نخستین 200 خط.
:آنچه گذشت
.من گی نیستم - الن" میدونه؟" -
.میتونیم دوباره هم رو ببوسیم - .آره -
...دلت میخواد که بریم به اتاقم- .بزن بریم -
...اوه
.والدن"، میتونی بیای اینجا"
.اشکال نداره .من دو سال منتظر موندم
.میتونم یه کم بیشتر صبر کنم
والدن"؟"
:قانون بچهداری شماره چهار .خوابیدن بهتر از سکس کردنه
،"بسیار خب، "لوئیس
.بگذار یه بار دیگه قانونها رو مرور کنیم
.ما با غریبهها حرف نمیزنیم
.تنهایی از صخره بالا نمیریم
و؟
هر چیزی که توی گودال توپ .پیدا کردیم رو نمیخوریم
.خیلی خب، حالا برو بازی کن
،"خیلی خب، "الن
.بگذار قانونها رو یه بار مرور کنیم
اگه کیف پول پیدا کردم .باید برم تحویلش بدم
.سر قیمت کرن داگ چونه نزنم
و؟
زیر مادرهایی که دارن
.از صخره بالا میرن نرو
.اوه، عالیه
چیه؟
.لورل" اینجاست"
.اوه
،خب برو باهاش حرف بزن
چی باید بهش بگم؟ .که بابت قرارمون متاسفم
اینکه من ترجیح میدم با بچه شیش ساله بخوابم
.تا اینکه با تو بخوابم
اوه، اشکالی نداره. من دارم .درباره بچه خودم حرف میزنم
،میدونی .شاید بهتره ازش دوری کنم
اگه من میخواستم از هر زنی که خودم رو جلوش شرمنده کردم
،دوری کنم .هیچوقت نباید از خونه خارج میشدم
.حتی وقتی زن پستچی میاد هم باید مخفی بشم
...اون توی پنجره نگاه کرد و دید که من
.دارم با بسته خودم ور میرم
،میدونی ،مشکلاتت به خاطر این کارهایی که میکنی نیست
بلکه به خاطر اون جوریه .که اونها رو تعریف میکنی
.نه، نه
.همینطور به خاطر کارهاییه که میکنی
میدونی، کاش یه راهی بود
که بدون اینکه خجالت بکشم
.بتونم یه راست راحت باهاش حرف بزنم
میدونی چیه، فکر کنم من .بتونم بهت کمک کنم
!"لورل"
!ببین کی اینجاست! بیدار هم هست
.هی، بچهها
.من شما دو تا مرغ عشق رو تنها میگذارم
.من برم ببینم "لوئیس" کجاست
هی، یادت میاد که ما چطور وانمود میکردیم که گی هستیم؟
مسخرست، مگه نه؟
.متاسفم که باهات تماس نگرفتم
و متاسفم
که به جای اینکه باهات سکس کنم ...خوابم برد. من
.میشه اینقدر اینجا راه نری
.من واقعاً متاسفم
.من عصبانی نیستم
.ولی الان توی تلفنم شمارت با اسم ریپ ون والدن ثبت شده
متاسفم، چی گفتی؟ .الان یه کم خوابم برد
خب، چه کارا میکنی؟
...اوه، میدونی، خبری نیست، فقط
،برای ماراتن دارم تمرین میکنم
یه نرم افزار بینالمللی اشتراک عکس ،رو توسعه میدم
.و دارم یه رمان جوانانه مینویسم
واو. واقعاً؟
.نه، من یه بچه شش ساله دارم
تنها کاری که میکنم اینه که بیام اینجا .و از روی چوب غذا بخورم
...خب، دلت میخواد که... شاید
یه بار دیگه بچهها رو بیاریم تا با هم بازی کنن؟
.خیلی خوشحال میشم
.یعنی، "لیلی" خیلی خوشحال میشه - .اوه -
.لوئیس" هم خیلی خوشحال میشه"
تصور کن
اون همه... بازی
.که میتونن با هم بکنن
.آره و اون هم اسباب بازی که باهاش بازی میکنن
...اسباب بازی؟ امیدوارم که هیچ کدومشون
.خطر خفگی نداشته باشن
.برای من مهم نیست
.من زود خفه نمیشم
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
تــرجــــمــــه از: احـــســـان و جــويــبــاري De PALMA & Juybari
.صبح بخیر
گردنت چطوره؟
.خوب نیست
آره، خب بهت گفتم که اینقدر زیر اون مامانها
.که روی صخره هستن نرو
!برای همین ما قانون داریم
آره، خب. پوشیدن لباس زیر وقتی داری از صخره بالا میری
.باید یکی از اون قانونها باشه
"هی، "لوئیس"، از اینکه قراره با "لیلی .بازی کنی خوشحالی
.فکر کنم
".فکر کنم"
.یه دختر خوشگل داره میاد اینجا
...تو باید الان بری
آهنگ آروم بچگانه بگذاری و یه .کم یخ بریزی توی نوشابه
من باید لگوهام رو بهش بدم؟
.البته که نه. اون برای بازی میاد .تو که قرار نیست باهاش ازدواج کنی
."الن"
بله، ما باید هر چیزی که میتونیم .به دیگران بدیم
...،اسباب بازیمون، کتابهامون
.سوسیسهامون
اگه میتونستم
گردنم رو تکون بدم، الان خیلی .بد بهت نگاه میکردم
مهم اینه که ما باید همه چیزمون .رو با هم به اشتراک بگذاریم
.باشه. من باید برینم
واو! واو! چیکار میکنی؟
.شریک میشم
!نه، نه، اون برداشتنه
!توی خونه این کار منه
خب قضیه چیه؟
گرفتگی عصبیه؟ مهره از جاش در رفته؟
،تشخیص رسمی من اینه که .تو پیر شدی
.خیلی خنده دار بود. من یه نظر دوم هم میخوام
،بسیار خب .تو همینطور روی فرم نیستی
بیخیال، من برای سنم .فرم خوبی دارم
،ببین، "الن"، وقتی به سن ما میرسی
.یه خرده بیشتر شکننده میشی
.اون انعطاف رو دیگه نداری
تنها جایی که انعطاف داره این شکمته
.وقتی بهش دست میزنم میلرزه
.تمومش کن
.منم قبلاً همین مشکل تو رو داشتم
،بعدش یه باشگاه عالی رو پیدا کردم
.برای خودم یه برنامه تمرینی درست کردم
.حالا بهترین فرم عمرم رو دارم
.تعجب میکنم که توجهی نکردی
.اوه، اوه، آره .خیلی خوب شدی
."دیگه دیر شده "الن .بهم برخورده
.تو هم باید بیای با من تمرین کنی
تا جایی که من میبینم توش پره زنهای جذابه
.که شلوار یوگا پوشیدن
،البته، اگه مستقیم بهشون نگاه کنی خیلی ضایع هست
.ولی، همه جاش آینه داره
آره. فکر کنم بتونم
یه تکونی به خودم بدم .و از گشادی در بیام
،عالیه، هی. حالا که اومدی اینجا
.یه سالی میشه که آزمایش پروستات ازت نگرفتم
.اوه، نه
،اگه حالت رو بهتر میکنه .بعدش بهت آبنبات میدم
خب، من کارهای بدتر از این .برای چیزهایی کمتر از آبنبات انجام دادم
.آخی
.مثل چشم تندباد میمونه
،همه چیز خیلی آرومه ولی تا یه ساعت دیگه
.همه چیز میشکنه و خیس میشه
خب، حداقل من تنها کسی نیستم که وقتی
.دخترها میان اینجا خوابم میبره
.آه. ممنون که ما رو دعوت کردی
.من خیلی از این چیزی که آوردی خوشم اومده
این چه مدل پنیریه؟
...آه
.باید یه اعترافی کنم
.این غذای بسته بندیه
،و اون هم پنیر زرده
.ولی من پنیر نارنجی و سفید هم دارم
نه، نه، ممنونم. میخوام برای .خوردن تنقلات دیگه جا داشته باشم
،خب بهم بگو
چطوره که یه مردی مثل تو تا حالا
با زن -- نمیدونم -- مدل لباس شنا زیبا ازدواج نکرده؟
"باشه، مشخصه که تو هنوز "الن .رو توی شرت شنا ندیدی
.جدی میگم
تو مرد خوبی هستی، خوش تیپی .و آدم موفقی هستی
مگه چه مرگته؟
...باشه، به من گفتن که
.زیاد به حرف دیگران توجه میکنم
که مشکل همیشگی برای
.مردهاییه که آلت خیلی بزرگی دارن
...آه، خب، من همینطور یه
،مشکل خیلی خیلی کوچیک دارم که
.وقتی یه رابطه خوب پیش میره سریع خرابش میکنم
.اوه، این دلگرم کننده هست
.اوه، نه، نه، نه ،نگران نباش
.چونکه رابطه ما اصلاً خوب پیش نمیره
.خب، خوشحالم که این رو گفتی
.چونکه من الان میخواستم برم
.اوه
باشه. این شیوه برخوردت
.باعث میشه که بخوام تنبیهت کنم
.تنبیه روی من تاثیر نداره
.باید بزنی در کونم
انگار باید یه نفر رو .برای تنبیه ببرم به اتاقم
.واو. لباسش رو ببین
نگفتم نگفتم؟
.آروم باش
اگه بفهمن اومدی برای چشم چرونی .دیگه راهت نمیدن
.اینطوری شنیدم
.اوه، اوه، اون مو قرمزه رو ببین
."روی پیرهنش نوشته "آبدار
،اگه قرار باشه شلوار من هم حقیقت رو بگه
."روش نوشته شده بود "شق شده
.اوه، اون بلوند روی توپ یوگا رو ببین
...بتکون، بتکون، بتکون
لیندزی"؟"
."الن"
چطور شد که نشناختمش؟
.باید بیشتر به چهرشون نگاه کنم
.نمیدونستم که تو هم میای اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.