب پیش میره
مامان میتونم برم با هه سول بازی کنم؟
تو جایی نمیتونی بری
تو اتاق بیمارستان بمون باشه؟
میشه یه کم مراقب جونگ مین باشی؟
...بیا اینجا
چیزی رو که مدیر چوی میخواست پیدا کردی؟
میدونم خریده بودت
حالا دیگه سگش شدی
اون زن کسی نیست که بتونی از پسش بر بیای
ما به پای اون نمیرسیم
...اگه سر سئورین دعواشون بشه
معلوم نیست کی قراره صاحب اونجا بشه
تو کی هستی که درگیردعوای اونها بشی؟
سعی داری از سئو جونگ مین محافظت کنی؟
وقتشه به خودت بیای استالکر دیوونه
من فقط میخوام از رئیسم محافظت کنم
...من میخوام از شر هر کسی سر راهشه خلاص شم
هر کی اذیتش کنه
...فکر میکنی
اینها باعث میشه اونم بهت علاقه پیدا کنه؟
این کارها خودش یک جور امیده
آخه تو چی میدونی
این احمق حتما خیلی باهات خوب بوده
به چه جرات بهش میگی احمق
آشغالی مثل تو حق نداره در مورد اون حرف بزنه
هر چقدرم که بخوای مخ اونو بزنی فایده نداره
زندگی ما بستگی به انتخاب تو داره
بنابر این فقط چیزی رو که مدیر چوی خواسته پیدا کن
...اون قول داد در مورد کارهایی که کردیم
ساکت باشه و بهمون حتی پول بده
...بنابر این کاری رو که میخواد بکن
و پولتو بگیر
مطمئنم برای هزینه های بچه ات به پول احتیاج داری
راستی بابای بچه کیه؟
چه بوی عالیی؟
برات سوپ پولاک خشک که دوست داری عزیزم
عزیزم؟
ازت خواستم بهم بگی یوبو
آخه یه جوریه
چرا؟
من عاشق این کلمه ام
من از مادرم چیز زیادی یادم نیست
اما فکر کنم چهار ساله بودم
...خیلی واضح یادم میاد مادرم
چطوری به بابام میگفت یوبو
یوبو
چطوره؟
بالاخره دارم حس میکنم زنمی
دیگه تنها نیستم حالا غذارو بهتر هضم میکنم
باید زودتر باهات عروسی میکردم
افتخار میکنم که من انتخاب کردید
زخمی شدی؟
داشتم اصلاح میکردم دستم بریدم
بده من برات بزنم
وای بد جوری بریدی
خیلی ناجوره
اول باید ضدعفونیش کنیم
قبلا کردم فقط باید چسب زخم بزنم
ایوای
چیه؟
دوست داشتنت باعث خوشحالیم شده
...منم خوشحالم که عاشق مردی شدم
که میدونه چطوری دوست داشته باشه
باید الان توفوشو بزنم
بذار ببینم
میخوای بچشی؟
بیا
مراقب اش
چطوره ؟ - عالی شده -
سیر و پیاز نداریم
همینجوریم مزش عالیه
نه ، بیا بعد از غذا برم خرید
عمه و بقیه بزرگترا برای شام میان اینجا
من منو رو انتخاب کردم
اما مواد غذاییمون کامل نیست
نیاز نیست خودت اذیت کنی
این اولین باره که بعد از ازدواج شام میان اینجا
برا همین میخوام یک غذای خوب براشون بپزم
...می خوام هنرهامو بهشون نشون بدم
میخوام برا خودم ازشون امتیاز بگیرم
ممنون که اینقدر تلاش میکنی
تو خیلی دانا و مهربونی
...و من ازت ممنونم
برای اینکه باعث شدی با عمه ام آشتی کنم
خودت تصمیم گرفتی باهاش آشتی کنی
من بهت افتخار میکنم بخاطر انتخاب صحیحت
هر چند ازش ناراضی بودم ولی خب بالاخره خانوادس
به علاوه عمه موافقت کرد یه قدم بره عقب
سلام خانوم - سلام آقای کیم -
چرا این چند وقت اینقدر لاغر شدی؟
حتما چون شبانه روز کار میکنی
خانوم این دستگاهیه که خواستین
یک خط تولید بدون دخالت دست برای محصولات آرایشی
حدود 90 درصدش آماده است
و ما در تلاشیم بهبود ببخشیم
برای کاهش میزان نقصش
پس این توپهای آرایشی سازگار با محیط زیست و تخریب پذیره؟
بله درسته
به غیر از ین
محصول جدید برای کودکان بهم نشون میدی؟
خدای من
این برای نوه های برادرم عالیه
ما از بهترین مواد استفاده کردیم
البته
آقای کیم ، باید بگم من یک تاجر عالی هستم
ما در حال گذر از انقلاب صنعتی چهارمیم
...پس طولی نمیکشه که صنعت لوازم آرایشی
دستخوش هوش مصنوعی برای تولید محصولات میشه
موافق نیستی؟
شما همیشه از زمان خود جلوترین
آره
اوه راستی
ما قصد داریم محصولاتمون رو با محصولات بچه شروع کنیم
پس مطمئن بشید که کیفیتش بی عیب و نقص باشه
...موقع راه اندازه با خیال راحت
میتونین با بهترین کیفیت محصولات رو تحویل بگیرید
یک لحظه
الو؟
چرا دیشب نیومدی خونه؟
داشتم از شب جمعه ام تو یک باشگاه لذت می بردم
میدونم که همیشه خدا داری خوشگذرونی میکنی
اما من بهت گفتم شب تو خونه بخوابی
الان کجایی؟
قراره امشب شام بریم خونه جونگ مین
...سریع برو یک سونا
و از شر بوی الکل خلاص شو
باشه
همه عمه ها و عموهات میان
خجالت نکش ، باشه؟
دوباره داری مشروب میخوری؟
...هر روز داری مشروب میخوری
از زمان عروسی جی یون
ساکت باش
اینطوری مست کردن مشکلی روحل نمیکنه
باید انتخاب کنی که میخوای با بابا زندگی کنی یا آقای کانگ
من قصد ندارم با کسی زندگی کنم
آقای کانگ چی؟ وسایلش جمع کرد و رفت
هنوز خبری ازش نشنیدی؟
هنوز وسایلش جمع نکرده؟
دختره بی چشم و رو
تو بهش میگفتی پدر خونده
اونوقت دوباره الان شد آقای کانگ؟
چرا وقتی پدر خودم زنده است باید ناپدری داشته بشم
مسئله این نیست مهم نحوه برخوردته
...متوجهم ازم عصبانی و ناراحتی
...که بهت نگفتم
که پدرت هنوز زنده است
اما آقای کانگ هر چی نبودباهات خوب بود
چطور ممکنه حتی بهش زنگ نزنی و ازش یک حالی نپرسی؟
جی یون وقتی رفت ماه عسل بهش زنگ زد
یعنی تو نمیتونی مثل اون باشی
کل خانواده دارن سخت تلاش میکنن آقای کانگ آروم کنن
پس بابا چی؟
من نمیخوام طرف آقای کانگ بگیرم اوضاع برای پدر بدتربشه
چرا حرف بیخوای میزنی
من ازت نخواستم طرف کسی رو بگیری
مامان
برای شما بهتره که با پدر زندگی کنی
شماها حتی طلاق نگرفتین
اگه با آقای کانگ زندگی کنی به عنون زنا محسوب میشه
باورم نمیشه تو الان داری اینو میگی
پس زودتر تصمیم بگیر
من قصد ندارم با کسی زندگی کنم
و میخوام از این خونه برم
ما که جایی برای رفتن ندارم
میخوای بریم استودیوی جونگ مین؟
سه تایی میتونیم اونجا زندگی کنیم
بیا همین کارو بکنیم سه تایی بریم اونجا زندگی کنیم
مامان
...واقعیتی که من حتی بعد از تشییع جنازه
زنده ام یعنی یکی منو از آی سی یو
وقتی بیهوش بودم با خودش برده
No comments yet. Be the first to leave one.