نخستین 200 خط.
جايزه هارپر آوري"
يکي از بزرگترين جايزه هايي است که مي توني بهش برسي
اونها هميشه توي يک جمعه در يک ماه به خصوص
کانديدها رو اعلام مي کنند
... در هشت صبح به وقت ساحل شرقي
"ساعت 5 صبح به وقت سياتل
لعنتي، مرديت
واي خدا، تلفن
مرديت - ببخشيد -
.تلفن - نه، تلفن -
... اوکي، اوکي - ... ما يادمون بود -
نه، نه .. اين صداي شارژ تلفنه - واي خدا -
تلفن شارژ شده و زنگ خورده
اوکي، صبر کن. يه رژ لب بزن. بيا
مادر من پنج بار کانديد شده بود
منم يه بار اين مرحله رو پشت سر گذاشتم
... اگه
نه، اين ممکن نيست. براي اينکه کاترين آوري گفت
که تو توي اوايل ليست هستي
و پروژه تو .. ابتکاريه
تو قلب واقعي درست کردي
که ميليون ها نفر رو نجات داده
ساعت چنده؟ - پنج و يک دقيقه -
زنگ زدند؟ - نه هنوز -
زنگ زدند؟ - نه -
واي خدا
،اوکي، گوش کن، اگه پنج تا کانديد وجود داشته باشه
به ترتيب حروف الفبا زنگ مي زنند
يانگ تو ليست حروف الفبا آخرين اسمه
!واي خدا، پشمالو - متاسفم -
شينِ - ... تو -
نه، هنوز نه، ولي هنوز زوده -
... اين - پنج و دو دقيقه -
اگه تلفن زنگ بزنه، همه چي تغيير مي کنه"
يکهو تبديل مي شي به يه فوق ستاره
... اگه زنگ نخوره
نمي دونم
مامان من يه فوق ستاره بود
"تلفن اون هميشه زنگ مي خورد
مرديت، جدا، اگه اونها زنگ نزنند؟ -
.واي خدا - خدايييييييا -
چي کار کنم؟ - جواب بده -
از بوستونِ. از بوستونه. اونهان. اونهان
اوکي
.صبر کن، صبر کن، اوکي
تو بايد فروتن و با شخصيت باشي
تو بايد ازشون تشکر کني اما خودت رو پست نکن
يادت باشه کي هستي
تو کريستينا يانگ هستي
و تو چهره دنياي پزشکي رو داري عوض مي کني
برو - فقط اون تلفن لعنتي رو جواب بده -
ساکت، هيس، هيس
همينطوري بمون
الو؟
بله، من کريستينا يانگ هستم
اون گفت "ما"؟
تو مطمئني که شين گفت "ما"؟
"اون گفت "ما کانديد شديم
اون اينطوري مي بينه که اون و يانگ کانديد شدند
براي پرافتخارترين جايزه جراحي تو دنيا
اون الان بايد قابل تحمل باشه
ما بايد مشت در کوني بهش بزنيم. اون هنوز با تو جا عوضي داره
نمي تونم امروز اين کار رو بکنم. من آدم بدي نيستم
اين از روي مهربونيته
سلام، فرانکي
سلام
کريستينا کانديد شده
اون عکس وقتي هست که بهش زنگ زدند
اون پنج صبح رژ لب زده؟
با مزه اس - سلام، فرانکي -
ما همين دور و بريم، پس دير نکن - باشه -
خيلي خب، من اين بچه ها رو مي برم مهدکودک
و بعدش توي آزمايشگاه مغناطيس مي بينمت
خيلي خب، اونجا مي بينمت
مي بينمت - آره -
شما مي ريد دستگاه مغناطيس گرفتيد؟
آره، اين اسکنها براي جايزه
لازم هستند
اين خيلي خرج نداره؟
آره. درک داره براي دولت کار مي کنه
تو جايزه هارپر آوري رو مي خواي
من مي خوام يه قطع عضوي با استفاده از روبات راه بره
،و اگه يه جايزه هارپر آوري رو هم ببرم
ردش نمي کنم
خب، حالا وقتشه
منظورمه که، سوفيا تمام روز رو تو مدرسه اس
و اينکه روزهاي بچه داري تموم شده
مگر اينکه اونها نباشن
من مي گم وقتشه که ما بريم
آره، آره، سوفيا فوق العاده اس
چرا تقدير وسوسه ات کرد؟
آره و من مي تونم بالاخره يه فکري بکنم
من دارم فکر مي کنم که جايزه هارپر آوري من کجاست؟
شايد
خيلي خب - شايد -
سلام فرانکي - صبح بخير، دکتر آوري
راستي، اسم شما رو از روي جايزه بزرگ هارپر آوري گذاشتند؟
اين اسم رو براي من نذاشتند، فاميلي خانوادگيمونه
... تو شنيده بودي
اوکي
سلام
سلام. رفته بودي خونه؟ من دلم برات تنگ شده بود
آره. يه جي اس دبليو 14 ساله داشتم. خيلي خونريزي داشت
واقعا بد از جراحي بوي بد مي دادم، رفتم خونه لباس عوض کردم
خبرهاي يانگ رو شنيدي، هان؟
آره
تو واقعا نمي دونستي؟
من دارم بهت مي گم، کميته کانديداها
کاملا از بنياد جدا هستند
منم مثل بقيه
فقط خوش تيپ تر
اين مايو نيست؟
آره، من لباس زير تميز نداشتم
و وقت نکرده بودم که برم لباسشويي
تو هم نفرستاديشون بيرون
ما يه ماشين لباسشويي خوب تو خونه داريم
(الان تو شدي دکتري در لباس اسپيدو (مارک مايو
وقتي خودم مي تونم لباس بشورم چرا پول رو اسراف کنم
چقدر پول اين قهوه رو دادي؟
چهار دلار
اين يعني شش تا توي شش روز هفته مي خوري؟
.. اينورش - اين يعني ... يه دقيقه اجازه بده -
اين يعني هزار دلار در سال رو دور مي ريزي
با اين پول که نمي تونم برم ماهيگيري يا هواپيماي شخصي بخرم
اين يه کافه لاته اس
من بهت يه راه کليدي ياد دادم
من دارم بهت ياد مي دم که خودت قهوه لاته خودت رو درست کن
تو اين رو با اين مايو شنا يادم مي دي؟
بس کن
اوکي، ديشب يه بازي گروهي بود
اوژانسي ها ديوونه ان
و اوني که بهت گفته بودم .. دو اونس چاق شده
و پرستارها به هم مي گفتند که اون به نظر چاق نشده؟
و من گفتم نه اون شکل يه موش گوشتيِ لخته
و دکتر من براي يه جايزه کانديد شده
و همه دارن حسودي مي کنند
باحاله
البته به باحالي اين نيست
آره
مامان و بابام مي خوان
از اين واقعيت که من تو حباب هستم، حواسم رو پرت کنند
خب، امروز جواب آزمايش هات مياد
که مي توني بيايي بيرون يا نه؟
آره
اونها دارن ميان
بيا من رو ببين
اتاق برادرم انتهاي حال دست راسته
خب، اون اينجاست
سلام، برادي ويروسه
باردن
پرچم بالاست قهرمان - سلام عزيزم -
مامان، چرا داري گريه مي کني؟
... من
من گريه نمي کنم
ببخشيد. من نمي تونم
متاسفانه، سلول هاي تي هنوز صفر هستند
ويروسي بودن تموم شده
اما ما اميدوار بوديم که شمارش سلول هاي تي بالا بره
فهميدم
اما من نمي فهمم چرا مامان گريه مي کنه
چيز ديگه اي هست که شما دارين سعي مي کنيد بگيد
شما که نمي خوايد من رو تا آخر عمرم تو اين حباب بذاريد
بابا؟
،ساده نيست، رفيق
،بدن تو هيچ توانايي براي مبارزه نداره
و آنزيم ها ديگه کار نمي کنند
پيوند مغز استخوان تو بچه هاي اس سي آي دي مي تونه ،جواب بده
ما هنوز داريم دنبال کسي مي گرديم که با تو يکسان باشه
اونها از وقتي من به دنيا اومدم دنبال يه آدمي مي گردند که با من يکسان باشه
و يه دونه هم پيدا نکردند
اگه شما هم نتونيد چي؟
هيچ درمان ديگه اي براي بيماري تو وجود نداره
... ما داريم روش کار مي کنيم، اما در حال حاضر
تنهاي جاي امني که وجود داره برات همينجاست که هستي
سلام فرانکي، دير کردي
من ديگه بيمار نيستم پس نيازي نيست که دور نشم
اما تو چرا
درست مي گي. دير کردم
مي خواي مسابقه بديم؟ - آره. بدو -
من بردم
!يالا! يالا
آروم
اين عادلانه نيست! بي خيال
سلام لينکي
من وقتي حالت خوب شد برات مافين شکلاتي ميارم
خب، چطوري فرانکي؟
... خب، اون با من مسابقه دويدن گذاشت
به نظر مياد که کارهايي که کردم درست بوده
... و آوي
جدا، آوي
کرم شور و چيبس پيازي براي صبحونه؟
تو گفته بودي که بايد وزنم رو زياد کنم
خوبه
خب، دو هفته براي نقاهت پيوند قلبي گذشته
و وضعيت آوي عاليه
و آقاي لينک؟
لينکولن مک نيل، نه ساله، و آخرين مرحله قلبي رو رد کرده
منتظر پيوند قلب
اون يه سابقه خانوادگي در مشکل قلبي داره
که دليلش هنوز مشخص نيست
No comments yet. Be the first to leave one.