نخستین 88 خط.
فردا صبح
سنگها و درختان درباره معجزه مولایمان امام صحبت میکنن
بدانید که
کلید بهشت هدیه اماممان به من بود
صباح دشمن همه شده
دشمن دولت سلجوقی
قدرتمندترین روی زمین
شما لشکر اسلام هستین
در مواجهه با یک فرقه دروغین
اون کشور خودشو تأسیس کرد
...دولت حسن صباح و پایتختش
قلعه الموت
پس از کشتن افراد کلیدی در دولت سلجوقی
سلطان لشکری عظیم از سربازان و تجهیزات برای محاصره قلعه الموت به راه انداخت
شما بعنوان واحد شناسایی میرین نزدیکی قلعه
تعداد شما زیاد نیست و ممکنه با باطنیها روبرو بشین
ولی باید بدونین که شما بهترین سربازان من هستین
فردا افرادشون به دست ما نابود میشن
درضمن دسترسی و حمله به قلعه تقریبا غیرممکن
و دشوار شده
ارتش عظیم باید کل شهرها رو پاکسازی میکرد
و چوپانان اطراف قلعه
و افراد زیادی در راه رسیدن به قلعه خواهند مُرد
نقشه سلطان این بود که، فرمانده لشکریان
محاصره رو تنگتر کرده و از رسیدن غلات و غذا به قلعه جلوگیری کنه
تا قلعه روزگار سختی رو پشت سر بذاره
نزدیک به قحطی
محاصره تا کی ادامه داره؟
اگه هزار سال هم باشه
هیچ حرفی از ترس و تسلیم نمیزنم
ولی حیلهگری، مدیریت خوب و هوشمندی حسن
باعث شد که محاصره رو تحمل کنن
و پیروانش بهش ایمان قوی داشته باشن
اونا گرسنگی و خستگی رو تحمل کردن
تا اینکه روز موعود فرا رسید
روزی که نگاه جهانیان به حسن رو تغییر داد
حسن با گروه کوچکی از فدائیان قلعه خود تصمیم گرفت
با قویترین و بزرگترین ارتش های روی زمین بجنگه
...فقط پنجاه مؤمن
کافیه
...شکست
پایان دعوت جدید خواهد بود
به برکت خداوند پیروزمندانه و محفوظ حرکت میکنید
به برکت مولایتان امام حسن صباح
!ستایش پروردگار
و پیروزی، آغاز یک افسانه خواهد بود
افسانه حسن صباح
... :: ترجمه شده توسط : سعیـد پردیـس :: ...
"حشاشین"
"قسمت 11" "نبرد شب"
یحیی
!سلیمان
از دیدبانی، چه خبر؟
امروز خیلی سرده
هوشیارباش، مراد
!سلیمان، نگاه کن
!مراقب باشین
!سلیمان
!تیفور
!صف زرهی
!صف زرهی! مراقب باشین
!مواظب باشین
تیرها متوقف شدن
!حرکت! حرکت
!مراقب باشید
!مراقب باشید، مراقب باشید
!حمله کنین
!برای مولایمان
!برای مولایمان
!روحم فدای او باد
!روحم فدای صاحب کلید بهشت
عمید با گروهی از دیگر قلعهها راه افتادن
بیچاره ارسلان تاش
فرمانده بزرگترین ارتشهای روی زمین
او با برزک عمید وفادار و قابل اعتماد رو در رو میشه
تعدادشون خیلی بیشتر از فداییان ماست
حتی اگه با همه لشکریان روی زمین روبرو بشیم، زید
یک نفر از برگزیدگان قلعه
ارزش هزار سرباز ظالم رو داره
پیروان صباح، بهمون حمله کردن
اینجوری دارن خودکشی میکنن
واحد ذخیره رو بفرستین
!واحد ذخیره
!واحد ذخیره
« ارائه شده توسط وبسایت گ.ل.چـین دان.لـود »
!تیفور
نترس
دختر صباح نه میترسه و نه گریه میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.