Only Murders in the Building

Only Murders in the Building

دانلود زیرنویس Farsi Persian

هماهنگ با نسخه‌های زیر

Only Murders In The Building E02 [DingoSub]
ناشر DingoSub
T.meDingoSub 🧡 برای زیرنویس های بیشتر به تلگراممون سر بزنین

برچسب‌ها

other
تاریخ انتشار: 2022-07-05
تعداد دانلود: 42
مخصوص ناشنوایان: No

پیش‌نمایش زیرنویس Farsi Persian

نخستین 200 خط.

دینگو تقدیم میکند

شما الان همتون مظنونین

!مرسی- اوه، سریع یه سلفی با هم بگیریم؟-

نظرت درباره اینکه سریعا بری چیه؟

به هر حال شب خوبی داشته باشین آقا- خیلی ممنونم-

سلام آلیس- خیلی خوشحالم اومدی-

منم خیلی خوشحالم که جعل هویت نکردی

میتونیم از افراد جدیدی توی گروهمون استفاده کنیم

خب این، چیه، استخدامم میکنی؟

!آسانسورو نگه دار

اوه، سلام ایمی شومر

ممکنه که یه موقعی بخوای حق انتشار پادکست رو بهم بفروشی

خب منم میتونم ازش

یه سریال 8 الی 10 قسمتی بسازم؟

دروغ میشه اگه بهت نگم که خودم یه ارائه 200 صفحه‌ایی نوشتم

یه جایی همین اطرافه آپارتمانمه

گمشو بابا. الیور- بانیه؟-

شما هم میشنوین؟

بانی پرنده داشته؟

یکی داره میاد

بانی چشای تیزی توی هنرای خاک بر سری داره

نقاشی رز کوپری که دارَتِش

ارزشش خیلی زیاده. تو اتاق خوابشه- دارن این سمتی میان-

باید نقاشی یه مرد !لخت روی دیوارش باشه

بچه ها. اینجا رو داشته باشین

بانی یه آسانسور مخفی داره؟

کجا میره، دَرَک؟ بیاین بفهمیم

باشه. هنوزم خیلی نزدیک بودا

اما سه سرنخ کلیدی رو فهمیدیم

اگه نقاشی رو پیدا کنیم، قاتل هم پیدا میکنیم

نقاشی بانی رو؟

چارلز، این تویی؟

بابامه

مترجم: شماچان. واتامه. مینولی. لیام. دوباره شیماچان

ادیتور: شوطیه خانم

داستان بانی فولجر

با داستان آرکونیا شروع میشه

در 1908 برای کمک به تاسیس

محله آپر وست

به دست یه معمار عیاش و منفوری به اسمه

آرچیبالد کارتر ساخته شد

آرکونیا چهارمین ساختمونی بودش که به همین روش

تو کلی کشور دیگه هم ساخته بودش

هر کدوم از ساختمون های آرچیبالد

رازهای کوچیکی دارن که

قط خود معمارش میدونه

همونجوری که آرچیبالد هم رازهای

خودشو نگه داشته بود

بالاخره آرچیبالد ازدواج کرد

و توی آرکونیا خانوادشو بزرگ کرد

خیلی سال بعد

دختر آرچیبالد، لئونورا

با یکی به اسم آقای فولجر ازدواج کرد

و دخترشونو توی آرکونیا بزرگ کردن

بانی همه زندگیشو توی همون یدونه آپارتمان زندگی کرد

توی سال 1950، تو محله آپر وست

یه محله‌ایی طبقه متوسط بود

که کارگران بودن

جایی برای مهاجرا، هنرمندان

و مثل همیشه، اونایی که مشتاق بازیگری بودن

"مارک، میدونم فکر میکنی احمقانست ولی وقتی تونی رو بشناسی

میفهمی چی گفتم"

"عزیزم. الانم میفهمم چی میگی

دلیل نمیشه که دیگه عاشقم نباشی"

اه- نه-

"دلیل نمیشه دیگه عاشقم نباشی"

و گرنه فهمیدی- تو ادیشن موفق میشی-

باشه. ببینیم چی قراره بشه

فقط یادت باشه به مامانت بابت کاری که امروز کردیم، نگی

چرا مامان ازت نمیخواد که بازیگر شی؟

چون اون ذوقتو کور میکنه پسرم

چالرز. به اون ساختمونه نگاه کن

اگه بتونم بترکونم، قراره اونجا زندگی کنیم

بعدش بابای من تو یه کاری دست داشت

یه نقاشی اروتیک گرون قیمت

مطمئنی باباته؟

شونه های خیلی پهنی داشت- الیور-

...همون موهای سفید معرکه، اما واضحه که

روناش لاغر بودن

منظورم اینکه، مال اون این شکلی بودش ...و برای تو بیشتر شبیه

اینه

خودشه. زخم رو گردنش

اون ساعتشو من هنوز دارم

اما چرا کشیدنش؟

مدل بود؟ رقاص(ژیگول) بوده؟

با رز کوپر رابطه داشته؟

یه هنرمند خیلی محترم

و خیلی شهوتی بود

یه نقاشی خیلی ارزشمند از بابات

رو از آپارتمان اون زنی که کشته شده دزدیدن

و گذاشتنش تو آپارتمانت

و قسمتی که تو نمیتونی بیخیالش شی رابطه داشتنشونه؟

مردا همینن(لعنت به مردا)

ما بدترینیم. بسه دیگه

اون یارو کلی راز داره

منظورم اینکه، اصلا میخواست بازیگر شه؟ واقعا میخواست تو این ساختمون زندگی کنه؟

این یه سایه هس؟

یا یه تیکه کوچیک

از قسمتی از عضو خصوصیشه

مم. چه چیز فوق العاده‌ایی واقععا

که بخوای با تراپیستت راجع بهش حرف بزنی

و مشخصه که بابات خوب چیزی داشته

فعلا بیاین اینو ازینجا ببریم بیرون

که شبیه قاتلا نباشیم

و دوباره بتونیم تمرکزمون رو بذاریم رو خودمون

من امروز یه قرار با ایمی شومر دارم

آه. بچه ها

اسم نقاشی سَوِج هس

چی

!اه عالیه. اسمم روشه !اصلا هم مشکوک نیس

...خب، باید اشاره کنم که

بانی قبل مرگش یه چیزی بهم گفتش

علاوه بر 14

"سوج"

بهم گفت سوج- چی-

شاید داشته تلاش میکرده ما رو سمت نقاشی بکشونه

شاید دیده که نقاشی دزدیده شده

شاید ساویچ رو دیده مثل جسیکا ساویچ

کی؟- مجری معروف خبرو-

تو دهه 80 یه مدت با هم قرار میزاشتیم

قبل من تو ساختمون زندگی میکرد

منو به خاطر اد برادلی از برنامه(60 دقیقه)ول کرد

اوه، حالا که حرفش شد تا حالا بهتون گفته بودم اون وقتی رو

که من استیو کرافت رو تو یکی از آبگرم کره ای دیدم

کسی بود که خوشگل ترین سینه های سفت رو داشت

باشه. تو ازین به بعد باید برای گفتن خاطراتت اجازه بگیری

هیچ کودومش با عقل جور در نمیاد

اون میل بافتنی، حالا هم این نقاشی؟

خب. این واضحه که یکی داره تلاش میکنه برای شما دو تا پاپوش درست کنه

اما برای من نه، این عجیبه که

فکر کنی که من قانع کننده ترین و جالب ترینم

ما باید نقاشی رو ازینجا ببریم

هر کسی که نقاشی رو گذاشته باشه اینجا میتونسته به پلیس زنگ بزنه و اینا چند دقیقه دیگه برسن

وای!نه

هیچکس خونه نیس! نه یعنی...منظورم اینه...اینجا- بذارش اینجا-

نه نه نه! کمد! کمد- کجا؟ کجا؟-

!بزارش تو اتاق خواب!اتاق خواب- کجا؟-

!هیچکس تا حالا تو اتاق خواب نرفته! برو! برو- !اتاق خواب-

!دارم پلیور میپوشم

اوه سلام همسایه فوضول هوارد موریس

چطوری میتونم کمکتون کنم؟

اوه سلام، ببخشید مزاحم شدم ولی کلیدهات رو تو در جا گذاشتی

من دنبال اونا بودم

راستش من میخواستم اونجا توقف کنم

چون من از کاری که شما برای ساختمون انجام دادید قدردانی می‌کنم

خب ممنون- و من پادکست شما رو دوست داشتم-

راستش می‌دونستم که دوست دختر تو بود مثل قسمت هشتم

خب ای کاش بهم می‌گفتید چون این کار کمک کننده میشد

خب، می‌خواستم ببینم چطور تموم شد، چارلز

بهرحال، منم با گفته‌های شما تو پادکست جدید موافقم

ببخشید؟

هر کی نقاشی رو داشته باشه قاتل بانی ئه

ما راستش از اون نظریه میگذریم، هاوارد

هاوارد! سلام! چشمت چی شده؟

اوه، خیلی احمقانست

م...من با بچه گربه جدیدم سولین مخفیانه بازی می‌کردم

!و اوم ، بوم

دوید توی کلبه‌ام اون من رو پیدا کرد

...ما چطور می‌تونیم

اوه! اوم در حال حاضر یه گردهمایی تو محل بانی است

فقط برای کسایی که دوسش داشتن

باید یه جمع خیلی کوچیک باشه

من فکر کردم خوبه اگه شما سه نفر به اونجا برید

اوه، م...من واقعا فکر نمیکردم کسی بخواد ما رو ببینه

آره، و هاوارد کنار یادبود قربانی ایستاد

یه حرکت کلاسیک "فرد گناهکار" است

ولی به همین دلیل نیست که باید بیای؟- برای پیدا کردن فرد مقصر-

کی گناهکارتر از شما سه نفر بنظر میرسه

هاوارد تو این مورد نکته‌ای داره

پس چرا فکر میکنی قاب شدی؟

بیا منو بگیر، بیا بشوریم

همه اینا در پادکست خواهد بود

ما تو این فصل به یه مدل اشتراک روی میاریم

ممنون برای اطلاعات- راستش-

من یه ایده برای یه قسمت کپسولی داشتم

-که فکر میکردم ممکنه

خب، اگه نقاشی رو دوباره تو آپارتمان بانی بذاریم چی میشه

و از مهمونی خودمونی بانی بعنوان پوشش استفاده کرد؟

خوبه، می‌ایستیم جمعیت رو بیرون می‌کشیم

وارد کمد بانی میشم

...با آسانسور مخفی اون به کوچه رفت

جایی که میتونیم با نقاشی باشیم

و بعد به بانی برگرد و برو بیرون

آره! اوه این یه برنامه‌ای- !من فکر میکنم این واقعا خوبه-

ما در حال گرفتن این موضوع هستیم- کاملا-

می‌تونید بگید که فصل دوم‌ ماست

...آه

سلام عزیزم، سلام؟

سلام؟

هاوارد دوست من-

هاوارد دوست من

اوه عزیزم قاتلان اینجا هستن

چه غلطی داری میکنی؟

!ما دیپ آوردیم- اوما، آروم باش من اونا رو دعوت کردم-

اومدیم ادای احترام کنیم- با سر پیچ؟-

چی شده، شما جعبه رو پیدا نکردید؟

ما میخواییم به پیدا کردن قاتل بانی کمک کنیم

مرگ اون غم انگیز و یکی از بدترین روزای زندگیم بود

و این درواقع چیزی رو میگه

درسته چون همه چی به تو مربوطه

نظرات

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left